تخریب سردرب سرای ملک بعد از آتش‌سوزی؛

آتشی که بازآفرینی را سوزاند

0 ۳۶

«دادی» که در بازار رشت با «آتش» ستانده شد و رَخت قجری سه کاروانسرای «مَلِک، طاقی بزرگ و طاقی کوچک» را سوزاند، هیچ‌گاه از حافظه تاریخی این شهر از بین نمی‌رود. کسبه‌ای که از چندین جبهه خسارت دیده‌اند، خشمشان را در آواربرداری نشان دادند.

 

ویرایش گزارش تمام نشده بود که باخبر شدم، سردرب سرای ملک را تخریب کردند. بارانی که از صبح روز سه‌شنبه می‌بارد نتوانست آتش خشم کسبه‌ای را فرو بنشاند که یک ماه است هست و نیستشان ساقط شده است. چرخ اقتصادی که در ماه‌های اخیر فنرش دررفته بود، آخر خود چرخ را هم خرد کرد و با تخریب سردرب ملک، اندک جاذبه گردشگری بازار رشت را به ورطه نابودی کشاند.

 

«سرای ملک» از میان هفت کاروانسرای باقی‌مانده در بازار رشت، قدمت بیشتری داشت. این بنای اوایل دوره قاجار، فرم معماری روسی خود را تا حدودی حفظ کرده بود و به خاطر داشتن درب و پنجره‌های چوبی و نزدیکی به منبع آتش‌سوزی یعنی «مسجد حاج مجتهد»، بخت سیاه‌تری یافت و آتش چنان تاب از او برد که ستون‌های آهنی را هم خم کرد.

 

دو کاروانسرای طاقی که زمانی طاقه‌های ابریشم را برای صادرات بسته‌بندی می‌کرد در سال 1372 دچار آتش‌سوزی شده بود. ولی با مرمت از سوی اداره میراث فرهنگی، جانی دوباره گرفت و کمی بعد در فهرست آثار ملی ثبت گردید.

 

«سرای ملک» از میان هفت کاروانسرای باقی‌مانده در بازار رشت، قدمت بیشتری داشت. این بنای اوایل دوره قاجار، فرم معماری روسی خود را تا حدودی حفظ کرده بود و به‌خاطر داشتن درب و پنجره‌های چوبی و نزدیکی به منبع آتش‌سوزی یعنی «مسجد حاج مجتهد»، بخت سیاه‌تری یافت و آتش چنان تاب از او برد که ستون‌های آهنی را هم خم کرد

 

یک ماه پس از آتش‌سوزی بازار، قائم مقام وزیر میراث فرهنگی که برای تصمیم‌گیری درباره پرونده ثبت جهانی ماسوله به گیلان آمده بود به نقش تاریخی بازار اشاره و یادآور می‌شود؛ “هرکمکی لازم است باید به کسبه آسیب دیده نمود و دوباره بازار را از نو ساخت”.(خبرگزاری میراث آریا)

 

امیدوار بودیم، کمترین نتیجه حضور «علی دارابی»، نخست پایان شتابزدگی در بازسازی بازار باشد و سپس، تخصیص اعتبار دولتی برای احیا و بازآفرینی کاروانسراهای آسیب‌دیده. اخبار پیش از این، بیانگر تعجیل مقام ارشد استان در بلندمرتبه‌سازی برای جبران خسارت وارده به بازار بود. شتابی که با نادیده انگاشتن معماری مبتنی بر اقلیم، افق بلندمت گردشگری را هم نابود و بلندمرتبه‌سازی را‌ جایگزین احیا و بازآفرینی می‌کند.

 

اقلیم پرباران گیلان و بارانداز بودن بازار رشت در دوره صفویه و قاجار، نوع معماری متفاوتی را برای کاروانسراها و راسته بازارهای رشت موجب شده بود و همین تفاوت، دیدن بازار رشت را برای گردشگران جذاب می‌کرد.

 

بازار رشت، بارها آتش‌سوزی در ادوار تاریخی را تجربه کرده و متاسفانه هربار بخش زیادی از معماری متفاوت خود را با نوسازی‌های سلیقه‌ای و احداث پاساژ از دست داده بود. سنت خرید از روزبازار و دیدن بساط حجره داران، همواره برای مشتریان گیلانی بر بالارفتن از پله رجحان دارد.این علاقمندی را هم می‌توان در عدم موفقیت مدیریت شهری در جمع کردن بساط دست‌فرشان دید و هم بسیاری از مجتمع‌های طبقاتی مرکز رشت که واحدهای تجاری طبقات فوقانی، عمدتا کاربری خدماتی و یا انبار کالا شده‌اند.

