به بهانه‌ی روز قلم و سالروز درگذشت دکتر محمد معین؛

قلم معین، روایت امانت

0 ۸

هر مناسبتی در تقویم فرهنگی، فرصتی برای بازخوانی یک مفهوم است. روز قلم نیز بیش از آن‌که یادآور نوشتن باشد، یادآور مسوولیتی است که اهل قلم در برابر حقیقت، زبان و میراث یک ملت بر دوش دارند.

درچنین تاملی، همجواری چهاردهم تیر با سالروز درگذشت دکتر محمد معین (13 تیر)، معنایی فراتر از یک تقارن تاریخی می‌یابد. گویی تقویم، خود ما را به یاد پژوهشگری می‌برد که قلم را نه وسیله‌ اظهار خویش، بلکه ابزاری برای صیانت از سخن دیگران می‌دانست.

 

از همین منظر، مرور روش علمی و منش پژوهشی او می‌تواند یکی از شایسته‌ترین روایت‌ها برای سخن گفتن از روز قلم باشد.

اگر بخواهیم جایگاه دکتر معین را در پژوهش معاصر بشناسیم، کافی است نگاهی به میراثی بیندازیم که از خود بر جای گذاشت. هر یک از متن‌هایی که او تصحیح کرده، حلقه‌ای از زنجیره‌ی فرهنگ و ادب فارسی بود که با دقت و وسواس علمی به نسل امروز رسید.

 

همه متن‌هایی که به همت دکتر معین تصحیح شده با تحقیق و سنجش  عمیق بوده، ولی تصحیح انتقادی متن برهان قاطع از دیدگاه صاحبنظران، نکته‌سنج‌کاری بسیار بزرگ و از گونه‌ای دیگر معرفی شده است

 

فهرست این آثار، تنها شمارش چند عنوان کتاب نیست، روایتی است از سال‌هایی که با صبر، دقت و امانت، صرف احیای متون کهن شد.

استادمعین در خلال سال‌های ۱۳۳۷ – ۱۳۳۰ خورشیدی، کتاب‌های برهان قاطع محمد حسین‌بن خلف تبریزی متخلص به برهان را در چهار مجلد نشر داد و سپس به هنگام چاپ دوم کتاب در سال۱۳۴۲، تعلیقات خود بر آن کتاب را نیز به عنوان جلد پنجم بر آن افزود.

 

در سال ۱۳۳۱ خورشیدی، کتاب‌های چهار مقاله‌ی عروضی سمرقندی، دانشنامه‌ی علایی ابن‌سینا (بخش‌های الهیات و رساله‌ی منطق)، در ۱۳۳۲، جامع الحکمتین ناصرخسرو قبادیائی، در ۱۳۳۴ مجموعه اشعار دهخدا و شرح قصیده فارسی خواجه ابوالهیثم، در سال ۱۳۳۵ جوامع الحکایات و لوامع الروایات (بخش‌های ۱ و ۲)، سدید الدین محمد عوفی و در سال ۱۳۳۷ کتاب عبهر العاشقین شیخ روزبهان بقلی را تصحیح و چاپ کرده است.

الحی، جهانگیر درّی، روبی چک، علی‌اف (غضنفر)، دکتر محمد معین، احسان یارشاطر، سعید نفیسی، ریپکا، مزدا، براگینسکی، علی‌اف

همه متن‌هایی که به همت دکتر معین تصحیح شده با تحقیق و سنجش  عمیق بوده، ولی تصحیح انتقادی متن برهان قاطع از دیدگاه صاحبنظران، نکته‌سنج‌کاری بسیار بزرگ و از گونه‌ای دیگر معرفی شده است.

 

در میان پژوهشگران معاصر، دکتر معین از معدود کسانی بود که تصحیح متن را کاری تنها فنی نمی‌دانست. او معتقد بود؛ مصحح، حق ندارد صدای خود را بر صدای مولف تحمیل کند. وظیفه‌ او، بازنویسی متن نیست؛ بلکه زدودن غبار زمان از آن است تا نویسنده، پس از قرن‌ها، همچنان با زبان خود سخن بگوید. این نگاه، امروز نیز یکی از بنیادی‌ترین اصول تصحیح انتقادی متون به شمار می‌آید.

 

این دقت، تنها یک توصیه اخلاقی نبود، بلکه در تمام مراحل کار او جریان داشت. معین پیش از آن‌که به تصحیح اثری دست بزند، نسخه‌های موجود را گردآوری می‌کرد، اعتبار هر نسخه را می‌سنجید، آن‌ها را سطر به سطر با یکدیگر مقابله می‌کرد و اختلاف نسخه‌ها را با وسواس ثبت می‌کرد.

