ضرورت حمایت و تمهید در بحران جنگ؛

روان آدمی در شعله های جنگ

0 ۱۳

آتش جنگ همواره انبوهی از رنج‌های جانکاه را به همراه دارد. زخم‌های بسیار در کنار زندگی‌هایی که به پایان می‌رسند و آبادی‌هایی که ویران می‌شوند، بر جسم وجان آدم‌ها می‌نشیند و روزگارشان را تیره و تار می‌سازد.

 

واقعیت این است که آسیب‌های روحی و اختلالات روانی که به دنبال جنگ‌ها پدید می‌آیند ازجمله دردهایی هستند که نیازمند توجه و حمایت هستند.

 

یک شهروند: این روزها اندوه ناشی از صدمات جنگ و نگرانی اتفاقاتی که در آینده رخ می‌دهد در کنار اخباری که ازمنابع مختلف دریافت می‌کنیم، ذهن وفکرمان را چنان درگیر ساخته که بسیاری ازموارد معمول زندگی را ازیاد برده‌ایم

 

فشارهای روانی جنگ

از اسفند 1404، گیلان میزبان مسافران جنگ است و در چهره بسیاری از آنها دل‌نگرانی مرتبط با آسیب‌های جنگ هویداست. پای حرفهای آنها که می‌نشینیم، اضطرابی که از شنیدن انفجارها  و دیدن ویرانی‌ها به ویژه در کودکان، زنان باردار و یا سالمندان ایجاد شده از جمله مواردی است که مطرح می‌کنند.

 

و اما «فاطمه- م» یکی از شهروندان انزلی به مرور می‌گوید: شبی که صدای انفجارهای ناشی از جنگ را در انزلی شنیدم به شدت مضطرب شدم و به هم‌وطنانی فکر کردم که شهرهایشان بارها و بارها مورد حمله قرار گرفته است. گفتنی است که از آن شب به بعد، شنیدن هر صدای نسبتا بلندی سبب بالا رفتن ضربان قلب وفشار خونم می‌شود.

 

 

وی همچنین یادآور شد: این روزها اندوه ناشی از صدمات جنگ و نگرانی اتفاقاتی که در آینده رخ می‌دهد در کنار اخباری که ازمنابع مختلف دریافت می‌کنیم، ذهن وفکرمان را چنان درگیر ساخته که بسیاری ازموارد معمول زندگی را ازیاد برده‌ایم.

 

«محمد-ح» نیز شهروند دیگری است که به مرور اظهار کرد: رکود در کسب و کار به دنبال جنگ و همچنین وجود گرانی‌ها، فشار روانی بسیاری برای ما که از اقشار ضعیف جامعه هستیم، محسوب می‌شود. رفع یا دست کم کاهش شدت این مشکل بزرگ که خود موجب پدید آمدن آسیب‌های دیگر است، نیازمند بذل توجه بیشتر از سوی مسئولان است.

 

دور شدن ازتوسعه فردی

پدیدار شدن آثار روانی جنگ، موضوعی دور از ذهن نیست. «محمدجواد زحمتکش» دانش‌آموخته دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه در گفت‌وگو با مرور اظهار می‌کند: اصولا هر نوع ناامنی که جان انسان را به خطر بیاندازد، از جمله جنگ و  ناامنی‌های داخلی در یک کشور می‌تواند، سطح دغدغه‌های انسان را از نیازهای نسبتا متعالی به نیازهای ساده‌تری مثل حفظ جان و بقا تنزل دهد، که اولین  اثر آن فاصله گرفتن افراد بسیار از روند توسعه فردی  است.

 

در واقع اگر کسی تا پیش از آن سعی داشت کسب وکاری را رشد دهد، احتمالا فعلا دست نگه می‌دارد؛ یا اگر کسی  سعی بر ارتقاء مهارتی در خویش داشت، معمولش این است که با شدت و حدت قبل آن را دنبال نمی‌کند یا اینکه آن را رها می‌کند. لازم به ذکر است در این میان با وجود ایراداتی که نسبت به این نظریه مطرح است، توجه به نظریه “هرم نیازهای مازلو “برای درک این موضوع می‌تواند خیلی کمک‌کننده باشند.

 

مح*مد جواد زحمتکش: شاید  بعضی وقت‌ها یک‌سری  تهدیدها در ذهن   فرد بزرگسال به‌صورت واقع بینانه‌تری ادراک ‌شود اما  همان تهدید در ذهن کودک  به شکل خیلی ترسناک‌تر نمود پیدا ‌کند.

 

نظریه مازلو به ما می‌گوید؛ انسان دارای سطوح مختلفی از نیازهاست که اگر بتواند به پایه‌ای‌ترین این نیازها، ضریبی از پاسخگویی در زندگی خویش داشته باشد به نیازهای سطوح بالاتر ارتقا می‌یابد. اما متعالی‌ترین نیاز انسان، نیاز به خودشکوفایی است بدین معنا که ظرفیت‌های بالقوه موجود در خود را تبدیل به بالفعل کند.

