به مناسبت روز جهانی محیط‌زیست و هفته محیط‌زیست؛

ایران؛ کشوری که آینده‌اش را دفن می‌کند

0 ۸

هر کشوری نشانه‌ای دارد که می‌توان از روی آن آینده‌اش را پیش‌بینی کرد. برای برخی کشورها این نشانه دانشگاه‌ها هستند. برای برخی دیگر کارخانه‌ها، بنادر، مراکز نوآوری یا میزان سرمایه‌گذاری در فناوری. اما درباره ایران، گاهی تصور می‌کنم اگر کسی بخواهد تصویری صادقانه از نسبت ما با آینده به دست آورد، کافی است سری به محل دفن زباله‌های شهرهای ما بزند.

آن‌جا همه چیز دیده می‌شود.
-الگوی مصرف ما.
-نوع مدیریت ما.
-میزان مسئولیت‌پذیری ما.
و مهم‌تر از همه، نوع نگاه ما به منابعی که در اختیار داریم.

 

سال‌هاست درباره بحران پسماند سخن می‌گوییم.از کوه‌های زباله، شیرابه‌های سرگردان، رودخانه‌های آلوده، جنگل‌های زخمی و سواحل خسته می‌نویسیم. نشست برگزار می‌کنیم، آمار ارائه می‌دهیم و هشدار می‌دهیم. اما شاید هنوز مساله اصلی را درست صورت‌بندی نکرده‌ایم. بحران پسماند در ایران، بحران زباله نیست. بحران، نگاه به منابع است.

 

ما هنوز در بسیاری از سطوح تصمیم‌گیری، زباله را چیزی می‌دانیم که باید از دید پنهان شود؛ در حالی که جهان سال‌هاست آن را به عنوان یک منبع اقتصادی، یک فرصت اشتغال، یک ظرفیت تولید انرژی و بخشی از چرخه توسعه پایدار بازتعریف کرده است.

 

تفاوت دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود. کشوری که زباله را هزینه می‌بیند، آن را دفن می‌کند. کشوری که زباله را سرمایه می‌بیند، آن را بازیابی می‌کند و سرنوشت محیط‌زیست ملت‌ها اغلب در همین تفاوت کوچک رقم می‌خورد.

 

واقعیت این است که ایران امروز تنها با بحران پسماند روبه‌رو نیست. ما با بحران آب، فرسایش خاک، آلودگی هوا، کاهش تنوع زیستی و تغییرات اقلیمی نیز مواجه هستیم. در چنین شرایطی، دفن میلیون‌ها تن مواد قابل استفاده، تنها یک خطای مدیریتی نیست؛ نوعی اتلاف سرمایه ملی است.

 

در دل هر کیسه زباله‌ای که بدون تفکیک دفن می‌شود، بخشی از منابعی نهفته است که برای تولید آن‌ها آب مصرف شده، انرژی مصرف شده، نیروی انسانی به کار گرفته شده و سرمایه صرف شده است. وقتی آن منابع دفن می‌شوند، در واقع فقط مواد را از دست نمی‌دهیم؛ ارزش افزوده‌ای را از دست می‌دهیم که می‌توانست دوباره به اقتصاد بازگردد.

 

از همین روست که مساله پسماند باید از یک موضوع خدمات شهری به یک موضوع توسعه ملی تبدیل شود. این پرونده‌ای نیست که صرفا در اختیار شهرداری‌ها باشد. این پرونده به اقتصاد کشور مربوط است.به سلامت عمومی مربوط است. به امنیت غذایی مربوط است. به منابع طبیعی مربوط است و بیش از همه، به کیفیت حکمرانی مربوط است. کشورهایی که امروز در مدیریت پسماند موفق هستند، الزاماً ثروتمندتر از دیگران نبودند.

 

آن‌ها تنها یک واقعیت ساده را زودتر پذیرفتند: در قرن بیست‌ویکم، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند با الگوی «استخراج، مصرف و دفن» به توسعه پایدار برسد. آینده متعلق به اقتصادهای چرخشی است؛ اقتصادهایی که در آن‌ها پسماند نه پایان مسیر، بلکه آغاز یک چرخه جدید محسوب می‌شود.

 

ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. ما دانشگاه‌های توانمند داریم. پژوهشگران توانمند داریم. سازمان‌های مردم‌نهاد پای کار داریم. بخش خصوصی خلاق داریم. و نسلی از جوانان داریم که بیش از هر زمان دیگری نسبت به محیط‌زیست حساس شده‌اند.

 

آن‌چه کمبودش احساس می‌شود، دانش نیست. آن‌چه کمبودش احساس می‌شود، شجاعت عبور از نگاه‌های کوتاه‌مدت است. محیط‌زیست قربانی تصمیم‌هایی می‌شود که عمرشان از یک دوره مدیریتی فراتر نمی‌رود. در حالی‌که آثار تخریب محیط‌زیست گاه تا چند نسل باقی می‌ماند.

 

جنگل فرصت اشتباهات ما را ندارد . تالاب منتظر تغییر مدیران نمی‌ماند. خاک برای ترمیم خود به دهه‌ها زمان نیاز دارد. و طبیعت، برخلاف حافظه انسان، چیزی را فراموش نمی‌کند.

 

روز جهانی محیط‌زیست شاید بیش از هر مناسبت دیگری فرصتی برای بازگشت به یک پرسش بنیادین باشد: آیا می‌خواهیم همچنان زباله‌ها را جابه‌جا کنیم یا می‌خواهیم آن‌ها را مدیریت کنیم؟

 

زیرا تفاوت میان این دو، تفاوت میان اداره کردن بحران و حل کردن آن است. امروز بیش از هر زمان دیگری به تغییر نگاه نیاز داریم. به این درک که پسماند صرفا آن چیزی نیست که از خانه‌های ما خارج می‌شود؛ بلکه بازتابی از نوع حکمرانی، شیوه مصرف و میزان مسئولیت‌پذیری ما در برابر نسل‌های آینده است.

 

شاید سال‌ها بعد، فرزندان ما درباره بسیاری از تصمیم‌های امروز قضاوت کنند. درباره سدهایی که ساختیم. درباره جنگل‌هایی که حفظ کردیم یا از دست دادیم. درباره رودخانه‌هایی که زنده ماندند یا خشک شدند.

 

اما در میان همه این قضاوت‌ها، یک پرسش ساده نیز مطرح خواهد بود: شما با منابعی که در اختیار داشتید چه کردید؟ و بیم آن می‌رود که پاسخ ما، در بلندترین کوه‌های زباله کشور مدفون شده باشد.

 

ما فقط پسماند دفن نمی‌کنیم؛ هر روز بخشی از منابع، بخشی از فرصت‌ها و بخشی از فردای ایران را زیر خاک می‌بریم. کشوری که نتواند زباله‌هایش را به ثروت تبدیل کند، دیر یا زود ثروت‌هایش را به زباله تبدیل خواهد کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.