جهان ادبیات کودک ونوجوان، گسترهای لطیف با تاثیری ژرف است که نمیتوان بیاعتنا ازکنارش گذشت. همه ما روزگاری کودک بودهایم و میدانیم که قصهها و شعرهای دوران کودکی چگونه روزگاری بر دفتر سپید ذهنمان حک شد و آثارش تا به امروز باقی مانده است.
از این رو آگاهی و ذوق و هنر فعالان عرصه ادبیات کودک، حائز اهمیت بسیار است. و اما «سمیه سیدیان» که چند سالیست در شهرستان رضوانشهر سکنی گزیده، ازخالقان نامآشنای دنیای ادبیات کودک و نوجوان در ایران بهشمار میآید. آنچه در ادامه پیش روی شماست، گفتوگویی است که به مناسبت روزملی ادبیات کودک و نوجوان با او ترتیب دادهایم.
***
-لطفا از خود و پیشینه فعالیتهای ادبی و هنریتان در حوزه کودک و نوجوان برایمان بگویید.
سمیه سیدیان هستم، نویسنده و اندکی مترجم و اندکی تصویرگر.
«دندانی که لق نمیشد»، «قالیشویی در رود تشنه»، «بابااتوبوسی»، «کفشی که لانه خانم مرغه شد»، «شانهای که میخواست فرار کند» و «نامهای به رئیس جمهور» در ردیف کتابهای تالیفی کودکم قرار دارند. رمانهایی که برای کودکان نوشتهام هم در برگیرنده «افسانه جزیره کبودان»، «پهلوان چشمعسلی» و «فوکولی فک قهرمان خزر» است.
«الهه خاموش معبد»، «صورت فلکی گمشده» و «آخرین وارث» هم اسامی رمانهای نوجوانی است که نوشتهام. در زمینه ترجمه داستان کودک هم شصت عنوان ترجمه در مجموعه الکترونیک فیکولند انجام دادم و چند ترجمه کاغذی که شامل «جشن تولدی برای گاو»، «سلام نینجا»، «اولین کتاب قطار من»، «اولین کتاب طبیعت من»، «من فکر میکنم، من خیلی زیاد فکر میکنم» میشود.
سمیه سیدیان: من پیوند عمیقی با خاطرات، ترسها و شادیهای دوران کودکیام دارم. نوشتن برایم «بازگشت به خانه» یا کودکیام معنا میشود
-چطور قدم به دنیای ادبیات کودک نهادید؟
نوشتن به صورت حرفهای و جدی در زمینه ادبیات بزرگسال برایم از سال ۸۹ شروع شد، زمانی که بیست و نه سال داشتم. آن زمان معلم پیشدبستانی دخترم و مربی خلاقیت و قصهگویی کتابخانهای بودم. ارتباط عمیقی با بخش کودک و نوجوان کتابخانه داشتم.
حتی بعد از کارگاه بچهها تا زمانی که میتوانستم در اتاق خلاقیت میماندم و بارها و بارها کتابها را ورق میزدم و در دنیای کودکانه و شاد بچهها غرق میشدم. این علاقه باعث شد تا نوشتن برای کودکان را شروع کنم. از سال ۹۴ به صورت تخصصی وارد ادبیات کودک و نوجوان شدم و تا امروز تعدادی کتاب کودک و نوجوان تألیف و ترجمه و تصویرگری کردم.
-چه عاملی سبب ادامه این مسیر شد؟
نوشتن برای بچهها، مسیری مرکب از اشتیاق ادبی و تعهد اخلاقیست. مسیر سخت است، اما امیدوارانه پیش میروم. من پیوند عمیقی با خاطرات، ترسها و شادیهای دوران کودکیام دارم. نوشتن برایم «بازگشت به خانه» یا کودکیام معنا میشود.
دوست دارم، داستانهایم بچهها را به کتابخواندن علاقمند کند. آنها را در مسیر رشد در زندگی قرار دهد و در جستجوی معنا باشند.
دنیای ادبیات کودک، دنیایی رها و آزاد است، سرشار از مهر و جادو و زیبایی، وقتی که بخواهم از دنیای ترسناک بزرگسالی فرار کنم، به دنیای آزادانه ادبیات کودک پناه میبرم.
شاید مهمترین عامل، «ایمان به قدرتِ داستان» است. اگر بعد از این همه سال، در دنیای ادبیات کودک و نوجوان، دوام آوردهام، باور دارم که یک داستان خوب، بیش از هر نصیحت یا آموزشی، میتواند زندگی یک انسان را تغییر دهد.
