“ملتی که تئاتر ندارد، مانند ملتی است که آینه ندارد.” تئاتر به مردم اجازه میدهد حیات خود را در آینه هنر ببینند؛ شاید از همین منظر بتوان گفت؛ تئاتر فقط یک نمایش نیست، بلکه فرصتی برای مشاهده دوباره خود، تاریخ و جامعه است.
صابر دلبینا نویسنده و کارگردان تئاتر در «برواتی برای هر روز سگجان شدن» که از 14 شهریور در تئاتر شهر رشت به روی صحنه میرود به سراغ بخشهایی از تاریخ این سرزمین رفته است. روایتی از سرنوشت امیرکبیر، بزرگ مردی که در بزنگاههای مهم، نقشی تعیینکننده در ساختن آینده این ملک داشت.
«برواتی برای هر روز سگجان شدن» حکایت تلخ سرنوشت نخبگانی است که قربانی مناسبات قدرت شدند ولی داستان رشادتهایشان در لابهلای اوراق تاریخ به جا مانده است.
این نمایش، گذشته را دستمایهای قرار میدهد برای تامل در نسبت جامعه با نخبگان، تاریخ و میراثی که از نسلهای پیشین به امروز رسیده است. اما آنچه این نمایش را به امروز پیوند میدهد، فقط روایت یک رخداد تکرار شونده نیست. دغدغه دلبینا جامعهای است که تاریخ خود را فراموش میکند، نخبگانش را از دست میدهد و همزمان با بحرانهای فرهنگی ، هنری و اجتماعی نیز دستوپنجه نرم میکند.
صابر دل بینا متولد سال 47 سنندج ، کارشناس زبان وادبیات فارسی است. فعالیت در عرصه تئاتر را با حضور در کلاس های دکتر قطبالدین صادقی در سال 1360 آغاز کرد و از آن زمان در زمینه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی نمایش ، داوری جشنوارهها فعالیت داشته و موفقیتهای متعددی نیز کسب کرده است.
دلبینا پیش از این نیز نمایش «تبریز به وقت موسیو» را نوشته و در رشت روی صحنه برده؛ اثری که به زندگی و تلاشهای یکی از چهرههای کمتر دیدهشده تاریخ مشروطه در تبریز پرداخته و جایزه نمایشنامهنویسی جشنواره فجر را از آن خود کرده است. با او درباره تئاتر و نسبتش با تاریخ، جامعه و فرهنگ گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
***
* نقطه آغاز «برواتی برای هر روز سگجان شدن» چیست؟ چه چیزی شما را به سراغ امیرکبیر و مساله نخبهکشی برد؟
-تاریخ همیشه یکی از دغدغههای اصلی من بوده است و در دورههای مختلف تاریخی به آن پرداختهام. «برواتی برای هر روز سگجان شدن» سومین اثر از یک مجموعه سهگانه است که در فضای دوره قاجار شکل گرفته است.
مهمترین مساله در هنر و ادبیات این است که هنرمند تا چه اندازه دغدغه جامعه را دارد. نسبت اثر هنری با جامعه باید روشن باشد. مردم باید بتوانند خودشان و زندگیشان را در یک اثر ببینند. تجربه زیسته مردم باید در اثر حضور داشته باشد؛ این تجربه میتواند تاریخی یا معاصر باشد، اما در هر صورت باید نسبتی با زندگی واقعی انسانها برقرار کند.
مردم ما تا حدودی با تاریخ بیگانهاند و این مساله ضرورت بازخوانی تاریخ را بیشتر میکند. اگر از مردم بپرسیم امیرکبیر چه کرد به اعتقاد من حتی سه درصد هم نمیتوانند پاسخ دقیقی بدهند. وقتی جامعهای از تاریخ خودش فاصله میگیرد، طبیعی است که بسیاری از تجربههای مهم گذشته نیز فراموش شوند.
*یعنی تئاتر را رسانهای برای انتقال تاریخ میدانید؟
-بله، اما باید یک نکته را در نظر گرفت: ما مورخ نیستیم. تاریخ وقتی وارد تئاتر میشود، باید از صافی هنر عبور کند. قرار نیست آنچه روی صحنه میبینیم یک کتاب تاریخ مصور باشد. تاریخ باید به اثر هنری تبدیل شود؛ به روایتی که بتواند گذشته را برای مخاطب امروز معنا کند.
