هفته گذشته، محسن خلیلی عراقی، کارآفرین پیشکسوت و از بنیانگذاران پرآوازه صنعت گاز مایع در سن 97 سالگی بدرود حیات گفت. او در واپسین سالهای عمرش به «پدر صنعت ایران» نیز ملقب شده بود و حتی در کنار دهها پروژه صنعتی، مرکز تحقیقاتی برای پژوهش های صنعتی و بازرگانی فراهم کرده که بزرگانی چون علینقی مشایخی، مسعود نیلی، مهدی بهکیش و حسین سلیمی در آن عضویت یافته بودند.
آنچه که او و پدرش – محمود خلیلی – طی یک قرن گذشته بر آن اهتمام داشتند بخشی از سرنوشت صنعت گاز ، برق، آب و دهها صنعت دیگر در ایران بود که با ایمان و اراده پولادینی که در این پدر و پسر نهفته بود به ثمر نشست.
به همین جهت، جامعه ایران برای شناخت عملکرد و روحیه خستگی ناپذیر او پیش از آنکه به زندگی و زمانه محسن خلیلی بپردازد نیازمند آن است که از محمود خلیلی [پدر] بیشتر و دقیق تر بداند. این متن گزارش و شاید ادای دینی است به فراز و نشیب هایی که بر آنان گذشت و آنچه صنعت ایران طی یک قرن گذشته با آن روبرو شد.
* * * *
آقا شیخ محمود خلیلی، فرزند شیخ رمضانعلی خلیلی در اردیبهشت 1284 خورشیدی در خانوادهای پر جمعیت، کم بضاعت و سنتی در تهران زاده شد. در هفت سالگی همچون هزاران تن دیگر به مدرسه ابتدایی رفت و هنوز چهارده سال بیشتر نداشت که خود را به کلاسهای درس میرزا غلامحسینخان راهنما رساند که بعدها وزیر فرهنگ و معارف ایران شد.
سپس او بود که به کلاسهای درس مرحوم فروغی راه یافت و با فرزندان او طرح دوستی ریخت و به شدت مورد علاقه ذکاءالملک فروغی قرار گرفت. خلیلی دو سال پس از ازدواج در شهریور 1304 پایان تحصیلات متوسط خود را با عنوان بهترین شاگرد از مدرسه علمیه اخذ کرد و چند ماه بعد وزارت معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه ملی به حکم نامه شماره 872 این وزارتخانه او را استخدام و مامور کرد تا کار تدریس فیزیک، شیمی و ریاضیات را از اول شهریور 1304 در شهر رشت آغاز کند.
خلیلی در مدرسه ای در رشت 26 ساعت تدریس می کرد و ماهیانه 55 تومان دریافت می داشت و در روزگار خوشی با آن بسر می برد. فضای آن سال های شهر رشت آنچنان به مذاق او خوش آمده بود که دوست داشت مابقی عمر خود را در این شهر سپری کند
خلیلی در مدرسهای در رشت 26 ساعت تدریس میکرد و ماهیانه 55 تومان دریافت میداشت و در روزگار خوشی با آن بسر میبرد. فضای آن سالهای شهر رشت آنچنان به مذاق او خوش آمده بود که دوست داشت مابقی عمر خود را در این شهر سپری کند.
دخترش بعدها در مصاحبهای گفته بود: «پارک محتشم رشت محل تلاقی دیگر اقوام و ملل خارجی بود. خانواده چهار نفره ما متاثر از مردمانی به زبانهای انگلیسی، روسی و فرانسوی ساکن آن شهر شده بودیم که گاهی کلمات فارسی هم یادمان میرفت.» (1)

خلیلی آنچنان شور و اشتیاق داشت که بعدها در مدرسه دارالمعلمین تهران به همت او آزمایشگاه نسبتا مجهز فیزیک و شیمی پیدا کرد و تصدی آزمایشگاه، جنب و جوش تازهای در معلم جوان ایجاد کرد و دایم دراین اندیشه بود که چگونه محیط آزمایشگاه نسبتا مجهزی را برای شاگردانش جذابتر و قابل استفادهتر سازد.
