سالهاست ساماندهی دستفروشان در رشت میان وعدههای مدیریت شهری و برخوردهای مقطعی معطل مانده است؛ دغدغهای که با تشدید فشارهای اقتصادی و معیشتی از پیادهراه فرهنگی تا کمربندی و بلوارهای شهر، ابعاد گستردهتری پیدا کرده و به یکی از معضلات مدیریت فضای عمومی بدل شده است.
با وجود تکرار طرحهای جمعآوری و وعده انتقال دستفروشان به مکانهای مشخص، هنوز راهکاری پایدار برای تنظیم این فعالیتها و برقراری تعادل میان حق اشتغال، معیشت و دسترسی عمومی به فضایشهری شکل نگرفته است؛ تعارضی که پیادهراه رشت را به صحنهای از ناکامی سیاستهای ساماندهی اقتصاد غیررسمی در شهر تبدیل کرده است.
از پیادهراه تا کمربندیها و بلوارهای شهری، جایی که وانتهای فروش غذا، خوراکی و میوه در کنار بساطهای پوشاک و دیگر کالاها، بخشی از اقتصاد روزمره شهر را شکل دادهاند.
در پیادهراه رشت، این تعارض بیش از هرجای دیگری به چشم میآید: جایی که برای گروهی، بساط دستفروشی راهی برای زنده ماندن و تامین هزینههای زندگی است و برای گروهی دیگر، مانعی در استفاده آزادانه از فضای عمومی.
در یک سوی این ماجرا، دستفروشانی قرار دارند که بساطشان تلاشی برای تامین معاش است و در سوی دیگر، شهروندانی که از سد معبر و محدود شدن حق عبور و مرور گلایه دارند. مساله اما فقط بودن یا نبودن دستفروشان نیست؛ پرسش اصلی این است که چرا پس از سالها برخورد و وعده ساماندهی، مدیریت شهری هنوز نتوانسته میان حق معاش، حق عبور شهروندان و ضرورت نظمبخشی به فضای عمومی راهحلی پایدار پیدا کند.
***
دستفروشی نیازمند ساماندهی منطقی و اصولی است
دستفروشی در شهرها بخشی از اقتصاد غیررسمی شهری است که در پیوند با ساختار بازار کار، نابرابری درآمدی و محدودیت دسترسی به فرصتهای اشتغال شکل میگیرد. این فعالیتها بهویژه برای گروههای کمدرآمد، سازوکاری برای تامین معیشت و مشارکت دراقتصاد محلی محسوب میشوند؛ بااینحال، استقرار آنها در فضاهای عمومی میتواند با چالشهایی نظیر اشغال مسیرهای پیاده، تعارض با کسبوکارهای رسمی، اختلال در دسترسیپذیری و تعارض بر سر نحوه تخصیص فضای شهری همراه باشد.
«محمدحسین واثق کارگرنیا» رییس شورای اسلامی شهر رشت در جلسه علنی شماره ۲۲۷ شورا با اشاره به فرصت کوتاه باقیمانده تا آغاز بارشهای ممتد پاییزی درباره ساماندهی دستفروشان گفت: افزایش روزافزون دستفروشان نیازمند ساماندهی منطقی و اصولی است و مدیریت شهری به دنبال جمعآوری یا حذف بدون برنامه این قشر نیست.
دستفروشی در شهرها بخشی از اقتصاد غیررسمی شهری است که در پیوند با ساختار بازار کار، نابرابری درآمدی و محدودیت دسترسی به فرصتهای اشتغال شکل میگیرد. این فعالیتها، بهویژه برای گروههای کمدرآمد، سازوکاری برای تأمین معیشت و مشارکت در اقتصاد محلی محسوب میشوند
وی افزود: بسیاری از دستفروشان از این طریق معاش روزانه خانوادههای خود را تامین میکنند و درساماندهی آنان باید موضوع معیشت و امنیت شغلی نیز مورد توجه قرار گیرد. رییس شورای اسلامی شهر رشت از پیشبینی مکان جدید برای استقرار دستفروشان خبر داد و گفت: انتظار میرود شهردار رشت با تقویت و توسعه بازارهای روز و بازارچههای محلی، ضمن ساماندهی معابر و رفع سد معبر شهری، زمینه حفظ امنیت شغلی و معیشت دستفروشان را نیز فراهم کند.
