ثمین بابازاده، محمد صالحزاده/ گیلان در آستانه یک آزمون تازه برای توسعه شهری ایستاده است؛ آزمونی که قرار است میان «ارتفاع» و «ظرفیت سرزمین» یکی را انتخاب کند. گیلان طی دههها به جای برخورداری از یک الگوی منسجم و پایدار توسعه به آزمایشگاه سیاستهای متغیر فرا دست تبدیل شده است؛ کشاورزی،صنعت،گردشگری، بومگردی و امروز بلندمرتبهسازی.
این ناپیوستگی سیاستی، استان را از مزیتهای تاریخی و ظرفیتهای بومی خود دور کرده و سرمایهگذاری پایدار در بخشهای کشاورزی را تضعیف کرده است؛ از اینرو تحمیل یک الگوی جدید توسعه کالبدی بدون پیوند با اقتصاد بومی و ظرفیت سرزمین، بیش از آنکه فرصت توسعه باشد، میتواند هزینهای تازه بر دوش گیلان و ساکنان بومی آن بگذارد.
***
طرح بلندمرتبهسازی رشت و بندرانزلی در اواخر سال گذشته به تصویب رسید و امروزه طرح یکپارچهسازی بلندمرتبهسازی استان در مسیر تصویب قرار دارد. کارشناسان از کمبود دادههای پایه، ضعف مطالعات جمعیتی و ترافیکی، ابهام در ظرفیت زیرساختها و بیتوجهی به ویژگیهای ژئوتکنیکی، اقلیمی و محیطزیستی گیلان سخن بعمل میآورند.
در استانی که اُفت فشار برق و آب پیشاپیش در روزهای اوج مصرف تجربه میشود، شبکه فاضلاب هنوز با ناتمامی و ورود پساب به رودخانهها دست و پنجه نرم میکند، سفرههای آب زیرزمینی در برابر بارگزاریهای جدید آسیب پذیرند و اراضی کشاورزی و منابع طبیعی زیر فشار تغییرکاربری قرار دارند، افزایش تراکم صرفاً مسئله تعداد طبقات نیست؛ مساله، ظرفیت واقعی یک سرزمین برای پذیرش جمعیت، مصرف، ترافیک و بارگزاری کالبدی است.
از سوی دیگر، کارشناسان نسبت به تبدیل بلندمرتبهسازی به ابزاری برای سوداگری زمین و تولید مسکن لوکس برای مهاجران هشدار میدهند؛ خانههای دومی که حتی هزینه شارژ آنها با مناسبات اقتصادی گیلانیها سازگار نیست. همه اینها در شرایطی اتفاق افتاده که مساله مسکن در استان گیلان بیش از آنکه «بدمسکنی» باشد، بدمسکنی و کاهش قدرت خرید خانوارهاست.
اکنون پرسش اصلی این نیست که گیلان چند طبقه میتواند بالا برود؛ پرسش این است که اگر زمین، آب، فاضلاب، انرژی، حملونقل و جامعه بومی ظرفیت این ارتفاع را نداشته باشند، هزینه این توسعه را چه کسی و چه نسلی باید بپردازد؟
طرح بلندمرتبهسازی گیلان در حالی در مسیر اجرا قرار گرفته است که مبانی مطالعاتی، ظرفیت زیرساختی و پیامدهای محیطزیستی و اجتماعی آن تردیدهای جدی مطرح میکنند. بیتوجهی همزمان به ظرفیت زیرساختها و حفاظت از منابع آب میتواند استان را با بحرانهای جدی مواجه کند و حتی در صورت تداوم روند کنونی، احتمال بروز پدیدههایی مانند فرونشست زمین در برخی شهرهای جلگهای گیلان در دهه آینده وجود دارد
تراکم بدون زیرساخت، بار اضافی بر روی شهر
«حسین معز» عضو کمیسیون تخصصی عمران سازمان نظام مهندسی ساختمان استان گیلان درباره روند تصویب طرح بلندمرتبهسازی اظهار کرد: طرح اولیه رشت و انزلی چندین ماه پیش به تصویب رسیده و بررسیهای انجامشده پس از دریافت آن نشان داده است که در بخشهایی با کمبود داده، اطلاعات و توجیهات لازم مواجه است. مشاوران دیگری نیز انتخاب شدهاند تا برای کل استان مکانیابی مجدد انجام دهند.
