در گردش نیمروزه به رشتهرود رودبار، جایی در انتهای روستا به جنگلی زیبا و درختانی با قدمت بالای انجیلی، تابلویی توجهم را جلب کرد که جالب و تعجبآور بود. به گفته دوستانم که در گذشته نیز به آن مکان آمده بودند، پلی چوبی و محکم در آنجا برای عبور از رودخانه قرار داشت، تبدیل به پل آهنی و بتنی شده بود و بروی درب آهنیِ ورودیِ پل قفلی زده و نوشته بود: «ورود ممنوع؛ این ملک شخصی است.»
در ادامه مسیر به تعدادی دیگر از این تابلوها برخورد کردم. غیربومیانی که با خرید ملکی در دل جنگل هیرکانی و اراضی ملی، به خود اجازه دادهاند بخشی از جنگل و محل عبور و مرور مردم را جزو ملک و اموال شخصی خود بدانند. قطع چند گونه درختی نیز اتفاق دیگری بود که در آن منطقه رخ داده بود.
این اتفاقات در گیلان مشتی از خروار است که اتفاقا از این دست رخدادها کم نیستد. اتفاقاتی که طی دو دهه اخیر با هجوم گسترده مسافرین به مناطق گردشگری گیلان در هر تعطیلات شاهد آن هستیم.
چنانچه در چند سال اخیر، به ویژه از زمان جنگ ۱۲ روزه، اوج ورود مسافران به گیلان را داشتیم، به طوری که با هر تعطیلی این استان به مقصدی ارزان و دلپذیر برای گروهی از گردشگران بیمسوولیت تبدیل شده است. در تعطیلات دو هفته اخیر محرم و ارتحال امام، بیش از ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر به گفته ریاست میراث فرهنگی وارد گیلان شدهاند.
شواهدی از این حجم عظیم ورود مسافران را میتوان در پلاک خودروها نیز مشاهده کرد؛ به طوری که در این روزها، پلاکهای ۹۹، ۶۱، ۵۵، ۸۸، ۱۱ و ۷۸ بیش از هر پلاک دیگری در سطح شهر رشت دیده میشود.
هیچ گیلانی مخالف حضور هموطنان ما در گیلان و بهرهمندی از این آبوهوا و خاک که میراث مشترک همه ماست نیست. گیلانیها مردمی مهمانپذیر و مهربان هستند. مدیران استان نیز گردشگری را از عوامل مهم توسعه و بهبود اقتصاد و اشتغال در گیلان میدانند؛ اما متاسفانه برنامه مدونی با نگاهی جامع برای این مهم تدوین نکردهاند و در سالهای اخیر که حضور گردشگران از خارج از استان و حتی خارج از کشور به گیلان افزایش چشمگیر داشته، رونق اقتصادی و بهبود معیشتی خاصی برای جامعه محلی گیلان به ویژه در شهر رشت به عنوان مرکز استان، اتفاق نیفتاده است.
گیلان با وجود طبیعت زیبا و آبوهوای معتدل و تنوع غذایی، صنایع دستی، مکانهای تاریخی و میراثطبیعی ملی، برای گردشگرانی که در استانهای گرم و خشک با خطر فرو نشست و کمآبی و گرد و غبار و گرمای بالا دستوپنجه نرم میکنند، دلپذیر است؛ اما در عین حال گیلان از اکوسیستمهای بسیار شکنندهای برخوردار است.
جنگلهای هیرکانی بسیار متفاوت از سایر نواحی رویشی کشور است. عامل سرسبزی، انبوهی، پایداری و ماندگاری این جنگلها تنوع گونهای ارزشمند آن است. چیزی حدود ۷۰ درصد، یعنی ۹۷۳ هزار هکتار از اراضی گیلان که شامل ۶۱۱ هزار هکتار جنگل و ۳۴۵٬۰۰۰ هکتار مرتع و مابقی اراضی ساحلی و تالابهاست، همه تحت حفاظت حافظان منابعطبیعی و محیطزیست است.
از بین اراضی ملی جنگلی، مناطق جنگلی پُردرخت در اکثر مناطق برای حضور مردم محلی و گردشگران آزاد است. این در حالی است که این اکوسیستمهای جنگلی بسیار حساس هستند، زیرا هر درخت سرپا و مقاوم در جنگل با گونههای علفی و تنوع گیاهی همراه خود اکوسیستمهای کوچکی را تشکیل میدهد و حضور گونههای علفی بسیار برای ماندگاری و پویایی و حفظ جنگل و نیز حفظ تنوع جانوری آن ضروری است.
اما متاسفانه گردشگران بدون هیچ ضابطه و آگاهی، به صورت شبانهروزی در این مناطق برای گردش و تفریح حضور دارند و با لگدکوب کردن گونههای گیاهی پای درختان و چیدن گیاهان دارویی، سبب پاخور شدن و فشرده شدن زمین، نابودی گیاهان علفی و قارچها، جانوران کوچک و آسیبپذیری درختان جنگلی در مقابل آفات و بیماریها و خشک شدن و از بین رفتن آنها به مرور شدهاند. نابودی گیاهان جنگلهای هیرکانی که بسیار متفاوت از سایر نواحی رویشی کشور هستند.
از سوی دیگر، باقی گذاشتن زبالههایی چون پوشک بچه، نوار بهداشتی، غذاهای مانده، شیشههای دلستر و آب معدنی که عامل اصلی آتشسوزی جنگل هستند، سفرههای یکبارمصرف در رودخانهها، برنامههای شبانه تولد و کمپهای بدون برنامه و حضور ماشینهای آفرود در ارتفاعات، گردش در تالابها و ریختن زباله، این اکوسیستمهای شکننده را دچار آسیب جدی میکند.
در این روزها بهجد میتوان گفت؛ حضور در مکانهای گردشگری مانند قلعهرودخان که بیشترین حجم زباله توسط مردم بومی که دکههای فروش محصولات خوراکی را در مسیر پلههای ورودی به سوی قلعه دارند، تولید شده است و اکثر گردشگران خود را محق میدانند و برخورد بدی با مردم بومی دارند و عدم رعایت قوانین شهری سبب دعوا و درگیریهای بسیار میشود. همه اینها به نوع مدیریت و اعمال قوانین داخل شهری برمیگردد که نیاز به بازنگری دارد.
حال که گیلان با حضور گسترده مسافران در تمام طول سال روبهروست، اگر برنامه مدون و همهجانبه بر اساس چهار رکنِ توسعه پایدار (اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی و مدیریتی) استان نداشته باشیم…» به مرور شاهد نابودی اکوسیستمهای ارزشمند و شناسنامه هویتی گیلان خواهیم بود.