پیشنهاد تولیدکنندگان چای و برنج به استاندار گیلان؛

بلندمرتبه‌سازی هدفمند در اراضی روستایی

0 ۳۶

استان‌های شمالی کشور به‌واسطه‌ شرایط اقلیمی، خاک حاصل‌خیز و منابع آبی از مهم‌ترین کانون‌های تولید محصولات کشاورزی راهبردی کشور به‌شمار می‌روند. چای، برنج و مرکبات نه‌تنها محصولات اقتصادی، بلکه بخشی از هویت، اشتغال پایدار و امنیت غذایی کشور هستند.

 

با این‌حال در سال‌های اخیر روند فزاینده‌ تغییر کاربری اراضی کشاورزی، ویلاسازی‌های پراکنده در روستاها و ساخت‌وسازهای فاقد برنامه در حاشیه‌ شهرها، این مزیت راهبردی را به‌شدت تهدید کرده است؛ تهدیدی که آثار آن نه مقطعی، بلکه بلندمدت و بین‌نسلی است.

 

الگوی فعلی توسعه‌ سکونتی در استان‌های شمالی، عمدتا مبتنی بر گسترش افقی، خرد شدن اراضی و نفوذ تدریجی ساخت‌وساز در قلب زمین‌های کشاورزی است.

 

این روند با چند پیامد همزمان همراه است: از یک‌سو، زمین‌های مولد به قطعات مسکونی غیرقابل بازگشت تبدیل می‌شوند، از سوی دیگر زیرساخت‌های روستایی و خدمات عمومی تحت فشاری فراتر از ظرفیت واقعی خود قرار می‌گیرند و در نهایت، کشاورزی به‌عنوان فعالیتی اقتصادی، به‌تدریج صرفه‌ خود را از دست داده و زمینه‌ رهاسازی زمین‌ها فراهم می‌شود.

 

پیشنهاد حاضر مبتنی بر تغییر نگاه از «توسعه‌ پراکنده» به «توسعه‌ متمرکز و هوشمند» است و دو محور اصلی دارد:

۱- درجاسازی و کنترل توسعه‌ی مسکن در مناطق روستایی؛

در این الگو، ساخت‌وساز روستایی صرفا در محدوده‌ بافت موجود و به‌صورت درجاسازی کنترل‌شده انجام می‌شود.

هدف آن است که نیاز سکونتی ساکنان بومی پاسخ داده شود، بدون آن‌که توسعه‌ جدید به قیمت نابودی باغات چای، مرکبات و شالیزارها تمام شود. این رویکرد ضمن حفظ یکپارچگی اراضی، مانع از خرد شدن زمین‌های کشاورزی و خروج آن‌ها از چرخه‌ی تولید می‌شود.

 

2-بلندمرتبه‌سازی هدفمند در اراضی غیرکاربری کشاورزی حاشیه‌ شهرها؛

در مقابل، نیاز فزاینده‌ مسکن ناشی از مهاجرت بین‌استانی، به‌جای پراکندگی در روستاها و زمین‌های کشاورزی از طریق ایجاد شهرک‌های آپارتمانی و بلندمرتبه در اراضی غیرکشاورزی حاشیه‌ شهرها تامین شود.

این شهرک‌ها می‌توانند با طراحی اصولی، دسترسی به خدمات شهری، حمل‌ونقل عمومی و زیرساخت‌های لازم، هم کرامت سکونتی را حفظ کنند و هم فشار را از اراضی کشاورزی بردارند.

 

باید صیانت از زمین به‌عنوان سرمایه‌ای غیرقابل جایگزین اولویت ما باشد:

یک-زمین کشاورزی برخلاف بسیاری از منابع در صورت تخریب یا تغییر کاربری عملا  بازتولیدپذیر نیست.

دوم- حفظ و تقویت کشاورزی مولد و اشتغال‌زا که به‌طورمستقیم با معیشت هزاران خانوار گره خورده است.

سوم- مدیریت عقلانی مهاجرت و تمرکز جمعیت به‌گونه‌ای که توسعه‌ی سکونتی به تخریب طبیعت منجر نشود.

چهارم- کاهش هزینه‌های دولت در حوزه‌ زیرساخت و خدمات عمومی از طریق تمرکز سکونتگاه‌ها.

پنجم- افزایش امکان نظارت، برنامه‌ریزی و کنترل موثر شهری و روستایی.

 

تجربه‌ سال‌های اخیر نشان داده است که ادامه‌ روند فعلی به معنای از دست دادن تدریجی مهم‌ترین مزیت نسبی استان‌های شمالی است.

 

اتخاذ سیاست درجاسازی روستایی و هدایت ساخت‌وسازهای بلندمرتبه به اراضی غیرکشاورزی نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه ضرورتی برای حفظ منافع عمومی، امنیت غذایی و حقوق نسل‌های آینده است.

