با اعلام آتشبس، صادرات چای ایران بار دیگر آزاد شد. موافقان معتقدند این کار به رونق صنعت چای و جلوگیری از دپوی محصول در کارخانجات کمک کند. با اینحال اما هنوز درباره ماهیت چای صادراتی ایران توافق شفافی وجود ندارد. جهانساز رییس سازمان چای میگوید که تنها بخش کوچکی از تولیدات قابلیت صادرات دارد، اما همزمان از صادرات ۱۲ هزار تن چای در سالی سخن میگوید که کل تولید چای خشک ۲۱ هزار تن بوده است.
در سوی دیگر، برخی معتقدند ما ناچاریم محصولاتی مانند خاک چای، چای شکسته و ارقام کممتقاضی را صادر کنیم. زیرا بازار داخلی خریدار آنها نیست و حتی امکان تکرار خاطره چای سنواتی وجود دارد. در مقابل، گروهی میگویند این فقط نقابی از صادرات است که روبهروی ما قرار گرفته و بخش بزرگی از این کوه یخ در قالب صادرات چای و منافع حاصل از آن که کمتر شامل حال چایکاران میشود برای همگان قابل دید نیست. دقیقا مشخش نیست این عدم کیفیسازی ارقام چای آن هم با تناژ بالا، عمدی اتفاق میافتد یا فقط یک تصادف و روندی عادی است که در حال اصلاح است.
***
12 اسفند 1404 دولت تا اطلاع ثانوی صادرات تمام محصولات غذایی و کشاورزی از جمله چای را ممنوع کرد. دو ماه بعد در 23 اردیبهشت 1405 دفتر مقررات صادرات و واردات سازمان توسعه تجارت ایران در مکاتبه رسمی با گمرک با صادرات چای به صورت مشروط موافقت کرد. بررسیها نشان میدهد؛ سندیکای کارخانجات چای شمال گرداننده اصلی این ماجراست و این آزادسازی با پافشاری آنها به انجام رسیده است. این گزارش بیشتر از آنکه درباره خبر “آزادسازی صادرات چای” باشد؛ به بحث “تعریف صادرات در صنعت چای ایران” میپردازد و در واقع چهار روایت از صنعتی است که در مسیر افول قرار گرفته است.

نیاز حدود 70 درصدی ایران به واردات چای خارجی، عدم پاسخگویی تولید داخل و صادرات بخشی از چای، موضوعاتی هستند که فعالان صنعت چای، سندیکای کارخانجات و دولت بر سر آن توافق دارند. اما اختلاف دقیقا از جایی شروع میشود که سعی میکنیم به این سوالات پاسخ دهیم: چه مقدار صادرات داریم؟ این چای صادراتی دقیقا چیست؟ چرا صادر میشود؟ آیا کیفیت خوبی دارد یا بیکیفیت است؟ آیا صادرات چای یک سوپاپ اطمینان برای بقا کارخانجات است؟ در اینجا ما با روایتهای مختلفی روبهرو هستیم.
روایت اول، صادرات چای باکیفیت ایرانی راه نجات صنعت چای
صادق حسنی، مدیر اجرایی سندیکای کارخانجات چای شمال: سالانه ۵۰ تا ۶۰ هزارتن چای در کشور مصرف میشود. با نوسان نرخ ارز، مردم به سمت خرید چای داخل سوق پیدا میکنند که گاهی منجر به محدودیت صادرات چای میشود. چای ایرانی به ۳۳ کشور صادر میشود و کشورهای اروپایی مقصد چای باکیفیت ایرانیاند. یکسری چای کمطرفدار( و نه بیکیفیت) نظیر خاک چای، چای باروتی و بخشی از چای قلم درشت هم وجود دارد که با ذائقه مصرفکننده خارجی جور است؛ بنابراین حدود 2 هزار تن از این اقلام صادر میشود. برای مابقی چایی که قابلیت صادرات دارد؛ سندیکا تقاضا داده تا به تدریج انجام شود.
