استاندار، غایب بزرگ سراوان!

0 162

روز گذشته اسدالله عباسی استاندار گیلان با انتقاد صریح از عملکرد ماه های اخیر فرماندار و اعضای شورای شهر رشت از آنان خواست که به دور از سیاسی بازی و فرافکنی نسبت به معضل دفنگاه سراوان اقدام قاطع و عاجلی کنند. او از معاون عمرانی خود نیز خواست که طی دو روز آینده گزارشی به ایشان ارائه دهند تا آخرین وضعیت پسماند را مورد بررسی قرار دهند. ساعاتی بعد، رئیس شورای شهر نیز در جلسه شورا، صراحتا پاسخ تندی به ایشان داده اند و پرسیده اند که خود ایشان طی این یک سال چه اقدامی کرده اند؟ یک هفته پیش از این، محمدرضا سنگری نماینده شهر رشت ضمن انتقاد از نبود شهردار در گزارشی به رئیس جمهور گفته اند “به هیچ عنوان از روند انجام اقدامات در سراوان راضی” نیستند و از بی ثباتی مدیریت در رشت شکایت جدی دارند.

 بالاخره همه جریان هایی که کم و بیش در ماجرای پسماند رشت مسئولیتی دارند همدیگر را بر ناکارآمدی و سهل انگاری متهم می کنند.

اما در این وضعیت سردرگمی، خوشبختانه در آستانه اولین سال دولت سیزدهم، استاندار محترم هم به این نتیجه رسیده اند که وضعیت پسماند رشت را “شخصا” پیگیری نمایند چون به گفته ایشان وزیر کشور و رئیس جمهوری منتظر نتیجه اقدامات استان هستند و البته ایشان هم منتظر معاون عمرانی و فرماندار رشت هستند. شورای شهر هم کم و بیش منتظر شهردار و مدیر پسماند استان هستند.

البته پس از سه دهه از رها شدن دفنگاه سراوان به امان خدا، این نوع واکنش ها بیش از آنکه غفلت زدگی تلقی شود بیشتر مبتنی بر ندانم کاری های مسئولان است.

اما این از بخت یاری ماست که پس از چندین دهه، یک استانداری در گیلان این اولویت را برای خودشان قائل هستند که شخصا نسبت به معضل سراوان پیگر باشند.

متاسفانه برخی از مشکلات استان از جمله موضوع پسماند، تخریب جنگل ها، ویلاسازی های غیرقانونی و پیامد مهاجرت های اقلیمی معضلاتی نیستند که بتوان فرصت ها را از دست داد. حداقل در مورد سراوان با یک هوش اجتماعی معمولی هم می توان دریافت که بحران پسماند رشت، در فرصت کوتاهی به ابرچالشی برای استان تبدیل خواهد شد و اگر تصمیم قاطع و عملیاتی اتخاذ نشود این وارد یک چرخه ای از مشکلات در هم پیچیده خواهد شد که دومینوار به همدیگر مرتبط خواهند بود

بنابراین استاندار محترم، بیش از آنکه دیگران را با عتاب و عقاب، مسئول و متهم بداند خودشان باید مسئولیت این بحران را برعهده گیرند. ایشان طی یک سال اخیر، ریاست کارگروه مدیریت پسماند استان گیلان را برعهده داشته اند که یکی از کارگروههای تخصصی استان است اما ریاست سازمان مدیریت پسماند استان را برعهده فردی نهاده اند که تخصص، تحصیلات و  سابقه ای در این کار ندارد و حتی استخدام چنین مدیری در این سازمان چندان به قاعده و قانونی نبوده است، چه رسد بر اینکه کمتر از یک سال، بر مسند مدیرعاملی چنین سازمان تخصصی بنشیند. این نوع انتصاب ها، به خودی خود با مردم صحبت می کند و  دیگر نیازی به عملکرد مستقل استاندار نیست. بنابراین اولین پرسش افکار عمومی همین است که چگونه چنین سازمانی به چنین فردی سپرده می شود؟

 نمی توان سکان یک سازمان بحران زده را در یک استان، به دست مدیری نهاد که هیچ تصوری از موضوع و این بحران ندارد. بنابراین فردا روزی اگر اتفاق ناگواری در استان رخ دهد مسئولیت اصلی چنین بحرانی جنابعالی خواهید بود.

دومین سوال این خواهد بود که چگونه فردی که در مدیریت پسماند شهرداری رشت ناکارامدی او در فاجعه سراوان برهمگان اثبات شده امروز در پست و منصب مهمتری قرار گرفته است؟ آیا جنابعالی به عنوان عالی ترین مقام اجرایی استان، نمی بایست بجای حمایت بی چون و چرا از شهردار سابق، مانع چنین انتضاباتی می شدید؟

بنابراین جناب آقای عباسی، بهتر است بجای خطاب قراردادن شورا، از خودتان آغاز کنید تا دیگران هم از شما الگو بگیرند و تا با انتصاب یک مدیرناکارآمد و ناکارآزموده، خود را در مظان انتصاب های جناحی قرار ندهید. این به خیر و صلاح استان نیست. نمی توان سکان یک سازمان بحران زده را در یک استان، به دست مدیری نهاد که هیچ تصوری از موضوع و این بحران ندارد. بنابراین فردا روزی اگر اتفاق ناگواری در استان رخ دهد مسئولیت اصلی چنین بحرانی جنابعالی خواهید بود. ضمن اینکه خودتان هم رئیس کارگروه مدیریت پسماند استان بوده اید و همه اطلاعات مربوطه مرتبا به شما گزارش شده است و نیازی به گزارش معاون عمرانی نیست. جز آنکه این هم یک ژست مدیریتی باشد برای یارگیری های آتی که ما از آن بی خبریم.

چنانچه کمی به گذشته رجوع کنید، تجربه و روند مدیریت های کلان استان نشان داده است که بحران های بزرگ در استان، عمدتا با اختیار و توانمندی استاندار وقت رفع و رجوع شده است. به یادآوریم که زلزله و ویرانی سهمگین رودبار در خرداد ۶۹، مستقیما با چراغ سبز عبدالله نوری وزیر کشور و درایت مرحوم تابش استاندار گیلان آنهم طی ۹ ماه سامان یافت. برف سنگین سال ۵۰ و ۸۳ نیز بطور مستقیم و با دست خالی مرحوم شیرخانی (شهردار وقت) و مسعود سلطانی فر (استاندار وقت گیلان) طی کمتر از ۱۰ روز پاکسازی شد و بسیاری از بحران های دیگر نیز با درایت و تدبیر عالی ترین مقام اجرای استان ساماندهی شد.

بنابراین، انتظاری که جامعه امروز از شخص جنابعالی دارد، بیش از اینکه به دنبال دستگاههای مسئول و احیانا متهمین احتمالی باشید خود در سرآمد دستگاهها و نهادهای دست اندرکار قرار گرفته و با آزادمردی و مسئولیت پذیری پیشقراولانه، نهادهای ذیربط و مسئول را پاسخگو نمایید والا با خطابه های آتشین و  بازی با مهره های سوخته، کسی جنابعالی را از دایره پاسخگویی نسبت به “وضع موجود” مستثنی نمی سازد. جز آنکه،  در این تنگنا و مخمصه های استان، هم پیمانان دیروز شما، سرنوشت شما را بخواهند به نحو دیگری رقم بزنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.