 

بازآفرینی کاروانسراهای سوخته آن هم در شرایطی که بخش‌هایی از آن توسط مالکان قبلی وقف شده و یا تعدد ورثه دارند، کار چندان آسانی نیست و این حجم از خسارت وارده نیازمند تخصیص اعتبار از سوی شرکت بازآفرینی کشور است. لااقل به شخصه سال‌هاست در جلسات مدیریت شهری، موضوع خرید و احیای «کاروانسرای سعادت» را شاهد بودم که باوجود اعلام آمادگی شهرداری برای تخصیص اعتبار، به‌دلیل مشکلات یادشده، ناکام ماند.

 

شتابزدگی در اجرای طرح‌هایی که مطالعات کافی از ابعاد مختلف ندارد، نتایج مطلوبی نخواهد داشت. همچون طرح ساخت سردرب سفال پوش، برای ورودی بازار بزرگ از سوی مدیریت منطقه دو، که بدون هیچ پشتوانه تاریخی بر اجرای آن اصرار دارد.

 

این گزارش تلاش دارد، نشان دهد که چرا بازار رشت سرپوشیده نبود و کاروانسراها نیز با معماری متفاوت خود، نقش بارانداز کالا و داد و ستد را داشت.

 

لویی رابینو، نایب کنسول انگلیس در رشت در اوایل قرن بیستم، بازاری را توصیف می‌کند که هنوز  آتش حوادث مشروطه به جانش نیافته و بلشویک‌های تازه به قدرت رسیده، با آتش شر و شورشان، عامدانه کسبه را تنبیه نکرده‌اند.

 

بازآفرینی کاروانسراهای سوخته آن هم در شرایطی که بخش‌هایی از آن توسط مالکان قبلی وقف شده و یا تعدد ورثه دارند، کار چندان آسانی نیست و این حجم از خسارت وارده نیازمند تخصیص اعتبار از سوی شرکت بازآفرینی کشور است

 

رشتی که از زمان صفویه، پذیرای کاروان‌های متعددی از هند، بخارا، ترکیه و سایر کشورها بود تا ابریشم گیلان را به بنادر دریای مدیترانه و خلیج فارس ببرند، در زمان رابینو رونق گذشته را ندارد زیرا آتش‌سوزی‌های لشکریان کریم‌خان و آقامحمدخان قاجار و شیوع طاعون، به چرخ اقتصادش ضربه زده است.

 

با این وجود، رابینو، برای جمعیت 30هزار نفری رشت از 6هزار خانوار، 3300 دکان ثبت کرده است. همچنین 20کاروانسرا برای تُجّار و 25 کاروانسرا برای کاروان‌ها. و همین آمار نشان می‌دهد با وجود حوادث قبلی، همچنان رشت مرکز تجاری خود را از دست نداده بود.

 

او می‌نویسد:«بازار شامل راسته‌ای مرکب از سه یا چهارکوچه تنگ و موازی باهم است که با کوچه‌های دیگری که به‌طور عمودی آن‌ها را قطع کرده، مربوط می‌باشد و دارای کاروانسراهای زیادی است که همه از تعدادی دکان‌های نزدیک به هم و انبار تشکیل شده است. این بازار خوب سنگ‌فرش شده است ولی مانند بازارهای نقاط دیگر کاملا پوشیده نیستند و به عوض بام‌های گنبدی یا منحنی شکل که در سایر نقاط از یک طرف به طرف دیگر کوچه‌ها کشیده شده است، از هر قسمت سایبان‌ها و طارم‌هایی ساخته‌اند که سبب می‌شود پیاده‌روها از باران و آفتاب محفوظ بمانند. اما کسانی‌که سواره هستند ناچارند از وسط بازار عبور کنند و به همین جهت در معرض باد و آب باران‌هایی که از بام‌ها جاری می‌شود قرار می‌گیرند.

