عدم تمایل برای فرزندآوری در گیلان و کاهش 6.8- درصدی آمار زاد و ولد در پردیس ایران دیگر نیازی به نمودار و آمار ندارد. تعطیلی و تبدیل فروشگاههای پوشاک و لوازم کودک به پت شاپ، نادر شدن مشاهدهی نوزادان در اطرافمان و کاهش ازدواج به عنوان پیش نیاز فرزندآوری، گواه روشنی بر این مدعا است. البته رشد جمعیت در گیلان در تمامی دورههای سرشماری یعنی از سال 1335 تا 1395 بسیار پایینتر از سطح کل کشور بوده است. از 1335 تا 1345، رشد جمعیت در کل کشور 3.13 ولی در گیلان 2.59 بود.
گیلان با 14 هزار و 44 کیلومتر مساحت، اکنون دو میلیون و 530 هزار نفر جمعیت دارد. طی 1390 تا 1395 رشد جمعیت در گیلان به یک سوم میزان رشد جمعیت کشور رسید. به این صورت که در کشور به 1.4 ولی در گیلان به 0.4 رسید. این درحالی است که مساله جمعیت به عنوان یکی از متغیرها و مولفههای مهم در بحث توسعه و پیشرفت به شمار میآید. اساسا محور توسعه در کشورها بر مبنای جمعیت جوان، پویا، بالنده، خلاق و دارای توانایی کار و پیشرفت سنجیده میشود.
دیدگاه جوانان به ازدواج و فرزندآوری
بر اساس آمارها، تعداد ازدواج در گیلان از 27 هزار و 228 مورد در سال 1383، به 17 هزار و231 مورد در سال 1400 و 14 هزار و 223 مورد در سال 1403 رسید . این آمار روند کاهش خود را همچنان ادامه داد به نحوی که تعداد ازدواجهای ثبت شده در گیلان طی 10 ماهه 1403 ، 11 هزار و 632 نفر بوده که طی 10 ماهه 1404 به 11 هزار و 410 نفر رسیده است.
رشد جمعیت در گیلان در تمامی دورههای سرشماری یعنی از سال 1335 تا 1395 بسیار پایینتر از سطح کل کشور بوده است. از 1335 تا 1345 رشد جمعیت در کل کشور 3.13 ولی در گیلان 2.59 بود
طی یک سال اخیر تعداد ازدواجهای ثبت شده در گیلان 1.9- ( منفی یک ممیز 9 ) کاهش نشان میدهد. در جمعبندی صحبت با جوانان، مردان اغلب نبود شرایط مناسب اقتصادی را علت عدم تمایل به ازدواج اعلام میکنند اما دختران تحصیل و داشتن استقلال مالی و تناسب شریک زندگی با ارزشها، معیارها و سبک زندگی ( مشترک در مردان) را دلیل تاخیر در ازدواج عنوان میکنند. مسالهای که موجب مجرد ماندن بسیاری از جوانان دههی 60 و 70 شده است.

از سویی اغلب زوجهای جوان طی دو دهه اخیر با تاکید بر سختیهای معیشتی میگویند: علاوه بر لزوم فراهم بودن شرایط مناسب اجتماعی و اقتصادی، فرد باید به رشد فردی کافی و مسوولیتپذیری و از خودگذشتگی برای تربیت فرزند رسیده باشد. بسیاری از زوجهای جوان نیز معتقدند: به دنیا آوردن یک کودک ظلم به اوست. چرا که، دنیا در شرایطی نیست که بتوان یک آدم دیگر را به آن اضافه کرد. آنها میگویند به جای فرزند ترجیح میدهند از یک حیوان خانگی که مسوولیت و مخارج بسیار کمتری دارد نگهداری کنند.
مردان اغلب نبود شرایط مناسب اقتصادی را علت عدم تمایل به ازدواج اعلام می کنند اما دختران تحصیل و داشتن استقلال مالی و تناسب شریک زندگی با ارزشها، معیارها و سبک زندگی ( مشترک در مردان) را دلیل تاخیر در ازدواج عنوان میکنند
کاهش جمعیت مسالهای جهانی
کاهش جمعیت روندی جهانی است که به ویژه در اروپا و بخش توسعه یافته آسیا شیوع یافته است. بر اساس آخرین ویرایش چشمانداز جمعیت جهان سازمان ملل متحد بسیاری از کشورها در صورت عدم برنامهریزی مناسب برای رویارویی با این چالشها در قرن حاضر با مشکل روبه رو خواهند شد.
