در روزهایی که ناپایداری اقتصادی، کاهش قدرت خرید و اختلال در بسترهای ارتباطی مثل شبکههای اجتماعی، نفس بسیاری از کسبوکارهای کوچک و خلاق را گرفته، فضاهایی که بر پایه “حال خوب” و تجربه فرهنگی شکل میگیرند بیش از بقیه به دنبال رشد و شکوفایی هستند. کسبوکاری مثل “نقطه” که ترکیبی از گلخانه، کانسپتاستور و چایخانه است، مستقیما با حالوهوای مخاطب سر و کار دارد؛ جایی که درآمدش نه فقط به فروش، بلکه به حضور، تعامل و اشتیاق آدمها وابسته است.
حالا در شرایطی که همین عناصر کمرنگ شدهاند، ادامه دادن چنین مسیری بیش از هر زمان دیگری به صبوری و باور نیاز دارد.
اما پشت این کسبوکار، داستانی قرار دارد که به سالها قبل برمیگردد؛ به دوستی آرزو شجاعیراد و الهام محمودیفرد که از دوران هنرستان شکل گرفت و کمکم با یک رویا گره خورد. آنها از همان نوجوانی به داشتن فضایی فکر میکردند که در آن بتوانند هنر، طبیعت و معاشرت را در کنار هم قرار دهند؛ جایی برای خلق کردن و دیده شدن. رویایی که نزدیک به بیست سال در ذهنشان پرورش یافت و در نهایت به “نقطه” رسید؛ فضایی که حالا، با وجود تمام فشارها، هنوز تلاش میکند همان حس خوب اولیه را زنده نگه دارد.
****
داستان شما برای شروع “نقطه” چه بود؟
سالها، حدود 21 سال گذشته، پیش هر دوی ما در هنرستان، از سال دوم دبیرستان با هم آشنا شدیم. از همان زمان کمکم درباره این رویا صحبت میکردیم، البته فکر نمیکردیم روزی فضایی داشته باشیم که ترکیبی از گلخانه، کانسپتاستور و چایخانه یا کافه باشد، ولی واقعا میخواستیم جایی باشد برای جمع شدن آدمهای علاقهمند به هنر.
تقریبا بیست و یک سال است که دربارهاش صحبت میکنیم. همیشه تصور میکردیم چقدر خوب میشود فضایی داشته باشیم که کارهایی را که خودمان تولید میکنیم یا میسازیم در آن عرضه کنیم. هنوز هم در کانسپتاستور ما بخشی از محصولات تولید خودمان است و البته در کنار آن با بالای 100 هنرمند در حال همکاری و فعالیت هستیم
هر دوی شما اهل رشت هستید؟
اصالت من گیلانی است، اما آرزو مازندرانی است. هر دو در چالوس درس خواندیم، آنجا زندگی کردیم و بزرگ شدیم.
و این ایده از همان حدود بیست سال پیش شکل گرفت؟
بله، تقریبا بیست و یک سال است که دربارهاش صحبت میکنیم. همیشه تصور میکردیم چقدر خوب میشود فضایی داشته باشیم که کارهایی را که خودمان تولید میکنیم یا میسازیم در آن عرضه کنیم. هنوز هم در کانسپتاستور ما بخشی از محصولات تولید خودمان است و البته در کنار آن با بالای 100 هنرمند در حال همکاری و فعالیت هستیم.

این فضا از چه زمانی به شکل فعلی افتتاح شد؟
از مهرماه 1404
فکر میکنید قرار بود چه مشکلی را حل کند؟
اول از همه میخواستیم رویایی را که سالها دربارهاش حرف زده بودیم عملی کنیم. خیلیها پیشنهاد میدادند اگر میخواهید کسبوکار راه بیندازید سراغ کارهایی مثل کارواش یا کارهای دیگر بروید، اما ما میخواستیم فضایی هنری ایجاد کنیم. در شهر رشت جایی که این همه فعالیت هنری را در کنار هم داشته باشد وجود نداشت. مفهومی به نام “کانسپتاستور” هم چندان شناختهشده نبود.البته دو کانسپتاستور دیگر در رشت هست که قبل از ما شروع به کار کردن اما از نظر رویکرد و مفهوم با ما متفاوتاند.
چه چیزی کار شما را از یک فروشگاه معمولی متمایز میکند؟
ما هر دو آموزش هنری دیدهایم؛ هم آکادمیک و هم تجربی. از حدود شانزده یا هفده سالگی در بازار کار هنر فعال بودیم؛ هم تولید میکردیم و هم فروش حضوری و آنلاین داشتیم. حتی چهارسال در پارکینگ پروانه تهران غرفه داشتیم. همین تجربه باعث شده بازار هنر را بهتر بشناسیم. تفاوت ما با کسی که صرفا به هنر علاقه دارد و تصمیم میگیرد فروشگاه هنری راه بیندازد همین تجربه و شناخت است.