 

حال آدمی هر چقدر در لایه‌های پایین‌تر، نظیر نیاز به امنیت یا نیازهای فیزیولوژیک احساس  رضایت وکفایت بیشتر داشته باشد، سریع‌تر می‌تواند به سراغ نیازهای مراتب بالاتر برود. در واقع هر چقدر یک جامعه و مردمش در آرامش و امنیت بیشتر و بطور موازی در رفاه اقتصادی بیشتری باشند به موازاتش می‌توان شاهد توسعه در ابعاد مختلف آن جامعه بود و البته این چیزی است که در جنگ ها آسیب می‌بیند.

 

این روان‌درمانگر در ادامه سخنانش گفت: هر چقدر انسان مواجهه بیشتری با ابعاد حقیقی و ملموس جنگ داشته باشد، بیشتر آسیب می‌بیند. کما این که آرزو می‌کنم نه فقط ایران بلکه همه دنیا در امنیت و آرامش باشد. بدین معنا که انسانها در هر کجای جهان که باشند در کل استحقاق زندگی دور ازجنگ و نزاع را دارند.

 

 توجه ویژه به کودکان و نوجوانان

زحمتکش با بیان این که شاید بتوان گفت؛ تاکنون ساکنان گیلان از آنجا که کمتر آماج حملات قرار گرفته‌اند، نسبت به خیلی ازاستان‌های دیگر دچار آسیب کمتری شده‌اند، یادآور شد: برای پیشگیری از آسیبها، باید تلاش کرد تا ازمواجهه با ابعاد خشوت‌بار جنگ برحذر بود؛ مگر افرادی که تخصص یا شغلشان در این حوزه است و آمادگی ذهنی لازم را از پیش دارا هستند.

 

وی تصریح کرد: این روزها تقریبا افراد در هر خانه‌ای بر اساس ذایقه و سلیقه‌ای که دارند یکی از منابع خبری را دنبال می‌کنند، یعنی آن چه که بین همه با چارچوبهای فکری مختلف مشترک است، مخابره اخبار جنگ است.

 

در واقع هر کدام از زاویه دید خود جنگ را روایت می‌کنند. در این بین طبیعتا فکر می‌کنم آسیب‌پذیرترین گروه، کودکان و نوجوانان هستند. از این جهت که شاید بعضی وقت‌ها یک‌سری تهدیدها در ذهن فرد بزرگسال به‌صورت واقع بینانه‌تری ادراک شود اما همان تهدید در ذهن کودک به شکل خیلی ترسناک‌تر نمود پیدا ‌کند.

 

محمد جواد زحمتکش: حضور تیم‌های اورژانس روانشناختی چنانچه در حادثه پلاسکو شاهدش بودیم، یکی از موارد بسیار کمک‌کننده در هنگام مواجهه مردم با آسیب‌ها است.

 

باید گفت؛ اولین اقدامی که خانواده می‌تواند انجام بدهد این است که تماشای اخبار مربوط به جنگ موکول شود به ساعات و موقعیت‌هایی که بچه‌ها کمتر با آن مواجهه داشته باشند. همچنین  نیاز نیست جنگ برای بچه‌ها به شکل زمخت و نخراشیده روایت شود و تا جایی که ممکن است  تعدیل و تلطیفِ روایت آن مد نظر قرار گیرد تا برای کودک قابل تحمل‌تر باشد و احساس ناامنی کمتری به او القا شود.

 

در این راستا توصیه می‌کنم خانواده‌ها برای کودکان فرمی از مدل سازی را انجام دهند. یعنی  همان‌طور که بچه‌ها تحت آموزش مانورهای زلزله قرار می‌گیرند اما وحشت حاصل از این که قرار است زلزله بیاید را به آنها منتقل نمی‌کنیم، خوب است یکسری مانورهای کلاسیک و ساده در خصوص اقداماتی که هنگام وقوع انفجار باید انجام داد به بچه‌ها آموزش دهیم.

 

این کار شوک در لحظه را در کودک کم می‌کند، چرا که حداقلش این است که آمادگی ذهنی ازپیش داشته و این چیزی است که ما مشابهش را در خصوص امنیت جنسی در کودکان انجام می‌دهیم تا اگر کسی ناقض حریم شخصی ایشان شد، بدانند چطور واکنش نشان دهند.

 

 

البته این تهدید نباید در ذهن کودک به گونه‌ای تعریف شود که در معرض خطر قرار دارد اما این آمادگی ذهنی را می‌دهد که اگر خطری حادث شد، چطور واکنش نشان دهد.

 

بنابراین شایسته است پروتکل‌های مربوط به مواجهه درست با موقعیت جنگی و وقوع انفجار را از اهل فن بیاموزیم و آن را در قالب بازی و زبان کودکانه به کودکان منتقل کنیم تا آمادگی ذهنی داشته باشند.