 

کاروانسراها درهایی دارد که شب‌ها آن‌ها را می‌بندند. دکان‌های شهر که تعداد آن‌ها به 3300 می‌رسد مثل دکان‌های سایر نقاط ایران ساخته شده است. در یک قسمت از دکان پرده‌ای آویخته شده است که مال‌التجاره را در پشت آن می‌گذارند و آن‌ها را روی تخته یا میزی می‌چینند و یا به صورت توده‌ای روی یک پیشخان که در حدود یک متر از زمین بالا آمده قرار می‌دهند. گاهی نیز دو پرده می‌آویزند به طوری که یکی بعد از دیگری قرار دارد. بازرگانان روی حصیر یا قالی، که بر پیشخان دکان انداخته‌اند، در وسط کالایی که دارند می‌نشینند و چپق دود می‌کنند و موقرانه به بحث در امور بازرگانی یا سیاسی مشغول می‌شوند و در انتظار مشتریان خود می‌نشینند.» (74 و 75)

 

مظفرالدین شاه قاجار نیز در سفر به فرهنگ 1320ق می‌نویسد: «بازارهای رشت مثل تهران سقف ندارد. کوچه است، دو طرف دکان. اما بالای دکان‌ها طوری از دو طرف جلو آمده که به قدر دو ذرع بیش‌تر آسمان پیدا نیست. مغازه‌های خوب دارد.» ( نقل از رشت شهرباران، ص:119)

فقدان سقف در بازار، در سفرنامه عباس مسعودی، بنیانگذار روزنامه اطلاعات، نیز گزارش شده است. مشاهدات وی در سال 1307 خ. نشان می‌دهد با وجود آغاز مدرنیته و ساخته شدن عمارت‌های اروپایی در شهر، بازهم بازار الگوی گذشته خود را تاحدی حفظ کرده است: « بازارهای رشت مثل بازارهای تهران و بیشتر نقاط نیست، رشتی‌ها زود پی برده‌اند به این نکته که انسان تا خورشید و هوای آزاد هست خود را محبوس از تابش و روشنایی آفتاب محروم نباید کرد.

فهمیده‌اند بازارهای مسقف و تنگ و تاریک و مرطوب باعث بروز انواع مرض‌ها و کسالت و بدبختی و خرابی مغز خواهد شد، از این جهت بازارهای آن‌ها بی‌سقف، وسیع، سنگ‌فرش و خیلی تمیز می‌باشد. اتومبیل و درشکه هم با نهایت خوبی از این بازار عبور می‌کند.»

 

کاروانسراهای رشت، تنها نقش بارانداز کالا را نداشت و در زمان فقدان مسافرخانه و هتل، بازرگانان در کاروانسرا اقامت دارند. بنابراین در معماری کاروانسرا، بخش اسکان هم لحاظ شده بود. «ژوبر آمیده» که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار به رشت آمده می‌نویسد: «بازرگانانی که به تجارت خارجی می‌پردازند، در کاروانسرا سکونت می‌کنند، یک دوجین ارمنی اهل هشترخان چندین سال است که در رشت مسکن گرفته‌اند و در یکی از این کاروانسراها گردهم آمده‌اند، در حالی‌که مسلمانان در کاروانسرای دیگری هستند.» (ص: 333)

 

ارنست اورسل درباره کاروانسراهای رشت می‌نویسد:« تعداد کاروانسراها زیاد و حیاط آن‌ها از همه جا تماشایی است، چون همیشه انبوهی از مسافران، کاروان‌ها و چاروادارهای ترک، عرب و فارس و یا مردم بیکاره کوچه و بازار به آن‌جا سر می‌زنند که خبری کسب کنند یا شایعه‌ای پخش کنند» ( نقل از کتاب گیلان ج 1 ص:)661)

 

کرسی‌‌چینی بلند کاروانسرای سوخته ملک و طاقی، در سال‌های اخیر تنها نقش انبار کالا را داشت و به همین دلیل کسبه در آتش‌سوزی اخیر خسارت مالی زیادی دیدند. بخش‌هایی از هر سه کاروانسرا، وقف شده است

 

با ملاحظه هفت کاروانسرای باقی‌مانده در بازار رشت، نوع معماری آن را می‌توان به تخریب شده‌ها تعمیم داد که مبتنی بر اقلیم گیلان، بر یک کرسی بلند ساخته شده است. کرسی‌‌چینی کاملا باز که بعدها محصور و با ایجاد محفظه‌های کوچکی، نام «گربه‌رو» یافت، در کاروانسراها، مرتفع‌تر ساخته می‌شد و نقش انبار، محل اتراق مسافر و مطبخ را داشت.