او معتقد بود؛ حذف اختلاف نسخه‌ها، پاک کردن بخشی از تاریخ متن است. از همین رو، حتی آن‌جا که یک واژه میان نسخه‌ها متفاوت بود، خواننده را در جریان این تفاوت قرار می‌داد تا پژوهش، قربانی سلیقه‌ی شخصی نشود.

 

معین معتقد بود؛ مصحح، حق ندارد صدای خود را بر صدای مولف تحمیل کند. وظیفه‌ او، بازنویسی متن نیست؛ بلکه زدودن غبار زمان از آن است تا نویسنده، پس از قرن‌ها، همچنان با زبان خود سخن بگوید. این نگاه، امروز نیز یکی از بنیادی‌ترین اصول تصحیح انتقادی متون به شمار می‌آید

 

این شیوه، تنها به متن محدود نمی‌شد. در آثار تصحیح‌شده دکتر معین، حاشیه‌ها و تعلیقات، بخشی جدایی‌ناپذیر از پژوهش بودند. او هر نام ناشناخته را معرفی می‌کند، هر اصطلاح دشوار را شرح می‌دهد، ماخذ آیات و احادیث را می‌یابد، اشعار عربی و فارسی را مقابله می‌کند و حتی درباره‌ی ضبط درست واژه‌ها استدلال ارایه می‌دهد. گویی مصحح هم‌زمان، تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، نسخه‌شناس و کتابدار است. به همین دلیل است که تعلیقات او، گاه خود به منبعی مستقل برای پژوهشگران تبدیل شده‌ است.

 

معین در روزگاری می‌زیست که امکانات پژوهشی امروز وجود نداشت؛ نه پایگاه‌های دیجیتال در کار بود و نه نسخه‌های خطی که با چند کلیک در دسترس قرار گیرد. با این حال در کمتر از هشت سال، بیش از پنج هزار و پانصد صفحه از متون کهن فارسی را تصحیح و منتشر کرد؛ آثاری که هنوز نیز از منابع معتبر در حوزه‌ی پژوهش زبان و ادبیات فارسی به شمار می‌روند.

 

این حجم از کار، بیش از آن‌که حاصل سرعت باشد، نتیجه‌ی انضباط، پشتکار و عشقی عمیق به فرهنگ ایران بود.

همین دقت بود که اعتماد بزرگ‌ترین چهره‌های ادبی ایران را نیز به همراه داشت. علامه دهخدا در وصیت‌نامه‌ خود می‌نویسد: «به ورثه خود وصیت می‌کنم که تمام فیش‌های چاپ‌نشده لغتنامه را که ظاهرا بیش از یک میلیون است… به عزیزترین دوست من آقای دکتر معین بدهید که مثل سابق به چاپ برسد و این زحمتی است جانکاه که اقلامعادل نصف تالیف است»(دهم آبان 1333- علی‌اکبر دهخدا).

 

باریک‌بینی و امانت ادبی دکتر معین چنان بود که نیما یوشیج نیز در وصیت‌نامه‌ی خود، دکتر محمد معین را تنها کسی دانست که صلاحیت رسیدگی به آثارش را دارد. این انتخاب، بیش از هر چیز، نشان‌دهنده‌ی اعتماد به سلامت علمی و امانتداری اوست.

 

در جهانی که نویسندگان نسبت به کوچک‌ترین تغییر در آثارشان حساس‌اند، چنین اعتمادی به آسانی به دست نمی‌آید.

 

شاید راز ماندگاری دکتر معین نیز در همین باشد؛ او بیش از آن‌که نویسنده‌ای پرکار باشد، امانتدار فرهنگ ایران بود. هر صفحه‌ای که تصحیح کرد، تلاشی برای پیوند دوباره‌ی گذشته با امروز و حفظ اصالت زبان فارسی بود

 

شاید راز ماندگاری دکتر معین نیز در همین باشد؛ او بیش از آن‌که نویسنده‌ای پرکار باشد، امانتدار فرهنگ ایران بود. هر صفحه‌ای که تصحیح کرد، تلاشی برای پیوند دوباره‌ی گذشته با امروز و حفظ اصالت زبان فارسی بود.

 

روز قلم، فرصتی است برای یادآوری این‌که اعتبار قلم، تنها در آفرینش متن‌های تازه نیست، گاه در صبوری پژوهشگری است که سال‌ها می‌کوشد تا واژه‌ای از جای خود نلغزد و معنایی از تاریخ فرو نریزد. میراث معین، بیش از هزاران صفحه کتاب، درسی ماندگار پیرامون اخلاق پژوهش و مسئولیت اهل قلم در برابر حقیقت است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.