*گفتید این نمایش سومین اثر از یک سهگانه تاریخی است. دو اثر دیگر چه هستند؟
-پیش از این، نمایش «تبریز به وقت موسیو» را نوشتم و روی صحنه بردم. علیموسیو نخستین کارخانه چینی ایران را در تبریز تاسیس کرد و تمام دارایی و زندگی خود را فروخت و در خدمت نهضت مشروطه قرار داد.
مردم ما تا حدودی با تاریخ بیگانهاند و این مساله ضرورت بازخوانی تاریخ را بیشتر میکند. اگر از مردم بپرسیم امیرکبیر چه کرد به اعتقاد من حتی سه درصد هم نمیتوانند پاسخ دقیقی بدهند. وقتی جامعهای از تاریخ خودش فاصله میگیرد، طبیعی است که بسیاری از تجربههای مهم گذشته نیز فراموش شوند
برای من همیشه جذاب بوده که سراغ آدمهایی بروم که در لابهلای تاریخ گم شدهاند؛ آدمهایی که نقش مهمی داشتهاند، اما روایت رسمی کمتر درباره آنها صحبت کرده است. اثر سوم این مجموعه نیز «بسوزانش» نام دارد که هنوز اجرا نشده است.
* برای آمادهسازی «برواتی برای هر روز سگجان شدن» چقدر زمان صرف کردید؟
-کار را از اوایل دیماه آغاز کردیم، اما به دلیل اتفاقات مختلف مدتی تعطیل شد. حدود دو، سه ماه بعد دوباره تمرینها را از سر گرفتیم. ابتدا پروژه را با سه بازیگر شروع کردیم و اکنون گروه تقریبا ۱۵ نفره است. این نمایش بدون تهیهکننده و سرمایهگذار شکل گرفته و هزینههای آن را خودمان تامین کردهایم. این مساله فقط مشکل ما نیست؛ بخش بزرگی از تئاتر مستقل با همین شرایط مواجه است.
* اقتصاد تئاتر در شرایط امروز ایران را چگونه میبینید؟
-اقتصاد درهمه حوزهها نقش تعیینکنندهای دارد و هنر نیز از این قاعده مستثنا نیست. در کشورهای مترقی، تئاتر از حمایت دولت برخوردار است. این حمایت از تئاتر دانشآموزی و دانشجویی آغاز میشود و به تئاتر حرفهای میرسد. گروهها با شناختهشدهتر و توانمندتر شدن، وارد چرخه اقتصادی میشوند و میزان حمایت دولتی میتواند متناسب با شرایط آنها کاهش پیدا کند.
هیچ هنرمندی مخالف این نیست که تئاتر روی پای خودش بایستد؛ مساله این است که تئاتر ما در شرایط فعلی هنوز امکان چنین استقلال اقتصادیای را ندارد.
* وضعیت گیلان در این زمینه چگونه است؟
-تا جایی که من اطلاع دارم، گیلان تنها استانی است که از هنرمند برای اجاره سالن هزینه دریافت میکند. من بیش از ۳۰ سال در کردستان فعالیت هنری داشتهام، اما حتی یک ریال بابت تمرین یا اجرای نمایش پرداخت نکردهام.
متاسفانه آنچه گاهی در گیلان شاهد آن هستیم، نوعی «لمپنیسم فرهنگی» است؛ یعنی اثری که به جای آنکه فرهنگ، زبان و آیین مردم را بشناسد و از آنها استفاده خلاقانه کند، آنها را دستمایه تمسخر قرار میدهد
اگر دولت به دلیل مشکلات اقتصادی نمیتواند یارانه بدهد یا حمایت مالی کند، حداقل نباید از هنرمند پول بگیرد. از طرف دیگر، وقتی سرمایهگذار وارد تئاتر میشود، طبیعی است که انتظار بازگشت سرمایه داشته باشد. در نتیجه گاهی آثاری مورد حمایت قرار میگیرند که ارزش هنری چندانی ندارند؛ چون چرخه اقتصادی بر ارزش هنری غلبه پیدا میکند.
* آیا با تئاترهای سرگرمکننده و کمدی مخالفید؟
-به هیچ عنوان. قرار نیست تئاتر همیشه حرفهای فلسفی بزند. کمدی یکی از مهمترین ژانرهای تئاتر است و در تاریخ تئاتر جهان آثار بزرگ و ارزشمندی در این حوزه خلق شده است؛ از آریستوفان تا امروز. مساله کیفیت آثار است.