حسنی، مدیر اجرایی سندیکای کارخانجات چای شمال میگوید: بخشی از چای تولیدی ایران در بازار داخلی مصرف ندارد، البته این امر نشان دهنده این نیست که این چایها بیکیفیت هستند؛ خیر، بیکیفیت نیستتند بلکه این چاییها در داخل ایران مصرف نمیشود و باید صادر بشود
تولید چای در سال گذشته به علت خشکسالی کاهش پیدا کرد؛ بنابراین ما چایی از سال گذشته در انبار کارخانجات ذخیره نکردیم که حالا بخواهیم به عنوان سنواتی صادر کنیم. تجار ما یک مقدار چای خشک تولید شده از قبل در اختیار داشتند و خرید سال گذشته آنان بود به همراه چای تولیدی 1405 مجموع اینها همان چایی است که هماینک در حال صادر شدن است.
در مقابل دیدگاهی که صادرات را راهی برای رونق صنعت چای و ایجاد بازار برای بخشی از تولیدات داخلی میدانند، برخی فعالان این حوزه معتقدند آنچه که همواره به عنوان صادرات چای انجام میشود، بیشتر از اینکه نشانه قدرت صنعت چای کشور باشد، بازتابی از مشکلات ساختاری و حتی ضعف در کیفیسازی تولید است.
روایت دوم؛ صادرات یا نام مستعار بحران کیفیت
عمید پورغفار مغفرتی، تولیدکننده: چای صادراتی ایران بیکیفیت است و بخش زیادی از آن چای سنواتی است. صادرات زمانی معنا دارد که کشور مازاد تولید داشته باشد. اساسا کشوری که 70 درصد نیازش را وارد میکند چگونه میتواند صادرکننده باشد؟!
تنها 5 تا 6 درصد از چای مرغوب ایران به بازارهایی مانند روسیه صادر میشود و عمده صادرات مربوط به ارقام کمکیفیتتر است. در واقع چایی که در سالیان و اداور گذشته تولید شده و برای یکی دو سال اخیر هم نیست و متعلق به چند دهه اخیر است؛ معمولا به شکل صادرات در اختیار افرادی قرار میگیرد که حالت رانتی دارد و هر کسی هم نمیتواند چای را صادر کند چون شرایط برای ما برابر نیست و به ما اجازه داده نمیشود که چای تولیدی خودمان را صادر کنیم.
پورغفار: بخشی از چای ما پس از خروج از کشور، در کشورهای همسایه یا مناطق مرزی در اربیل عراق یا مرز ترکیه توسط دلالان فرآوری و بستهبندی شده و سپس با ارزش افزوده بیشتر و اضافه کردن رنگ و اسانس، به بازارهای مصرف بازمیگردند. این روند نقابی از صادرات و نشانهای از ناکارآمدی ساختار تولید و تجارت چای در کشور است
بخشی از چای ما پس از خروج از کشور، در کشورهای همسایه یا مناطق مرزی در اربیل عراق یا مرز ترکیه توسط دلالان فرآوری و بستهبندی شده و سپس با ارزش افزوده بیشتر و اضافه کردن رنگ و اسانس، به بازارهای مصرف بازمیگردند. این روند نقابی از صادرات و نشانهای از ناکارآمدی ساختار تولید و تجارت چای در کشور است.
ریشه اصلی شکلگیری چنین وضعیتی به ضعف سیاستهای کیفیسازی برمیگردد. بخش قابل توجهی از چای تولیدی کشور به دلیل شیوههای تولید و فرآوری، از استانداردهای لازم برای حضور موفق در بازار داخلی برخوردار نیست و همین موضوع زمینه انباشت محصول در انبارها و در نهایت صادرات آن را فراهم میکند. درحالیکه سیستم سازمان چای کشور و سندیکا به راحتی میتواند طبق یک سازوکاری و با آموزش از تولید چای نامرغوب جلوگیری کند.
آنچه امروز به نام صادرات چای مطرح میشود، بیش از آنکه نشانه موفقیت صنعت چای باشد، نتیجه سالها سوءمدیریت و هدایت نشدن این صنعت به سمت تولید کیفی است. از طرفی بسیاری از کارخانهداران گیلان، چای چین اول ۱۴۰۵ را که از نیمه اردیبهشت آماده عرضه شده بود، در مدت کوتاهی با قیمتهای ۷۰۰ هزار تومان تا حدودا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به فروش رسانده و اکنون موجودی چندانی از تولید جدید در اختیار ندارند.
در مقابل دیدگاه منتقدانی که صادرات چای را نشانه ضعف در کیفیسازی تولید میدانند، برخی کارشناسان صنعت چای معتقدند صادرات بخشی از سازوکار طبیعی این صنعت است و نقش مهمی در حفظ تعادل بازار ایفا میکند.
