«باقرآباد» حلقه اتصال رشت به «دهات بوسار»؛

دهاتی که درد بی درمان شد

0 ۳۷

صدای ممتد بوق ماشین، مردمی که به دنبال آدرس مطب می­گردند، ساختمان پزشکانِ قدکشیده در خیابان نواب، بیماران را مشتری می بینند و هربار با خودت می‌گویی اگر کلاهم در نواب جابماند، برنمی­گردم.

اما نیاز به کادر درمان، دوباره تو را به خیابانی می‌کشاند که زمانی دهاتی نزدیک به رشت بود و اکنون با مجتمع‌های پزشکی عمدتا بدون پارکینگ بلعیده شده و حضور بیش از حد بیماران، بر دردهای بی‌درمانش افزوده است.

 

هربار که به نواب می­آیم، این گزارش پایگاه خبری مرور در ذهنم مرور می شود:«نواب؛ خیابانی که از کوره درآمد و در ازدحام فرو رفت» و من در میان ازدحام بیماران، دهات بوسار را می‌جویم که آخرین مرز رشت هم نبود، بلکه از راهدارخانه رشت تا پل فعلی بوسار، لااقل تا حوالی دهه 30، بازهم چندکیلومتری فاصله بود تا به محدوده شهری برسیم.

پیش از احداث راه شوسه رشت انزلی، مسافرانی که قصد داشتند از راه دریا به اروپا بروند، باید با کسب مجوز از «اداره راه» یا با نام قدیم آن «نواقلی» در حوالی پل بوسار عبور کرده و با لوتکا از راه رودخانه و یا ارابه به سمت بندر پیربازار رفته و سپس با کرجی از «روگا پیربازار» به سمت بندر انزلی بروند

پیش از احداث راه شوسه رشت انزلی، مسافرانی که قصد داشتند از راه دریا به اروپا بروند، باید با کسب مجوز از «اداره راه» یا با نام قدیم آن «نواقلی» در حوالی پل بوسار عبور کرده و با لوتکا از راه رودخانه و یا ارابه به سمت بندر پیربازار رفته و سپس با کرجی از «روگا پیربازار» به سمت بندر انزلی بروند.

 

«ناصرالدین شاه قاجار» در یکی از سفرهای خود به فرنگ، از جمعیتی می‌نویسد که تا خارج از شهر یعنی تا حوالی بوسار برای مشایعت او آمده‌اند: « یکشنبه سیزدهم- صبح سوار اسب شده برای انزلی راندیم و همه جا از میان شهر و بازار عبور کردیم. جمعیت زیادی از اهل شهر تا نزدیکی «بوسار» ایستاده بودند.

از بوسار با آنطرف از اسب پیاده شده بکالسکه نشستم راه پیره بازار را بسیار خوب ساخته‌اند رسیدیم به پیره بازار در سردر گمرک خانه نهار خودریم. لتکه و کرجی دولتی و غیره حاضر کرده بودند بعد از نهار به لتکه نشستیم قدری دورتر از دهنه رودخانه کشتیهای کوچک بخار را نگه داشته بودند یکی از دولت خودمان است که بسیار قشنگ و خوب ساخته‌اند و دو دیگر از کشتیهای دولت روس بود…»(ص:10)

مظفرالدین شاه قاجار نیز در سفر خود به فرنگ از همین مسیر عبور کرد.(حسن عمران) آخرین پادشاه افغانستان و ملکه‌اش نیز از همین راه به رشت وارد شدند.(شیرمحمدی،1403)

 

لازم به یادآوری است؛ مسیر حرکت بار و کالا از رشت به سمت بوسار، از خیابان اصلی محله باقرآباد فعلی عبور می‌کرد. در نقشه‌های تاریخی رشت (1249 و 1296 خ) محله‌ای به نام باقرآباد اصلا وجود خارجی ندارد تا چه رسد به «بوسار». محله بزرگی به نام «صیقلان» داشتیم که تراکم سکونتی آن در محدوده مسجد و میدان صیقلان، مسجد سرخبنده فعلی در خیابان تختی و جیرکوچه و کاروانسرای گمرک است.