 

 

کرسی‌چینی بلند کاروانسرای سوخته ملک و طاقی، در سال‌های اخیر تنها نقش انبار کالا را داشت و به همین دلیل کسبه در آتش‌سوزی اخیر خسارت مالی زیادی دیدند. بخش‌هایی از هر سه کاروانسرا، وقف شده است. در برخی منابع قدمت کاروانسرای طاقی را پهلوی نوشته اند، اما در نقشه تاریخی1296 خ. نام و محل طاقی مشخص است و از کتیبه وقف‌نامه به سال 1321ق. در یکی از حجره‌ها، قدمت قجری آن مستند می‌شود.

 

«کاروانسرای ملک»، قدیمی‌تر و به احتمال در اوایل قاجار ساخته شده، زیرا در نقشه تاریخی 1249خ، نام ملک مشخص است. بخشی از سرای ملک نیز وقف شده است. «ملک» به شماره 9916 و در تاریخ 11شهریور1382 در فهرست آثار ملی ثبت شده است و بنا به قول کسبه و منابع مکتوب، این کاروانسرا، برنج به روسیه صادر می‌شد.

 

درکتاب مفاخر گیلان، اشاره کوتاهی شده که میرابوطالب اسدی(خاور) مشهور به اسداُف بازرگان و صنعتگر رشتی مقیم بادکوبه بود که پیش از انقلاب اکتبر روسیه به گیلان بازگشت و امور بازرگانی‌اش را در سرای ملک رشت ادامه داد.

 

کاروانسرهای طاقی بزرگ و کوچک در امتداد هم قرار گرفته و با یک راهرو به‌هم متصل می‌شود. این دو کاروانسرا در سال‌های نه چندان دور، پذیرای خشکبار ایران برای صادر به اروپا بود. همچنین طاقه‌های ابریشم را در «طاقی» برای صادرات به اروپا و یا به شهرهای مرکزی ایران بسته‌بندی می‌کردند.

 

بنابر کتیبه، کاروانسرای طاقی کوچک در سال 1372 وقف شده است. بخشی از کاروانسرای طاقی کوچک در سال 1379، دچار آتش‌سوزی شد و با نظارت اداره میراث فرهنگی گیلان مرمت گردید و به شماره 3369 و در تاریخ 25/12/1379 ثبت ملی شد.

 

کاروانسرای طاقی بزرگ در ضلع جنوبی کاروانسرای طاقی کوچک و راسته دوم زرگرها ساخته شده، این کاروانسرا همزمان با کاروانسرای طاقی کوچک و مطابق با سنگ وقف آن در سال 1321 قمری ساخته شده است. هر دو کاروانسرا دارای حیاط مرکزی و باغچه‌ای در میانه هستند. طاقی بزرگ به شماره 9914 و در تاریخ 11/6/1382در فهرست آثار ملی ثبت شد.

 

«اسماعیل سلطانزاده»، 90ساله از کودکی با پدرش که از مهاجران هشترخان بود در کاروانسرای طاقی کار «تسمه کشی» می‌کرده است. او یک تسمه پلاستیکی را از زمین برداشته و با لهجه ترکی می‌گوید:«سابق به‌جای این، تسمه‌های آهنی بود که به‌دور بسته‌های کالا می‌بستند. وقتی بار از تهران می‌آمد، تسمه‌های آهنی را باز می‌کردیم و برای بسته‌بندی طاقه‌های ابریشم می‌فروختیم. خود او به یاد دارد که بسیاری از پارچه‌های ابریشمی در این کاروانسرا، بسته‌بندی می‌شد.»(گفتگو سال 94)

 

سرای ملک پیش از آتش‌سوزی نیز به مرمت اساسی نیاز داشت و تنها سردرب سالم مانده آن در ضلع غربی، از میانه تابستان در حصار داربست بود و بانو هفت‌چناری، یکی از مالکین، برای مرمت از اداره میراث فرهنگی استمداد می‌طلبید. حالا در زمانی‌که او در ایران نیست، سردرب میراثی ملک را هم فروریختند

 

سرای ملک پیش از آتش‌سوزی نیز به مرمت اساسی نیاز داشت و تنها سردرب سالم مانده آن در ضلع غربی، از میانه تابستان در حصار داربست بود و بانو هفت چناری، یکی از مالکین، برای مرمت از اداره میراث فرهنگی استمداد می‌طلبید. حالا در زمانی‌که او در ایران نیست، سردرب میراثی ملک را هم فروریختند.