گزارشهایی که از سوی برخی مشاوران تهیه شده، افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت از تهران، سایر شهرهای کشور و مناطق مرکزی ایران را مورد توجه قرار دادهاند. بلندمرتبهسازی در استان را به طور مطلق رد نمیکنم، اما اجرای آن بایستی مشروط به مکانیابی صحیح و رعایت اصول فنی و مهندسی باشد.

این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی با تاکید بر اهمیت تناسب ساختوساز با شرایط اقلیمی گیلان افزود: الگوی ساختوساز در بسیاری از شهرهای کشور به سمت یک شکل یونیفرم پیش رفته است؛ از نوع نما و مصالح گرفته تا نوع سازه، در حالی که این الگو به اندازه کافی با شرایط محیطزیستی گیلان، از جمله رطوبت، بارندگی و ویژگیهای اقلیمی استان، متناسب نشده است.
وی همچنین تصریح کرد: افزایش تراکم در بافتهای شهری، بهویژه در نقاط پرتراکم، به طور طبیعی تقاضا برای آب، برق، گاز، فاضلاب، جمعآوری زباله و سایر خدمات شهری را افزایش میدهد و اگر ظرفیت این زیرساختها متناسب با تراکم جدید نباشد، فشار بیشتری به شهر وارد خواهد شد. بخشی از شبکه فاضلاب شهر در گذشته اجرا شده اما به طور کامل تکمیل نشده و درحال حاضر در نقاط متعددی فاضلاب وارد رودخانههای شهر میشود.
این وضعیت با ظرفیت رودخانهها تناسب ندارد و بخشی از فاضلاب نیز بدون تصفیه وارد محیط میشود. حتی اگر از امروز ورود فاضلاب به رودخانهها متوقف شود، به دلیل آلودگی انباشتهشده، اصلاح کامل وضعیت محیطزیست و بازگشت رودخانهها به شرایط مناسب ممکن است سالها زمان ببرد.
دانشآموخته دکتری عمران و سازه به افزایش فشار بر منابع آب استان هشدار داد و گفت: در روزهای افزایش مصرف، اُفت فشار آب مشاهده میشود، که با افزایش تقاضا قطعا این مساله تشدید خواهد شد.
معز معتقد است: رشت در شرایط فعلی از نظر ترافیک، حملونقل عمومی، فاضلاب و برخی زیرساختهای دیگر ظرفیت محدودی برای پذیرش تراکم بیشتر دارد و به همین دلیل بهتر است بخشی از توسعه آینده به سمت محلههای جدید و شهرکهای اقماری هدایت شود. در شهرکهای جدید میتوان از ابتدا زیرساختهای آب، فاضلاب، حملونقل و سایر خدمات را متناسب با ظرفیت جمعیتی طراحی کرد، در حالی که ایجاد چنین زیرساختهایی در بافتهای متراکم و قدیمی شهرهای استان دشوارتر است.

توسعهای که با گیلان بیگانه است
«روناک روشن» معمار و پژوهشگر در واکنش به تصویب طرح به بلندمرتبهسازی در رشت و انزلی اظهار کرد: آنطور که مشخص است این مصوبه تنها محدود به این دو شهر نمیباشد و به صورت یکپارچه در کل استان خواهد بود. در صورت گسترش این سیاست، گیلان ممکن است همان مسیر طی شده در مازندران را تکرار کند؛ مسیری که به باور او نه یک «ظرفیت توسعهای»، بلکه نوعی مداخله فزاینده در سرزمینی است که از منظر محیطزیستی، اجتماعی و فرهنگی با ناپایداریهای جدی مواجه است.
وی افزود: الگوی فعلی ساختوساز فاقد هیچ تناسبی با ظرفیتهای محیطزیستی، اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی گیلان است. این استان از معماری و شهرسازی مشخصی برخوردار است و هنوز نمونههایی از این هویت در بافتهای شهری وجود دارد. بنابراین، بلندمرتبهسازی گسترده بدون توجه به این پیشینه، نهتنها ظرفیت محسوب نمیشود، بلکه میتواند تهدیدی برای آینده استان باشد.
