روایتی از زندگی در محلات بلاتکلیف رشت؛

دو محله، یک برزخ

0 ۱۰

گوهر یوسف‌زاده، محمد صالح‌زاده – در رشت، کافیست از یک خیابان یا یک محله به خیابان و محله دیگری بروید تا احساس کنید از یک شهر به شهر دیگری پا گذاشته‌اید. فاصله سیاه‌ اسطلخ تا رشتیان و یا معلم شاید دو خیابان و پنج الی ده دقیقه رانندگی بیشتر نباشد؛ اما تفاوت میان کیفیت زندگی، زیرساخت و امکانات از زمین تا آسمان است. روستا – شهرهایی که ناخواسته وارد نقشه رشت شده‌اند، اما سهمی از خدمات شهری ندارند.

 

در سیاه‌ اسطلخ، هنوز تابلوی «شهرداری منطقه یک» بر سرکوچه‌ها دیده می‌شود، اما شورا و دهیار نیز حضور دارند؛ روستایی که وارد محدوده شهر شده، بی‌آن‌که تمام‌قد شهری شده باشد. در ولوکس نیز ماجرا چندان متفاوت نیست.

 

محله‌ای قدیمی در حاشیه تالاب عینک که سال‌هاست روی نقشه شهر رشت قرار گرفته، اما بخشی از زیرساخت‌هایش همچنان در گذشته مانده است. انگار این محلات فرزندان ناخلف رشت‌اند؛ محله‌هایی که مُهرِ محروم‌ترین نقطه شهر بر پیشانی‌شان خورده اما در حاشیه توجه مدیریت شهری جا مانده‌اند.

 

اگوهای فرسوده و لایروبی‌نشده، کانال‌های آلوده، نبود یا ضعف آب شرب، آسفالت نامناسب، تیرهای برقِ وسط معابر، خاموشی و نوسان برق، نبود حمل‌ونقل عمومی و کمبود فضای تفریحی، ورزشی و فرهنگی، تنها بخشی از فهرست بلندبالای مشکلات این محلات است. اینجا مسئله فقط کمبود خدمات شهری نیست؛ مسئله، بلاتکلیفی است.

 

سیاه‌ اسطلخ و ولوکس در مرزی میان روستا و شهر ایستاده‌اند؛ نه دیگر آن روستاهای دیروزند و نه از همه حقوق شهروندی امروز برخوردارند. شالیزارها هنوز بخشی از زندگی مردم‌اند، اما همزمان به مقصد فاضلاب تبدیل شده‌اند. رودخانه‌ها و کانال‌هایی که زمانی بخشی از نظام طبیعی و کشاورزی منطقه بودند، اکنون در بخش‌هایی از مسیر، به فاضلاب پیوسته و بوی نامطبوع تولید می‌کنند.

 

ساکنان این دو محله پیرامونی شهر می‌پرسند: اگر قرار است در نقشه شهر باشیم، چرا در برنامه‌های خدمات شهری مدیریت شهری بحساب نمی‌آییم؟ البته انگار صدای‌شان از حاشیه‌شهر به جایی که مدیران‌شهر نشسته‌اند، نمی‌رسد.

 

***

این گزارش در ادامه پرونده «محلات حاشیه‌ای رشت»، روایت بخشی از زندگی مردمی است که در فاصله‌ای کوتاه از مرکز شهر زندگی می‌کنند، اما برای ساده‌ترین امکانات زندگی شهری، سال‌هاست در انتظارند و در این میان وعده‌ها بی‌شمارند و فاصله حرف تا عمل بسیار. در این پرونده تلاش کرده‌ایم بی‌واسطه، ساده و بی‌تکلف پای صحبت اهالی محلات حاشیه‌ای شهر بنشینیم؛ محله‌هایی که ساکنان‌شان از دسترسی به خدمات و امکانات مناسب محروم‌اند.

