بنای تاریخی سید جلیل مقیمی، در محله سبزه میدان و در جوار اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت قرار دارد. این بنا می توانست ثبت و احیا شده و به عنوان نمادی از استقرار خاندان های شفت و فومن در دوره ناصری در مرکز رشت حفاظت شود. اما شهرداری رشت برای تعریض معبر، بخشی از آن را تخریب کرد و اداره میراث فرهنگی نیز تاکنون برای ثبت اضطرای عمارت و یا احیای آن اقدامی نکرده است.
***
انگار طاعون به این شهر زده و آخرین عمارتهای تاریخی، مثل برگ درخت فرو میریزند. بیشتر مالکان بناهای تاریخی میخواهند ملک خود را تخریب و آپارتمان بسازند اما وقتی مالکی خواست میراث نیاکانش را حفظ کند از پس بیل مکانیکی شهرداری بر نیامد.
عمارت «سیدجلیل مقیمی» در محله سبزه میدان رشت و در کوچه احتساب و درست در نزدیکی اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت قرار دارد. میراث فرهنگی سالها پیش میتوانست این عمارت را نیز همچون «خانه قدیری» خریداری و مرمت نماید. اما با وجود تخریب بخشی از این بنا به منظور تعریض معبر، هنوز هم اداره میراث فرهنگی، برای ثبت اضطراری آخرین یادگار خاندان مقیمی اقدامی نکرده است.
بنابر منابع مکتوب در نیمه دوره قاجار و به دستور ناصرالدین شاه، خاندانهای غرب گیلان در محدوده سبزه میدان و محله کیاب رشت اسکان مییابند. خاندانهای«مقیمی» و «شجاع نظام»، تنها دو نمونه از ایشانند که با وصلت خانوادگی دوام و قوامشان فزونی یافت. هنوز بخشی از املاک ایشان در محدوده سبزه میدان پابرجاست. خانه شجاع نظام دو سال پیش تخریب و «رشت مال» روبروی باغ تاریخی سبزه میدان در حال قد کشیدن است.
خاندانهای مقیمی و شجاع نظام از خانهای فومن و شفت به دستور ناصرالدین شاه قاجار در محله کیاب و سبزه میدان رشت ساکن شدند و از آن پس در مناسبت اقتصادی و سیاسی قدرت در دورههای قاجار، مشروطه و پهلوی نقش بسزایی داشتند.
خانه «سید میرجلیل مقیمی» در بنبست احتساب تا همین چند سال پیش هم سرپا بود و اگر شهرداری به بهانه تعریض معبر به جانش نمیافتاد تا این حد آسیب پذیر نمیشد.
دکتر مهران (ابراهیم) شجاعی، یکی از مالکان بنای مذکور میدید که بیل مکانیکی، تمام خاطرات کودکیهایش را تخریب میکند در خانهای که بالیده بود اما وقتی فریاد میزد، لااقل سقف بنا را نریزید، صدایش به گوش کسی نرسید.

اکنون «مهران شجاعی» مقابل عمارت مقیمی ایستاده و داستان آمدن خاندانش را به سبزه میدان تعریف میکند. و آبگیر وسط شهر که دیگر اثری از آن نیست. از دیوارهای فرو ریخته عمارتی میگوید که پس از تخریب شهرداری، محل آمد و شد دزدانی شد که حتی کاشیهای قجری راه پله را هم ربودهاند. او تلاش کرد با دیوارچینی و حلب زنی به بخش های آسیب دیده ولو غیر اصولی، مانع تخریب بیشتر شود. به این امید که روزی دستی از مهر برای احیا و بازآفرینی این بنا بالا رود.
او خاطراتش را مرور میکند، از «قدسیه کافیه»، مادربزرگش که دختر میرجلیل مقیمی بود. زنی بسیار مدبر و با جبروت که همه در برابر فرمانش «چشم» میگفتند. از قزقانهای مواد خوراکی که کافیه خانم اگر امر میکرد، باید به در همان خانه میرفت.
خانه ای که کافیه خانم به پسرش «منوچهر خان» داد و او به همسرش. فاطمه(پری) نوه حاج هاشم رحیم نیز از خانهای کمسار بود. و حالا مهران شجاعی با دو خواهرش، میراث دار بنایی است که «سید جلیل مقیمی» ساخته بود.
این خانه دو طبقه، شاید آخرین نشانه از حضور خاندانهای شفت و فومن در رشت باشد که از نیمه دوره قاجار نقش مهمی در مناسبات اقتصادی و اجتماعی گیلان بازی کردند. این بنای نیمهجان چندسالی هم به عنوان مدرسه کاربری داشت و به آموزش و تربیت گیلانیان کمک کرده بود و اکنون نفسش به شماره افتاده است.
به روایت جهانگیر سرتیپ پور «سردودمان مقیمی، میر مقیم فرزند میرمحمدسمیع از دیه «چرزه» یا «چورزق» طارم است. میرمقیم و برادرش میرمحمد باقر پس از فوت پدر به سوی فومنات حرکت کردند. میرمحمدباقر که قصبه شفت را برای سکونت اختیار کرده بود، پس از سالی به قم عزیمت و در مجلس درس میرزای شفتی معروف به قمی حاضر شد… اما میرمقیم در شهر فومن مقیم شد و از او فرزندانی باقی ماند که لایقترین آنها سید احمد نام داشت که ارشد فرزندان بود.