 

حجره‌های ملک، بر کرسی چینی بلندی قرارداشت و فضای خالی کرسی‌چینی، با طاق‌های گهواره‌ای شبیه یک سوله بود. درب و پنجره‌های تماما چوبی حجره‌ها، سقف طاق ضربی و ستون‌های آهنی استوانه‌ای که با پیچ و مهره سقف و ایوان را نگه داشته بود. به گفته، حسینی یکی از اعضای هیات امنای سرای ملک، این ستون‌های آهنی کاملا اورجینال و نخستین مدل آهنی بود که از روسیه به گیلان آمده و بدون جوش و تنها با پیچ و مهره اتصالات را انجام می‌داد. ستون‌های داخلی حجره‌ها نیز از همین مدل آهن‌های روسی بود.

 

خانم، هفت‌چناری بخش زیادی از مالکیت سرای ملک را در اختیار دارد. بخش از حجره‌ها اوقافی و بسیاری از حجره‌داران، سرقفل یا اجاره‌دار بودند. او که در دهه 70 عمرش است، پیش از آتش‌سوزی در گفت‌وگو با نگارنده اظهار کرد که سهم بقیه وراث را خریداری کرده و تنها بخشی از آن اوقافی است. او تلاش داشت با مذاکره با سرقفل‌داران، میراث خانوادگی را بازآفرینی نمایند و حجره‌هایی را که غیر اصولی تغییرشکل یافته‌اند، با استفاده از الگوی بخش‌های قدیمی احیا و مشابه‌سازی نماید. آرزوی که با آتش‌سوزی دود شد و حالا با شتاب و اعمال سلیقه و یک ماه پس از آتش‌سوزی، سردرب میراثی را هم فروریختند.

 

بانوهفت چناری(متولد سال 1333)، روزگار درخشان سرای ملک را دیده بود که اکثر حجره‌دارها تاجر برنج بودند. مساحت کل کاروانسرا حدود 3400مترمربع است. از این مقدار 1650 مترمربع مسقف و باقی حیاط محسوب می‌شود. پیش از آتش‌سوزی، از 47 حجره فعال در سرای ملک، بیشتر آن‌ها انبار کالا بودند. حجره‌ها از دو بخش تشکیل شده؛ بخش بزرگ و چوبی که بر کرسی بلند قرار گرفته، در گذشته دفتر حجره‌داران بود و بخش زیرین که طاق گهواره‌ای دارد، آش‌خانه، محل اسکان مسافر و یا چاروادارهایی بود که با اسب و قاطر بار می‌آوردند. انتهای کاروانسرا و نزدیک به دفتر اداری سرای ملک، فضای بزرگی با ستون‌های قطور آهنی و با سقف بلند با کاربری اسطبل بوده چاروادارها بوده است.

 

 

منابع:

  • نیکویه، محمود، «رشت شهرباران»، رشت: فرهنگ ایلیا، 1387.
  • گوهریان، محمدابراهیم و هوشنگ عباسی، زندگی‌نامه مفاخر و مشاهیر گیلان، جلد اول، تهران: انتشارات نسل نواندیش، چاپ اول: 1403.
  • ه. ل. رابینو، ولایت دارالمرز گیلان، ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: انتشارات طاعتی، چاپ سوم: 1366.
  • «پنج سفرنامه گیلان» (ادموند ادنوان، سعید نفیسی، علی‌اکبر سیاسی، سلطان محمد عامری، عباس مسعودی) 1259-1315 خورشیدی، پژوهش و گردآوری، سیدمهدی سیدقطبی، چاپ نخست: 1397، رشت: فرهنگ ایلیا.
  • آمیده، ژوبر«مسافرت در ایران و ارمنستان»، ترجمه علیقلی اعتمادزاده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران: ۱۳۴۷.

 

عکاس: افشین میرزایی

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.