کارگرنیا تاکید کرد: ساماندهی دستفروشان باید به گونهای انجام شود که هم نظم و عبور و مرور در معابر شهری حفظ شود و هم این افراد برای تامین معاش خود با مشکل مواجه نشوند. البته موضوع ساماندهی و انتقال دستفروشان از دوره شورای چهارم و گمانههایی در مورد زمین شهربانی سابق هنوز جز وعدههای بیسرانجام مدیریت شهری محسوب میشود.

سرمایهای به وسعت چند متر
«من از 14سالگی دستفروشی میکنم. هم پدرم و هم خودم همینجا بودیم». این جمله را مرد جوانی میگوید که حالا 36 سال دارد و به گفته خودش، نزدیک به 12 سال است در محدوده پیادهراه فرهنگی رشت کار میکند.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار مرور در مورد جمعآوری و ساماندهی دستفروشان پیادهراه رشت میگوید: «من چیزی نشنیدهام. البته اگر چنین اتفاقی بیفتد، صددرصد تاثیر بدی بر زندگی ما دارد. ما تابع قوانین هستیم و کاری نمیتوانیم بکنیم. خودتان میدانید شرایط اقتصادی کشور چطور است. امکان اینکه به جای دیگری برویم نداریم؛ چون از اول همینجا بودیم و دستفروشی کردیم. نمیتوانیم بازارمان را بهراحتی تغییر بدهیم».
برای او این محدوده صرفا محل استقرار یک بساط نیست؛ بخشی از زندگی کاریاش است که در طول سالها با شناخت مشتریان و شکلگیری ارتباطهای روزمره ساخته شده است. حالا خبرهایی درباره احتمال جمعآوری دستفروشان شنیده و نمیداند آیا میتواند فعالیتش را درهمین محل ادامه دهد یا نه.
او درتوضیح تغییرات فضای پیادهراه در سالهای گذشته میگوید: «قبلا وسط پیادهراه نبودیم. گوشهها بساط بودند. بیشترین بساطها در خیابان شیک، امام خمینی و اعلمالهدی بود. وسط هیچ دستفروشی نداشتیم. اینجا خیابان بود».
این روایت، تصویری از تغییر تدریجی نحوه استفاده از فضای شهری در محدوده مرکزی رشت ارایه میکند. فضایی که در گذشته، به گفته این دستفروش، محل عبور خودروها بوده، امروز به یکی از کانونهای حضور و تجمع شهروندان تبدیل شده است؛ فضایی که درکنار کارکردهای تفریحی و اجتماعی، عرصه فعالیت اقتصادی دستفروشان نیز هست.

مکان بخشی از سرمایه کسبوکار است
یکی از دستفروشان خیابان شیک که از دهه 60 در آنجا مشغول به فعالیت است، میگوید: این مساله به خیابان ما مربوط نیست. من از سن کم در کنار پدرم دستفروشی میکنم. موضوع جمعآوری دستفروشان مرتبط با وسط پیادهراه هست که عبور و مرور مردم را مختل کرده.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار در مورد جمع آوری دستفروشان میگوید: ما در شهرداری نیستیم که از تصمیمهایشان خبر داشته باشیم! ما چیزی نشنیدهایم که شهرداری بخواهد دستفروشهای خیابان شیک را جمع کند.
یکی دیگر از دستفروشان که بیش از سه سال است که در پیادهراه بساط کرده، میگوید: مشتریان ثابتی دارد و جابهجایی میتواند به معنای از دست دادن بخش مهمی از بازارش باشد. او میگوید: «من جام مشخصه، مشتریم ثابته. اگر بخواهم جای دیگر بروم، حداقل یک سال طول میکشد تا دوباره مشتری بگیرم».