کشورهای پیشرفته چون آلمان و ژاپن سیاستها و برنامههای تشویقی و حمایتی متعددی را در حوزه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ابلاغ و اجرا کردهاند. در ایران نیز قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت سال 1400 ابلاغ شد و دستگاههای اجرایی ملزم به انجام اقداماتی در راستای افزایش جمعیت شدند. تسهیلاتی از قبیل ارایه وام قرضالحسنه ازدواج، ودیعه مسکن، افزایش حق عایلهمندی و غیره در نظر گرفته شد.
اما سوال این است که قانون مذکور چه ظرفیتهایی برای افزایش جمعیت، در ابتدا ازدواج و سپس فرزندآوری دارد، نقاط قوت و ضعف آن چیست، آیا اهداف پیشبینی شده در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت محقق شده است.
زنگ خطر به صدا در آمده
آمارها حاکی از این است که نرخ باروری از5.6 ( پنج ممیز شش) فرزند به ازای هر زن در دهه 60 ، به 1.6 ( یک ممیز شش) فرزند در سال 1402 رسیده است. اکنون متوسط فرزندزایی در کشور 1.3 تا 1.4 است یعنی هر زن در طول دوره باروری یک فرزند میآورد از 6 بچه به یک بچه رسیده است.
در سال 1402 موالید یک میلیون و 57 هزار و 98 نفر بود که نسبت به سال 1394، 32 درصد کاهش داشته و 510 هزار موالید کم شده است. میانگین سن مادران در هنگام تولد اولین فرزند 27.5 ، پدران 32.3 بوده، میانگین فاصلهی زمانی از ازدواج تا تولد نخستین فرزند به 4.3 سال (چهار و سه دهم ) رسیده است.

قانون کارآمد یا حدیث آرزومندی
«مجید حسینی نثار» جامعه شناس در نشست هماندیشی نخبگانی در بررسی تحولات جمعیتی در پژوهشکده گیلان شناسی به مرور گفت: با نگاهی به دادهها میتوان شرایط موجود، کارآمدی یا ناکارآمدی برنامهها، نقاط ضعف و راهکارهای مناسب را مورد تحلیل قرار داد.
این جامعه شناس یادآور شد: پس از گذشت 4 دهه از سیاستهای جمعیتی، متوسط رشد سالانه جمعیت در کشور بین دو سرشماری 90 و 95 به 1.24 رسیده یعنی سرعت رشد جمعیت مدام کمتر میشود، ازدواج به تاخیر افتاده، میانگین سن ازدواج بالا رفته و باروری کاهش پیدا کرده است.
حسینی نثار جامعهشناس: پس از گذشت 4 دهه از سیاستهای جمعیتی، متوسط رشد سالانه جمعیت در کشور بین دو سرشماری 90 و 95 به 1.24 رسیده یعنی سرعت رشد جمعیت مدام کمتر میشود، ازدواج به تاخیر افتاده، میانگین سن ازدواج بالا رفته و باروری کاهش پیدا کرده است
وی با بیان این که کاهش جمعیت یکی از مسایل مبتلابه جهانی است متذکر شد: در کشورهای پیشرفته تمرکز سیاستها و برنامهها بر حفظ میزان باروری موجود است که پایینتر نرود. به گفته وی این درحالی است که ما با عملکردی که داشتیم توقع داریم باروری را در ایران از 1.4 فعلی در سال 1407 به 2.5 برسانیم و این هدف گذاری کاملا غلط است.
