آخرین یادگار حضور خاندان های غرب گیلان در سبزه میدان رشت؛

شهرداری، عمارت جلیل مقیمی را تخریب کرد

0 ۲۲

بنای تاریخی سید جلیل مقیمی، در محله سبزه میدان و در جوار اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت قرار دارد. این بنا می توانست ثبت و احیا شده و به عنوان نمادی از استقرار خاندان های شفت و فومن در دوره ناصری در مرکز رشت حفاظت شود. اما شهرداری رشت برای تعریض معبر، بخشی از آن را تخریب کرد و اداره میراث فرهنگی نیز  تاکنون برای ثبت اضطرای عمارت و یا احیای آن اقدامی نکرده است.

***

انگارطاعون به این شهر زدهو آخرین عمارت های تاریخی، مثل برگ درخت فرومی ریزند. بیشتر مالکان بناهای تاریخی می خواهند ملک خود را تخریب و آپارتمان بسازند، اما مالکی می خواهد میراث نیاکانش را حفظ کند، اما از پس بیل مکانیکی شهرداری برنیامد.

 

عمارت «سید جلیل مقیمی» در محله سبزه میدان رشت و در کوچه احتساب و درست در نزدیکی اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت قرار دارد. میراث فرهنگی سالها پیش می توانست این عمارت را نیز همچون «خانه قدیری» خریداری و مرمت نماید. اما با وجود تخریب بخشی از این بنا به منظور تعریض معبر، هنوز هم اداره میراث فرهنگی، برای ثبت اضطراری آخرین یادگار خاندان مقیمی اقدامی نکرده است.

 

بنابر منابع مکتوب، در نیمه دوره قاجار و به دستور ناصرالدین شاه، خاندان های غرب گیلان در محدوده سبزه میدان و محله کیاب رشت اسکان می یابند. خاندان های«مقیمی» و «شجاع نظام»، تنها دو نمونه از ایشانند که با وصلت خانوادگی دوام و قوامشان فزونی یافت. هنوز بخشی از املاک ایشان در محدوده سبزه میدان پابرجاست. خانه شجاع نظام دو سال پیش تخریب و «رشت مال» روبروی باغ تاریخی سبزه میدان در حال قد کشیدن است.

 

خاندان های مقیمی و شجاع نظام، از خان های فومن و شفت به دستور ناصرالدین شاه قاجار در محله کیاب و سبزه میدان رشت ساکن شدند واز آن پس در مناسبت اقتصادی و سیاسی قدرت در دوره های قاجار، مشروطه و پهلوی نقش بسزایی داشتند.

 

خانه «سید میرجلیل مقیمی» در بن بست احتساب تا همین چند سال پیش هم سرپا بود و  اگر  شهرداری به بهانه تعریض معبر به جانش نمی افتاد، تا این حد آسیب پذیر نمی شد.

 

دکتر مهران (ابراهیم) شجاعی، یکی از مالکان بنای مذکور می دید که بیل مکانیکی، تمام خاطرات کودکی هایش را تخریب می کند، در خانه ای که بالیده بود اما وقتی فریاد می زد، لااقل سقف بنا را نریزید، صدایش به گوش کسی نرسید.

 

اکنون «مهران شجاعی»مقابل عمارت مقیمی ایستاده و داستان آمدن خاندانش را به سبزه میدان تعریف می کند. و آبگیر وسط شهر که دیگر اثری از آن نیست. از دیوارهای فرو ریخته عمارتی می گوید که پس از تخریب شهرداری، محل آمد و شد دزدانی شد که حتی کاشی های قجری راه پله را هم ربوده اند. او تلاش کرد با دیوارچینی و حلب زنی به بخش های آسیب دیده ولو غیر اصولی، مانع تخریب بیشتر شود. به این امید که روزی دستی از مهر برای احیا و بازآفرینی این بنا بالا رود.