ادبیات کودک و نوجوان، دیگر فقط مجموعهای از قصههای قبل از خواب نیست؛ بلکه یک زبان مشترک میان نسلها و ابزاری قدرتمند برای شکلدهی به دنیای ذهنی انسانهای آینده است. تاثیرات آن لایههای عمیقی از اجتماع را در بر میگیرد
-چه بازخوردهایی از سوی مخاطبان، اولیا، معلمان و همچنین مسئولان فرهنگی داشتهاید؟
در طی این سالها با معلمها و والدین زیادی برخورد داشتهام و به طرز شگفتآوری از همراهی آنها با بچهها و آثارم خوشحالم. اغلب آثار جوایز زیادی کسب کرده، از جمله اولین رمان نوجوانم «الهه خاموش معبد» در کتاب سال البرز تقدیر شد. «افسانه جزیره کبودان» کاندید کتاب سال شد. «کفشی که لانه خانم مرغه شد»، برگزیده کتاب سال البرز شد. «صورت فلکی گمشده» جزء سه کاندید نهایی جشنواره ملی سیرجان شد. «آخرین وارث» هم به دور نهایی جشنواره داستانهای حماسی ایران رسید.

–ادبیات کودک و نوجوان دربرگیرنده چه گسترههایی است و چه تاثیری بر جامعه دارد؟
ادبیات کودک و نوجوان، دیگر فقط مجموعهای از قصههای قبل از خواب نیست؛ بلکه یک زبان مشترک میان نسلها و ابزاری قدرتمند برای شکلدهی به دنیای ذهنی انسانهای آینده است. تاثیرات آن لایههای عمیقی از اجتماع را در بر میگیرد. از ادبیات تربیتی و آموزشی گرفته تا ادبیات تخیلی و فانتزی، ادبیات رئالیسم اجتماعی، ادبیات غیر داستانی، ادبیات تصویری و کتابهای تصویری، ادبیات اقلیمی و اسطورهای.
ادبیات کودک و نوجوان به هویت کودک و نوجوان شکل میدهد و بر جهان آنها تاثیرگذار است. همدلی را در جامعه افزایش میدهد. تفکر انتقادی را توسعه میدهد. ادبیات میتواند حافظ میراث فرهنگی و زبان فارسی باشد.
اگر جامعه را یک ساختمان فرض کنیم، ادبیات کودک و نوجوان پیریزی این ساختمان است. جامعهای که برای ادبیاتِ کودک و نوجوانش سرمایهگذاری کند و اجازه دهد ذهنِ فرزندانش با کتابهای متنوع، جسورانه و خلاقانه رشد کند، در آینده شهروندانی آگاهتر، صبورتر و خلاقتر دارد.
–آثار موجود در بازار کتاب کودک و نوجوان را چگونه ارزیابی میکنید؟
مثل هر حوزه دیگری متفاوت است. از عالی و خوب و متوسط گرفته تا سطوح پایینتر، نازل و بیارزش در بازار نشر وجود دارد. معتقدم، هماناندازه که نویسنده نسبت به کودک و ادبیات کودک، متعهد و مسوول است، ناشر چه بسا مسوولیتی چندین برابر دارد. اوست که در مقام سرمایهگذار میتواند کارهای درخشانتر و عمیقتری را به بازار نشر عرضه کند تا کتابهای نازل و بازاری و سطحی را.
سمیه سیدیان: هماناندازه که نویسنده نسبت به کودک و ادبیات کودک، متعهد و مسئول است، ناشر چه بسا مسئولیتی چندین برابر دارد. اوست که در مقام سرمایهگذار میتواند کارهای درخشانتر و عمیقتری را به بازار نشر عرضه کند تا کتابهای نازل و بازاری و سطحی را
-و اما درپایان بفرمایید بهنظر شما در عرصه ادبیات کودک ونوجوان چه چالشهایی وجود دارد و چه باید کرد؟
چالشهای ادبیات کودک و نوجوان ترکیبی از مسایل فنی (نوشتن)، ساختاری (نشر و آموزش) و فرهنگی (جامعه) است. این حوزه تحت نظارت شدیدِ چند جبهه قرار دارد، که همین موضوع هم میتواند محافظتکننده باشد و هم مانعی برای خلاقیت نویسنده.
چالشهای زیادی مقابل نویسندههاست از جمله:
چالش «سنتگرایی» در مقابل «مدرنیسم» و چالش های ساختاری و اقتصادی، کمبود ویراستارها و تصویرگرهای متخصص و…
و البته میتوان برای هر مساله راه حلهای متفاوتی ارایه کرد: میشود با ایجاد تسهیلات برای چاپ کتابهای تصویری و کاهش مالیات بر کاغذ و چاپ، صنعت نشر را رونق داد.
همچنین با برگزاری دورههای ویراستاری مخصوص ادبیات کودک و کارگاههای تصویرگری که بر اساس روانشناسی کودک باشد، نه فقط هنر محض، در این مسیر تلاش کرد. اما باید دید مسئولان امر تا چه حد همراهی میکنند.