در نقشه‌های یاد شده، بعد از تمرکز جمعیتی، شاهد تک و توک خانه باغ و زمین‌های سبزیکاری‌ هستیم. بیشترین املاک راسته فعلی باقرآباد، گاریخانه‌هایی است که اسب و ارابه‌های خود را دراین محدوده نگهداری می‌کردند، تا در اتصال به بازار رشت، بتوانند بار و مسافر را به بندر پیربازار برسانند.

 

در نقشه 1296 مسجد صمدخان را می بینیم که تنها دو سال ازساخت آن گذشته است.(طبق کتیبه جنب محراب، در سال 1334ق ساخته شده است) و پس از مسجد شالیزار و زمین‌های کشاورزی«باقرآباد» را داریم که در ابتدای آن یک «یخچال» یا همان «برف‌چال» جانمایی شده است.

 

راه اصلی که از محله صیقلان عبور کرده و به سمت «نواقلی» بوسار می رفت، راه نه چندان مستقیمی بود که از کوچه موسوم به نفت انبار عبور کرده و کمی جلوتر به چهار راهی می رسید که «انبار نفت نوبل»* در آن قرار داشت و بعد از آن محدوده سبزی کاری بود و سپس باغ و گاریخانه. راه فرعی دیگری هم بود که از جلوی مسجد صمدخان عبور می‌کرد که در همان محدوده بعدها ـخوشتاریا» راه آهن رشت پیربازار را کشید.

در این نقشه، املاک بزرگی را می بینیم که صاحبان آن ارابه چی بودند. به نوعی دارندگان شرکت حمل و نقل قدیم. املاک؛ یوسف ارابه چی، مشهدی فرج الله اربه‌چی، قربانعلی ارابه چی و… .  بعد از مسجد صمدخان و در ضلع چپ نیز گاریخانه مشهدی حسین را داریم.

بنابراین تا 1296، تمرکز جمعیتی چندانی در راسته اصلی خیابان باقرآباد فعلی را نداریم و حاج صمدخانی شیروانی که در اواخر دوره قاجار از قفقاز به رشت مهاجرت کرد و بانی ساخت مسجد شد، هنوز سکونت شهری بدان معنا در این محدوده نبود. مسجدی که یکی از موقوفاتش کاروانسرای گاریخانه، درست در جوار مسجد است. هنوز آخرین ارابه‌چی آن «رحیم توانا» با 78 سال سن هنوز زنده است.

بعد از احداث خیابان سعدی و تختی، ارتباط محله بزرگ صیقلان، از بخش پرتراکم خود یعنی محدوده مساجد سرخبنده، صیقلان و راسته ساروق بندان قطع شد و گویی محله‌ای جدید با تمرکز بر شرکت های ارابه‌رانی به سمت باقرآباد کشیده شد

بعد از احداث خیابان سعدی و تختی، ارتباط محله بزرگ صیقلان، از بخش پرتراکم خود یعنی محدوده مساجد سرخبنده، صیقلان و راسته ساروق بندان قطع شد و گویی محله‌ای جدید با تمرکز بر شرکت های ارابه‌رانی به سمت باقرآباد کشیده شد.

 

در پایان قرن اخیر، با تحولات قفقاز و سقوط تزار، شاهد فرار و مهاجرت گسترده‌ای از ایرانی تبارها به رشت و انزلی هستیم و پس از آن شاهد اسکان مهاجران عمدتا کارگر و صنعتگر در رشت به‌ویژه در محله باقرآباد هستیم. (خاطرات دکتر یوسف صمدزاده) اما همچنان تا دهه 20، از محدوده مسجد صمدخان به بعد، تک و توک خانه مسکونی داریم که آن هم متعلق به مهاجران است.