در سال 1346-47 هجری قمری که بلای طاعون بر گیلان مستولی بود، سیداحمد توانست وثوق و اعتماد مردم را جلب کند و وصی یا امین خانواده طاعون زدهای شود که بعضا تمام اعضای خود را از دست داده بودند. سید احمدبن مقیم از بلا جان بدر برده و دارای ثروت کلانی شد و اوقات به عمران و آبادانی و تمشیت امور شخصی میگذرانید. از او فرزندانی به جا ماند به نامهای حاج سیدمرتضی، حاج سیدرضی و حاج میرجلیل …که هر یک از آنان با بانوانی دولتمند ازدواج کردند…» (نامها و نامداران گیلان، ص: 183)
مهران شجاعی دانش آموخته دکترای اقتصاد و مدیریت دولتی است و پس از سالها تدریس در دانشگاه و مناصب دولتی از سال 1393 به زادگاه خویش بازگشته و تلاش دارد میراث خانوادگی را حفظ کند. او دست یاری میطلبد تا بنایی که شهرداری نیمه مخروبه روی دستش گذاشته، دوباره احیا کند.
عمارت سیدجلیل مقیمی در کوچه احتساب و در جوار اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت، آخرین بنای تاریخی از حضور خاندان مقیمی در این شهر است.
نیای پدری او «سرتیپ علیخان شجاع» (شجاع نظام) برآمده از خاندانهای شفت بود. شجرهنامه این خاندان در کتاب «ولایت دارالمرز گیلان» آمده است. طبق این شجره، علیخان، فرزند نعمت اللهخان، فرزند سعیدخان، فرزند آقا علی، فرزند حاجی کاظم است. (ص: 241) به نوشته لویی رابینو، سردودمان این خاندان از سبزوار و یا طایفه چگینی قزوین در شفت ساکن شدند. (همان: 236) اما مهران شجاعی که خود زاده رشت است، عقیده دارد طایفه ایشان از تالشان شفت بودند که به دستور ناصرالدین شاه در رشت سکنا گزیدند.
اینکه چرا علیخان خود را «شجاع نظام» نام نهاد، سرگذشت عجیبی است. مهران شجاعی توضیح میدهد: «محمد زوزونی، تاریخ نگار دوره الجایتو، آنجا که درباره گیلان مینویسد، برای نخستین بار از نیای پدر ما صحبت میکند. البته نیای بزرگ من «کاظم خان» از دوره صفویه قدرت را به دست میگیرد.
کاظم خان به قیمت کشته شدن تمام برادران و برادرزادههای خود و حتی فرزندانش الا یکی به نام «علی» توانست محدوده غرب گیلان یا همان «بیه پس» را در اختیار خود بگیرد. آن هم بعد از جنگهای طولانی که پیش از این بین خانهای شفت و اتورخان رشتی، خان فومن صورت گرفت. این جنگها بین 80 تا100 سال طول کشید.»
البته در روایت لویی رابینو، در دوره شاه سطانحسین، کاظمخان شفتی، آقا کمال فومنی حاکم رشت را به قتل میرساند و پسرش آقا جمال که از طرف مادرش به سلسله شاهی وابسته بود، کریم پسر کاظمخان شفتی را میکشد.
رفیع آقا برادر کاظمخان آقا جمال را کشت و انتقام برادرزادههایش را گرفت، هدایت اللهخان فومنی پسر حاجی جمال، رفیع آقای شفتی و پنج برادر و برادرزادههایش را کشت. پسر بچهای به نام «آقا علی» تنها بازمانده خوانین شفت از مرگ نجات یافت. هدایتخان که مایل بود از قبایل شفت استفاده کند، ناچار شد به نام این کودک حکومت را در دست گیرد.
به گفته شجاعی، اجداد ایشان تبار گرجی دارند. سعیدخان بعنوان یک درجهدار نظامی در جنگهای ایران و روسیه در اوایل قاجار شرکت داشت و مدتها در قفقاز اسیر روسها بود و زمانی که با قراردادهایی میان ایران و روسیه، قفقاز از ایران جدا شد، سعیدخان بازگشت. گفته شده وی در زمان اسارت، درجههای نظامی خود را کنده و خود را نعلبند قشون جا زده بود.

او اضافه میکند: «خاندان شجاع نظام در دوره صفویه، قاجار و پهلوی نقش بسزایی در تحولات سیاسی داشتند. مشخصا در دوره مشروطه، چهرهای همچون میرزا کریمخان رشتی را داریم که بعدها در به قدرت رساندن پهلوی اول نقش بسزایی داشت. میرزا کریمخان با عمه پدر من یعنی فرنگیس خانم ازدواج کرده بود.»