روشن همچنین تصریح کرد: زیرساخت تابع ظرفیت و تقاضای واقعی شهر است، نه چیزی که بتوان پس از ایجاد بارگزاری جدید و بروز بحران، برای آن چاره اندیشی کرد. تعبیر «ظرفیت زیرساخت» گاه به ابزاری برای توجیه ساختوساز تبدیل شده، بیآنکه زمان، هزینه و ظرفیت واقعی تامین خدمات مشخص باشد. وقتی حتی مناطقی مانند گلسار و منظریه و محلاتی مانند پارهبیجار، یخسازی و معلولین با کمبود خدماتشهری مواجهاند، افزایش تراکم این پرسش اساسی را پیش میکشد که هزینه زیرساختهای جدید را چه کسی و از چه منبعی باید پرداخت کند؟ اصلا مشخص نیست خانههای جدید اساساً برای چه گروهی از مردم ساخته خواهند شد!
استان گیلان پیش از افزایش ارتفاع و تراکم، به یک راهبرد منسجم توسعه و ظرفیتسنجی واقعی سرزمین نیاز دارد؛ و گرنه بلندمرتبهسازی ممکن است به جای توسعه، بار تازهای بر دوش استان بگذارد. این طرح، جز ایجاد امتیاز برای برخی سازندگان و فراهم کردن زمینه کسب سودهای قابلتوجه در مناطق گرانقیمت و پرتراکم شهری، مسئله مشخصی را حل نمیکند
این مرمتگرشهری نسبت به ساخت ساختمانهای ۱۸ طبقه و بیشتر و پیامدهای آن بر سفرههای آب زیرزمینی هشدار داد و افزود: در رشت حتی در ساختوسازهای معمولی در عمق حدود یکونیم متری به آب میرسند و اجرای پیهای عمیق در پروژههای بلندمرتبه در صورت تداوم و گسترش، میتواند بر منابع آب زیرزمینی و کیفیت خاک اثر بگذارد؛ موضوعی که با توجه به وابستگی بخش مهمی از اقتصاد گیلان به کشاورزی، اهمیت دوچندانی دارد.
او همچنین افزایش تراکم ساختمانی را در شرایط ناترازی انرژی، عاملی برای تشدید فشار بر شبکه برق و آب شرب دانست و تاکید کرد: پیامدهای این فشار میتواند از شهرها به سکونتگاههای روستایی استان نیز تسری پیدا کند.
اعیانیسازی؛ تهاجم به بوم گیلان
روشن یکی دیگر از پیامدهای توسعه شتابزده ساختوساز را دگرگونی تدریجی و گاه تهاجمی ساختار اجتماعی و اقتصادی محلات دانست و خاطر نشان کرد: فرآیندی که با ورود گروههای برخوردار، بهتدریج توان ماندگاری ساکنان کمدرآمد را کاهش داده و میتواند به جابهجایی جمعیتی، تشدید نابرابری و افزایش تنشهای اجتماعی منجر شود.
به گفته او، اعیانی سازی پدیدهای جهانی است، اما در ایران سازوکارهای موثری برای مدیریت آن و توزیع عادلانه منافع توسعه میان ساکنان قدیمی و گروههای جدید وجود ندارد؛ از این رو، سیاستهایی مانند مالیات بر خانههای دوم و هدایت بخشی از درآمد آن به توسعه زیرساختهای محلی و خدمات عمومی میتواند در تعدیل این پیامدها موثر باشد.
این معمار گیلانی معتقد است: مخاطب بخش قابلتوجهی از واحدهای مسکونی جدید بومیان گیلان نخواهند بود و بازار آنها به سمت گروههای برخورداری میرود که امکان خرید خانه دوم و چندمسکنی دارند. او گسترش ویلاسازی و سکونتگاههای آخرهفتهای را نیز بخشی از فرآیندی گستردهتر دانست که ریشه در سیاستهای توسعهای دارد و پیامدهای آن در تغییرات کالبدی، اجتماعی و اقتصادی استان نمایان میشود.