 

ما در این پرونده روایت آن‌ها از مشکلات روزمره، کمبودها و مطالبه‌هایشان را شنیده‌ایم و کوشیده‌ایم که مسائل و رنج‌های کمتر شنیده شده اهالی این محلات را بی‌واسطه روایت کنیم. با این امید که این روایت‌ها صرفا بازتاب معضلات شهری نباشند، بلکه مبنایی برای پیگیری مطالبات، بازنگری در اولویت‌های مدیریت‌شهری و اتخاذ تصمیم‌های عملی قرار گیرند.

***

فاضلاب؛ زخمی که میان دو محله مشترک است
اگر قرار باشد تنها یک مشکل را به‌عنوان سرفصل مشترک سیاه‌ اسطلخ و ولوکس انتخاب کرد، پاسخ تقریبا روشن است: «فاضلاب». در ولوکس، بخشی از شبکه اگو قدیمی و فرسوده است و به گفته ساکنان، سال‌هاست لایروبی مناسبی در آن انجام نشده است. در بخش‌هایی دیگر نیز اساساً شبکه فاضلاب وجود ندارد و با افزایش ساخت‌وساز و ورود جمعیت جدید، فاضلاب برخی خانه‌ها به کانال‌ها و مسیرهای آبی هدایت شده است.

 

سیاه‌ اسطلخ و ولوکس تنها دو محله از حاشیه‌های رشت نیستند. آن‌ها بخشی از مساله بزرگ‌تری هستند که در سال‌های اخیر با گسترش شهر، مهاجرت، تغییر کاربری زمین، توسعه نامتوازن و افزایش جمعیت در حاشیه‌های شهر شکل گرفته‌اند. وقتی شهر گسترش پیدا می‌کند اما زیرساخت‌ها هم‌پای آن توسعه نمی‌یابند، نتیجه چیزی جز انباشت بحران نیست

 

این کانال‌ها که زمانی برای انتقال آب و استفاده‌های کشاورزی اهمیت داشتند، حالا در بخش‌هایی از این محلات به مسیر انتقال فاضلاب تبدیل شده‌اند؛ مسیری که از ولوکس و روستای طرازکوه می‌گذرد و به سمت سیاه‌اسطلخ ادامه پیدا می‌کند. یکی از اهالی سیاه‌ اسطلخ که تمام عمر خود را در این محله گذرانده، از وضعیت رودخانه و نبود شبکه فاضلاب گلایه دارد و می‌گوید: «به خاطر آب رودخانه از صد نفر، ۷۰ نفر سرطان دارند. اگو اصلا نداریم. مردم چاه و سپتیک استفاده می‌کنند. رودخانه بوی بسیار بدی می‌دهد».

این ادعا درباره شیوع سرطان و سایر بیماری‌های گوارشی، نیازمند بررسی و تایید رسمی و پزشکی است و نمی‌توان آن را به‌عنوان آمار قطعی در نظر گرفت. اما آنچه در بازدید میدانی و گفت‌وگوی خبرنگار مرور با ساکنان تکرار می‌شود، نگرانی جدی آنها از آلودگی آب، بوی نامطبوع و ورود فاضلاب به مسیرهای آبی و زمین‌های کشاورزی است.

 

یکی دیگر از اهالی می‌گوید: «مهم‌ترین مشکل ما رودخانه است. هر وقت باران می‌آید، اینجا کلا آب می‌گیرد. آن‌هایی که خانه‌شان نزدیک است فاضلاب خود را داخل رودخانه می‌ریزند. بعضی‌ها چاه دارند و هیچ امکاناتی وجود ندارد».

 

وام بانک جهانی در مسیر فاضلاب گم شد
در انتهای سیاه‌ اسطلخ، کشاورزی زندگی می‌کند که نسل‌های پیشین خانواده‌اش نیز در همین منطقه ساکن بوده‌اند. او به کانال بزرگی اشاره می‌کند که به گفته او حدود ۱۴ متر عرض و 4 متر عمق دارد و حالا به دلیل انباشت گیاهان، لجن و پسماند، کارکرد سابق خود را از دست داده است.