متاسفانه آنچه گاهی در گیلان شاهد آن هستیم، نوعی «لمپنیسم فرهنگی» است؛ یعنی اثری که به جای آنکه فرهنگ، زبان و آیین مردم را بشناسد و از آنها استفاده خلاقانه کند، آنها را دستمایه تمسخر قرار میدهد.
گاهی در یک نمایش، شخصیت گیلکزبان تبدیل به احمقترین یا ابلهترین شخصیت میشود و زبان و فرهنگ مردم وسیله خنداندن مخاطب قرار میگیرد. این دیگر کمدی نیست. وقتی فرهنگ، زبان و آیین هزارانساله خودمان را مسخره میکنیم، در واقع داریم به خودمان دهنکجی میکنیم.
*تعداد آموزشگاههای تئاتر در رشت کم نیست. آینده این همه هنرجو چه میشود؟
-این یکی از پرسشهای جدی من است. اگر فرض کنیم در رشت ۵۰ موسسه آموزشی فعالیت کنند و هر کدام در هر ترم فقط ۱۰ هنرجو داشته باشند، در شش ماه ۵۰۰ نفر و در یک سال حدود یکهزار هنرجو وارد این عرصه میشوند.
اینها جوانان و نوجوانانی هستند که علاقهمند، خلاق و جستوجوگرند. سوال این است که آینده آنها چه میشود؟ اگر مسیر مناسبی وجود نداشته باشد، یا سرخورده میشوند یا ناچارند تئاتر را رها کنند.
* با وجود همه این مشکلات، وضعیت مخاطب تئاتر در رشت را چگونه میبینید؟
-رشت از نظر اشتیاق مخاطب یکی از بهترین شهرهای ایران است. من در جشنوارهها و شهرهای مختلف کار کردهام و کمتر جایی دیدهام که این تعداد تماشاگر با چنین اشتیاقی بلیت بخرند، منتظر اجرا بمانند و پیگیر آثار باشند.اما این مخاطب باید هدایت شود.
* منظور شما از هدایت مخاطب چیست؟
-ذایقه فرهنگی و هنری مخاطب باید شکل بگیرد. وقتی اثر خوب، اصیل و مرتبط با فرهنگ، سنت، آیین و تجربه زیسته مردم ارایه میکنید، به تدریج ذایقه مخاطب تغییر میکند. اگر ما دایما آثار سطحی و تجاری را با تبلیغات و سرمایه زیاد عرضه کنیم، طبیعی است که مخاطب هم به همان سمت برود.
برای من همیشه جذاب بوده که سراغ آدمهایی بروم که در لابهلای تاریخ گم شدهاند؛ آدمهایی که نقش مهمی داشتهاند، اما روایت رسمی کمتر درباره آنها صحبت کرده است
* رسانهها در این میان چه نقشی دارند؟
-رسانهها با نقد آثار، گفتوگو با هنرمندان، معرفی نمایشها و ایجاد امکان دیده شدن آثار ارزشمند نقش مهمی در این میان دارند. اثر ارزشمند، اثری است که حرفی برای گفتن داشته باشد و مسالهای را مطرح کند. رسانه باید چنین آثاری را ببیند، دربارهشان حرف بزند و به مخاطب پیشنهاد کند.
* حمایت دولت از تئاتر تا کجا باید ادامه پیدا کند؟
-دولت و نهادهای فرهنگی باید از آثار ارزشمند حمایت کنند، اما این حمایت نباید به معنای تبدیل هنرمند به بلندگوی دولت باشد. هیچ جای دنیا حمایت از هنر نباید به این معنا باشد که هنرمند موظف است سیاستهای دولت را تکرار کند.
نمونه جالبی در تاریخ فرهنگ فرانسه وجود دارد. در دهه ۱۹۶۰، آندره مالرو وزیر فرهنگ فرانسه بود. در تئاترهای پاریس گاهی شدیدترین انتقادها علیه دولت مطرح میشد، اما مالرو حمایت مالی از آن تئاترها را قطع نکرد. این یعنی دولت میتواند از هنر حمایت کند، بدون اینکه استقلال هنرمند را از او بگیرد.