مرحوم دکتر محمدعلی مجتهدی، رییس دبیرستان البرز و یکی از شاگردان او بعدها به دختر خلیلی گفته بود؛ «تو نمیدانی این پدرت چه طور به ما درس میداد. خودش رفته بود از جیب خودش برای ما ماشین ویمشورتسی ساخت و به آزمایشگاه مدرسه آورد و به فضای آموزشی رنگ و رونق بیشتری بخشید تا بتواند ما را سر شوق بیاورد.» (2)
با این همه، معلمی شغل آینده او نشد و به حکم نامه اعتمادالدوله قراگزلو، وزیر فرهنگ و معارف وقت از دارالمعلمین اخراج و روانه بازار کار شد اما بزرگانی در آموزش رسمی کار او را سترگ و همیشه ثناگوی او بودند. او در سالهای بعد، از تعمیر ماشینهای سنگین تا پُرکردن باطریهای ماشین و از حفاری تا وارد کردن پمپ پیرلس آمریکایی روزگار گذراند.
اما شهربانی اولین دستگاه دولتی بود که برای استخدام محمود خلیلی پیشقدم شد و او را برای رفع نقایص روشنایی اداره نظمیه به کار گرفت. در مدیریت روشنایی نظمیه خلیلی در جامعه دیده شد.
او زمانی حتی در مسند رییس اداره کل برق تهران، توانسته بود برق را به خانههای مردم برساند. ماموریتی که از آرزوهای امینالضرب بود و ناتمام ماند. او آموزههای این فن و خدمترسانی به مردم را در عنفوان جوانی در کارخانه برق محمدحسین امینالضرب الهام گرفته بود.
مرحوم دکتر محمدعلی مجتهدی، رئیس دبیرستان البرز – یکی از شاگردان او – بعدها به دختر خلیلی گفته بود «تو نمی دانی این پدرت چه طور به ما درس می داد. خودش رفته بود از جیب خودش برای ما ماشین ویمشورتسی ساخت و به آزمایشگاه مدرسه آورد و به فضای آموزشی رنگ و رونق بیشتری بخشید تا بتواند ما را سر شوق بیاورد
در آنجا تجربه و همکاری امین الضرب و مهندسان فرانسوی یکی از مهمترین رویدادهای زندگی خلیلی به شمار میرفت بعدها زمانی هم در مناقصهای به همراه مهندس مهدی بازرگان عملیات لولهکشی آب شهر تهران را به دست آورد. همه اینها تنها بخشی از آن چیزی بود که خلیلی پدر در آن سهم داشت.
منصوره خلیلی از فردای روزی که او از کلاس درس به بیرون رانده شد میگوید: «کار پدرم نصب ماشینآلات صنعتی، تعمیر ماشینهای سنگین و سبک، پرکردن باطری و بستن آرمیچر بود. در انتهای ماه شاید حقوق بیشتری نسبت به وزارت معارف دریافت میکرد.
خلیلی با وجود این مغازه تابلویی بر سر مغازه زده که یک مرد فرنگی را نشان میدهد که کلاهشاپو سرش است و جلوی یک موتور بنز ایستاده نوشته است؛«کارخانه تعمیرات الکترومکانیکی خلیلی» این تابلو خیلی برای مردم جذاب بود. چرا که مردم چنین چیزی ندیده بودند. بعدها این تابلو سبب شد که افرادی روزی یک ساعت در اتوبانک برایشان کار کنند. سپس از مجلس شورای ملی به سراغش آمدند که برایشان شمارنده الکتریکی بسازد.»(3)

با این همه، هیچکدام اینها نام او را در صنعت ایران ماندگار نکرد. تنها تاسیس شرکت گاز بوتان در 1332 خورشیدی بود که در سالهای دهه چهل این نام را جاودانه ساخت. محمود خلیلی (پدر) و محسن خلیلی (پسر) در سالهای دهه چهل که به نحوی توسعه صنعتی ایران نیز در آن رقم خورد توفیق یافتند گاز را به منازل مردم برسانند.