 

در سیاه اسطلخ مساله فقط کمبود خدمات شهری نیست؛ مساله، بلاتکلیفی است. اگوهای فرسوده و لایروبی‌نشده، کانال‌های آلوده، نبود یا ضعف آب شرب، آسفالت نامناسب، تیرهای برقِ وسط معابر، خاموشی و نوسان برق، نبود حمل‌ونقل عمومی و کمبود فضای تفریحی، ورزشی و فرهنگی، تنها بخشی از فهرست بلندبالای مشکلات این محلات است

 

او می‌گوید: «لایروبی نمی‌کنند. اگر این کانال تمیز شود، کشاورز می‌تواند از آن استفاده کند. وام بانک جهانی برای اگو‌سازی در این منطقه گرفتند، اما کار رها شد». به گفته او، فاضلاب شماری از خانوارهای روستای نخودچر و همچنین فاضلاب بیمارستان قائم نیز به این مسیر وارد می‌شود.

 

با پیگیری خبرنگار مرور، علوم پزشکی استان برای ارایه پاسخ شفاف به این موضوع که آیا فاضلاب بیمارستان قائم به کانال وارد می‌شود، دو هفته زمان درخواست کرده است. تحریریه مرور اعلام آمادگی دارد پس از دریافت، پاسخ علوم پزشکی را به صورت شفاف منتشر خواهد کرد.

 

«فاطمه ارمک» کارشناس بهداشت محیط درباره وضعیت خروجی فاضلاب بیمارستان قائم به مرور می‌گوید: «بیمارستان قائم تصفیه‌خانه دارد و براساس آزمایش‌هایی که نتایج آن به ما ارایه می‌شود، خروجی تصفیه‌خانه مشکلی ندارد و آلودگی آن تایید نشده است.

اگر محیط زیست در این زمینه تخلفی مشاهده کرده، موضوع در حوزه مسئولیت آن سازمان است. ما از احتمال تخلف در آزمایشگاه بیمارستان اطلاعی نداریم. پیگیری این موضوع باید از سوی بهداشت یا آب منطقه‌ای انجام شود».

 

در ولوکس نیز روایت اهالی کمابیش مشابه است. یکی از ساکنان محله ولوکس می‌گوید: «وقتیکه اگو مسدود می‌شود، فاضلاب وارد خانه می‌شود. لایروبی نمی‌کنند. بوی نامطبوع کانال وقتی فاضلاب پر می‌شود، همه را مریض می‌کند. چند بار زنگ زدیم و گفتند ماشین می‌آوریم تمیز می‌کنیم، اما هیچ‌وقت تمیز نکردند». او می‌گوید: «آب شرب بسیاری از خانه‌ها از چاه تأمین می‌شود و مردم نگران ورود فاضلاب به منابع آب زیرزمینی هستند».

 

۲۰ سال پیش در همین کانال شنا می‌کردیم. آبش خیلی تمیز بود. این کانال‌ها که زمانی برای انتقال آب و استفاده‌های کشاورزی اهمیت داشتند، حالا در بخش‌هایی از این محلات به مسیر انتقال فاضلاب تبدیل شده‌اند. جایی که روزگاری آب تمیز بخشی از زندگی روزمره مردم بود و حالا همان آبراه‌ها به مسیری برای عبور فاضلاب تبدیل شده‌اند

 

ریشه بحران محلات در مدیریت استان است
یکی از جوانان قدیمی ولوکس نیز با اشاره به کانال مقابل محله می‌گوید: «۱۵ سال پیش لودر آوردند، اما چون آب کانال کم بود، کانال را درست تمیز نکردند. ۲۰ سال پیش ما در همین کانال شنا می‌کردیم. آبش خیلی تمیز بود». او از اتصال فاضلاب برخی واحدهای مسکونی به کانال گلایه دارد و معتقد است: «مدیریت و نظارت بر اجرای عملیات لایروبی و ساماندهی کانال‌ها کافی نبوده است».