سیاستها و برنامههای جمعیتی کشورهای پیشرفته
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: سیاستها و برنامههای جمعیتی کشورهای پیشرفته بسیار حساب شده و دقیق است با این حال روی 1.4 ماندهاند و نتوانستهاند به سطح استاندارد 2.1 برسند. سیاستهای جمعیتی این کشورها شامل پرداخت مبالغی بابت تشویق فرزندآوری، حقوق برای کودکان از بدو تولد تا 18 سالگی، تخفیف مالیاتی، مهد کودکهای رایگان و غیره است. برای مثال سیستم مالیاتی آلمان، ترکیب طبقهبندی شده دارد وقتی ازدواج میکنید، تخفیف مالیاتی قابل توجهی شامل حال شما میشود و بعد از فرزندآوری باز شامل تخفیف میشوید.
3 فرزند و بیشتر پاشنه آشیل قانون خانواده
«حسینی نثار» خاطرنشان کرد: اکنون افراد بسیاری ازدواج نمیکنند یا اگر ازدواج کنند سالهای طولانی (به طور میانگین 4 سال) بچهدار نمیشوند. وی اظهار داشت: این درحالی است که در سیاستهای جمعیتی کشور، اغلب موارد تشویقی شامل حال خانوادههای دارای سه فرزند و بالاتر میشود.
این مشوقهای فرزندآوری عبارتند؛ از واگذاری مسکن به شرط تولد بچه سوم یا بیشتر، وام به شرط تولد فرزند سوم یا بیشتر، بیمه مادران روستایی به شرط تولد فرزند سوم از 1400 به بعد. نکته دیگر این که تسهیلات مربوط به ازدواج حدود 20 سال است که وجود دارد، اما با توجه به تورم فزاینده از میزان اثرگذاری آن برای کمک به تشکیل خانواده کاسته شده است. ضمن این که زوجین بعد از عقد باید ماهها دنبال دریافت همین تسهیلات اندک بدوند.
با توجه به سقف سن استخدام در دستگاههای اجرایی که 35 سال است افزایش سن استخدام به میزان یک سال برای افراد متاهل کمکی به تسهیل ازدواج نخواهد کرد. باید توجه داشت که اقدامات فرهنگی و مشاوره ای بسیار تخصصی هستند و تنها با صرف بودجه و تبلیغات به نتیجه نمیرسند. با نصب بنر جوان به ازدواج ترغیب نمیشود.
افزایش حق اولاد چون رقم چشمگیری نیست و با وضعیت تورم همخوانی ندارد آنچنان که باید اثربخش نیست. معافیت مالیاتی، کاهش هزینههای پایان کار و عوارض ساخت و ساز و انشعاب ساختمان نیز شامل حال زوجهای دارای سه فرزند زیر 20 سال میشود. حسینی نثار با تاکید بر لزوم سیاستگذاری و بودجهگذاری بر اساس واقعیت متذکر شد: با این نوع هدف گذاری به نتیجه نمیرسیم خصوصا که پاشنه آشیل 3 فرزند و بیشتر است.
این جامعه شناس با اشاره به اینکه بر اساس آمار میانگین بعد خانوار در گیلان اکنون زیر 3 و باروری زیر یک است اما برای مثال در سیستان و بلوچستان بعد خانوار بالای 5 است، در نظر گرفتن تفاوتها در برنامه عملیاتی سیاستهای کلی جمعیت را الزامی دانست. این پژوهشگر با اشاره به اینکه در این سیاستها، 12 اقدام بازدارنده برای سقط جنین پیشبینی شده متذکر شد: سیاست بازدارندگی میتواند موجب زیرزمینی شدن سقط و خطر برای مادران شود.
تسهیلات مربوط به ازدواج حدود 20 سال است که وجود دارد، اما با توجه به تورم فزاینده از میزان اثرگذاری آن برای کمک به تشکیل خانواده کاسته شده است
مولفهها تک عاملی نیست
بر اساس آمار، تعداد ازدواجهای ثبت شده از 1400 تا 1403 در گیلان روند کاهشی دارد و از 16 هزار و خردهای به 13 هزار و خردهای رسیده است. نسبت ازدواجهای ثبت شده به هزار زن 15 تا 49 ساله بین سالهای 1400 ،24 مورد بود که در سال 1403 به 20 مورد رسیده است. این پژوهشگر با رجوع به قانون جوانی جمعیت تصریح کرد: آمارها و شاخصها گویای این نیست که برنامه توانسته به اهداف خود برسد بلکه معکوس و کاملا کاهشی است.

