در افق کوتاه‌مدت چگونه شکاف فناوری را جبران کنیم؛

کالبدشکافی شکاف فناوری گیلان

0 ۷

ریشه‌یابی آماری و ماهیت کسب‌وکارهای شکل‌دهنده اقتصاد گیلان

کالبدشکافی زنجیره آماری استان گیلان؛ شامل سهم ۳ درصدی از جمعیت، سهم ۲.۲ درصدی از تولید ناخالص داخلی (GDP) غیرنفتی، سهم ۱ درصدی از تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان (حدود ۱۱۰ شرکت) و سهم ۰.۴ درصدی از کل فروش دانش‌بنیان‌های کشور پرده از یک واگرایی مضاعف برمی‌دارد.

 

شکاف نخست، یعنی فاصله سهم ۳ درصدی جمعیت تا سهم ۲.۲ درصدی تولید ناخالص داخلی، ناشی از ساختار سنتی ارزش افزوده استان است؛ جایی که حدود ۵۶ تا ۶۰ درصد اقتصاد بر خدمات خرد و گردشگری سنتی، ۲۲ درصد بر صنایع عمدتا کوچک و متوسط، و ۱۸ درصد بر کشاورزی معیشتی و خرده‌مالکی تکیه دارد.

 

با وجود آنکه گیلان ۱۰ درصد ارزش اقتصادی محصولات کشاورزی کشور و ۳۰ درصد تولید جوجه یک‌روزه را تأمین می‌کند، خام‌فروشی و فقدان صنایع تبدیلی پیشرفته مانع از انباشت سرمایه صنعتی در استان شده است.

شکاف دوم و بحرانی‌تر، سقوط سهم استان از ۱ درصد در تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان به ۰.۴ درصد در حجم فروش کل است. این نسبت ریاضی نشان می‌دهد که میانگین فروش هر شرکت دانش‌بنیان در گیلان تنها ۴۰ درصد میانگین فروش یک شرکت دانش‌بنیان در سطح کشور است.

 

منشا این پدیده در نوع کسب‌وکارهای فناور استان نهفته است؛ به دلیل غیبت صنایع بزرگ دولتی و معادن در گیلان، بخش عمده‌ای از این ۱۱۰ شرکت در حوزه‌های نرم‌افزاری سبک، خدمات فناوری اطلاعات و محصولات نوپای مصرفی شکل گرفته‌اند که مقیاس قراردادهای کوچکی دارند.

 

هم‌راستا با آمارهای ملی که نشان می‌دهد؛ ۷۱.۱ درصد شرکت‌های دانش‌بنیان حوزه غذا و کشاورزی از نوع نوپا و تنها ۸.۳ درصد از نوع فناور و بالغ هستند، کسب‌وکارهای فناور گیلان نیز در تله مقیاس کوچک گرفتار مانده و هنوز به زنجیره تأمین بنگاه‌های بزرگ صنعتی متصل نشده‌اند.

 

الزامات سند آمایش سرزمین و محوریت اقتصاد سبز-آبی

پر کردن خلا بیش از ۱0۰ شرکت دانش‌بنیان برای رسیدن به تراز ۲۲۰ شرکت متناسب با سهم ۲.۲ درصدی تولید ناخالص داخلی، با کپی‌برداری از الگوی استان‌های صنعتی و معدنی امکان‌پذیر نیست. بر اساس سند آمایش سرزمین، ماموریت بنیادین استان گیلان بر محور اقتصاد سبز-آبی شامل کشاورزی دانش‌بنیان، صنایع زیستی، اقتصاد دریامحور و گردشگری تخصصی تعریف شده است.

 

محدودیت اراضی، تراکم بالای جمعیت در واحد سطح و ضرورت حفاظت از اراضی کشاورزی درجه‌یک و درجه‌دو، توسعه صنایع سنگین و آلاینده را در گیلان فاقد توجیه آمایشی می‌سازد.

در مقابل، پارادایم اقتصاد سبز مبتنی بر ارتقای بهره‌وری زیست‌محیطی، کشاورزی هوشمند و زیست‌فناوری در کنار اقتصاد آبی متمرکز بر بهره‌برداری پایدار از منابع دریای خزر، آب‌بندان‌ها و چرخه بدون پسماند زیستی، دقیقاً بر مزیت‌های مطلق استان منطبق است.

 

در منطق اقتصاد آبی و چرخشی، پسماند یک فرآیند کشاورزی یا شیلاتی به ماده اولیه صنعتی دیگر تبدیل می‌شود. با این حال، سهم اندک شرکت‌های دانش‌بنیان کشاورزی و دریایی در گیلان نشان می‌دهد که زیست‌بوم فناوری استان در سال‌های گذشته در مسیری موازی و منفک از سند آمایش سرزمین حرکت کرده است.