 

یکی دیگر از جوانان قدیمی ولوکس که آن‌سوی خیابان منتهی به سیاه‌ اسطلخ تعمیرگاه دارد، با دست کانال فاضلاب روبه‌روی محله را نشان می‌دهد و می‌گوید: «این کانال سال‌هاست لایروبی نشده. حدود ۱۵ سال پیش یک لودر آوردند، اما چون آب کانال کم بود، درست تمیزش نکردند. پیمانکار را هم با مناقصه‌ای انتخاب می‌کنند که هر کس ارزان‌تر بگوید، کار را به او می‌دهند؛ اما کسی نیست بالای سر کار باشد و در نهایت تحویل بگیرد».

 

او با اشاره به وضعیت استخر و کانال‌های فاضلاب منطقه می‌گوید: «لاهیجان یک استخر کوچک دارد و این همه گردشگر به آن‌جا می‌روند؛ اما ما این‌جا ده استخر داریم که نمی‌شود به آن‌ها نزدیک شد، چون همه فاضلاب‌ها به کانال وصل شده‌اند. حتی استخر داخل ورزشگاه کارگران محله هم وضعیت بهداشتی مناسبی ندارد. فقط پول گرفتند و اطراف را تمیز کردند، اما مشکل اصلی باقی ماند».

 

او یکی از عوامل این وضعیت را شهرک شبنم می‌داند که در ورودی ولوکس، روبه‌روی ورزشگاه ساخته شده است: «الان جلوی شهرک شبنم بروید؛ فاضلاب را به کانال وصل کرده‌اند. ورزشگاه هم شبکه اگو دارد، اما نمی‌شود از استخرش استفاده کرد. کسانی که در آن شنا کرده‌اند، به گفته مردم، راهی بیمارستان شده‌اند. آب استخر کثیف است؛ آب را عوض نمی‌کنند و فقط کلر می‌زنند». این جوان در پایان خاطرنشان کرد: « باعث و بانی خیلی این مشکلات را باید در مدیریت استان جست‌وجو کرد».

 

مساله فاضلاب در این دو محله فقط مساله یک کوچه یا چند خانه نیست. این مناطق با شبکه آب‌های سطحی، زمین‌های کشاورزی و مسیرهای رودخانه‌ای اطراف خود ارتباط دارند. بنابراین هرگونه آلودگی در این نقطه می‌تواند از مرز محله عبور کند و پیامدهای محیط‌زیستی گسترده‌تری ایجاد کند

 

رشد جمعیت بر دوش زیرساخت‌های فرسوده
برای اهالی محله مساله فقط یک کانال آلوده یا یک استخر متروک نیست؛ مساله در تغییر چهره و کارکرد بخشی از ولوکس است؛ جایی که روزگاری آب تمیز بخشی از زندگی روزمره مردم بود و حالا همان آبراه‌ها به مسیری برای عبور فاضلاب تبدیل شده‌اند.

 

در واقع، مساله فاضلاب در این دو محله فقط موضوع یک کوچه یا چند خانه نیست. این مناطق با شبکه آب‌های سطحی، زمین‌های کشاورزی و مسیرهای رودخانه‌ای اطراف خود ارتباط دارند. بنابراین هرگونه آلودگی در این نقطه می‌تواند از مرز محله عبور کند و پیامدهای محیط‌زیستی گسترده‌تری ایجاد کند.

 

در سیاه‌اسطلخ، آب شهری وجود دارد، اما به گفته اهالی، فشار و پایداری آن مناسب نیست. یکی از ساکنان می‌گوید: «از ساعت ۱۰ صبح آب قطع می‌شود تا ۱۱ شب. قصابی داریم، قهوه‌خانه داریم و مجبوریم آب را در دبه بریزیم». در ولوکس، مساله حتی بنیادی‌تر است. بخشی از ساکنان همچنان از آب چاه استفاده می‌کنند و نگرانی درباره احتمال آلودگی منابع زیرزمینی به دلیل ورود فاضلاب، بخش مهمی از انتقادات بجای مردم این محدوده است.

در این حوالی از شهر رشت یک تناقض شکل گرفته است: محله در محدوده شهری قرار گرفته، اما بخشی از ساکنان برای ابتدایی‌ترین نیاز زندگی، یعنی آب سالم و پایدار، همچنان با زیرساخت‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند که متناسب با رشد جمعیت منطقه توسعه پیدا نکرده است.

