آرشیو برچسب

سوگ جمعی

ترک‌های خاموش یک جامعه

پنجاه روز و اندی‌ست که دیگر هیچ محله و کوچه و خیابانی حال‌وهوای گذشته را ندارد؛ کشور در در یک سوگ جمعی قرار دارد، سوگی که عمیق‌تر از هر سوگی بر دل و جان این مردم نشسته است. آن‌چه از یک اعتراض معیشتی آغاز شد، روزها ادامه پیدا کرد و سرانجام به شب‌های تلخ و سنگین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رسید؛ شب‌هایی که هنوز سایه‌ی سنگین و تلخش بر شهرهای ایران سنگینی می‌کند و دیگر خیال رخت بربستن ندارد. آدم‌ها را در هرگذری که می‌بینی، دیگر نگاهشان بی‌فروغ شده و غمی پنهان یا ناامیدی عمیق در عمق چشم‌هایشان نشسته است. هر کسی دوستی، عزیزی،…

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

نیلوفر حامدی- روزنامه شرق- «نورا» دو هفته‌ای می‌شود که با هر صدای کوچکی از وحشت به آغوش مادرش پناه می‌برد. «شیرین» از شب نوزدهم دی‌ماه، دیگر نمی‌تواند زنگ آیفون را بشنود و دچار هراس نشود. «رادمان» هر روز از پدرش می‌پرسد که آیا قرار است بمیرد؟ «ماهور» حتی برای چند دقیقه نمی‌تواند در خانه تنها بماند و «نویان» هنوز به شرایط عادی برنگشته که به مدرسه برود؛ آن‌قدر که شب‌ها کابوس می‌بیند. تجربه شب‌های هجدهم و نوزدهم دی‌ماه 1404 از یک‌ سو و اخبار پیرامون همان دو شب، تاثیرات عمیقی بر جان و روان جامعه ایرانی حک کرده است. در‌این‌میان…