گفت‌وگو با مدیران "ارشک استودیو" در بازارچه خشت‌پورد؛

فروش هنر در زمانه محدودیت اینترنت

0 ۴۳

با گسترش محدودیت‌های اینترنتی و تداوم ناپایداری‌های اقتصادی، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و خانگی که برای بخش مهمی از فعالیت و فروش خود به فضای مجازی وابسته بودند با چالش‌های جدی روبه‌رو شده‌اند.

 

تولیدکنندگان خوراکی‌های خانگی، عطرهای دست‌ساز، صنایع‌دستی و محصولات پوشاک از جمله فعالانی هستند که در سال‌های اخیر معرفی محصولات و ارتباط با مشتریان را به‌طور معمول از طریق شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، تلگرام و واتس‌اپ انجام می‌دادند؛ مسیری که حالا برای بسیاری از آن‌ها دشوار یا حتی غیرممکن شده است.

در چنین شرایطی یکی از معدود فرصت‌های باقی‌مانده برای عرضه مستقیم محصولات و حفظ ارتباط با مخاطبان، بازارچه‌ها هستند. هرچند این رویدادها تا حدی (حتی ضعیف) نبود فروش آنلاین را جبران می‌کنند، اما محدود بودن تعداد بازارچه‌ها، دشواری اطلاع‌رسانی و افزایش هزینه‌ها همچنان فشار زیادی بر دوش کسب‌وکارهای کوچک گذاشته است.

 

برای بررسی نزدیک‌تر این وضعیت، با میلاد شهانواز و مهرنوش مرادعلی‌بیگی، مدیران “ارشک استودیو”، که در بازارچه نیمه اردیبهشت‌ماه “خشت‌پورد” در رشت حضور داشتند، گفت‌وگو کردیم.

***

– درباره فعالیت هنری خود توضیح دهید.

ما حدود دو سال است که در شهرستان لنگرود کارگاهی راه‌اندازی کرده‌ایم و به‌صورت تخصصی روی ساخت حجم‌های تزیینی و آثار حجمی با استفاده از مواد بازیافتی کار می‌کنیم. پیش از آن نیز بیش از دو دهه به‌عنوان هنرمند آزاد فعالیت داشته‌ایم. رشته دانشگاهی من و همسرم تصویرسازی و پژوهش هنر بوده و در همین حوزه‌ها تحصیل کرده‌ایم. من و همسرم حدود دو سال پیش برند خود را با نام “اَرشک استودیو” تاسیس کردیم که در آن انواع فعالیت‌های هنری انجام می‌شود.

در بهترین حالت، کسانی که مواد بازیافتی می‌خرند آن را می‌برند و به کارخانه‌های کاغذسازی می‌فروشند و دوباره تبدیل به شانه تخم‌مرغ و چیزهایی شبیه آن می‌شود. اما اینکه ما بتوانیم از آن یک کار خلاقانه دربیاوریم و به‌عنوان پایه یک کار خلاقانه از آن استفاده کنیم، هم جذاب است و هم هزینه کمتری دارد

– چه شد که تصمیم گرفتید سراغ مواد بازیافتی بروید؟

این بر‌می‌گردد به تجربه من در سال‌های82 و 83، هنگامی‌که به‌عنوان دانش‌آموز هنرستان با قضیه پاپیه‌ماشه و مجسمه‌های بازیافتی آشنا شدم، برایم چیز جالبی بود و احساس کردم که می‌توانم خودم هم این‌کار را انجام بدهم. در همان دوران کمی کارهای تجربی انجام دادم تا تکنیکش را به‌دست بیاورم. بعد زمان گذشت و در سال‌های بعد، رفته‌رفته کم‌وبیش بیشتر با این قضیه درگیر شدم. بعد که با همسرم آشنا شدم و با هم کار کردیم، یک‌سری تجربه‌ها را باهم به‌دست آوردیم و از آنجایی که دو سال است کارگاه شخصی خودمان را راه انداخته‌ایم، تصمیم گرفتیم یکی از مدل کارهایی که انجام می‌دهیم کار پاپیه‌ماشه باشد.

 

– آیا موضوع خاصی مثل دغدغه محیط‌زیستی باعث شد که به این فکر بیفتید که از دورریختنی‌ها، اثر هنری خلق کنید؟

حقیقت این است که هم اتفاق بود و هم نبود. در مرور زمان این قضیه برای ما پررنگ‌تر شد و تکنیکش برای ما جذاب‌تر بود، چون راهکارهای بسیار زیادی دارد و شما می‌توانید حجم‌ها و مجسمه‌های بسیار بزرگ، حتی در ابعاد غول‌آسا هم درست کنید که سبک باشد؛ چرا که این خاصیت مواد کاغذی است.