 

بحران محله‌ها؛ از زیرِ زمین تا روی زمین
مشکل فقط زیرِ زمین نیست؛ روی زمین نیز وضعیت چندان بهتر نیست. آسفالت نامناسب معابر، باریکی برخی مسیرها، تعریض نشدن راه‌ها و قرار گرفتن تیرهای برق در مسیر تردد، از مشکلاتی است که اهالی بارها درباره آن صحبت کرده‌اند. یکی از ساکنان ولوکس درباره مسیر ولوکس به طرازکوه می‌گوید: « در طی این دهه‌ها جاده ولوکس به طرازکوه جان بسیاری از آدمها را گرفته، چند نفر در همین چند ماه اخیر از سال‌جاری با ماشین چپ کرده‌اند. جاده باریک است و دو ماشین به‌سختی از کنار هم رد می‌شوند. آسفالت هزار تا چاله دارد».

 

در سیاه‌ اسطلخ نیز نیمه‌کاره ماندن پل ورودی فخب به کوی حسینی، یکی از گلایه‌های اصلی اهالی است. به گفته ساکنان، عملیات ساخت پل آغاز شده، تجهیزات پیمانکار جمع‌آوری شده و پروژه برای مدت طولانی نیمه‌تمام مانده است. افزایش تردد خودروها در مسیرهای میان‌بُر فخب، جهاد، سیاه‌ اسطلخ و کفترود نیز فشار بیشتری بر معابر منطقه وارد کرده است.

 

سیاه‌ اسطلخ و ولوکس در مرزی میان روستا و شهر ایستاده‌اند؛ نه دیگر آن روستاهای دیروزند و نه از همه حقوق شهروندی امروز برخوردارند

 

در ولوکس، بخشی از تیرهای برق داخل معابر قرار گرفته‌اند و برخی ساکنان می‌گویند تاکنون چند خودرو با آن‌ها برخورد کرده‌اند. یکی از اهالی می‌گوید: «تیر چراغ برق‌ها وسط خیابان است؛ هم در خیابان اصلی و هم در کوچه‌ها. دو بار ماشین به تیر برق زده. بیشتر لامپ‌ها سوخته یا اصلا لامپ ندارند». ساکنان از نوسان شدید برق و قطعی‌های مکرر مخصوصا در فصل گرم سال نیز گلایه دارند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «برق در این محله ۲۲۰ ولت نیست؛ ۱۵۰ تا ۱۶۰ ولت است. بیشتر یخچال‌های ساکنین محل سوخته‌اند. کولرها کار نمی‌کنند».

تاریکی، مشکلی است که در گفت‌وگو با مردم این محلات بارها تکرار می‌شود. در برخی کوچه‌ها، روشنایی کافی وجود ندارد و ساکنان می‌گویند: «تاریکی، به‌ویژه برای زنان، کودکان و سالمندان، احساس ناامنی ایجاد کرده است». اما این تنها مشکل نیست. افزایش تعداد سگ‌های ولگرد نیز به گفته اهالی، به نگرانی جدی تبدیل شده است.

 

یکی از ساکنان در اینباره می‌گوید: «اگر ساعت هشت شب از کوچه رد شوند، سگ‌ها دنبالشان می‌کنند. بعضی خانم‌ها مجبورند با آژانس به خانه بروند». مرد دیگری می‌گوید: «پسر من ساعت ۱۰ شب از سر کار می‌آید و من باید دنبالش بروم. سگ و گربه زیاد هستند. بچه‌ها را می‌گیرند».

 

محلات حاشیه‌ای مقصد تفریح ندارند
در محله‌ای که بخش قابل‌توجهی از ساکنان آن درآمد محدودی دارند، دسترسی به فضاهای عمومی و تفریحی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما ولوکس و سیاه‌ اسطلخ از کمبود جدی این فضاها رنج می‌برند. در ولوکس، ساکنان از نیمه‌تمام ماندن فضای پارکی در حاشیه تالاب عینک می‌گویند و در سیاه‌ اسطلخ نیز از نبود فضای مناسب در حاشیه رودخانه برای گذران اوقات فراغت خانواده‌ها گلایه دارند. یکی از اهالی می‌گوید: «من نوه دارم. مهم‌ترین چیز برای ما یک پارک برای بچه‌هاست. هزینه رفت‌وآمد به داخل شهر زیاد است».

