18 تیر روز درگذشت «مهدی آذر یزدی» است. مردی که از سال ۱۳۳۵ بیش از ۸۰ داستان را برای کودکان نوشت و جایزه کتاب سال را در سال ۱۳۴۴ از آن خود کرد. نامگذاری این اتفاق در تقویم تاریخی ما یادآور این نکته است که نقش کودکان در ادبیات بهویژه ادبیات خاص این دسته از مخاطب( کودک و نوجوان) تاثیرگذار، مهم و ضروری است.
کودکانی که آینده متعلق به آنان است و هر چقدر به این قشر از جامعه توجه کنیم آیندهای روشن، بالنده و غرورآفرین را پیش رو خواهیم داشت. ادبیات کودک یکی از گونههای ادبیست که خالق آن تلاش میکند تا با هر نوع قالب و ژانری پاسخگوی نیازهای دنیای خاص مخاطب باشد.
ادبیاتی که ابتدا به صورت روایی و شفاهی در گستره فرهنگ عامیانه ساخته و پرداخته شد و بعدها توسط نویسندگان، شاعران، منتقدان، پژوهشگران به صورت ادبیات رسمی و نوشتاری ثبت، ضبط و ارایه شد.
دیرینگی ادبیات کودک مرهون متونی است که از گذشته به یادگار مانده و بعدها توسط شاعران و نویسندگان بازنویسی و بازآفرینی شده و چون دایرهالمعارف ارزشمندی توانسته گنجینهای نغز و پرمغز را به کودکان به شیوهای غیر مستقیم در قالب شعر، داستان، متل، چیستان، حکایت، افسانه، ترانه و .. ارایه و آموزش دهد.
اگرچه باید بین ادبیات کودک با ادبیات بزرگسال به واسطۀ محدودیتهایی که در آثار بزرگسال وجود دارد و نیز تجربههای ذهنی و حسی کودکان تفاوت قائل شد اما لازم به ذکر است که برای آشنایی کودکان با منابع خواندنی و متون کهن باید تلاش کرد؛ مخاطب کودک را با توجه به تجارب حسی حرکتی، مهارتهای کلامی، میزان دقت و تفکر او، تسلط بر گستره واژگانی و … با زیباییهای نهفته در متون ادبی بیشتر آشنا کرد تا کودکان از خواندن آن لذت ببرند و بهرهمند شوند.
ادبیات کودک، خویشتنشناسی، باور توانمندیها، پرورش حس دینی و آشنایی با ارزشهای اخلاقی را به کودک هدیه میدهد
بنابراین توجه به نیاز مخاطب و شناخت آن، لازمه ورود به نوشتن و یا سرودن برای کودک است. بهویژه در عصر حاضر که فضای مجازی مخاطب کودک و نوجوان را سخت مشغول کرده و ایشان بدون آگاهی از منابع و متون مطالعاتی از لذت خواندن و نوشتن دور میشوند. ازاینرو توجه به موضوعاتی که در ادبیات کودک باید بدان توجه کرد از جایگاه مهمی برخوردار است.
موضوعاتی که در ادبیات کودک مطرح هستند به دو دسته تقسیم میشوند: نخست، موضوعاتی که مختص کودکان است و دنیای ساده و زیبای آنان را در آثاری که به رشته تحریر در آمده نشان میدهد. دوم، موضوعاتی که حاوی مفاهیم انتزاعی نظیر خشم، کینه و مهر است و علاوه بر کودکان، بزرگسالان نیز با آن مواجهاند.
بنابراین با توجه به منابع مطالعاتی و کتبی که برای کودکان یا درباره کودکان نوشته شده، باید ازاین موارد یاد کرد:
1-ادبیات کودک دربرگیرنده نوشتههایی است که در قالب شعر، داستان، افسانه و .. از ابتدا برای کودکان نوشته شده و برطرفکننده نیازهای روحی و روانی کودک است. مانند کتاب های شعر و داستان که برای گروههای سنی مختلف کودک و نوجوان چاپ شده است.
2- ادبیات کودک به آثاری گفته میشود که از ابتدا برای کودکان نوشته یا سروده نشده اما متناسب با دنیای ذهنی آنان است مثل حکایات شیرین کلیله و دمنه، مثنوی، قابوسنامه و …
3- ادبیات کودک به آن دسته از نوشتههایی گفته میشود که به قلم کودکان و توسط آنان برای کودکان نوشته یا سروده شده است.