او ادامه میدهد: «پدر من منوچهرخان، فرزند محمدعلی خان است. محمدعلی خان با «قدسیه کافیه» دختر سیدجلیل مقیمی ازدواج کرد و در همین خانه که میرجلیل مقیمی ساخته و به دخترش داده بود، زندگی کردند. خاندان مقیمی نیز از دوره ناصری در حوالی سبزه میدان ساکن شدند و کلونی آنها بخشی از محله سبزه میدان تا چهارباغ در محدوده استادسرای فعلی بود و اکنون به نام کوچه پاداش ستوده معروف است. محل پاساژ فعلی بزرگمهر نیز ملک بزرگ اسماعیل مقیمی بود.
نیای پدری من شجاع نظام و نیای مادری من (حاج هاشم رحیم) هر دو خانهای شفت و کمسار بودند. و بنده چهارمین و آخرین نسلی هستم که دوران خانها را دیده است. یادم هست، نوجوان13 یا 14 ساله بودم که همراه پدربزرگم محمدعلیخان به روستاها میرفتیم و با پیشکارها درباره بهره مالکانه و تقسیم آب صحبت میشد و من میتوانستم نظر و عقیده خودم را هم تاحدی اعمال کنم که درباره بهره مالکانه یک روستا تصمیم بگیرم که در زمان برداشت برای تحویل چند قوطی برنج از سوی کدخدای یک روستا، تخفیفاتی اعمال گردد.
در نظام ارباب رعیتی و یا همان اقتصاد فئودالی، اصطلاحی به نام «نبودگیری» داریم. یعنی ارباب میگفت آورده من زمین، آب، امکانات شخم و بذر و… است و رعیت با نیروی انسانی میبایست روی زمین کار کند و بهره مالکانه را بدهد.
در زمانیکه هنوز کانال های آب بر فومن احداث نشده بود، خان باید در احداث سَل یا استخر برای آب گیری شالیزار اقدام کند. من یادم هست بر سرمزارع میرفتیم و موقع تقسیم آب جنگ میشد و بعضا کشتار رخ میداد. من یادم هست پدربزرگم با تفنگ و تعدادی سوار و تفنگچی برای تقسیم آب به روستا میآمد و میگفت از این ساعت تا آن ساعت باید آب به زمینهای مثلا غرب برود.
خانه تاریخی مقیمی که مدتی مدرسه هم بوده است، متروک شده و شهرداری رشت به بهانه تعریض کوچه، دیوار حیاط و بخشی از سقف آن را تخریب کرده است.
محدوده محل سکونت محمدعلیخان شجاع در جنوب باغ سبزهمیدان تا محدوده آفخرا و چله خانه بود. بیمارستان امیرالمومنین فعلی، املاک پدربزرگم بود که در سال 1326 خورشیدی از سوی دکتر فریم، بیمارستان معروف به آمریکاییها بر آن ساخته شد. بعدها آن درمانگاه تخریب و به جای آن بیمارستان امیرالمومنین احداث شد.
پدربزرگم محمد علیخان شجاع، مرتب به کشورهای اروپایی سفر میکرد. آنگونه که تعریف کردهاند، قدسیه خانم مقیمی، مادربزرگم، زنی مذهبی بود و وقتی بعد از جنگ جهانیدوم، میخواست به فرانسه برود، نگران پوشش خود بود، برای او لباسهایی دوختند که پوشیده باشد.
حاجی سیدرضی در دوره مشروطه و نهضت جنگل صاحب نفوذ حکومت بود و در آن زمان «گیلانشاه» هم خوانده میشد و پیش از حاجی محمدعلی داودزاده، اداره املاک منطقه لشت نشا را برعهده داشت. سیدرضی و برادرش سیدجلیل، اولین کسانی بودند که اتحادیه خوانین برنج گیلان و مازندران را تشکیل دادند و تا قبل از آن قیمت برنج از سوی روسیه تعیین میشد.
حاجی سید رضی، بیش از 80 سال سن داشت که در سال 1300 خورشیدی فوت کرد. کافیه خانم، بیماری قند داشت و بین دو جنگجهانی در فرانسه بودند و به گمانم حوالی سالهای 30 درگذشت. و محمدعلیخان شجاع نظام در سال 1358 فوت شد و در قم مدفون است و پدر من منوچهر خان سال 1382 به رحمت خدا رفت.»
مهران شجاعی از املاک و خانههای اعیانی خاندانهای مقیمی و علیخان شجاع میگوید. از تزیینات، گچ بریها، آیینهکاری و ارسیهایی که برای ساخت آن استادکاری را از اصفهان آورده بود و ساخت بنا به همراه تزیینات 27 سال طول کشیده بود.
اما اکنون از این بناهای فاخر هیچ نمانده به جز چندین واحد تجاری در سبزه میدان و آپارتمانهایی که نشانی از گذشته ندارند. تنها یادگار حضور خانهای فومن در محله سبزهمیدان، شاید همین خانه نیمهجان مقیمی در میانه بنبست احتساب باشد. خانهای که نمیدانیم دست سرنوشت چه بر سرش خواهد آورد. ثبت اضطراری این بنا و حضور سرمایهگذاران بخش خصوصی برای احیا و تغییر کاربری اقتصادی جدید، میتواند به بازآفرینی این عمارت کمک کند.

