به بهانه مرمت نخستین مهمانپذیر رشت:

استاداحمد آقا و عمارتی که بهاری شد

0 ۱۴

«استاد احمد آقا» معمار بود، چیز بیشتری درباره او نمی­‌دانم. فقط می­‌دانم امضایش را بر سردرب عمارتی جاگذاشت که نخستین بنای ساخته شده در نخستین خیابان رشت بود.

 

سال 1303 خورشیدی، لودرهای شهرداری به­ جان ساختمان­‌های مرکز شهر افتادند. دیوار به دیوار تخریب می­‌شد. برخی از قبل خراب شده بودند یا از بمباران ارتش روسیه یا آتش خشم بلشویک­ها و یا موقع عبور قشون انگلیس از گیلان. خلاصه مرکز گیلان، شهر ارواح را می‌­مانست.

به موازات تخریب برای بازگشایی نخستین خیابان رشت، عما‌رت‌های جدید هم در دو سوی خیابان قد می‌کشید. اول از همه، استاد «احمد آقا»، آستین بالا زد و در املاک «بالازاده»، سنگ بنای یک مسافرخانه دو طبقه را نهاد؛ «مهمانپذیر بهار»

فرار بزرگ شبانه مردم رشت، زمانی رخ داد که طیاره‌های دشمن بر سر مردم آتش گشودند. فراریان بعضا در پاییز سرد 1299خ در میانه راه قزوین جان باختند، برخی که پایشان به‌جای امن رسید، دیگر به زادگاه خود برنگشتند.

 

یک سال بعد حکومت نظامی شد و رییس بلدیه با سردوش نظامی به رشت آمد. اول از همه دستور داد، قبرستان وسط شهر را خراب کنند و برای بلدیه، ساختمان اداری بسازند. همزمان ساخت نخستین خیابان رشت به نام «رییس الوزرا» نیز کلید خورد.

 

عمله و کارگرهای روزمزد وظیفه داشتند از «قُرق کارگزاری»، درست جایی که اکنون سردیس «دکتر حشمت طالقانی»(پزشک جنبش جنگل) قرار دارد، آواربرداری را شروع کنند. توان اسب و ارابه­‌ها برای آواربرداری کافی نبود، ریل‌های آهن و چند واگن برای حمل نخاله به‌کار گرفته شد.

 

انگار، بعد از آن همه مرگ و میر ناشی از قدرت‌طلبی، جانی تازه به شهر بازگشته بود، ولو با قدر قدرتی «میرپنج». به موازات تخریب برای بازگشایی نخستین خیابان رشت، عمارت­‌های جدید هم در دو سوی خیابان قد می­‌کشید.

خیابان جدید، املاک سردار فاتح تهران و میرزا کریم خان رشتی را می¬بلعید. همین طور بخشی از املاک بالازاده و محمدعلی آذربانی و دیگر تجار معروف و سرشناس. درست یک سال بعد از اینکه ساخت عمارت بلدیه تمام شد، نخستین خیابان رشت نیز کامل گردید

اول از همه، استاد «احمد آقا»، آستین بالا زد و در املاک «بالازاده»، سنگ بنای یک مسافرخانه دو طبقه را نهاد؛ «مهمانپذیر بهار». شهر داشت مدرن می­‌شد، شاید دوباره سرو کله تُجّار بزرگ اروپایی به رشت باز می‌شد، مسافرخانه‌های قدیمی دیگر جوابگو نبود.

 

خیابان جدید، املاک سردار فاتح تهران و میرزا کریم خان رشتی را می­‌بلعید. همین طور بخشی از املاک بالازاده و محمدعلی آذربانی و دیگر تجار معروف و سرشناس. درست یک سال بعد از اینکه ساخت عمارت بلدیه تمام شد، نخستین خیابان رشت نیز کامل گردید. خیابانی سنگفرش با مغازه‌های شیک و مدرن در دو سوی آن.

مردم رشت، قدم زدن­های سابق خود در باغ سبزه میدان را فراموش کرده و برای گردش به خیابانی می‌رفتند که حالا نامش «سپه» شده بود. این را من نمی‌گویم، روزنامه‌های صد سال پیش نوشته‌اند و اگر باور ندارید، آرشیو روزنامه «پرورش»  و «قرن14» در کتابخانه ملی رشت موجود است.