بیشتر چیزهایی که در چایخانه ارائه میشود خودمان درست میکنیم. حتی چای را هم به شیوه خودمان آماده میکنیم. کیفیت برای ما خیلی مهم است و بهنوعی امضای کار ماست
باتوجه به کار شما “کانسپت استور” است، آیا چالشی با این عنوان برای شروع داشتید؟
بله، مثلا یکی از مشکلاتی که اینجا داشتیم این بود که خیلی از دوستان با مفهوم و معنای “کانسپت استور” آشنایی نداشتند. خیلی به این فکر کردیم که آیا ارزشش را دارد برای جا انداختن این اصطلاح اینهمه زحمت بکشیم یا نه؛ حتی به این نتیجه رسیدیم که شاید سادهتر باشد اسممان را عوض کنیم و مثلا فقط آرت شاپ باشد. اما واقعیت این است که ما آرتشاپ نیستیم، گالری هم نیستیم؛ ما یک کانسپت استور هستیم و پشت کارمان معنا و مفهومی مشخص وجود دارد.بعد از بحثها و حتی جدلهای طولانی بین خودمان، در نهایت به این نتیجه رسیدیم که باید روی این واژه بایستیم و آن را بین مخاطبان جا بیندازیم. بنابراین تصمیم گرفتیم پای انتخابمان بایستیم، حتی اگر در این مسیر سختی هم بکشیم.
نوع کالاهایی که اینجا هست چطور انتخاب میشود؟ و معیار انتخاب محصولات چیست، هرنوع کالای هنری را عرضه میکنید؟
بخشی از هنرمندان را در ایونتها و بازارچههای هنری تهران شناختهایم. بعضیها را از طریق اینستاگرام پیدا کردهایم. برخی هم دوستانی هستند که با گالریهای تهران همکاری دارند و از آن طریق با ما ارتباط گرفتند. تعدادی هم از خود رشت هستند که وقتی درباره اینجا شنیدند حضوری آمدند و کارشان را ارائه کردند.در خصوص معیار انتخاب محصولات ابتدا اینکه کار باید دستساز باشد. دوم اینکه تا حد ممکن یونیک و خاص باشد؛ چیزی نباشد که در همه فروشگاهها پیدا شود. علاوه بر این، سلیقه شخصی ما هم در انتخابها دخیل است و کیفیت کار برایمان بسیار مهم است. اگر کاری کیفیت پایینتری داشته باشد معمولا در کنار بقیه کارها دوام نمیآورد.
در بخش چایخانه هم همین نگاه را دارید؟
بله، بیشتر چیزهایی که در چایخانه ارائه میشود خودمان درست میکنیم. حتی چای را هم به شیوه خودمان آماده میکنیم. کیفیت برای ما خیلی مهم است و بهنوعی امضای کار ماست. میخواهیم کسی که از اینجا بیرون میرود، به خاطر کیفیت دوباره برگردد.
مدل همکاری شما با کسبوکارهای دیگر چگونه است؟
برخی برندها نمایندگی محصولاتشان را اینجا دارند. سرامیک “عاد سرامیک”، که بهطور تخصصی دل و وال سرامیکی تولید میکنند که وال تولیدی هم برگرفته از همان وال معروف تنهایی است که صدایش را کسی نمیشنید. برند عطر “کلار استور”، برند پوشاک “حسلند”، برند عطر “آرپژ” و ترکیبی از برندهای دیگر.

از نظر اقتصادی این فضا برای شما صرفه دارد؟
این مکان اجارهای است و صادقانه بگوییم تا الان درآمد مجموعه حتی هزینه اجاره یک ماه را هم کامل پوشش نداده است. ما از ابتدا میدانستیم جا افتادن چنین فضایی زمان میبرد. از مهر تا اوایل دی اوضاع خوب پیش میرفت و ورکشاپهایی برگزار میکردیم، اما بعد از آن شرایط تغییر کرد و خیلی چیزها متوقف شد. کار ما مستقیما با “حال خوب” آدمها در ارتباط است و وقتی حال عمومی جامعه خوب نباشد، طبیعتا این فضا هم تحت تاثیر قرار میگیرد.