 

تدابیر و حمایت لازم

این مدرس دانشگاه درباره اقدامات حمایتی گفت: حضور تیم‌های اورژانس روانشناختی چنانچه در حادثه پلاسکو شاهدش بودیم، یکی از موارد بسیار کمک‌کننده در هنگام مواجهه مردم با آسیب‌ها است. زیرا اعزام افرادی که دارای آمادگی کار اورژانسی در حوزه روانشناختی هستند به محل اصابت‌ها و حملات  نظامی پس ازاتمام حمله سبب می‌شود تا افراد در معرض اگر دچار شوک شده‌اند، سریعتر و راحت‌تر از آن حالت خارج شوند.

 

 

همه افرادی که در معرض آسیبها قرار می‌گیرند به ویژه کودکان دارای توانمندی کافی نیستند. ازاین رو تهیه  برنامه و تولید محتوا و انیمیشن‌های مناسب و در حد آستانه تحمل ایشان، باعث می‌شود آمادگی ذهنی در حوزه‌هایی نظیر مراقبت ازخودشان ایجاد شود

 

در چنین موقعیتی از آنجا که مغز انسان در مواجه با بحران‌ها و اتفاق‌های خیلی تلخ و ناگهانی وارد حالت گیجی و مسخ می‌شود باید سعی کنیم با ارایه راهنمایی‌های مشخصی در قالب جملات کوتاه و شفاف او را به  واقعیت برگردانیم و توضیح دهیم که چه اتفاقی افتاده است. طرح سوالاتی مانند  چکار داشتی می‌کردی یا بقیه کجا هستند، سبب می‌شود فرد روی لحظه و واقعیت موجود متمرکز شود و ازحالت  گنگی خارج شود.

 

علاوه بر آن اگر فرد به هر دلیل با مفقودی اعضای خانواده طرف باشد، باید اورا به آرامش دعوت کنیم و به فرد این ذهنیت را بدهیم که تنها حالت موجود، بدترین تصور ممکن نیست و گزینه‌های مختلف وجود دارد که بررسی می‌شوند. واقعیت این است، هر چقدر به موقع  و بهتر به فرد کمک کنیم که از حالت بحران‌زده خارج شود، طبیعتا احتمال این که در آینده مبتلا به اختلال اضطراب پس ازسانحه (PTSD) بشود، کمتر است.

 

  تولید محتوای مناسب برای کودکان

جای خالی محتوای مختص کودک و نوجوان با موضوع جنگ و ناامنی را در رسانه ملی به شدت احساس می‌کنم؛ زحمتکش با بیان این جمله اظهار کرد: شاید بشود گفت متاسفانه هیچ تدبیری در این حوزه اندیشیده نشده، البته با توجه به شرایطی که وجود دارد شاید آخرین مبحثی باشد که خیلی‌ها به ذهنشان برسد اما به نظرم غفلت بزرگی است.

 

کما این که برایم جالب بود، زمانی که بحران تروریستی داعش در عراق و سوریه در جریان بود وموج مهاجرها به سمت کشورهای اروپایی روان بودند، من مقاله‌ای خواندم که در همان زمانِ ازراه رسیدن مهاجرها در آلمان، کار پژوهشی جدی انجام شده بود که چطور می‌توان  به کنترل آسیبهای این افراد پرداخت تا در خلال ادغام اجتماعی مهاجران به جامعه خودشان منتقل نشود.

 

قطعا ما نیز در کشور خود باید به فکر باشیم، چرا که همه افرادی که در معرض آسیبها قرار می‌گیرند به ویژه کودکان دارای توانمندی کافی نیستند. ازاین رو تهیه  برنامه و تولید محتوا و انیمیشن‌های مناسب و در حد آستانه تحمل ایشان، باعث می‌شود آمادگی ذهنی در حوزه‌هایی نظیر مراقبت ازخودشان ایجاد شود.

 

 مشاهدات

زحمتکش در پاسخ به این پرسش که تاثیر آسیبهای جنگ را در اطرافیان و مراجعان خود چگونه دیده است، اظهار کرد: خوشبختانه گیلان تا امروز خیلی در معرض حملات نبوده  تا مواردی نظیر «اختلال اضطراب پس ازسانحه» را ببینیم. اما اصلی‌ترین تغییری که درمراجعان و دانشجویان خویش احساس کرده‌ام همان به تعویق افتادن پیگیری اهداف، آروزها و برنامه‌هاست.

 

یعنی افراد دچار رخوت وکسالت درمسیر توسعه فردی خویش شده‌اند. چه بسیار دانشجوهایی را می‌شناسم که نسبت به تحصیل بی‌توجه شده‌اند و چنین موردی فارغ ازاین است که  ساختار آموزش رسمی از مدارس گرفته تا دانشگاه‌ها مختل شده‌ و با کیفیتی که قبل از شرایط جنگی داشته، ادامه ندارد. البته سعی می‌شود با همه محدودیت‌هایی که وجود دارد، این روند به صورت آنلاین، پیش برود که طبیعتا  کارایی قبل را ندارد.

 

این مدرس دانشگاه در پایان گفت: آرزوی سلامت برای هموطنان و همه انسانهای جهان دارم؛ انشاالله  که همه انسانها همیشه  از تنش و جنگ و آسیب و خونریزی به دور باشند.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.