 

او خاطراتش را مرور می کند، از «قدسیه کافیه»، مادربزرگش که دختر میرجلیل مقیمی بود. زنی بسیار مدبر و با جبروت که همه در برابر فرمانش «چشم» می گفتند. از قزقان های مواد خوراکی که کافیه خانم اگر امر می کرد، باید به در همان خانه می رفت.

 

خانه ای که کافیه خانم به پسرش «منوچهر خان» داد و او به همسرش. فاطمه(پری) نوه حاج هاشم رحیم نیز از خان های کمسار بود. و حالا مهران شجاعی با دو خواهرش، میراث دار بنایی است که «سید جلیل مقیمی» ساخته بود. این خانه دو طبقه، شاید آخرین نشانه از حضور خاندان های شفت و فومن در رشت باشد که از نیمه دوره قاجار نقش مهمی در مناسبات اقتصادی و اجتماعی گیلان بازی کردند. این بنای نیمه جان چند سالی هم به عنوان مدرسه کاربری داشت و به آموزش و تربیت گیلانیان کمک کرده بود و اکنون نفسش به شماره افتاده است.

 

به روایت جهانگیر سرتیپ پور«سردودمان مقیمی، میر مقیم فرزند میر محمدسمیع از دیه «چرزه» یا «چورزق» طارم است. میر مقیم و برادرش میرمحمد باقر پس از فوت پدر به سوی فومنات حرکت کردند. میرمحمد باقر که قصبه شفت را برای سکونت اختیار کرده بود، پس از سالی به قم عزیمت و در مجلس درس میرزای شفتی معروف به قمی حاضر شد… اما میر مقیم در شهر فومن مقیم شد و از او فرزندانی باقی ماند که لایق ترین آنها سید احمد نام داشت که ارشد فرزندان بود.

 

در سال 1346-47 هجری قمری که بلای طاعون بر گیلان مستولی بود، سید احمد توانست وثوق و اعتماد مردم را جلب کند و وصی یا امین خانواده طاعون زده ای شود که بعضا تمام اعضای خود را از دست داده بودند. سید احمدبن مقیم از بلا جان بدر برده و دارای ثروت کلانی شد و اوقات به عمران و آبادانی  و تمشیت امور شخصی می گذرانید. از او فرزندانی به جا ماند به نام های حاج سید مرتضی، حاج سید رضی و حاج میر جلیل …که هر یک از آنان با بانوانی دولتمند ازدواج کردند…» (نامها و نامداران گیلان، ص: 183)

 

مهران شجاعی دانش آموخته دکترای اقتصاد و مدیریت دولتی است و پس از سالها تدریس در دانشگاه و مناصب دولتی، از سال 1393 به زادگاه خویش بازگشته و تلاش دارد میراث خانوادگی را حفظ کند. او دست یاری می طلبد تا بنایی که شهرداری نیمه مخروبه روی دستش گذاشته، دوباره احیا کند.

 

عمات سید جلیل مقیمی در کوچه احتساب و در جوار اداره میراث فرهنگی شهرستان رشت، آخرین بنای تاریخی از حضور خاندان مقیمی در رشت است.

 

نیای پدری او «سرتیپ علیخان شجاع» (شجاع نظام) برآمده از خاندان های شفت بود. شجره نامه این خاندان در کتاب «ولایت دارالمرز گیلان» آمده است. طبق این شجره، علیخان، فرزند نعمت الله خان، فرزند سعید خان، فرزند آقا علی، فرزند حاجی کاظم است. (ص: 241) به نوشته لوئی رابینو، سردودمان این خاندان از سبزوار و یا طایفه چگینی قزوین در شفت ساکن شدند. (همان: 236)اما مهران شجاعی که خود زاده رشت است، عقیده دارد طایفه ایشان از تالشان شفت بودندکه به دستور ناصرالدین شاه در رشت سکنا گزیدند.