یخچال جانمایی شده در نقشه اواخر قاجر در چهارراهی که حد انتهایی شالیکاری باقرآباد است، می‌تواند به ما در یافتن محل «نواقلی» کمک کند. این یخچال را سالخوردگان محله به یاد دارند و هنوز هم یک اصله درخت تنومند در زمین کوچک متروکه، حوالی سه راهی توانبخشی هست که یادآور روزهایی است که برف‌چال مزرعه باقرآباد، یخ مورد نیاز مردم را در تابستان تامین می‌کرد.

 

«علی‌اکبر مرادیان گروسی»، زاده محله بوسار، شاهد زنده‌ای است که بسیاری از موارد گفته شده را تایید می‌کند. نگارنده در آذرماه 1399، طی چند نوبت با وی دیدار و گفتگو داشت که تنها بخشی از آن منتشر شده است. در دیداری که با بازدید میدانی در محلات؛ سعدی، صیقلان، باقرآباد، سرخبنده و ساروق بندان همراه بود، وی تاریخ محله باقرآباد را واکاوی نمود. (فیلم‌های بازدید در آرشیو نگارنده موجود است.)

 

وی تاکید داشت که «بوسار» دهات بود و تاجاییکه وی به یاد داشت، تنها چند خانه از مسجد صمد‌خان به بعد وجود داشت:« از اینجا به بعد دیگر خانه نبود. تک و توک چند خانه برای مهاجرین بود. بخصوص ترک‌های خلخال و ارابه‌چی‌ها و کسانیکه کار صنعتی می‌کردند، خانه‌هایشان دو سوی خیابان باقرآباد بود. راه‌آهن از خط ماشین و جلوی ساختمان شهرداری(ساختمان اداری شورای فعلی در ابتدای خیابان کارگر) عبور کرده و از حوالی مسجد صمدخان عبور می‌کرد. از مسجد به بعد دیگر شهر نبود.

خیابان اصلی باقرآباد از سه راهی انبار نفت عبور می‌کرد، دو سوی آن کاروانسراهای بازی بود که ارابه‌چی‌ها، اسب و ارابه‌های خود را نگه می‌داشتند. جایی که اکنون مسجد فعلی باقرآباد است، غسالخانه و قبرستان بود و می‌گفتند چون خارج از شهر بوده، اموات اپیدمی وبا را در اینجا دفن کرده‌اند. بعدها در محل قبرستان، مسجد ساختند. اکنون هم املاک دو سوی مسجد، اوقافی است.

 

حوالی سه راهی توانبخشی، چند تا چوب گذاشته بودند که نشانگر نواقلی بود و عملا ورود و خروج از رشت بدون تایید مامور نواقلی ممکن نبود. نزدیک رودخانه، ساختمان اداره نواقلی بود. از نواقلی به بعد، مزرعه و یخچال باقرآباد بود و نرسیده به رودخانه «گمرک‌خانه» بود. این سوی رودخانه به سمت باقرآباد که اکنون دیوار چینی شده؛ کوره‌های آجرپزی گیلان بود. کوره‌های؛ عصدالله بیک همدانی، اصلانی، دیلمی، کوره کاتوزیان و… .

 

نزدیک رودخانه درختان گردوی زیادی بود و ما در میان درختان بازی می‌کردیم. آب رودخانه هم سابق خیلی زیاد بود و اصلا کسی خانه نمی‌ساخت. در زمان بارندگی شدید آب بالا  آمده و خرابی به بار می‌آورد. از کناره رودخانه، راهی هم به سمت سرخبنده می‌رفت.

مرادیان گروسی: «بوسار» دهات بود و تنها چند خانه از مسجد صمد‌خان به بعد وجود داشت:« از اینجا به بعد دیگر خانه نبود. تک و توک چند خانه برای مهاجرین بود. بخصوص ترک‌های خلخال و ارابه‌چی‌ها و کسانیکه کار صنعتی می‌کردند، خانه‌هایشان دو سوی خیابان باقرآباد بود

خانه ما آن سوی رودخانه بود. گلساری وجودی نداشت و «دهات بوسار»، قبل از پل گمرک بود. من از بوسار پیاده می‌آمدم سمت باقرآباد و در زیرکوچه به مدرسه می رفتم.