به گفته یکی دیگر از ساکنان، خانواده‌ای که بخواهد برای استفاده از امکانات تفریحی فرزندش را به بخش‌های دیگر شهر ببرد، گاهی باید هزینه قابل‌توجهی برای رفت‌وآمد پرداخت کند. اهالی ولوکس از کمبود نانوایی، نبود داروخانه، ضعف خدمات فرهنگی و آموزشی و کمبود امکانات ورزشی گلایه دارند. از سوی دیگر، بیکاری و اعتیاد نیز در گفت‌وگو با ساکنان به‌عنوان بخشی از نگرانی‌های اجتماعی مطرح می‌شود.

 

یکی از تناقض‌های مهم زندگی در سیاه‌ اسطلخ و ولوکس، فاصله میان موقعیت جغرافیایی و ارزش اقتصادی زمین است. اهالی می‌گویند:ارزش زمین‌های کشاورزی در این مناطق پایین مانده و امکان تبدیل آنها به سرمایه‌ای برای خروج از محله نیز برای بسیاری از خانواده‌ها وجود ندارد

 

اهالی سیاه‌اسطلخ و ولوکس در تله فضایی گرفتار شده‌اند

یکی از تناقض‌های مهم زندگی در سیاه‌ اسطلخ و ولوکس، فاصله میان موقعیت جغرافیایی و ارزش اقتصادی زمین است. اهالی می‌گویند: «ارزش زمین‌های کشاورزی در این مناطق پایین مانده و امکان تبدیل آن‌ها به سرمایه‌ای برای خروج از محله نیز برای بسیاری از خانواده‌ها وجود ندارد».

 

به گفته مشاورین املاک این محلات، قیمت زمین‌های کشاورزی از متری ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان آغاز می‌شود. بهای آپارتمان مسکونی نیز حدود متری ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان است. قیمت آپارتمان‌ها، بسته به نوساز یا غیرنوساز بودن و وضعیت سند‌داربودن و نسقی، متری ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان و بیشتر متغیر است.

در عین حال، قیمت مسکن در سایر نقاط شهر به اندازه‌ای افزایش یافته که فروش زمین یا خانه در این محلات لزوما امکان جابه‌جایی خانواده‌ها به محله‌ای برخوردارتر را فراهم نمی‌کند. به این ترتیب، ساکنان در یک تله فضایی گرفتار شده‌اند: زمین‌شان ارزش کافی برای خروج از چرخه فقر فضایی ندارند و درآمدشان نیز اجازه خرید خانه در مناطق برخوردارتر را نمی‌دهد.

 

در این دو منطقه از حاشیه شهر رشت، کشاورزی فرصتی بود که به تهدید تبدیل شده است. ولوکس و سیاه‌ اسطلخ یک ویژگی دارند که بسیاری از محلات شهری رشت از آن بی‌بهره‌اند: هنوز زمین کشاورزی و شالیزار در پیرامون محلات وجود دارد. این ویژگی می‌توانست یک مزیت شهری باشد. رشت می‌توانست به جای حذف تدریجی کشاورزی از محدوده شهری، الگوی متفاوتی از «روستا – شهر» و کشاورزی شهری را تجربه کند؛ الگویی که در آن شالیزار، آب، سکونت و زندگی شهری در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

 

اما در وضعیت بحرانی کنونی، بخشی از همین شالیزارها در معرض آلودگی قرار گرفته‌اند. فاضلاب شهر به سمت زمین‌هایی می‌رود که محصول آن‌ها دوباره وارد چرخه مصرف مردم می‌شود. در چنین وضعیتی، کشاورزی شهری نه‌تنها از یک فرصت توسعه‌ای فاصله گرفته، بلکه در معرض تبدیل شدن به یکی از قربانیان توسعه نامتوازن شهری قرار دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.