روشن درپایان خاطر نشان کرد: توسعه گیلان تنها زمانی میتواند پایدار باشد که میان ساختوساز و ظرفیتهای محیطزیستی، زیرساختی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی توازن برقرار شود؛ در غیر این صورت، «توسعه» میتواند به عاملی برای فرسایش محیطزیست، هویت بومی و سرمایه اجتماعی استان تبدیل شود.

بلندمرتبهسازی؛ طرحی برای سود نه توسعه
«کوروشپورتوکلی» عضواسبق هیاتمدیره پیمانکاران استانگیلان نیز دررابطه با طرح بلندمرتبهسازی در رشت و انزلی به خبرنگار مرور گفت: این طرح، جز ایجاد امتیاز برای برخی سازندگان و فراهم کردن زمینه کسب سودهای قابلتوجه در مناطق گرانقیمت و پرتراکم شهری، مساله مشخصی را حل نمیکند.
به گفته او، نبود مطالعات جمعیتی و ترافیکی و بیتوجهی به اسناد و سیاستهای بالادست، از ضعفهای اصلی طرح است؛ طرحی که به جای تحلیل الگوی توزیع و تمرکز جمعیت و ارزیابی ظرفیت شهر، عمدتا به «لکهگذاری» با حداقل مطالعات و بدون نگاه جامع به توسعه پایدار بسنده کرده است.
مشاور اسبق کمیسیون عمران شورای شهر معتقد است: تشدید بحران آب در کشور، گیلان را در کوتاهمدت و بلندمدت به مقصد موجهای جدید مهاجرتی تبدیل خواهد کرد. او هشدار میدهد: بیتوجهی همزمان به ظرفیت زیرساختها و حفاظت از منابع آب میتواند استان را با بحرانهای جدی مواجه کند و حتی در صورت تداوم روند کنونی، احتمال بروز پدیدههایی مانند فرونشست زمین در برخی شهرهای جلگهای گیلان در دهه آینده وجود دارد.
مخاطب بخش قابلتوجهی از واحدهای مسکونی جدید بومیان گیلان نخواهند بود و بازار آنها به سمت گروههای برخورداری میرود که امکان خرید خانه دوم و چندمسکنی دارند. با توجه به تشدید بحران آب در کشور، گیلان در کوتاهمدت و بلندمدت به مقصد موجهای جدید مهاجرتی تبدیل شده است
ارتفاع بدون ظرفیت
با این تفاسیر مجموع دیدگاه کارشناسان نشان میدهد: مسئله، مخالفت با اصل بلندمرتبهسازی نیست؛ مسئله، تصمیمگیری بدون سنجش ظرفیت واقعی سرزمین است. گیلان پیش از افزایش ارتفاع و تراکم به ارزیابی دقیق ظرفیت آب، فاضلاب، انرژی، حملونقل، محیطزیست، جمعیت و اقتصاد محلی نیاز دارد. استانی که سالها میان الگوهای متغیر توسعه سرگردان بوده، نمیتواند بلندمرتبهسازی را جایگزین یک راهبرد منسجم توسعه کند.
اکنون پرسش اساسی پیش روی مدیریت عالی استان این است: آیا بلندمرتبهسازی قرار است پاسخی به یک نیاز واقعی و مطالعهشده باشد یا صرفا فرصتی تازه برای بازار زمین و ساختوساز؟ پاسخ به این پرسش، مرز میان «توسعه» و «تراکمفروشی» را روشن خواهد کرد.
اگر قرار است جمعیت جدیدی به گیلان انتقال داده شود، ابتدا باید مشخص شود این جمعیت کجا، با چه منابعی و با چه زیرساختی اسکان خواهد یافت و سهم ساکنان بومی از این فرآیند چه خواهد بود.
بنابراین بدیهی است که استان گیلان بیش از آنکه به نسخهای برای بلندتر ساختن ساختمانها نیاز داشته باشد به یک نقشه راه برای توسعهای نیاز دارد که ظرفیتهای آب، خاک، کشاورزی، محیطزیست، زیرساخت و جامعه را همزمان ببیند. در غیر این صورت، ممکن است آنچه امروز با عنوان ظرفیت توسعه معرفی میشود، فردا به میراثی از هزینههای انباشته برای شهر و نسلهای آینده تبدیل شود.