 

از آنجایی هم که دیدیم این کاغذهای بازیافتی یا مواد سلولزی مثل کارتن، مقوا، روزنامه باطله و کاغذپاره وارد چرخه بازیافت می‌شوند و می‌شود از آن‌ها استفاده بهینه کرد و به‌عنوان یک دورریز به آن‌ها نگاه نکرد، برایمان جذاب بود.

من خودم همیشه به این قضیه توجه دارم. ببینید، وقتی ما یک کتاب را در دست می‌گیریم، یک کتاب فقط وسیله‌ای فیزیکی نیست؛ درختی است که تبدیل شده به کاغذ. تعداد زیادی از افراد روی آن زحمت کشیده‌اند؛ از کارگر تا استادکاری که آن را تبدیل به کاغذ کرده‌اند، بعد کسی آمده نوشته و کسی آمده چاپ کرده و آن را به دست ما رسانده است. اما این کتاب خیلی راحت از دست می‌رود، یا آن مقوا یا آن کارتنِ بسته‌بندی خیلی راحت گوشه خیابان این‌طرف و آن‌طرف انداخته می‌شود و کسی هم پیگیرش نمی‌شود.

 

در بهترین حالت، کسانی که مواد بازیافتی می‌خرند آن را می‌برند و به کارخانه‌های کاغذسازی می‌فروشند و دوباره تبدیل به شانه تخم‌مرغ و چیزهایی شبیه آن می‌شود. اما اینکه ما بتوانیم از آن یک کار خلاقانه دربیاوریم و به‌عنوان پایه یک کار خلاقانه از آن استفاده کنیم، هم جذاب است و هم هزینه کمتری نسبت به متریال‌های سنگین و گران موجود در بازار یا در عرف حوزه هنری دارد.

شرایط به‌گونه‌ای شده که گویی به دو یا سه دهه قبل بازگشته‌ایم؛ زمانی که ارتباطات بسیار محدود بود و حتی از رشت تا لاهیجان هم به‌سختی می‌شد از فعالیت‌ها و اتفاقات یکدیگر باخبر شد. مساله فقط فروش نیست بلکه بخش مهمی از فعالیت هنری به ایده‌یابی، دیدن آثار جدید و آشنایی با جریان‌های روز هنر مربوط می‌شود

– با توجه به دانش و تجربه‌ای که کسب کردید، آیا در کارگاه‌تان به هنرجوهای محلی هم یاد می‌دهید چطور با مواد بازیافتی کار کنند؟ دوست دارید این مهارت را به دیگران هم آموزش دهید؟

مطالب مرتبط

بله، صددرصد. یکی از دغدغه‌های خود من هم آموزش دادن هنر و ایجاد ذهنیت در آدم‌های اطرافم است. به هر حال هرکسی به فراخور آموزشی که در هر حوزه می‌بیند و تجربه‌ای که کسب می‌کند، آن حوزه را می‌فهمد. سال‌ها در این حوزه، از دوره هنرستان، درس خوانده‌ایم و یاد گرفته‌ایم و روزبه‌روز هم بر تجربه‌هایمان اضافه می‌شود. خیلی هم علاقه‌مندم که بچه‌ها یاد بگیرند، چون هم جنبه خلاقانه دارد و هم جنبه بازی، به‌خصوص برای نوجوانان و جوانان، و از طرفی می‌تواند برایشان درآمدزایی هم داشته باشد.

 

البته فقط پاپیه‌ماشه نیست که به‌عنوان یک مدیوم هنری به آن نگاه می‌کنیم. تکنیک‌های دیگری هم داریم؛ با چوب کار می‌کنیم، با گل کار می‌کنیم و با سرامیک کار می‌کنیم. اما یکی از بخش‌های اصلی کار ما که در “خشت پورد” در اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۵ هم ارائه کردیم، بخش کارهای پاپیه‌ماشه بود و بیشتر روی آن تمرکز داریم.

 

در ادامه هم بگویم اگر دوستان و کسانی که علاقه‌مند هستند بیایند این تکنیک‌ها و این مجسمه‌ها را یاد بگیرند، خیلی راحت می‌توانند در محیط خانه برای خودشان آباژور درست کنند، مجسمه‌های دکوری بسازند و حتی آن‌ها را در تعداد بالاتر تولید کنند و به فکر فروششان باشند به‌عنوان مثال از طریق گالری‌هایی که در شهرهای محل زندگی‌شان وجود دارد.

 

– نحوه فروش یا عرضه محصولاتتان به چه صورت است؟

ما فروشگاه فیزیکی نداریم و معمولا آثارمان را از طریق اینستاگرام و فضای مجازی برای نمایش و فروش ارائه می‌کردیم و مشتریان نیز از همان طریق با ما در ارتباط بودند. البته در دو سه روز اخیر در قالب این غرفه‌ها و بازارچه‌ها حضور پیدا کرده‌ایم. همچنین با چند گالری در تهران نیز همکاری داریم و برخی از دوستان هنرمند در آنجا آثار ما را عرضه می‌کنند.