 

حالا من بر بالکن مهمانپذیر بهار ایستاده‌ام، بالکن روبه خیابانی که حالا نامش امام خمینی است. اکنون بقدری بالکن نامستحکم است که مالک می‌گوید: خطرناک است. هرآن ممکن است فرو بریزد، به نرده‌های فرورژه تکیه ندهید. و راست می‌گفت: نرده‌ها در رفته است. اما نمی‌شد این لحظه را از دست داد. درست بالای بالکن، سال ساخت مهمانپذیر بهار با سیمان بری حک شده است. با این عبارت: «این خیابان در تاریخ 1304 کشیده شده، اول بنایی که به اتمام رسید عمل استاد احمد آقا».

بنابراین نخستین ساختمان در اولین خیابان رشت در سال 1344 تکمیل شد. با الگوی معماری پهلوی اول، با سیمان‌بری تزئینی روی ستون و دیوارها.

مالک می‌خواهد بنایش را مرمت کند، اما بنایی که در فهرست آثار ملی ثبت شده، اختیارات مالک را کم می‌کند. هزینه مرمت بالاست و بی‌رخصت اداره میراث فرهنگی نمی‌تواند. اداره‌ای که متولی است، ولی پولی در بساط ندارد. حالا شهرداری به کمک آمده، و قرار است بخشی از هزینه مرمت بام و رفع خطر از بام را تقبل کند

دیدن بیمارستان خصوصی دکتر میلانچی و عمارت‌های آذربانی در سوی دیگر خیابان، گویی حیاتی از رشت قدیم را به شهر تزریق می‌کند. اما درست در جوار مهمانپذیر و ابتدای کوچه حاجی قوام، ساختمان عجیب و بی روح بانک ملی و بیمه را می‌بینم. درست عین مالک اولیه‌اش  عجیب و غریب است، مانند «میرزا کریم خان رشتی». پسر حاج وکیل که فک و فامیل به او «عمو شیطان رشتی» می‌گویند. خیابان سپه که از وسط املاک او گذشت، بانک ملی در بخش باقی مانده سربرآورد.

از روی بالکن، بام شیب‌دار عمارت را می‌نگرم. لمبه‌های چوبی بام همه پوسیده و بعضا از شدت پوسیدگی وجود ندارد. وضعیت آبروهای بام و شیروانی از آن بدتر. یا پوسیده شده یا گیاه بر خاک مانده بر آبروها رشد کرده است.

مهدی نعیمی کرارودی، 20 سالی می‌شود که ساختمان مهمانپذیر بهار را از خانواده بالازاده خریده، البته تنها سرقفلی آن را. اتاق‌های مهمانپذیر هنوز پذیرای مهمان است. هرچند مورد پسند همگان نیست.

 

مالک می‌خواهد بنایش را مرمت کند، اما بنایی که در فهرست آثار ملی ثبت شده، اختیارات مالک را کم می‌کند. هزینه مرمت بالاست و بی‌رخصت اداره میراث فرهنگی نمی‌تواند. اداره‌ای که متولی است، ولی پولی در بساط ندارد. حالا شهرداری به کمک آمده، و قرار است بخشی از هزینه مرمت بام و رفع خطر از بام را تقبل کند. همان اقدامی که دو سال قبل برای عمارت آذربانی انجام داد. روح «استاد احمد آقا» شاد. دلشاد می‌شود اگر ببیند بنایی که ساخته، دوباره آباد می‌شود.

 

**

برای مطالعه بیشتر درباره نخستین خیابان رشت و عمارت‌های جداره این خیابان رجوع شود به؛

نیکویه محمود، «تاریخچه بلدیه رشت»، 1387، رشت: ایلیا.

خاطرات سرتیپ‌پور، «تاریخ معاصر گیلان»، 1402، رشت: گیلکان.

شیرمحمدی، مهری «خانه های تاریخی رشت»، 1403 رشت: آهیل.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.