آرشیو برچسب

مرگ

مامان، یعنی ما می‌میریم؟

همین­که باشگاه ورزشی را ترک کردم، پیام روی گوشی‌ام را دیدم: حمله آمریکا به ایران آغاز شد. دیگر یادم نیست چگونه اضطراب و لرزش‌دستانم را برای رانندگی تا مدرسه کنترل کردم. راه طولانی نبود، اما حس می‌کردم تا ابد طول می‌کشد. همه مادرها در آن خیابان یک هدف داشتیم: «برسیم». آن لحظه هنوز نمی‌دانستم اضطرابم بی‌جا نیست. چندی بعد که خبر حمله به مدرسه میناب را شنیدم، توی دلم گفتم مادران آن بچه‌ها هم دویدند، اما بعضی‌هایشان نرسیدند. وارد مدرسه شدم. دوان‌دوان رفتم تو راهرو. ناظم آن‌جا ایستاده بود. چشمانم پر از اشک بود.…

قربانیان خاموش قرص برنج در گیلان

چند هفته پیش، زنی حدود 37 ساله در رشت، مادری که سال‌ها با افسردگیِ زخمی ناشی از خیانت همسر دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد؛ درحالی‌که دختر نوجوانی پشت سرش گذاشت، با خوردن قرص برنج، در یکی از بیمارستان‌های رشت جان خود را از دست داد. در سوی دیگر، دختر نوجوانی که بارِ خیانت پدر و متعاقب آن خودسوزی مادری دلسوخته که توان مواجهه با شرایط عجیب پیش آمده را نداشت درحالی‌که به جبر روزگار، مراقبت از برادر خردسالش را بر دوش می‌کشید، پس از گذشت تقریبا یکسال، همان مسیر تلخ را رفت. مصرف قرص برنج، بیمارستان و مرگ. آن‌طرف‌تر،…