چرا ایران امنیت را در قدرت می‌جوید؟

ایران؛ بر لبه تنهایی راهبردی

0 ۴

کتاب “بر لبه تنهایی؛ روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران” نوشته ولی نصر، تلاش می‌کند به یکی از پرسش‌های مهم درباره ایران معاصر پاسخ دهد؛ چرا جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته چنین رویکردی در سیاست خارجی و امنیت ملی خود داشته است؟

 

نصر برای پاسخ به این پرسش، صرفا به تصمیم‌های سیاسی روزمره نمی‌پردازد، بلکه ریشه‌های تاریخی و تجربی نگاه ایران به امنیت، تهدید خارجی و استقلال را بررسی می‌کند. از نگاه او، رفتار ایران را نمی‌توان فقط با ایدئولوژی توضیح داد؛ تجربه ‌تاریخی ایران به‌خصوص تجربه دخالت قدرت‌های خارجی، جنگ و احساس ناامنی، نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری این راهبرد داشته است.

 

ایده اصلی کتاب را می‌توان در مفهوم “تنهایی راهبردی ایران” خلاصه کرد. نصر معتقد است که در ذهنیت امنیتی جمهوری اسلامی، ایران کشوری است که در محیطی پرتنش قرار گرفته و نمی‌تواند برای امنیت خود کاملا به قدرت‌های خارجی یا متحدان دیگر تکیه کند. بنابراین باید تا حد امکان روی توانایی‌های داخلی، استقلال سیاسی و ایجاد قدرت بازدارنده در اطراف خود حساب کند

ایده اصلی کتاب را می‌توان در مفهوم “تنهایی راهبردی ایران” خلاصه کرد. نصر معتقد است؛ که در ذهنیت امنیتی جمهوری اسلامی، ایران کشوری است که در محیطی پرتنش قرار گرفته و نمی‌تواند برای امنیت خود کاملا به قدرت‌های خارجی یا متحدان دیگر تکیه کند. بنابراین باید تا حد امکان روی توانایی‌های داخلی، استقلال سیاسی و ایجاد قدرت بازدارنده در اطراف خود حساب کند.

 

این نگاه، به گفته نویسنده، ریشه‌هایی قدیمی‌تر از انقلاب اسلامی دارد و تجربه تاریخی ایران در دوره‌هایی مانند قاجار، فشار قدرت‌های خارجی و از دست رفتن بخش‌هایی از سرزمین ایران، به شکل‌گیری حافظه‌ای از آسیب‌پذیری و بی‌اعتمادی کمک کرده است.

 

نصر سپس به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ می‌رسد. از نظر او، انقلاب ساختار سیاسی ایران را دگرگون کرد، اما این جنگ ایران و عراق بود که تاثیر بسیار عمیقی بر شکل‌گیری جمهوری اسلامی به‌عنوان یک نظام امنیتی و سیاسی گذاشت.

جنگ به رهبران جمهوری اسلامی نشان داد که ایران ممکن است در شرایط بحرانی عملا تنها بماند و مجبور شود بدون اتکا به قدرت‌های بزرگ از خود دفاع کند. به همین دلیل، تجربه جنگ در شکل‌گیری نگاه جمهوری اسلامی به بازدارندگی، امنیت و ضرورت افزایش قدرت منطقه‌ای اهمیت زیادی پیدا کرد.

 

پرونده هسته‌ای نیز در کتاب در همین چارچوب بررسی می‌شود. نصر معتقد است؛ برنامه هسته‌ای ایران را نمی‌توان جدا از مساله امنیت ملی، رقابت منطقه‌ای و روابط ایران و آمریکا فهمید. مساله هسته‌ای علاوه بر پیامدهای بین‌المللی، هزینه‌هایی برای ایران داشته و تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی را افزایش داده است. بنابراین یکی از پرسش‌های مهم کتاب این است که آیا دستاوردهای امنیتی این راهبرد با هزینه‌هایی که به جامعه و اقتصاد ایران تحمیل کرده، تناسب داشته است یا نه.

 

یکی از موضوعات مهم کتاب، تغییر روش ایران برای تأمین امنیت است. نصر توضیح می‌دهد که ایران به‌تدریج از مفهوم دفاع صرف از مرزهای خود فاصله گرفت و به سمت چیزی رفت که می‌توان آن را “دفاع روبه‌جلو” نامید؛ یعنی تلاش برای ایجاد ظرفیت‌های امنیتی و سیاسی در خارج از مرزها، به‌گونه‌ای که تهدیدها پیش از رسیدن به داخل ایران کنترل شوند

 

در بخش‌های پایانی، نصر نگاه انتقادی‌تری پیدا می‌کند و درباره هزینه‌های راهبرد امنیتی چند دهه گذشته بحث می‌کند. او نشان می‌دهد که این راهبرد در برخی مقاطع توانسته قدرت و نفوذ منطقه‌ای ایران را افزایش دهد، اما هم‌زمان مشکلات و هزینه‌هایی نیز ایجاد کرده است. به همین دلیل، مساله اصلی آینده این است که آیا همان راهبردی که در شرایط گذشته شکل گرفته، می‌تواند در شرایط جدید نیز امنیت ایران را تضمین کند یا نیازمند بازنگری است.

 

در این چارچوب، رابطه با آمریکا به یکی از محورهای اصلی راهبرد امنیتی ایران تبدیل شد. اشغال سفارت آمریکا و بحران‌های پس از انقلاب، بی‌اعتمادی میان دو کشور را عمیق‌تر کرد. از دید نصر، دشمنی ایران و آمریکا فقط نتیجه اختلافات ایدئولوژیک نیست؛ بلکه در طول زمان به یک مساله امنیتی و راهبردی تبدیل شده است.