 

الگوبرداری تطبیقی از پیشران‌های جهانی اقتصاد سبز و آبی

بررسی کشورها و مناطقی با ویژگی‌های اقلیمی و جغرافیایی مشابه گیلان نظیر تراکم جمعیتی بالا، محدودیت اراضی، دسترسی به دریا و اقتصاد مبتنی بر کشاورزی خرد نشان می‌دهد که جهش اقتصادی آن‌ها نه از مسیر صنایع دودکش‌دار، بلکه از طریق تزریق فناوری‌های عمیق به زیست‌بوم سبز و آبی رخ داده است.

 

بارزترین نمونه، کشور هلند و شکل‌گیری خوشه نوآوری فود ولی (Food Valley) حول دانشگاه واخنینگن است. هلند با مساحتی محدود، به جای افزایش سطح زیر کشت، بر بیوتکنولوژی بذر، کشاورزی کنترل‌شده، فرمولاسیون مواد غذایی فراسودمند و فناوری‌های کاهش ضایعات پس از برداشت تمرکز کرد و به قطب صادرات فناوری کشاورزی جهان تبدیل شد.

 

در حوزه اقتصاد آبی نیز الگوهای پیشرو جهانی، صید سنتی را به آبزی‌پروری هوشمند، استخراج ترکیبات با ارزش افزوده بالا از زیست‌توده دریایی و لجستیک هوشمند بندری ارتقا داده‌اند. رمز موفقیت این زیست‌بوم‌ها، پیاده‌سازی مدل تعاملی دانشگاه، صنعت و نهادهای مالی بود که در آن صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر تخصصی، دستاوردهای آزمایشگاهی دانشگاه‌ها را مستقیماً به خط تولید شرکت‌های بزرگ صنایع غذایی و دریایی پیوند زدند.

 

توصیه‌های راهبردی برای جهش شاخص‌های دانش‌بنیان گیلان

برای آنکه گیلان بتواند در افق کوتاه‌مدت کمبود بیش از 100 شرکت دانش‌بنیان را جبران کرده و سهم فروش خود را از ۰.۴ درصد به تراز متوازن ۲.۲ درصد برساند، بازآرایی ابزارهای مالی حول ماموریت‌های آمایشی استان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

 

نخستین گام، هدایت سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی (CVC) به سمت اقتصاد سبز-آبی است؛ به‌گونه‌ای که قراردادهای راهبردی جدید صندوق پژوهش و فناوری گیلان با هلدینگ‌های بزرگ بخش خصوصی کشور، به تاسیس بازوهای سرمایه‌گذاری مشترک در حوزه‌های امنیت غذایی، نانوفناوری در بسته‌بندی، بذرهای هیبریدی و زیست‌فناوری دریایی منتهی شود. تضمین خرید محصولات فناورانه توسط این هلدینگ‌های ملی، سریع‌ترین مسیر برای شکستن قفل بازار و جهش شاخص فروش ۰.۴ درصدی استان خواهد بود.

 

در گام دوم، بسته‌های حمایتی جذب‌شده از منابع ملی نباید به صورت پراکنده توزیع شود، بلکه باید به صورت هدفمند به گذار فناورانه و دانش‌بنیان‌شدن صنایع غذایی، شیلاتی و دارویی موجود استان اختصاص یابد. ارتقای یک واحد صنعتی مستقر به شرکت دانش‌بنیان، به دلیل برخورداری از زیرساخت تولید و شبکه توزیع فعال، حجم فروش کل زیست‌بوم استان را به صورت تصاعدی افزایش می‌دهد.

 

هم‌زمان، با توجه به هزینه سنگین پژوهش در حوزه بیوتکنولوژی کشاورزی و دریایی که مانع شکل‌گیری استارتاپ‌های تخصصی در استان شده است، بهره‌گیری از ظرفیت صندوق گیلان و پارک علم و فناوری استان برای راه‌اندازی مراکز هم‌آفرینی و زیرساخت‌های تولید اشتراکی، هزینه‌های سرمایه‌ای اولیه تیم‌های نخبگانی استان گیلان را به حداقل می‌رساند. در نهایت، احیای مستمر شورای اقتصاد دانش‌بنیان استان و هم‌افزایی میان استانداری، دانشگاه، پارک و صندوق برای هدایت مشوق‌های اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه و تسهیلات تبصره‌ای به سمت طرح‌های منطبق بر پیوند گردشگری، کشاورزی و اقتصاد دریا، تضمین‌کننده گذار گیلان به یک قطب فناوری سبز-آبی در تراز ملی خواهد بود.

 

* مدیر توسعه و سرمایه گذاری صندوق پژوهش و فناوری گیلان

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.