کار ما مستقیما با “حال خوب” آدمها در ارتباط است و وقتی حال عمومی جامعه خوب نباشد، طبیعتا این فضا هم تحت تاثیر قرار میگیرد
اینستاگرام هم در معرفی شما نقش داشت؟ در حال حاضر تبلیغات شما چگونه است؟
بله، ولی قطع شدن اینترنت ضربه بزرگی زد. بیشتر برنامهها، ورکشاپها و اطلاعرسانیها از طریق اینستاگرام انجام میشد و وقتی دسترسی قطع شد ارتباط با مخاطب سخت شد. در ماههای بهمن و اسفند اینجا بسته بود، بعد از ما تلاش کردیم که بخشی از کار تبلیغ را انجام دهیم؛ مثلا پوسترهایی طراحی و بین بعضی کافهها، رستورانها و مکانهای مختلف پخش کردیم. اما متاسفانه هر جا در سطح شهر به دیوار چسباندیم، همه را کندند. با توجه به اینکه کسبوکار ما کوچک محسوب میشود، عملا اجازه تبلیغ برای کسبوکارهایی مثل ما وجود ندارد و همین موضوع کار را برایمان سختتر کرده است.
بیشترین میزان جذب مخاطب شما از چه طریق است؟
کسانیکه یا در خیابان تراکت دریافت کردند یا پوستر نقطه را دیده بودند. و البته افرادی که از قبل ما را دیده بودند و آشنایی قبلی داشتند.
این فضا فقط محل فروش است یا یک جامعه هنری هم شکل داده؟
در حال شکلگیری است. جدا از اضافهشدن بچههای بازارچه به ما، آدمها به ما وصل میشوند برای همکاری در بازارچه و حتی در قسمت کانسپت استور. از طرف دیگر آدمهای علاقهمند به هنر به اینجا میآیند، مینشینند، چای میخورند و با هم ارتباط میگیرند. هنوز کاملا به یک جامعه منسجم تبدیل نشده، اما در مسیر شکل گرفتن است.

رویداد یا ورکشاپ هم برگزار کردهاید؟
بله. چند رویداد برگزار شده، از جمله یک برنامه سهروزه قبل از شب یلدا که بازخورد خوبی داشت، البته نقطه فقط محل اجرا بود. دورهمی کدوتنبل هم داشتیم و حضور افرادی در رنج سنی 20 تا 24 سال که اصلا آشنایی با هنر نداشتند که برایشان اولین تجربه حضور در چنین فضایی بود.
واکنش مخاطبان وقتی وارد این فضا میشوند چیست؟
بیشترشان از انرژی فضا حرف میزنند. ما همه کارهای اینجا را خودمان انجام دادیم، از سبزیکاری در این باغچه تا چیدمان و رنگکردن و …. و این انرژی گرفتن برای ما بسیار حس خوبی داشت و همه خستگی ما از بین میرفت. بسیاری بدون اینکه ما چیزی بپرسیم میگویند اینجا حس خوبی دارد. برای ما جالب است که حتی بعضی آقایان هم درباره حسی که از فضا گرفتهاند صحبت میکنند.
اگر کاری را انجام دهید که واقعا دوستش دارید، میتوانید حال خوب خودتان را به دیگران هم منتقل کنید. برای ما هم این کار فقط یک کسبوکار نیست؛ بخشی از زندگی و رویایی است که سالها برایش تلاش کردهایم
فکر میکنید این کار را گسترش بدهید؟
در ابتدا مایل بودیم این فروشگاه و بازارچه را در تهران داشته باشیم ولی بهدلیل محدودیتهای مالی موفق نشدیم. ولی از طرفی رشت جایی بود که جایی مثل “کانسپت استور” را میطلبید.
راستش ما خیلی دنبال ایجاد فضاهای مصنوعی نبودیم. بله مایلیم در شهرهای دیگر و استانهای دیگر هم فعالیت کنیم.

اگر بخواهید “نقطه” را در یک جمله تعریف کنید؟
شهر رشت به همچین نقطهای نیاز داشت.
مهمترین ارزشی که نمیخواهید از دست بدهید چیست؟
کیفیت و در کنار آن ایجاد “حال خوب” برای آدمها. ما تلاش میکنیم از طریق هنر، فضا، کافه و فعالیتهای آموزشی حس خوبی به مخاطبان منتقل کنیم.
اگر کسی بخواهد کسبوکاری شبیه شما شروع کند چه توصیهای دارید؟
شروع کند و نترسد. مسیر سخت است اما اگر کاری را انجام دهید که واقعا دوستش دارید، میتوانید حال خوب خودتان را به دیگران هم منتقل کنید. برای ما هم این کار فقط یک کسبوکار نیست؛ بخشی از زندگی و رویایی است که سالها برایش تلاش کردهایم.