روایت سوم؛ صادرات، راهی برای مدیریت بازار و فروش ارقام کممتقاضی
یک تحلیلگر صنعت چای: صادرات چای در ذات خود پدیده منفی و نامطلوبی نیست. این روند از دهه ۱۳۲۰ و حتی پیش از انقلاب نیز وجود داشته، اما از دهه ۱۳۸۰ به بعد شتاب بیشتری گرفته است. پایهگذاری صادرات چای به شکل سازمانیافته در دهه ۱۳۷۰ توسط سازمان چای انجام شد. اقدامی که به شناسایی بازارهایی برای بخشی از ارقام چای منجر شد. ارقامی که یا در داخل کشور متقاضی چندانی نداشتند یا زیرساخت لازم برای فرآوری و تبدیل آنها به محصولات باکیفیتتر فراهم نبود.
بررسی آمارها نشان میدهد که در برخی مقاطع، میزان صادرات چای بالا بوده است. بخش مهمی از این صادرات مربوط به چای سنواتی بود. پس از تعیین تکلیف چای سنواتی، از سال ۱۴۰۲ تاکنون عمده چای صادرشده، محصول همان سالهای تولید بوده است. البته ممکن است بخشی از چای تولیدی یک یا دو سال بعد صادر شود، اما دیگر چیزی تحت عنوان چای سنواتی وجود ندارد و پرونده آن بسته شده است.

درخواست رفع ممنوعیت صادرات چای از سوی سندیکای کارخانجات چایسازی شمال مطرح شده است. این سندیکا در مکاتبه با وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده که برخی از ارقام چای، از جمله خاک چای، شکسته دو و سایر درجات ضعیفتر، در بازار داخلی متقاضی چندانی ندارند و فروش آنها با دشواری همراه است، در حالی که برای این محصولات خریداران خارجی نقدی وجود دارد. بر همین اساس، وزارت جهاد کشاورزی نیز در بخشنامه جدید خود کدهای تعرفه مشخصی را تعریف کرد تا امکان صادرات این گروه از محصولات فراهم شود.
اگر امکان صادرات این ارقام فراهم نشود، مشکلاتی مشابه سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ در فروش چای داخلی ایجاد خواهد شد(پرونده موسوم به چای دبش). بخشی از مشکلات آن دوره ناشی از واردات گسترده چای بود، اما بخش دیگر به این واقعیت بازمیگشت که تجارت برخی از این ارقام عملا تنها از مسیر صادرات امکانپذیر است. در مجموع، صادرات چای به نفع صنعت چای کشور است؛ زیرا ضمن ایجاد بازار برای محصولاتی که در داخل مصرفکننده ندارند، فضای بیشتری برای عرضه چای مرغوب در بازار داخلی فراهم میکند.
یک تحلیلگر صنعت چای: درخواست رفع ممنوعیت صادرات چای از سوی سندیکای کارخانجات چایسازی شمال مطرح شده است. این سندیکا در مکاتبه با وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده که برخی از ارقام چای، از جمله خاک چای، شکسته دو و سایر درجات ضعیفتر، در بازار داخلی متقاضی چندانی ندارند و فروش آنها با دشواری همراه است، در حالی که برای این محصولات خریداران خارجی نقدی وجود دارد
مصرفکنندگان ایرانی عموما به دنبال چای باکیفیت هستند و البته از نقش قیمت هم نمیتوان گذشت. چون بسیاری از مردم به دلیل قیمت مناسبتر به خرید چای ایرانی گرایش پیدا کردهاند. نوسانات شدید نرخ ارز نیز در این روند مؤثر بوده است. افزایش قیمت چای خارجی باعث شده مصرفکنندگان بیش از گذشته به چای ایرانی روی بیاورند و امیدواریم این تغییر الگوی مصرف پایدار بماند.
اگر صرفا به آمار صادرات نگاه شود، ممکن است این تصور شکل بگیرد که مردم ایران از چای داخلی استقبال نمیکنند، در حالیکه چنین برداشتی نادرست است. بخشی از چای صادر شده مربوط به محصولاتی است که از سالهای قبل در انبارها نگهداری شدهاند و به دلیل افزایش مستمر نرخ ارز، صادرات آنها در سالهای بعد برای صادرکنندگان صرفه اقتصادی بیشتری دارد.
