رسالت از یاد رفته

یلدای امسال هم دامن ستاره‌ بارانش را جمع کرد و رفت. حالا سفره‌های ساده یا رنگین یلدا شب مردم جمع شده است؛ اما طنین غزل‌هایی که پس از تفال به دیوان حافظ زمزمه کردیم، هنوز با ماست و البته…
ادامه مطلب ...

رفتن

ردپای مهاجران همواره  با روایتی غریب درهم آمیخته است. هنگام رفتن نمی‌توان خانه را در چمدان جای داد و راهی شد. و این اندوهی عظیم است که در اعماق قلب مهاجران ریشه می‌دواند. رنج پشت سر…
ادامه مطلب ...

کابوس‌ در غبار سیمان

بادها به بلندای سبز و کهن دیلمان که می‌رسند، ترانه‌خوان اندوه می‌شوند و آدمیان سر در گریبانِ غریبانه خویش راوی دردی عمیق می‌شوند که در زمین و زمان و جانشان ریشه دوانده است. آن‌ها دهان…
ادامه مطلب ...

از یاد رفتگان کوچک

تازیانه جنگ و فقر و فساد از تن نازک کودکان دور باد. این کلمات را هر روز و هر ساعت باید رو به آسمان تکرار کرد تا مگر در روزگار خاکستری، مرغ آمین بشنود و ابرهای اجابت، باریدن بگیرند.…
ادامه مطلب ...

خیابان یا پیاده‌راه؟

بازار سپه در قلب شهر انزلی از شریان‌های مهم هویت و تاریخ این شهر است. ریشه سپید مناره در خاک آن نفس می‌کشد و بنای بانک روس قصه‌های بسیار از اقتصاد و تجارت در خویش پنهان کرده است. از…
ادامه مطلب ...