این قصه مگر نخستین بار است که گفته می‌شود؟!

وقت تنگ است و فرصت سوگ نیست

0 ۴

بازار رشت دیرزمانی‌ست که در آتش بی‌توجهی و سهل‌انگاری می‌سوزد. از همان زمانی که پای موریانه بیش از انسان به کاروانسراهایش رسید. دقیقا همان‌جا که بافت تاریخی، بافت فرسوده خوانده شد.

 

مجموعه‌ای که خود یکی از هسته‌های نخست شکل‌گیری رشت محسوب می‌شود، همزمان معرف سبک معماری خاص شمال کشور، دوره زمانی، روند شکل‌گیری و حافظِ تاریخی است که بر این شهر و مردمانش گذشته.

 

هر کاروانسرا خود یک سند ملی زنده است. چنان‌که می‌بینیم در کاروانسرای طاقی کوچک داخل یکی از حجرات سنگ نوشته‌ای موجود است که متن آن بدین قرار است:

«بسمه تعالی. ۳ دانگ کاروانسرا با دو دکان جنبین دالان شرق را مرحوم رضوان جایگاه معین‌السلطنه حاجی محمد آقا معین‌التجار ابوی طاب ثراه وقف حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) نموده یک دانگ نیم را مرحوم جده بنت خود قرار داده. ۱۳۲۱ ه . قمری»

 

و در کاروانسرای چینی‌چیان کاشی‌ها روایتگر تاریخ‌اند

 

 

در کاروانسرای گلشن طرحی از تاج کیانی به انتزاع بر آجر نقش بسته

 

در راسته میوه‌فروشان نیز زندگی جاری‌ست

 

 

ضامن دوام بازاری که به شکل ارگانیک و بر اساس نیاز، رفته رفته شکل گرفته؛ احترام به اقلیم و فرهنگی است که بر اساس ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی پایه‌ریزی شده است. زمزمه تخریب آن‌چه از هویت ما باقی مانده و جایگزینی آن با پاساژ‌های چند طبقه چیزی جز تکرار تجربه ناموفق تولید بافت فرسوده نیست.

 

کدام پاساژ در کدام محله‌ی این شهر شاهد اقبال و رفت و آمد خریداران در طبقات بالاتر بوده‌اند؟! چنان‌که تجربه آتش‌سوزی پیشین بازار رشت و ساخت و سازهای بعد از آن گواهی بر این مدعاست.

 

شهری که غالب روزهای سال ابری و بارانی‌ست نیازمند آسمان است نه آسمان خراش. این‌جا آفتاب طلای ناب است.

در این بازار پرپیچ و خم که راسته‌ها به کوچه آشتی‌کنان می‌مانند، کاروانسراها تنها مفر و گشایشی برای تنفس و نورگیری تلقی نمی‌شوند که همان فضاهای پشتیبان و ضامن زنده بودن بازاراند.

 

مجموعه بازار و کاروانسراهایش هویت و ستون فقرات این شهر هستند؛ میراث گذشتگان و امانت آیندگان! در خاطره جمعی رشتوندان و هر آن‌کس که یکبار به رشت آمده حضوری پررنگ دارد.

 

وقت تنگ است و فرصت سوگ نیست. با هر باور و اعتقادی ضرورت مرمت و ساماندهی کالبدی و عملکردی آن ضمن حفظ و پاسداشت ارزش‌های معماری این میراث معنوی و ثروت فرهنگی و بازگرداندن این فضای عمومی شهری به مالکان حقیقی اش، مردم ایران؛ احساس می‌شود.

 

 

 

*کارشناس معماری- کارشناس ارشد مرمت شهری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.