بر اساس بخشنامه جدید، واردکنندگان هشت قلم کالا میتوانند بدون محدودیت و با سرمایه شخصی نسبت به واردات اقدام کنند. با این حال، اگر واردکنندهای قصد واردات چای خارجی داشته باشد، باید توجه داشت که حداقل قیمت چای خارجی در بازار ایران به حدود دو میلیون تومان برای هر کیلوگرم رسیده است. در چنین شرایطی، حتی در صورت واردات، این محصول با محدودیت جدی در بازار مصرف مواجه خواهد شد.
متاسفانه صنعت چای ایران همواره درگیر حاشیهها و فضاسازیهایی بوده که مانع از دیده شدن واقعیتهای این بخش شده است. یکی از استدلالهای دولت این بوده که وقتی چای خارجی با قیمت حدود ۶ دلار وارد میشود، منطقی نیست چای داخلی با قیمت حدود یک و نیم دلار صادر شود؛ بلکه بهتر است همین محصول در بازار داخلی به فروش برسد. با این حال، واقعیت آن است که بخش عمده چای صادرشده از نظر کیفیت و ویژگیهای مصرفی، مورد استقبال مصرفکنندگان ایرانی قرار نمیگیرد. بنابراین مقایسه ارزش دلاری واردات و صادرات بدون توجه به تفاوت کیفیت و بازار مصرف، تحلیلی ناقص و گمراهکننده خواهد بود.
روایت چهارم؛ بخش کوچکی که 12 هزار تن شد!
حبیب جهانساز، رییس سازمان چای کشور: کیفیسازی چای همواره در اولویت این سازمان بوده است و در این راستا علاوه بر آموزش به چایکاران و کارخانجات فرآوری، ۴۰۰ ناظر نیز بر فرآیند کیفیسازی تولید در کارخانجات نظارت میکنند.
چای ایران به ۲۷ کشور جهان مانند ترکیه، روسیه، چین، هندوستان، آذربایجان و ارمنستان صادر میشود. در همین راستا سال گذشته نزدیک به ۲۰ میلیون دلار ارز حاصل از صادرات چای وارد کشور شد. کیفیت برگ سبز 1405 هم در مقایسه با 8 سال گذشته بینظیر بود و تا نیمه خرداد امسال ۱۰ هزار تن چای خشک استحصال شده که تا پایان سال احتمالا به 30 هزار تن برسد.
حبیب جهانساز: بخش کوچکی از تولیدات، عمدتا چای با درجات پایینتر هستند که صادر میشوند. سال گذشته این رقم حدود 12 هزار تن بود. در سال گذشته به دلیل خشکسالی تولید چای با 5 هزار تن کاهش از ۲۶ هزار تن به ۲۱ هزار تن رسید
بخش کوچکی از تولیدات، عمدتا چای با درجات پایینتر هستند که صادر میشوند. سال گذشته این رقم حدود 12 هزار تن بود. در سال گذشته به دلیل خشکسالی، تولید چای با 5 هزار تن کاهش از ۲۶ هزار تن به ۲۱ هزار تن رسید.
چای صادراتی ایران از واقعیت تا پارادوکس
آمار بالای تغییر کاربری و رهاسازی باغات این واقعیت را آشکار میسازد که صادرات چای حالا با هر کیفیتی که انجام میشود؛ بر روی معیشت چایکاران گیلانی و مازندرانی تاثیری نداشته است. باتوجه به قیمت خرید تضمینی برگ سبز چای درجه یک که هر کیلوگرم ۴۲ هزار تومان است، فقر در بین کشاورزان چایکار بیداد میکند.
از طرفی اگر این روایتها را در کنار هم قرار دهیم؛ پرسشهایی جدی در مورد صادرات مطرح میشود. سوالی که پیش میآید این است که آیا بیش از نیمی از چای تولیدی کشور همان چای کمکیفیت است؟ اگر اینگونه است چرا برای کیفیسازی آن اقدام نمیشود؟ آیا نفع مجموعه در تولید چنین ارقامی و سپس صادرات یا شبه صادرات آن است؟ آنچه مسلم است پارادوکسها بر این صنعت سایه افکنده است. ظاهرا ابهام در آمارها و تناقض، همچنان بخشی جداییناپذیر از سرنوشت چای ایران است.