 

اینکه چرا علیخان خود را «شجاع نظام» نام نهاد، سرگذشت عجیبی است. مهران شجاعی توضیح می دهد: «محمد زوزونی، تاریخ نگار دوره الجایتو، آنجا که درباره گیلان می نویسد، برای نخستین بار از نیای پدر ما صحبت می کند. البته نیای بزرگ من «کاظم خان»، از دوره صفویه قدرت را به دست می گیرد. کاظم خان به قیمت کشته شدن تمام برادران و برادرزاده های خود و حتی فرزندانش الا یکی به نام «علی» توانست محدوده غرب گیلان یا همان «بیه پس» را در اختیار خود بگیرد. آن هم بعد از جنگ های طولانی که پیش از این بین خان های شفت و اتور خان رشتی، خان فومن صورت گرفت. این جنگها بین 80 تا100 سال طول کشید.»

 

البته در روایت لوئی رابینو، در دوره شاه سطان حسین، کاظم خان شفتی، آقا کمال فومنی حاکم رشت را به قتل می رساند و پسرش آقا جمال که از طرف مادرش به سلسله شاهی وابسته بود، کریم پسر کاظم خان شفتی را می کشد. رفیع آقا برادر کاظم خان آقا جمال را کشت و انتقام برادرزاده هایش را گرفت، هدایت الله خان فومنی پسر حاجی جمال، رفیع آقای شفتی و پنج برادر و برادرزاده هایش را کشت. پسر بچه ای به نام «آقا علی» تنها بازمانده خوانین شفت از مرگ نجات یافت. هدایت خان که مایل بود از قبایل شفت استفاده کند، ناچار شد به نام این کودک حکومت را در دست گیرد.

 

به گفته شجاعی، اجداد ایشان تبار گرجی دارند. سعید خان بعنوان یک درجه دار نظامی، در جنگ های ایران و روسیه در اوایل قاجار شرکت داشت و مدتها در قفقاز  اسیر روس ها بود و زمانی که با قراردادهایی میان ایران و روسیه، قفقاز از ایران جدا شد، سعید خان بازگشت. گفته شده وی در زمان اسارت، درجه های نظامی خود را کنده و خود را نعلبند قشون جا زده بود.

او اضافه می کند: «خاندان شجاع نظام، در دوره صفویه، قاجار و پهلوی نقش بسزایی در تحولات سیاسی داشتند. مشخصا در دوره مشروطه، چهره ای همچون میرزا کریم خان رشتی را داریم که بعدها در به قدرت رساندن پهلوی اول نقش بسزایی داشت. میرزا کریم خان با عمه پدر من یعنی فرنگیس خانم ازدواج کرده بود.»

 

او ادامه می دهد: «پدر من منوچهر خان، فرزند محمدعلی خان است. محمدعلی خان با «قدسیه کافیه» دختر سید جلیل مقیمی ازدواج کرد و در همین خانه که میرجلیل مقیمی ساخته و به دخترش داده بود، زندگی کردند. خاندان مقیمی نیز از دوره ناصری در حوالی سبزه میدان ساکن شدند و کلونی آنها بخشی از محله سبزه میدان تا چهارباغ در محدوده استاسرای فعلی بود و اکنون به نام کوچه پاداش ستوده معروف است. محل پاساژ فعلی بزرگمهر نیز ملک بزرگ اسماعیل مقیمی بود.

 

نیای پدری من شجاع نظام و نیای مادری من (حاج هاشم رحیم) هر دو خان های شفت و کمسار بودند. و  بنده چهارمین و آخرین نسلی هستم که دوران خان ها را دیده است. یادم هست، نوجوان13 یا 14 ساله بودم که همراه پدربزرگم محمدعلی خان به روستاها می رفتیم و با پیشکارها درباره بهره مالکانه و تقسیم آب صحبت می شد و من می توانستم نظر  وعقیده خودم را هم تاحدی اعمال کنم که درباره بهره مالکانه یک روستا تصمیم بگیرم که در زمان برداشت،برای تحویل چند قوطی برنج از سوی کدخدای یک روستا، تخفیفاتی اعمال گردد.

