آرشیو برچسب

نقد کتاب

شب از نیمه گذشته بود

ما در شعر در جست و جوی چه هستیم؟ اندیشه ای که ما را به تفکر وادارد و یا تخیلی که ما را به تحرک؟ در این دو راهی کدام یک را برمی گزینیم؟ آیا می توان گفت شعر باید در حفظ تخیل بکوشد و اندیشه را از اطراف خود پس براند؟ قطعا نمی شود با اطمینان این سؤال را پاسخ گفت. چه بسا کسانی منکر تخیل شوند و اندیشه را پاس بدارند و یا بر عکس. بنابراین در حفظ یکی از این دو، دیگری باید فدا شود؟ یا می توانیم از هر دو برای پیشبرد شعر مدد بجوییم؟ شاعر می تواند با اندیشه، اصول و عقیده های خودش را به ما بشناساند و با تخیل، به ما کمک کند که تنها به عنوان…

پلی ست میان دو اندوه؛ زندگی!

شعر تعریف مشخصی ندارد؛ همه­ مان سعی می­کنیم در زندگی روزمره با بیان حالات متفاوت خود از طریق کارکردی مانند زبان که به آن جلوه و معنایی منفرد می­ دهد، به نوعی شعر بیافرینیم. صحنه­ ای تک افتاده از جهان بیرون که در قاب کلام جاودانه می ­شود. از این رو بیان اینکه شعر، تجربه­ ای فردی از خلال ماجراهای متوالی زندگی است، پُر بیراه نیست. حال چه عنصری این تجارب را شایسته­ ی جاودانه بودن می ­سازد؟ بی­ شک هر انسانی با «آن­»های متفاوتی در زندگی­اش روبه­ رو می­ شود که از نظر او زود به فراموشی سپرده می­ شوند و دیگر هیچگاه به خاطره چهره نمی…