آیین بزرگداشت استاد دکتر محمدمهدی رییسسمیعی، فرصتی برای پاسداشت سالها فعالیت علمی و حرفهای ایشان و تامل در تاثیر یک معلم بر شکلگیری اندیشه و نگاه حرفهای نسلهای بعد است؛ تاثیری که از کلاس درس فراتر میرود و در شیوه پرسیدن، اندیشیدن و مواجهه با مسایل معماری ادامه مییابد.
اهمیت چنین آیینهایی، افزون بر یادآوری کارنامه یک چهره حرفهای در بازشناسی میراثی است که در ذهن و مسیر کاری شاگردان او باقی میماند.
در روزگاری که سرعت تولید و ساخت، گاه فرصت تمل درباره کیفیت معماری را محدود میکند و ابزارهای جدید طراحی بهسرعت گسترش مییابند، بازخوانی تجربه معلمانی که آموزش را فراتر از انتقال دانش میدانستند اهمیت ویژهای دارد. فناوری میتواند فرایند طراحی را تسهیل کند، اما جایگزین فهم مساله، شناخت زمینه و اندیشه مسوولانه معمار نمیشود.
آموزش معماری زمانی اثری ماندگار دارد که در کنار انتقال مهارتها، توانایی اندیشیدن مستقل و مواجهه خلاقانه با مسایل را پرورش دهد. این رویکرد را میتوان در تجربه شاگردان استاد رییسسمیعی از کلاسهای درس ایشان بازشناخت.
کلاسهایی همراه با جدیت، دقت و پرسشگری که بحثهای معماری در آنها گاه به فلسفه و هستیشناسی میرسید. دانشجو در چنین فضایی با پرسشهایی روبهرو میشد که پاسخشان در راهحلهای مبتدی خلاصه نمیشد.
معماری در این تجربه صرفا مجموعهای از مهارتهای طراحی و ضوابط فنی نبود بلکه تلاشی برای فهم عمیق مساله، شناخت نسبت انسان و مکان و یافتن پاسخی متناسب با شرایط هر پروژه به شمار میرفت.
چنین شیوهای از آموزش، بر نحوه مواجهه با طراحی نیز اثر میگذارد. معمار پرسشگر، پیش از انتخاب فرم و ارایه راهحل، درباره ماهیت مسئله، ویژگیهای زمینه و امکانهای پیش رو تامل میکند. در این نگاه، نوآوری نه متفاوت بودن به هر قیمت، بلکه حاصل شناخت، تحلیل و بازاندیشی است و همینجا نسبت میان نوآوری و هویت اهمیت مییابد.
میراث معماری، اگر بهدرستی شناخته و تفسیر شود، میتواند پشتوانه آفرینش آثار معاصر باشد نه الگویی برای تکرار بیواسطه و نه مانعی در برابر تغییر. در آثار استاد رئیسسمیعی نیز میتوان این ظرفیت را برای گفتوگو میان سنتهای معماری بازشناخت؛ گفتوگویی که امکان رسیدن به بیانی تازه را فراهم میکند بیآنکه پیوند با زمینه و هویت از میان برود.
این موضوع برای گیلان، با اقلیم ویژه، شیوههای زیست و میراث ارزشمند معماریاش اهمیتی فراتر از بحث نظری دارد. ارتقای کیفیت معماری استان مستلزم پیوند میان الزامات فنی و عملکردی، نیازهای زندگی معاصر و ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی منطقه است.
دستیابی به این کیفیت، افزون بر ضوابط و فناوری، به معمارانی نیاز دارد که زمینه را بشناسند، از پاسخهای تکراری فراتر بروند و مسئولیت تصمیمهای خود را در برابر انسان و محیط بپذیرند. ازاینرو، آموزش عمیق، نقد سازنده و تقویت توانایی اندیشیدن، بخشی جداییناپذیر از مسیر ارتقای معماری گیلان است.
با این همه اثر یک معلم تنها در محتوای کلاسها یا رویکرد حرفهای او خلاصه نمیشود. خاطرات شاگردان از استاد رئیسسمیعی، در کنار جدیت مباحث علمی، از سادگی و بیتکلفی ایشان در زندگی روزمره نیز حکایت دارد. شاید بتوان این وجه از شخصیت ایشان را در ترکیبی بهیادماندنی خلاصه کرد: پیچیده اندیشیدن و ساده زیستن. این همنشینی یادآور آن است که عمق اندیشه میتواند با سادگی زندگی و جدیت حرفهای با صمیمیت انسانی همراه باشد.
از این منظر، اثر واقعی یک معلم را نمیتوان تنها با تعداد شاگردان، سالهای تدریس یا آثار ساختهشده سنجید. میراث او در شیوهای شکل میگیرد که شاگردان برای اندیشیدن، انتخاب کردن و عمل کردن در پیش میگیرند. این میراث زمانی زنده میماند که آنان به تکرار پاسخها و روشهای گذشته بسنده نکنند و روحیه پرسشگری، دقت در کار و حساسیت نسبت به کیفیت معماری را در مواجهه با مسائیل تازه به کار گیرند.
ازاینرو ارزشمندترین شکل قدردانی از استاد، ادامه دادن مسیر اندیشیدن است؛ مسیری که معماری را نه صرفا حرفهای برای طراحی و ساختن، بلکه مسئولیتی در برابر انسان، مکان و کیفیت زندگی میداند.
اگر آیین بزرگداشت بتواند این میراث را به گفت وگو بگذارد از پاسداشت نام یک معمار فراتر میرود و به فرصتی برای تامل درباره آینده معماری گیلان تبدیل میشود؛ آیندهای که در کنار دانش و فناوری، به عمق اندیشه، کیفیت آموزش و مسئولیتپذیری حرفهای نیاز دارد.