به بهانه انتخابات شوراهای شهر و روستا؛

“اثر” بلااثر

0 ۲۸

شاید این گزاره که از فردای تاسیس شوراهای شهر و روستا و استقرار مدیریت شورایی در شهرها، هیچ‌گاه سیاست‌گذاری کلان شهری و اجرای پروژه‌های عمرانی در ایران سامان نیافته است، چندان بی‌راه نباشد. این گزاره بر آن است که به‌واسطه تعدد آرا و اختلاف‌نظر میان اعضای شورا، تصمیم‌ها کمتر بر پایه کار کارشناسی استوار بوده و حتی در مواردی که سیاست درستی اتخاذ شده، اجرای پروژه‌های شهری از سرعت و شتاب لازم برخوردار نبوده است.

 

دلایل این وضعیت متعدد است، اما روابط بوروکراتیک و گاه نفوذ متغیرهای بیرونی چنان بر روند تصمیم‌گیری و اجرای پروژه‌ها سایه افکنده که شاید اگر شیوه‌های پیشین مدیریت شهری ادامه می‌یافت، شهرها از نظامی منسجم‌تر و کارآمدتر برخوردار می‌شدند.

 

از میان آفت‌ها و عارضه‌هایی که شوراهای شهر و روستا در این سال‌ها به نوعی زمینه‌ساز آن بوده‌اند، یکی ظهور هر چهار سال یک‌بار گروه‌ها، تشکل‌ها و کانون‌های لابی‌گری بی‌ریشه و بی‌پایه است؛ کانون‌هایی که اغلب به‌صورت خلق‌الساعه شکل می‌گیرند و پس از پایان انتخابات از صحنه سیاسی مدیریت شهری کنار می‌روند، بی‌آنکه پیشینه یا کارنامه‌ای قابل دفاع از خود برجای گذاشته باشند.

 

این “مساله “زمانی آشکارتر می‌شود که چنین تشکل‌هایی در پی مهندسی انتخابات و تصاحب شهرداری و دیگر ارکان مدیریت شهری برمی‌آیند، بی‌آنکه در این تکاپو سهمی در افزایش سرمایه اجتماعی و اقتصادی شهر داشته باشند یا اراده‌ای جدی برای حل مسایل شهری از خود نشان دهند.

 

در تمام این سال‌ها، کانون‌های لابی با بهره‌گیری از پوششی به ظاهر اندیشمندانه برای تسخیر کرسی‌های شورا و تصرف شهرداری با تشکیل محافل هم‌اندیشی و عرصه‌های به‌ اصطلاح مشورتی، در پی آن بوده‌اند تا مسیر نسبتا عادلانه و دموکراتیک حضور شهروندان در انتخابات را تحت تاثیر قرار دهند و در نهایت آرای شهروندان را به سمتی هدایت کنند که منافع خود را از دل این انتخاب‌ها به دست آورند.

 

با وجود حضور معدودی از متخصصان و اندیشه‌ورزان در این کانون‌ها، طبیعی است که چنین مجموعه‌هایی به دلیل فقدان تداوم تاریخی، نبود انباشت تجربه و دانش فنی و نیز غیبت کنشگران و کارشناسان مستقل، از مرجعیت علمی یا پشتوانه‌ای قابل اتکا برخوردار نباشند.

 

به بیان دیگر، تاکنون هیچ‌یک از این کانون‌ها به معنای واقعی کلمه تحولات شهری را در طول یک دوره چهار ساله به‌طور مستمر رصد نکرده و در بزنگاه‌های حیاتی هشدار نداده یا نسبت به خطاهای راهبردی حتی بیانیه‌ای صادر نکرده‌اند.

 

همچنین در مواردی که کرسی‌های شورا در اختیار طیف‌های نزدیک به آنان بوده در برابر سیاست‌ها و تصمیمات نادرست نیز مطالبه‌گری نکرده‌اند. حتی برگزاری نشست‌های دوره‌ای برای بررسی برنامه‌های آینده نیز در کارنامه آنان به چشم نمی‌خورد.

 

این کانون‌های قدرت که آشکارا در پی سهم‌خواهی از منابع شهری و تصاحب کرسی‌های قدرت هستند، با پوشش‌های خیرخواهانه و غیرانتفاعی می‌کوشند سهمی جامانده از دوره‌های پیشین خود را بازپس گیرند؛ حال آنکه پیش از هر چیز باید پاسخگوی سیاست‌هایی باشند که در دوره‌های گذشته اتخاذ و گاه اجرا کرده‌اند و پیامدهای آن امروز گریبان شهر و شهروندان را گرفته است. در چنین شرایطی، روشن است که این کانون‌ها نه ‌تنها اثر ماندگاری در مدیریت شهری بر جای نخواهند گذاشت، بلکه اساسا کنش‌های آنان نیز فاقد تاثیر واقعی خواهد بود.

1
1
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.