خیابانی که اکنون از جلوی بازار روز سعدی می‌گذرد، تماما املاک و باغ های خاندان اکبر بود. خیابان اصلی همان خط ماشین یا کارگر فعلی بود. حوالی سالهای 1318 یا 1319 ، شهرداری تصمیم گرفت خیابان سعدی را احداث کند. اما با جنگ جهانی مصادف شد و  عملا احداث خیابان سعدی فعلی معطل ماند تا حوالی سال‌های 1327 یا 1328  که احداث آن به اتمام رسید و آسفالت شد.»

 

پیرامون احداث این خیابان در روزنامه اطلاعات(21 اردیبهشت 1319 خورشیدی، شماره 4191) ذیل اقدامات شهرداری درباره بوسار نوشته شده: «تسطیح خیابان بوسار که تازه احداث گردیده شروع گردید.» (آرشیو محمدرضا میرفتوحی)

 

«بوسار»، روستایی که از محدوده شهری دور افتاده بود، حالا با قیمت املاک نجومی، به مجتمع‌های پزشکی تبدیل شده است. و مزرعه‌ای نزدیک به پل بوسار که شاید به نام مالکش «باقر» بود، بعدها به تمام بخش جدامانده از محله بزرگ صیقلان اطلاق گردید.

اکنون محله فعلی باقرآباد -که روزگاری کالسکه شاهان قجری را با «دورشو و کور شو» فراش باشی‌ها  عبور می‌داد، مرکز تجمعات ضایعات پسماند رشت در گاریخانه‌هایی شده است که کار حمل و نقل را برعهده داشتند و دهات بوساری که کسی به آن توجه نمی‌کرد، مراکز پزشکی با قیمت های نجومی.

 

*در شهر رشت دو محدوده به نام انبار نفت شناخته می شود. انبار نفت اصلی برادران نوبل در خیابان رسالت فعلی قرار داشت و نفت را به استان های دیگر می‌فرستاد. انبار نفت محله باقرآباد، نفت مورد نیاز رشت و اطراف را تامین می‌کرد. برای مطالعه بیشتر درباره انبار نفت نوبل رجوع شود به گزارش« قاطرهای نفت کش و روزهای سیاه ایران»، پایگاه خبری مرور.

 

منابع:

  • سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار به فرنگ، با مقدمه عبدالله مستوفی، چاپ دوم: 1362، انتشارات مشعل با همکاری انتشارات غزل. ص:10)
  • روزنامه اطلاعات، شماره 4191 نیز در21 اردیبهشت 1319 خورشیدی(کانال تلگرامی موزه مطبوعات رشت)
  • روبرت واهانیان، رشت به روایت پنج نقشه تاریخی، رشت: فرهنگ ایلیا، چاپ اول: 1404.
  • خاطرات دکتر یوسف صمدزاده، نماینده مجلس شورای ملی، به کوشش منوچهر نظری، انتشارات تهران: چاپ اول: 1397.
  • مهری شیرمحمدی، «خانه های تاریخی رشت»، رشت: آهیل، چاپ چهارم: 1403
  • سید حسن عمران «مسجد صمدخان رشت»، مجله روئیین، فروردین 1337 شماره11.
  • نقشه 1249 خورشیدی رشت، موسوم به نقشه ذوالفقارخان مهندس.
  • نقشه 1296 خورشیدی رشت، موسوم به نقشه هیات اتحاد اسلام. ترسیم علی اصغر کرمانشاهی.
  • مصاحبه با علی اکبر مرادیان گروسی، آذر1399.
  • مصاحبه با رحیم توانا، مرداد1403.
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.