 

در نظام ارباب رعیتی و یا همان اقتصاد فئودالی، اصطلاحی به نام «نبودگیری» داریم. یعنی ارباب می گفت آورده من زمین، آب، امکانات شخم و بذر و… است و رعیت با نیروی انسانی می بایست روی زمین کار کند و بهره مالکانه را بدهد. در زمانیکه هنوز کانال های آب بر فومن احداث نشده بود، خان باید در احداث سَل یا استخر برای آب گیری شالیزار اقدام کند. من یادم هست بر سرمزارع می رفتیم و موقع تقسیم آب جنگ می شد و بعضا کشتار رخ می داد. من یادم هست پدربزرگم با تفنگ و تعدادی سوار و تفنگ چی برای تقسیم آب به روستا می آمد و می گفت از این ساعت تا آن ساعت باید آب به زمین های مثلا غرب برود.

 

خانه تاریخی مقیمی که مدتی مدرسه هم بوده است، متروک شده و شهرداری رشت به بهانه تعریض کوچه، دیوار حیاط و بخشی از سقف آن را تخریب کرده است.

 

محدوده محل سکونت محمدعلیخان شجاع، در جنوب باغ سبزه میدان تا محدوده آفخرا و چله خانه بود. بیمارستان امیرالمومنین فعلی، املاک پدربزرگم بود که در سال 1326 خورشیدی از سوی دکتر فریم، بیمارستان معروف به آمریکایی ها بر آن ساخته شد. بعدها آن درمانگاه تخریب و به جای آن بیمارستان امیرالمومنین احداث شد.

 

پدربزرگم محمد علیخان شجاع، مرتب به کشورهای اروپایی سفر می کرد. آنگونه که تعریف کرده اند، قدسیه خانم مقیمی، مادربزرگم، زنی مذهبی بود و وقتی بعد از جنگ جهانی دوم، می خواست به فرانسه برود، نگران پوشش خود بود، برای او لباس هایی دوختند که پوشیده باشد.

 

حاجی سید رضی در دوره مشروطه و نهضت جنگل صاحب نفوذ حکومت بود و در آن زمان «گیلانشاه» هم خوانده می شد و پیش از حاجی محمدعلی داودزاده، اداره املاک منطقه لشت نشا را برعهده داشت. سید رضی و برادرش سید جلیل، اولین کسانی بودند که اتحادیه خوانین برنج گیلان و مازندران را تشکیل دادند و تا قبل از آن قیمت برنج از سوی روسیه تعیین می شد. حاجی سید رضی، بیش از 80 سال سن داشت که در سال 1300 خورشیدی فوت کرد. کافیه خانم، بیماری قند داشت و بین دو جنگ جهانی در فرانسه بودند و به گمانم حوالی سال های 30 درگذشت. و محمدعلی خان شجاع نظام در سال 1358 فوت شد و در قم مدفون است و پدرمن منوچهر خان سال 1382 به رحمت خدا رفت.»

 

مهران شجاعی از املاک و خانه های اعیانی خاندان های مقیمی و علی خان شجاع می گوید. از تزئینات، گچ بری ها، آیینه کاری و ارسی هایی که برای ساخت آن استادکاری را از اصفهان آورده بود و ساخت بنا به همراه تزئینات 27 سال طول کشیده بود.

 

اما اکنون از این بناهای فاخر هیچ نمانده به­جز چندین واحد تجاری در سبزه میدان و آپارتمان هایی که نشانی از گذشته ندارند. تنها یادگار حضور خان های فومن در محله سبزه میدان، شاید همین خانه نیمه جان مقیمی در میانه بن بست احتساب باشد. خانه ای که نمی دانیم دست سرنوشت، چه بر سرش خواهد آورد. ثبت اضطراری این بنا و حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی برای احیا و تغییر کاربری اقتصادی جدید، می تواند به بازآفرینی این عمارت نماید.

دکتر مهران شجاعی
سرتیپ علی‌خان شجاع
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.