گفتنی است، هدف ادبیات کودک ساختن انسان و جامعه است. زیرا این نوع ادبیات با تکیه بر متون گذشته میتواند آیندهای شیرین و تاثیرگذار را نشان دهد. ادبیاتی به هنجار و کارکردی که میتواند به نیازهای اجتماعی و تربیت نسل آینده کمک کند. لذا در این راستا نباید نقش ادبیات بومی و شفاهی را نادیده گرفت.
زیرا اگر کودکان با ادبیات بومی و شفاهی خود مانوس شوند، ارتباط مفید و بهتری با ادبیات رسمی سرزمین خود خواهند داشت. از این رو استفاده از منابع خواندنی، بهرهمندی از شنیدن شعرهای خوب و قصه های زیبا برای بچهها میتواند فرصت خوبی را مهیا سازد تا علاوه بر آشنایی با فرهنگ و زبان مادری خود با ارزشهای جامعه خویش نیز بیشتر و بهتر آشنا شوند.
ادبیات کودک، خویشتنشناسی، باور توانمندیها، پرورش حس دینی و آشنایی با ارزشهای اخلاقی را به کودک هدیه میدهد. در واقع کتابهایی که به ذهن و زبان کودک و با فضای ذهنی کودک و دنیای او نزدیک باشد و یا در اختیار کودک قرار داده شود، به کودک خوب صحبت کردن، خوب نوشتن، آشنایی با زبان معیار را آموزش میدهد و کسب مهارتهای زندگی را برای او شفاف میسازد.
همچنین معرفی الگوهای رفتاری مناسب، احیای زبان مادری، رفع نیازهای عاطفی کودک، اعتماد به نفس، رفع مشکلات هیجانی، کلامی و روانی مانند ترس، دلهره، خجالت، لکنت زبان و … از طریق منابع خواندنی میتواند به خانوادهها کمک کند تا مشکلات و آسیبها را در کودک محو سازند. از دیگر سو سرگرمکنندگی، تقویت فرهنگ مطالعه، آشنایی کودک با فرهنگها، آگاهی از اختلافات ظاهری قومیتها، اشاعه فرهنگ صلح و دوستی، میتواند به لذت خواندن و نوشتن در کودک منجر شود.

متون فاخری چون کلیله و دمنه، مرزباننامه، قابوسنامه، داستانهای مولانا، داستانهای بوستان و گلستان سعدی و دیگر متون ادبی که برای کودکان نوشته نشده اما نویسندگان و شاعران بهویژه مهدی آذریزدی به قلم و ذهن و زبان کودکانه آن را پیاده و بازنویسی کردند، منابع مفید و تاثیرگذاری هستند که میتوانند برای تربیت فردی و سلامت اجتماعی کودک مفید باشند.
هدف ادبیات کودک ساختن انسان و جامعه است. زیرا این نوع ادبیات با تکیه بر متون گذشته میتواند آیندهای شیرین و تاثیرگذار را نشان دهد
بنابراین آنچه ادبیات کودک به کودکان و نوجوانان هدیه میدهد گسترهای است ارزشمند از متون و آثاری که خوانش آن اطلاعات تازه را به مخاطب کودک ارایه میدهد؛ به آموزش زبان ملی کمک میکند؛ کودک را با فرهنگها آشنا میسازد؛ به تقویت صلح و استحکام فرهنگی او کمک میکند؛ توانایی در بیان گفتاری و نوشتاری را به او میآموزاند؛ با شیوهای غیرمستقیم او را با دیگر کودکان دنیا آشنا میسازد تا به شناخت دنیای خویش و خرده فرهنگها برسد و با زبان بومی محلی سرزمین خود مانوس میکند.
اگرچه علاوه بر آنچه بیان شد، تنبیه، تشویق، گسترش میل اجتماعی شامل همدلی و همکاری، ارضای نیازهای عاطفی، لذت مطالعه، تقویت اعتماد بهنفس، تقویت ذوق هنری و فن بیان، قدرت تجزیه و تحلیل، تفکر انتقادی و … نیز از دستاوردهای ارزشمند و اثربخش ادبیات کودک است.
ادبیاتی که آفرینندگان آن با عشق برای کودکان افسانه مینویسند، با شوق برای کودکان شعر میسرایند و با مهر از قدمت قصه میگویند تا آنان را در مسیری عالی و متعالی به بلوغی از باور برسانند که در گذار ایام و با گذشت سال با تداعی آن دلتنگیهایشان را بزدایند و بیشک «آثار نویسندگان، موسیقدانان و هنرمندان بزرگ وابسته به نقش این کودک ابدی و آسمانی در درون آنهاست.
کودکی که در وجود هر یک از ما زندگی میکند. خواه نه ساله باشیم یا نود ساله.»