ایران آمریکا را قدرتی می‌بیند که حضورش در منطقه می‌تواند امنیت ایران را تهدید کند و در مقابل، آمریکا نیز بسیاری از اقدامات ایران را تهدیدی برای نظم منطقه‌ای تلقی می‌کند. در نتیجه، یک چرخه طولانی از بی‌اعتمادی، فشار، واکنش و ضدواکنش شکل گرفته است.

 

یکی از موضوعات مهم کتاب، تغییر روش ایران برای تأمین امنیت است. نصر توضیح می‌دهد که ایران به‌تدریج از مفهوم دفاع صرف از مرزهای خود فاصله گرفت و به سمت چیزی رفت که می‌توان آن را “دفاع روبه‌جلو” نامید؛ یعنی تلاش برای ایجاد ظرفیت‌های امنیتی و سیاسی در خارج از مرزها، به‌گونه‌ای که تهدیدها پیش از رسیدن به داخل ایران کنترل شوند. شکل‌گیری شبکه‌ای از متحدان و گروه‌های همسو در منطقه نیز در همین چارچوب تحلیل می‌شود.

 

نویسنده در ادامه به”محور مقاومت” می‌پردازد و شکل‌گیری آن را صرفا نتیجه یک انگیزه ایدئولوژیک نمی‌داند. از دید او، ایدئولوژی در این روند مهم بوده، اما نیازهای ژئوپلیتیکی و امنیتی ایران نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی تلاش کرده با افزایش نفوذ منطقه‌ای، هزینه هرگونه فشار یا حمله مستقیم علیه ایران را بالا ببرد و موقعیت خود را در برابر آمریکا و متحدانش تقویت کند.

 

در مجموع، پیام اصلی کتاب این است که رفتار جمهوری اسلامی را باید حاصل ترکیبی از تاریخ، تجربه جنگ، احساس ناامنی، ضرورت حفظ استقلال، رقابت با آمریکا و محاسبات ژئوپلیتیکی دانست. نصر تلاش می‌کند؛ نشان دهد که سیاست خارجی ایران فقط محصول شعارها یا تصمیم‌های مقطعی نیست، بلکه پشت آن یک نگاه کلان به جهان وجود دارد: این تصور که ایران در محیطی ناامن قرار دارد و برای حفظ خود باید تا حد امکان مستقل و قدرتمند باشد

 

در مجموع، پیام اصلی کتاب این است که رفتار جمهوری اسلامی را باید حاصل ترکیبی از تاریخ، تجربه جنگ، احساس ناامنی، ضرورت حفظ استقلال، رقابت با آمریکا و محاسبات ژئوپلیتیکی دانست.

 

نصر تلاش می‌کند نشان دهد که سیاست خارجی ایران فقط محصول شعارها یا تصمیم‌های مقطعی نیست، بلکه پشت آن یک نگاه کلان به جهان وجود دارد: این تصور که ایران در محیطی ناامن قرار دارد و برای حفظ خود باید تا حد امکان مستقل و قدرتمند باشد.

 

از این منظر، عنوان “بر لبه تنهایی” نیز معنای روشنی پیدا می‌کند: ایران در نگاه نویسنده کشوری است که خود را در بسیاری از مقاطع تاریخی، به‌ویژه در برابر قدرت‌های بزرگ، تنها دیده و همین تجربه تنهایی باعث شده امنیت و استقلال را در مرکز سیاست خود قرار دهد. پرسش نهایی کتاب این است که آیا ادامه این مسیر در جهان امروز همچنان بهترین راه برای تامین امنیت ایران است، یا زمان بازنگری در این کلان‌راهبرد فرا رسیده است؟

 

کتاب “بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران” تلاش می‌کند توضیح دهد که چرا جمهوری اسلامی ایران طی چند دهه گذشته سیاست خارجی و امنیتی خاصی را دنبال کرده است. ولی‌نصرمعتقد است؛ برای فهم این سیاست نمی‌توان فقط به ایدئولوژی جمهوری‌اسلامی یا تصمیم‌های رهبران آن توجه کرد؛ بلکه باید تاریخ ایران، تجربه دخالت قدرت‌های خارجی، انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق و تحولات خاورمیانه را نیز در نظر گرفت.

 

از این منظر، عنوان “بر لبه تنهایی” نیز معنای روشنی پیدا می‌کند: ایران در نگاه نویسنده کشوری است که خود را در بسیاری از مقاطع تاریخی، به‌ویژه در برابر قدرت‌های بزرگ، تنها دیده و همین تجربه تنهایی باعث شده امنیت و استقلال را در مرکز سیاست خود قرار دهد

 

از نگاه نویسنده، ایران خود را در محیطی می‌بیند که در آن امنیتش تضمین‌شده نیست. همین احساس ناامنی و “تنهایی راهبردی” باعث شده جمهوری اسلامی به دنبال ایجاد قدرت داخلی، توان نظامی، بازدارندگی، نفوذ منطقه‌ای و استقلال از قدرت‌های خارجی باشد.

به بیان ساده، پیام اصلی کتاب این است که ایران برای فرار از “تنهایی” تلاش کرده قدرت بیشتری بسازد؛ اما اکنون باید بررسی کند که آیا این تلاش برای قدرت، خود به نوعی انزوای بیشتر منجر شده است یا نه.

 

در یک جمله: کتاب “بر لبه تنهایی” داستان تلاش ایران برای تامین امنیت در محیطی ناامن است؛ تلاشی که از تجربه‌های تاریخی و جنگ آغاز شده، به بازدارندگی و نفوذ منطقه‌ای رسیده و اکنون با این پرسش روبه‌روست که امنیت آینده ایران چگونه می‌تواند بدون گرفتار شدن در چرخه دایمی تنش و هزینه تامین شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.