تلاش برای احیای فرهنگ کتابخوانی در رشت

یادمان سیدمصطفی موسوی، مدیر کتابفروشی سحر برگزار شد

0 275

جمعه، ۲۴ آبان، ساعت ۴ عصر، یادمان سید مصطفی موسوی، مدیر کتابفروشی سحر در دهه ی شصت، در کتابفروشی فرازمند رشت همراه با جمعی از اساتید دانشگاه و فرهنگ دوستان برگزار شد. در این نشست که دکتر احمد پاکتچی، دکتر فاروق خارابی و دکتر سید محمد صادق سجادی از سخنرانانش بودند، دکتر نیکویی میزبانی اش را بر عهده داشت.

«گای لسترنج» می­گوید ترجمه ی مغولی قزل اوزن، «اولان لورن»، به معنی رود سرخ است. بنابراین بخشی از این رود به نام «سرخ رود» نامگذاری شد و بخشی که به گیلان می ریزد، «سفیدرود» صدا شد.

وی ابتدا به معرفی موسوی پرداخت و بیان کرد: «سید مصطفی موسوی مقالاتی در قالب دایره المعارف و نقد کتاب دارند و کتاب جامع التواریخ تصحیح ایشان است. چندین زبان بلد بودند و به زبان مغولی و ترکی تسلط کامل داشتند.»

قزل  اوزن یا رود سرخ

در ادامه دکتر نیکویی از نخستین سخنران برنامه، دکتر پاکتچی برای ایراد سخنان شان دعوت به عمل آورد. این استاد دانشگاه و محقق در ابتدای سخنانش بیان کرد: موضوعی را برای این نشست انتخاب کرده ام که مورد توجه موسوی هم قرار گرفته بود. رودی به نام قزل اوزن. اسمی که به گفته ی پدران ما به دلیل وجود طلا به آن داده شده است. بعد که برای تحصیل به قزاقستان رفتم و زبانش را آموختم، دریافتم که اوزن در زبان قزاقی به معنی رود است. امروز با وجود ریشه شناسی می توانیم از چگونگی به وجود آمدن این کلمه مطلع شویم.

«گای لسترنج» می­گوید: ترجمه ­ی مغولی قزل اوزن، «اولان لورن»، به معنی رود سرخ است. بنابراین بخشی از این رود به نام «سرخ رود» نامگذاری شد و بخشی که به گیلان می ریزد، «سفیدرود» صدا شد. این تمایز مربوط به تقسیمات دولتی دوره ی مغول بود. استاد موسوی در حاشیه و تعلیقاتی که بر جامع التواریخ نوشتند، به اولان لوران رسیده اند و گفته اند قزل اوزن ترجمه ی اولان لوران است و حتی توضیح داده اند که اولان به معنی سرخ است و لوران به معنی رود.

بحث که به اینجا رسید، دکتر پاکتچی ادامه داد: به عنوان مثال دو نوع مغول در آن زمان دیده می شد؛ مغول سیاه و مغول سفید. بنابراین به اختلاط های ژنتیکی در منطقه توجه نشان دادند و دیدند که این لهجه و اسم از طرف مغول های فاتح به وجود نیامده، بلکه این لهجه از طرف مغول های سفید و کسانی که ایران را اشغال نکرده بودند، پدید آمد. حتی گفته اند که مغول های سفید تاجر بودند و به غیر از ایران با یونان هم مراوده داشتند.

از جامع التواریخ تا زبده التواریخ

سخنران بعدی برنامه دکتر سجادی بود. وی در ابتدای سخنان خود بیان کرد: با موسوی از ابتدای دهه ی ۷۰ که مشغول تصحیح کتاب جامع التواریخ بودند، آشنا شدم و بعد با چاپ بعضی مجلدات کتاب، برای نخستین بار دیدم که ریشه شناسی واژه های مغولی و  ترکی که در منابع ایرانی آمده، در این کتاب به طور کامل به آنها پرداخته شده است. همین موضوع باعث شد با آقای موسوی تماس بگیرم و به تهران دعوت شان کنم. بعد آقای موسوی به پیشنهاد من برای دائره المعارف بزرگ اسلامی مقاله ی «اوقوز» را نوشتند. بعد هم مقالات بسیار دیگری چون ایلخانان، جهانگشا و توقوز اوغوز را به رشته ی تحریر در آوردند. حتی کمی در تصحیح «زبده التواریخ» پیش رفتند و حدود صد صفحه را نوشتند، ولی بعد که آقای موسوی به بیماری مبتلا شدند، از ادامه ی کار باز ماندند و متأسفانه امکان اتمام اثر  میسر نشد و اوراق آنها تا اکنون ناتمام در میز کارم مانده است.»

تقریبا همه ی شخصیت های فرهنگی رشت به کتابفروشی آقای موسوی می رفتند. ایشان تلاش زیادی برای فرهنگ نمودند. آقای موسوی کتابفروشی شان را در زمان جنگ برپا کردند و حتی از کتابخانه ی شخصی شان برای کتابفروشی مایه می گذاشتند و ایشان نه کتابفروشی، بلکه کتابخانه داشتند.

سپس ادامه ی بحث را به سمت کتابفروش قدیمی رشت کشاند و افزود: ولی هنوز که به دیدن این کتابفروش قدیمی رشت می روم، بسیار دقیق درباره ی ریشه ی لغات بحث می کنند. یعنی اگر حافظه ی کوتاه مدت شان خیلی به روز نباشد، ولی حافظه ی بلند مدت شان هنوز بی خدشه ای پابرجاست و حرف زدن با ایشان، کمک می کند که خاطرات مختلف برای شان تداعی شود و باعث می شود به آلزایمر دچار نشوند. آقای موسوی منحصرا در زمینه های فرهنگی و تاریخی عصر مغول تلاش کردند و هر چه تاکنون از ایشان منتشر شده، معمولا در این مورد است.

تلاش موسوی برای فرهنگ رشت

دکتر فارابی، آخرین سخنران نشست، بود تا به عنوان آخرین میهمان خاطرات خود از آقای موسوی را برای شنوندگان بیان کند. این استاد دانشگاه در ابتدای سخنان خود بیان کرد: در رشت به دنیا آمدم و ده سال اول زندگی ام را در اینجا بودم و بعد به دلیل کار پدرم به تهران رفتم و فرصت این را نداشتم که با افراد فرهنگی رشت ارتباط برقرار کنم و بیست سالگی برای اقامتی طولانی به آلمان رفتم و اکنون چند مدتی است که دیگر در رشت زندگی می کنم و مدرس دانشگاه گیلان هستم.

وی در ادامه ی سخنان خود افزود: آقای موسوی را به سفارش یکی از دوستانم برای اولین بار در کتابفروشی سحر دیدم. تقریبا همه ی شخصیت های فرهنگی رشت به کتابفروشی آقای موسوی می رفتند. ایشان تلاش زیادی برای فرهنگ نمودند. آقای موسوی کتابفروشی شان را در زمان جنگ برپا کردند و حتی از کتابخانه ی شخصی شان برای کتابفروشی مایه می گذاشتند و ایشان نه کتابفروشی، بلکه کتابخانه داشتند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.