 

در استان‌های شمالی، زمین فقط زمین نیست. زمین، معیشت، هویت و امانتی است که از نسل قبل گرفته‌ایم و باید سالم به نسل بعد بسپاریم.

 

امروز هر متر از شالیزار، هر بوته‌ چای و هر باغ مرکبات، حاصل دهه‌ها کار، صبر و زندگی مردم این منطقه است. اما این سرمایه‌ بی‌بدیل، آرام و بی‌صدا، زیر فشار ساخت‌وسازهای پراکنده در حال نابودی است. تخریبی که شاید امروز به چشم نیاید، اما فردا دیگر راه بازگشتی برایش وجود ندارد.

 

مساله‌ی ما فقط مسکن نیست. مساله این است که چطور توسعه پیدا کنیم بدون این‌که ریشه‌های تولید را قطع کنیم.

در سال‌های اخیر، توسعه‌ی افقی روستاها و تغییر کاربری زمین‌های کشاورزی، کشاورزی مولد را به حاشیه رانده است. زمینی که از چرخه‌ تولید خارج می‌شود، فقط یک ملک نیست که تغییر کاربری داده؛ یک فرصت شغلی، یک منبع تولید و یک تکه از آینده از دست رفته است.

 

پیشنهادی که امروز مطرح می‌کنیم، نه ضدتوسعه است و نه مانع رشد. اتفاقا بر پایه‌ی عقلانیت و تجربه است.

 

در قدم اول، در مناطق روستایی باید به‌صورت جدی به سمت درجاسازی مسکن برویم. یعنی ساخت‌وساز فقط در بافت موجود روستا انجام شود. روستایی حق دارد خانه‌ی آبرومند داشته باشد، نوسازی کند و زندگی بهتری بسازد، اما این حق نباید به قیمت نابودی زمین کشاورزی تمام شود. اگر این روند متوقف نشود، چیزی از کشاورزی باقی نخواهد ماند که از آن دفاع کنیم.

 

در قدم دوم، باید با واقعیت مهاجرت صادقانه روبه‌رو شویم. مهاجرت متوقف نمی‌شود، اما می‌توان آن را هدایت کرد.

اسکان مهاجرین و پاسخ به تقاضای جدید مسکن باید در قالب شهرک‌های آپارتمانی و بلندمرتبه در اراضی غیرکشاورزی حاشیه‌ی شهرها انجام شود؛ شهرهایی با برنامه، زیرساخت، خدمات و نظارت نه ساخت‌وسازهای پراکنده‌ای که هم زمین را می‌خورند و هم خدمات را فرسوده می‌کنند.

 

این الگو چند دستاورد روشن دارد:

-زمین کشاورزی حفظ می‌شود و به‌عنوان سرمایه‌ای بین‌نسلی باقی می‌ماند؛

-کشاورزی مولد و اشتغال‌زا آسیب نمی‌بیند؛

-هزینه‌های زیرساختی و خدماتی دولت کاهش پیدا می‌کند؛

-و مدیریت شهری و روستایی امکان‌پذیر و مؤثر می‌شود.

 

جناب آقای استاندار،

ما امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که هنوز حق انتخاب داریم. چند سال دیگر اگر همین مسیر ادامه پیدا کند، دیگر انتخابی باقی نخواهد ماند. زمین کشاورزی که از دست رفت نه با مصوبه برمی‌گردد و نه با بودجه.

 

به همین دلیل، درخواست مشخص و اجرایی ما این است: صدور دستور برای تشکیل یک کارگروه تخصصی استانی با محوریت استانداری، متشکل از جهاد کشاورزی، راه و شهرسازی، بنیاد مسکن و نمایندگان تشکل‌های تخصصی به‌منظور تدوین و اجرای الگوی درجاسازی روستایی و تعیین پهنه‌های مشخص بلندمرتبه‌سازی در اراضی غیرکشاورزی حاشیه‌ی شهرها، به‌صورت پایلوت در چند شهرستان.

 

این تصمیم، نه فقط یک اقدام اداری، بلکه یک انتخاب تاریخی به نفع آینده‌ استان است.

حرف آخر من این است: ما بین توسعه و حفاظت مخیر نیستیم،ما بین توسعه‌ هوشمندانه و تخریب غیرقابل بازگشت انتخاب می‌کنیم و هنوز فرصت انتخاب درست را داریم.

 

زمین کشاورزی ما فقط خاک نیست؛ سرمایه‌ای بی‌بدیل برای امروز و نسل‌های آینده است.

راهکار ما روشن است: درجاسازی در روستاها و بلندمرتبه‌سازی در اراضی غیرکشاورزی حاشیه شهرها.

با این تصمیم، کشاورزی، اشتغال و آینده حفظ می‌شود. امروز زمان انتخاب درست است: توسعه‌ی هوشمندانه یا تخریب غیرقابل بازگشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.