منصوره خلیلی بعدها در مصاحبهای گفته بود: «در آن زمان کسی گاز را نمیشناخت و اصولا شناختی از آن در جامعه وجود نداشت. انگلیسیها طوری کشور را محاصره کرده بودند که ما ثروتهای خود را نمیشناختیم. اگر به دانش آموختگان و دنیادیدگان آن دوره بنگرید خواهید دید که کمتر تلاشی در این مورد از آنها دیده شده است. در واقع ایرانیان به فکر تامین گاز نبودند.» (4)
انگیزه ساماندهی گاز کشور زمانی در ذهن خلیلی پدر جرقه خورده بود که در سفری به جنوب ایران شعلههای آتشی را میدید که گازها بیهدف میسوزد و در هوا اوج میگیرد. این حیف و میل انگلیسیها در ذهنش جرقهای ایجاد کرد.
این رویداد باعث شده بود که او به همراه پسرش به آمریکا بروند و سلسله تحقیقات ابتدایی را در آنجا آغاز کنند.
محسن خلیلی خود آن روزها را اینگونه روایت کرده است: «به اتفاق پدرم در سال 1954 میلادی روانه اروپا و آمریکا شدیم. به اروپا رفتیم و مطالعاتی انجام دادیم و پس از آن هم به آمریکا سفر کردیم که در آنجا هم مطالعاتی داشتیم. برادرم مهندس سعید خلیلی در آمریکا مشغول تحصیل بود و ایشان در حد توان محدود خودش راهنمای ما بود که در نتیجه، مرحوم پدرم و بنده صنعت گاز مایع را بسیار جدی در آمریکا با مطالعات دانشگاهی روز بررسی کردیم. با سفارشهای مقدماتی به سازندگان آمریکایی و اطلاعات لازم به کشور بازگشتیم. کار را در قالب شرکت بوتان شروع کردیم. بوتان نام همان گازی است که قرار بود ما از آن استفاده کنیم و فرمول آن کربن اشباعشده C4H10 بود.» (5)
او زمانی حتی در مسند رئیس اداره کل برق تهران، توانسته بود برق را به خانه های مردم برساند. ماموریتی که از آرزوهای امین الضرب بود و ناتمام ماند. او آموزه های این فن و خدمت رسانی به مردم را در عنفوان جوانی در کارخانه برق محمد حسین امین الضرب الهام گرفته بود. در آنجا تجربه و همکاری امین الضرب و مهندسان فرانسوی یکی از مهمترین رویدادهای زندگی خلیلی به شمار می رفت
بدین ترتیب پروژه بهره برداری از گاز مایع به درستی پیش رفت و شعلههای آتش گاز مهار شد و شرکت بوتان برای توسعه این صنعت در منازل و استفاده آحاد مردم دست به تحقیقات جدیدی در اروپا و آمریکا زد که بتواند این فرهنگ را در بین مردم توسعه دهد.
دومین سال تاسیس شرکت بوتان، تبلیغات گستردهای در تهران و شهرهای بزرگ آغاز و نمایشگاهی در خیابان سعدی تهران دایر شد تا مردم از نزدیک با اجاقهای گازسوز و دستگاههایفر آشنا شوند. عملکرد این اجاقها از سالها پیش مورد توجه محمود خلیلی بود.

چندانکه دختر وی در مصاحبهای گفته بود: «پدرم پیش از سفر خوزستان یک سفری به ایالات متحده آمریکا داشت و در آنجا مشاهده کرد که اجاقهای گاز تمیزی وجود دارد که بدون آنکه اطراف خود را کثیف کند با شعلههای منظم و موازی غذا را در آن طباخی میکنند. این سفر در کار پدرم بسیار موثر افتاد.»(6)
اما باور خلیلی یک امری بود، عدم استقبال مردمی مساله دیگری را رقم زد. هراسی که مردم از صنعت برق در گذشته داشتند مشابه آنچیزی بود که در صنعت گاز نیز تکرار شد. چه آنکه، مردم وقتی به استقبال این ابتکار جدید میرفتند با احتیاط و نگرانی از خرید آن امتناع میورزیدند.