در اقتصاد دستفروشی، مکان بخشی از سرمایه کسبوکار است. میزان رفتوآمد عابران، آشنایی مشتریان با محل استقرار و عادتهای خرید، همگی در شکلگیری درآمد نقش دارند. انتقال فروشنده به نقطهای دیگر، حتی اگر از نظر مدیریت شهری جابهجایی چندصد متر باشد، ممکن است از نظر اقتصادی به معنای شروع دوباره فعالیت باشد.
سالها برخوردهای مقطعی و وعده انتقال و ساماندهی دستفروشان، هنوز به راهکاری پایدار برای تعارض میان معیشت و استفاده عمومی از فضای شهری در رشت نرسیده و دستفروشان را از بلاتکلیفی خارج نکرده است. همزمان گسترش بساطها از پیادهراه فرهنگی تا کمربندی و بلوارها و معابر شهری، اعتراض بخشی از شهروندان را برانگیخته است
البته این وابستگی به مکان بهخودیخود حق دائمی تصرف یک بخش از فضای عمومی ایجاد نمیکند؛ همانطور که ضرورت حفظ نظم شهری نیز بهتنهایی نمیتواند پیامدهای اقتصادی جابهجایی را نادیده بگیرد. مساله، یافتن سازوکاری است که این دو ملاحظه را همزمان در نظر بگیرد.

پیادهراه برای چه کسانی است؟
پیادهراه فرهنگی رشت فضایی برای رفتوآمد، خرید، تفریح، ملاقاتهای اجتماعی و حضور گروههای مختلف شهروندان است. همین تنوع کارکردها سبب میشود که نحوه استفاده از آن به موضوعی فراتر از اختلاف میان دستفروشان و مدیریت شهری تبدیل شود. دستفروشان، این محدوده را محل کسب درآمد خود میدانند. برخی از آنها معتقدند؛ بساطهایشان به جذابیت پیادهراه کمک میکند و بخشی از تجربه خرید و گردش در مرکز شهر را شکل میدهد. از سوی دیگر خیلی از مسافرین نیز برای خرید از این دستفروشان به پیاده راه رشت میآیند.
یکی از زناندستفروش پیادهراه شهرداری رشت میگوید: «مسافر اینجا است؛ مسافر به عشق دستفروش میآید». «مسافران به خاطر همین دستفروشها میآیند. وگرنه اینجا چه جذابیتی دارد؟». «من 5 سال است اینجا کار میکنم. قبلا در نمایشگاه بودم و بعد از نمایشگاه به اینجا آمدم».
وی افزود: «جمع آوری دستفروشان خیلی روی اقتصاد ما تاثیر میگذارد. یک روز باران میبارد و فروش نداریم؛ همین باعث میشود که از برنامه مالی عقب بیفتیم. قسطم عقب افتاد و طلبکار زنگ زد که پول را میدهی یا از حساب ضامنت کم کنیم؟ ما با همین درآمد زندگی میکنیم».
این زن در پاسخ به سوال خبرنگار مرور در مورد تغییر مکان دستفروشان به نقطهای دیگر از شهر گفت: «نمیشود. ما اینجا انبار داریم، گاری داریم و شرایط رفتن به جای دیگر را نداریم. اصلا معلوم نیست جای دیگری اجازه بدهند کار کنیم. مشتریهای ما هم اینجا هستند. مسافرها به اینجا میآیند و ما هم بخشی از همین فضاییم».

این زن ادامه داد: «شهرداری از ما پولی نمیگیرد؛ حتی یک ریال». «البته ما از بعضی مسایل گلایه داریم و معتقدیم باید شرایط برای همه یکسان باشد. برق نداریم. وقتی شارژ چراغهایمان تمام میشود، باید منتظر بمانیم یا از چراغ شارژی استفاده کنیم. هیچکدام از ما برق نداریم. برای یک چتر هم مشکل داریم.