 

– قطع اینترنت چه تاثیری بر کار شما داشته است؟

بدیهی است که قطعی اینترنت و شرایط جنگ تاثیر بسیار زیادی بر کار ما گذاشته است. در واقع شرایط به‌گونه‌ای شده که گویی به دو یا سه دهه قبل بازگشته‌ایم؛ زمانی که ارتباطات بسیار محدود بود و حتی از رشت تا لاهیجان هم به‌سختی می‌شد از فعالیت‌ها و اتفاقات یکدیگر باخبر شد. مساله فقط فروش نیست؛ بلکه بخش مهمی از فعالیت هنری به ایده‌یابی، دیدن آثار جدید و آشنایی با جریان‌های روز هنر مربوط می‌شود. هنرمندان از یکدیگر الهام می‌گیرند، ایده می‌دهند و ایده می‌گیرند و از این طریق با ترندهای روز دنیا، سلیقه مخاطبان و نیازهای بازار آشنا می‌شوند. این ارتباطات عمدتا از طریق اینترنت و فضای مجازی امکان‌پذیر است.

 

در رسانه‌های رسمی مانند تلویزیون یا روزنامه‌ها کمتر به این بخش توجه شده و این خلا باعث شده هنرمندان برای ادامه حیات حرفه‌ای خود بیشتر به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تکیه کنند. متاسفانه در دو ماه و اندی اخیر این مسیر تا حد زیادی بسته شده است.

راهکار جایگزین چندان ساده نیست. بازگرداندن مخاطبان به پلتفرم‌های دیگر کار دشواری است. ما در برخی پیام‌رسان‌های داخلی هم فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌ایم، اما به دلیل محدود بودن مخاطبان، ناآشنایی کاربران و همچنین ضعف نسبی زیرساخت‌ها در مقایسه با پلتفرم‌هایی مانند تلگرام و اینستاگرام، کار کردن در آن فضاها کمی دشوار است

– آیا پلتفرم‌های داخلی جایگزین مناسبی بوده‌اند؟

راهکار جایگزین چندان ساده نیست. بازگرداندن مخاطبان به پلتفرم‌های دیگر کار دشواری است. ما در برخی پیام‌رسان‌های داخلی هم فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌ایم، اما به دلیل محدود بودن مخاطبان، ناآشنایی کاربران و همچنین ضعف نسبی زیرساخت‌ها در مقایسه با پلتفرم‌هایی مانند تلگرام و اینستاگرام، کار کردن در آن فضاها کمی دشوار است.

 

به همین دلیل به نظر می‌رسد بهترین راهکار این است که دسترسی آزاد به اینترنت فراهم شود؛ زیرا این محدودیت‌ها نه‌تنها به هنرمندان مستقل و کسب‌وکارهای کوچک آسیب مالی وارد می‌کند، بلکه در نهایت به اقتصاد کشور نیز لطمه می‌زند. حتی بر اساس آماری که خود مسوولان اعلام کرده‌اند، روزانه مبالغ قابل توجهی خسارت اقتصادی در این زمینه به وجود می‌آید.

– باتوجه به شرایط موجود، هنوز هم مردم دوست دارند برای خرید آثار هنری هزینه کنند؟ به نظرتان سلیقه یا نیاز خریداران نسبت به قبل تغییری کرده است؟

ببینید، با وضعیت معیشتی که الان داریم؛ اینکه آدم بتواند وضعیت روزانه خودش را مدیریت کند، خودش یک معجزه است؛ یک هنر بسیار بزرگ است که آدم بتواند از پس آن بربیاید. بله، هزینه‌ها به‌شدت بالا رفته و سرسام‌آور شده است. هنر یک امر ثانویه است، بلکه حتی از ثانویه هم گذشته است. در حالی که مردم اساسا باید برایشان فرهنگ‌سازی می‌شد و توضیح داده می‌شد که می‌توانند از این آثار به‌عنوان یک وسیله، برای فضاسازی یا به‌عنوان دکور استفاده کنند. اما الان به‌شدت سخت شده و از آنجایی که اینترنت هم مدت زمان طولانی‌ای است که قطع شده، این موضوع بسیار بر شرایط کاری ما تاثیر گذاشته است. امیدوارم که این شرایط تغییر کند.

 

بله، روی سلیقه مردم هم تاثیر می‌گذارد. وقتی رویداد کم شود، وقتی فروش کم شود و وقتی آدم‌ها کمتر ببینند و کمتر در تعامل و ارتباط باشند، طبیعتا این موضوع برایشان ناشناخته می‌ماند. امیدوارم شرایطی فراهم شود و گشایشی ایجاد شود تا مردم بتوانند بیشتر این رویدادها را ببینند، چه در فضای مجازی و چه در فضاهای مشابه، تا هرچه بیشتر در معرض آن قرار بگیرند و این موضوع را ببینند و متوجه شوند که روی سلیقه آن‌ها هم تاثیر می‌گذارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.