جمعیت موالید در گیلان از 21 هزار و 232 نفر در 1400 به 16 هزار و 901 در سال 1403 رسیده است. در سال 1400 تعداد تولد فرزند اول 11 هزار و 343 نوزاد بود که در سال 1403 به 8 هزار و 643 رسیده یعنی حدود 2700 تولد فرزند اول کاهش یافته، فرزند دوم از هشت هزار و 457 به شش هزار و 71 رسیده در آمار فرزند سوم روند افزایشی داریم که فرض میگیریم به خاطر قانون بوده 1317 کودک شده 1482 و این تاثیرگذاری چندانی بر روند جمعیت ندارد.
در سال 1403 درصد نوزادان متولد شده که فرزند اول بودهاند نسبت به 1400 معادل 2.43 درصد کاهش یافته است. اما فرزند سوم صعودی است. رشد تولد فرزند چهارم و پنجم نیز بسیار ناچیز بوده است. نرخ باروری عمومی در 1400، تعداد تولدهای زنده به ازای هر یکهزار زن 15 تا 49 ساله، به طور متوسط 31 نوزاد بوده در 1401 ، 28.6 در 1402 رسیده به 27.7 در 1403 به 24.8 کاهش یافته است.
حسینی نثار متذکر شد: سیاستگذاری باید روی فرزند اول و دوم باشد، خانوادههای زیادی هستند که فرزند ندارند و فرزندآوری را به تاخیر میاندازند یا تک فرزند هستند.
کاهش فرزندآوری پیامد حذف طبقهی متوسط
« مونا اسالم نژاد» نیز در حاشیه نشست بررسی تحولات جمعیت در پژوهشکده گیلانشناسی به خبرنگار مرور گفت: در کل دنیا از جمله ایران، بار فرزندآوری و جمعیتآوری بر دوش طبقه متوسط است.
مونا اسالمنژاد جامعهشناس: در کل دنیا از جمله ایران، بار فرزندآوری و جمعیتآوری بر دوش طبقه متوسط است. در ساختار جامعهای که طبقهی متوسط کوچک میشود خواه ناخواه با کاهش فرزندآوری مواجه میشوید
این جامعهشناس متذکر شد: در ساختار جامعهای که طبقهی متوسط کوچک میشود خواه ناخواه با کاهش فرزندآوری مواجه میشویم. وی با اشاره به اینکه درحال حاضر ما بیشتر طبقه فقیر داریم تا متوسط خاطرنشان کرد: هرچه طبقه متوسط کوچکتر و دغدغههایش شبیه طبقه فقیر شود کمتر به فرزند آوری فکر میکنند.
اسالم نژاد با بیان این که سیستم فرهنگی در گیلان انتخاب فرزند بوده و این در تمام سرشماریها مشخص است متذکر شد: تا زمانی که وضعیت رفاهیات جامعه به یک حد معمول و نرمالی نرسد تصمیمگیری و سیاستگزاری برایش غلط است. همچنین از سخنان «تیمور آمار» در باب مهاجرت و الگوی پخش جمعیت شناور، میشد چنین نتیجه گرفت که گرچه روند مهاجرت به گیلان بالا است اما اغلب این افراد را بازنشستگان یا افراد بالای سن فرزندآوری تشکیل میدهند.
آمارها و شاخصها گویای این است که برنامهها و سیاستهای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت موفقیتآمیز نبوده است. بدیهی است که جوان با نصب بنر به ازدواج ترغیب نمیشود. فضای جامعه به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید مهیای رشد جمعیت باشد.
آییننامهها و روایتهایی که میبینیم بیشتر نوشتن آرزومندیها است تا برنامهریزی؛ در حالیکه ما از قانون دنبال برنامهریزی هستیم که مرحله به مرحله جامعه را حرکت بدهد. باید اهداف واقعی و دقیق وجود داشته باشد وگرنه برنامهها صرفا در حد حرف و البته اتلاف منابع یکی بعد از دیگری عمرشان تمام میشود ولی ما همچنان به هدفمان نرسیدهایم.