وقتی باران میآید، میخواهیم چتر بگذاریم که جنسها خیس نشوند، اما اجازه نمیدهند. حتی برای گذاشتن میز هم محدودیت داریم. به خاطر مراسم شبانه، ساعت چهار بعدازظهر میآییم. ساعت هشت اجازه نمیدهند بساط داشته باشیم، چون میگویند سد معبر است. مجبور میشویم بساط را جمع کنیم و تا ساعت یازده شب صبر کنیم تا دوباره بتوانیم پهن کنیم. ما فقط میخواهیم زمان کارمان مشخص باشد و بدانیم چه محدودیتهایی داریم».
مسئله اصلی نه حذف اقتصاد غیررسمی، بلکه تنظیم رابطه آن با حقوق عمومی و کارکردهای فضایی شهر است. تجربه شهرهایی مانند بانکوک، سنگاپور و استانبول نشان میدهد که سیاستهای مواجهه با دستفروشی، از تحمل و ساماندهی مکانی تا اعمال محدودیتهای سختگیرانه، متفاوت است و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی خاص خود را دارد
تقریبا تمام مسیر را گرفتهاند
یکی از مالکین مغازه پوشاک فروشی در پیاده راه درباره مخالفت با حضور دستفروشان در پیادهراه به مرور گفت: «من با اصل حضورشان مخالفتی ندارم، اما مشکل اینجاست که در مسیر اداره پست تا سعدی، تقریبا تمام مسیر را گرفتهاند. جلوی حرکت ماشینها و عابران را میبندند. عبور ماشین آتشنشانی هم بسیار مهم است و نباید مسیرش مسدود شود.
چون بافت قدیمی رشت در منطقه بازار در مواقع حساس آتشسوزی باید باز باشد. اما در بعضی قسمتها امکان حرکت نداریم. باید طوری باشد که هم آنها بتوانند کار کنند و هم مردم بتوانند راحت رفتوآمد کنند».
یکی از شهروندان در اینباره به خبرنگار مرور اظهار کرد: «من با حضورشان مشکلی ندارم. به نظرم در شرایط بد اقتصادی، مردم باید بتوانند کار کنند و هزینه زندگیشان را دربیاورند. بهخصوص در شب، فکر نمیکنم حضورشان مشکل خاصی برای عبور ایجاد کند».

پیادهراه رشت بر اساس خواست یک گروه اداره نشود
پیادهراه فرهنگی رشت، مانند دیگر فضاهای عمومی شهر، نمیتواند صرفا بر اساس خواست یک گروه اداره شود. این فضا به ضوابطی نیاز دارد که حدود استفاده از آن را مشخص کند، امکان عبور آزادانه را حفظ کند و در عین حال، برای فعالیتهای اقتصادی خرد نیز راهحلی روشن و قابل پیشبینی ارایه دهد.
در پیادهراه فرهنگی رشت، چند متر فضا میتواند تمام سرمایه یک کسبوکار باشد؛ سرمایهای که نه در سند مالکیت ثبت شده و نه امنیت ماندگاری دارد. دستفروشی که از نوجوانی در این محدوده کار کرده، نگران روزی است که شاید دیگر نتواند بساطش را در محل همیشگی پهن کند.
فروشنده دیگری از اقساط عقبافتادهاش میگوید و زنی دستفروش، نبود برق و محدودیت استفاده از چتر را بخشی از دشواری کارش میداند. در سوی دیگر، شهروندانی هستند که از دشواری عبور در بعضی قسمتهای پیادهراه گلایه دارند. اینجا مسئله فقط ماندن یا رفتن دستفروشان نیست؛ پرسش این است که در فضای عمومی شهر، چگونه میتوان میان حق کسب درآمد، حق عبور شهروندان و مسوولیت مدیریت شهری تعادل برقرار کرد؟ در نهایت، پرسش اصلی از مدیریت شهری این است: آیا میتوان بدون حذف دستفروشان از فضای عمومی، از انسداد مسیرهای عبور جلوگیری کرد و برای فعالیت آنها چارچوبی پایدار ساخت؟