* بنابراین مشکل فقط مخاطب نیست؟
-مخاطب محصول چیزی است که ما در اختیارش میگذاریم. هنرمند باید اثر خوب تولید کند، رسانه باید آن را نقد و معرفی کند و نهادهای فرهنگی باید از آثار ارزشمند حمایت کنند. صداوسیما نیز بهعنوان یک رسانه فراگیر مسوولیت مهمی دارد.
اگر این چرخه درست کار کند، مخاطب جدی دوباره شکل میگیرد. تئاتر فقط اجرای یک نمایش روی صحنه نیست؛ تئاتر میتواند شیوه دیدن، شنیدن و فکر کردن یک جامعه را تغییر دهد.
دولت و نهادهای فرهنگی باید از آثار ارزشمند حمایت کنند، اما این حمایت نباید به معنای تبدیل هنرمند به بلندگوی دولت باشد. هیچ جای دنیا حمایت از هنر نباید به این معنا باشد که هنرمند موظف است سیاستهای دولت را تکرار کند
* و شاید به همین دلیل است که هنوز با وجود همه مشکلات، تئاتر را رها نکردهاید؟
-دقیقا. اگر قرار بود تئاتر فقط یک شغل باشد، شاید مدتها پیش باید آن را کنار میگذاشتیم. برای من و بسیاری از هنرمندان تئاتر بخشی از دغدغه زندگی است؛ راهی برای اینکه درباره جامعه، تاریخ و انسان فکر کنم و آنچه را دیدهام با دیگران به اشتراک بگذارم.
شاید تئاتر نتواند بهتنهایی تاریخ را تغییر دهد، اما میتواند یک نفر را وادار کند بپرسد: چرا؟ و گاهی همین «چرا» نقطه آغاز تغییر است.
***
نگاهی به زندگی امیرکبیر
حالا که «برواتی برای هر روز سگجان شدن» ما را به تاریخ نخبه کشی و قتل امیر کبیر ایران ارجاع داده بیایید نگاهی بیاندازیم به زندگی کوتاه این بزرگ مرد سرزمینمان.
میرزا محمدتقیخان فراهانی (۱۱۸۵ –۱۲۳۰) ملقب به امیرکبیر، در دوره ناصرالدین شاه قاجار به عنوان صدراعظم خدمات بزرگی را برای مدرنیزاسیون و اصلاحات در ایران به انجام رساند.
تاسیس دارالفنون اولین دانشگاه نوین ایران در سال با هدف تربیت نیروی انسانی تحصیلکرده برای کمک به پیشرفت کشور، تاسیس مدارس جدید، بهبود و اصلاح نظاممالی با سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی، جمعآوری منظم مالیاتها و تلاش برای جلوگیری از فساد در نظام مالی، تقویت نیروی نظامی و اصلاح ارتش راهاندازی صنایع نوین مانند صنایع نساجی، تقویت روابط دیپلماتیک و در نتیجه بهبود وضعیت سیاسی ایران، کنترل و مبارزه با فساد اداری و ظلم و تعدی افراد در دستگاه حکومت از جمله کارهای این بزرگ مرد تاریخ ایران بود.
امیرکبیر در مدت صدر اعظمی خود در ۳۹ ماه اصلاحاتی بر ایجاد نظم مالی و نظم در شبکه قدرت انجام داد که باعث برانگیختن خصومت در افراد با نفوذ دربار شد. عاقبت مهدعلیا مادر شاه، میرزا آقا خان نوری (معاون صدراعظم) و میرزا یوسف خان آشتیانی (حسابدار دربار) برای برکناری و تبعید او به کاشان و سپس ایجاد سوءظن در شاه جوان و اقدام به قتل او در حمام فین کاشان اقدام نمودند.
امیرکبیر در 45 سالگی به تیغ جور به قتل رسید. اما اقدامات او به عنوان پایهگذار تغییرات بزرگ در تاریخ معاصر ایران ثبت شده است.
«برواتی برای هر روز سگ جان شدن» از 14 تا 20 شهریور در سالن تئاتر شهر رشت در امین الضرب روی صحنه میرود. کامران خانزاده، یاشار نصر ماسوله و هدیه والا در این نمایش به ایفای نقش میپردازند. موسیقی نمایش نیز کار رحمان صیقلی نژاد است.
علاقمندان برای تهیه بلیت میتوانند به سایت www.tiwall.com مراجعه کنند .