سالها گذشت و با تلاش مهندسین و کارشناسان شرکت صنعتی بوتان به تدریج فرهنگ گاز خانگی در متن جامعه نفوذ و توسعه یافت. اما این ابتدای کار بود. صنعت گاز هرچه پیش میرفت به شبکه سازی بیشتری نیازمند بود اگرچه ناشناختههای آن محدودتر میشد اما گروهها و نیروهای کارآمدتری به میدان میآمدند و توسعه آن تسهیل مییافت.
به نحوی که به سرعت دو میلیون تن گاز مایه مصرف شد و همین امر منتهی به 60 شرکت توزیعکننده گاز مایع و تاسیس دهها شرکت و کارگاه صنعتی سازنده وسایل گازسوز منجر شد، تا جایی که مصرف گاز مایع برای مصارف خانگی و صنعتی و تجاری فراگیر شد که منحصرا در بخش خانگی و در روزگار اوج مــــصرف گاز مایع که جانشین مصرف نفت سفید و درختان و جنگلها میشد، شرکتهای توزیعکننده گاز مایع متجاوز از 9 میلیون و 500 هزار خانوار را در اشتراک خدمات گازرسانی خود داشتند.(7)
پدرم پیش از سفر خوزستان یک سفری به ایالات متحده امریکا داشت و در آنجا مشاهده کرد که اجاق های گاز تمیزی وجود دارد که بدون آنکه اطراف خود را کثیف کند با شعله های منظم و موازی غذا را در آن طباخی می کنند. این سفر در کار پدرم بسیار موثر افتاد
بعدها، همو او بود که به پدر خود پیشنهاد داد که برای تسهیل و رفاه شهروندان در مصرف و استفاده از گاز خانگی میبایست ساخت وسایل گازسوز در مجموع شرکت بوتان در الویت قرار دهند. پیشنهادی که خلیلی پدر به سرعت آن را اجابت کرد.
بدین ترتیب اولین محصول این شرکت آبگرمکن ایستاده 40 گالنی با کنترل ترموستاتیک بود. آبگرمکنهایی که در دهه 50 در تهران و شهرهای بزرگ در ردیف انتخاب اول وسایل خانگی شهروندان بود و به سرعت همه گیر شد. این آبگرمکنها در واحدی که به عنوان اولین تاسیسات سیلندر پرکنی و ذخیرهسازی شرکت بوتان در تپه سفید جاده ساوه احداث شده بود قرار داشت. موفقیت این محصول و استقبال مردم از آن باعث شد که شرکت صنعتی بوتان دیگر وسایل گازی خانگی را در الویت خود قرار دهد.
اجاقهای رومیزی و پلوپزهای چند شعله از جمله آنان بود و به تدریج همه واحدهای مسکونی شهری به آن مجهز شدند. چند سال بعد اوایل دهه 1340، شرکت صنعتی بوتان به صورت شرکت مستقل از شرکت مادر تاسیس و محمود خلیلی شاید بزرگترین ماموریت خود را که با استقرار دستگاههای صنعتی بزرگ و مدرن خط تولید وسایل گازسوز را در ایران همراه بود آن را عملی ساخت.
* * * *
شرکت بوتان در دوران عظمت و شکوه خود این دستاورد را به ایرانیان هدیه داد که از نعمت گاز در خانههای خود استفاده کنند و رنج نفت سفید، هیزم و خانههای دود آلود را به جان نخرند.
محمود خلیلی با آوازه صنعت گاز و فراز و نشیب شرکت بوتان بیش از 68 سال زندگی کرد و پس از یک بیماری طولانی در تیرماه 1352 در تهران بدرود حیات گفت. او آنقدر زنده نماند که دوران سختی پسرش را در سالهای پس از انقلاب در کنارش تجربه کند.
منابع:
1- مصاحبه نگارنده با منصوره خلیلی فرزند بزرگ مرحوم خلیلی/ 1384
2- همانجا
3- همانجا
4- خلیلی،منصوره، از دامنه تا قله، نشر بهجت، تهران:1384
5-. خود نوشت محسن خلیلی در سایت بنیاد خلیلی
6- خلیلی،منصوره، از دامنه تا قله، نشر بهجت، تهران:1384
7- طهماسبی، الهه، به نام پدر، تجارت فردا، 23 آذر 1343