الگوهای جهت‌گیری ابنیه در معماری سنتی؛

معماری لاهیجان؛ هویت‌ساز و توسعه‌محور

0 ۱۱

لاهیجان با تاریخ غنی، معماری چشم‌نواز و طبیعت بکر و منحصر به فرد خود، گنجینه‌ای ارزشمند از فرهنگ و تاریخ ایران به شمار می‌رود. این شهر زیبا که به “عروس گیلان” شهرت دارد در هر گوشه‌اش روایتی از شکوه و جلال گذشته ایران را در خود جای داده است. از کوچه‌های باریک و بافت تاریخی محلات قدیمی گرفته تا تپه‌های سرسبز و باغ‌های چای که همچون فرشی سبز بر دامنه کوه‌ها گسترده شده‌اند، همه و همه بازتابی از هویت غنی این دیار هستند.

 

محلات تاریخی لاهیجان با بناهای کهن و روایت‌های ماندگار خود، نه تنها سندی از گذشته‌ای پرافتخار هستند، بلکه امروز نیز به عنوان جاذبه‌هایی بی‌بدیل، گردشگران و علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ را از سراسر ایران و حتی جهان به سوی خود می‌کشانند.

 

در این محلات می‌توان ردپای زندگی گذشتگان را حس کرد و در دل تاریخ سفر کرد؛ از آرامگاه شیخ زاهد گیلانی که نمادی از عرفان و معنویت است تا محله شعربافان که یادآور روزگاران پررونق تولیدپارچه‌های ابریشمی در این شهر است، میدان که روزگاری مرکز تجاری شهر محسوب می‌شد.

 

محلات قدیمی لاهیجان با کوچه‌های باریک و معماری فروتن اما اصیل، روایتگر شیوه زیستی هستند که در آن، زمان آرام‌تر می‌گذرد و معنا در جزئیات نهفته است. در این بافت‌ها، می‌توان صدای زندگی نسل‌هایی را شنید که فرهنگ را نه در نوشتار، بلکه در عمل، کار، آیین و در همزیستی با طبیعت شکل داده‌اند

 

آنچه لاهیجان را به «عروس گیلان»شهره ساخته، صرفا زیبایی ظاهری آن نیست، بلکه هماهنگی کم‌نظیر میان طبیعت، تاریخ و زندگی مردمانش است.

محلات قدیمی شهر با کوچه‌های باریک و معماری فروتن اما اصیل، روایتگر شیوه زیستی هستند که در آن، زمان آرام‌تر می‌گذرد و معنا در جزئیات نهفته است. در این بافت‌ها، می‌توان صدای زندگی نسل‌هایی را شنید که فرهنگ را نه در نوشتار، بلکه در عمل، کار، آیین و در همزیستی با طبیعت شکل داده‌اند.

 

معماری و شهر سازی در لاهیجان، همانند برخی از دیگر هنرها و پدیده‌های اجتماعی در ایران تا اوایل دوره قاجار به‌طور عمده از عوامل و پدیده‌های درونی جامعه تاثیر می‌پذیرفت و تحول و تطور آن به‌صورت درون‌زا، از آهنگی کٌند و هم‌آهنگ با سایر پدیده‌های هنری و اجتماعی برخوردار بود.

 

و براساس آموزه‌های اجتماعی و عرفی جامعه تفاوت‌های غیرملموس در ذهنیت افراد نسبت به مفاهیم و ارزش های مرتبط با زندگی در خانه مانند مفهوم حریم خصوصی، مفهوم آسایش و یا زیبایی در مسکن، جایگاه هر یک از اعضای خانواده، شان مهمان، منزلت همسایه و مانند آن می‌شود.

 

معمار لاهیجی با درک و شناختی صحیح از شرایط اقلیم و ارزش‌های فرهنگی و باورهای  مردم این دیار ساختار و الگویی خاص را بر نیازهای شهر و شهروند منطبق ساخته و ساختاری همگن را آفریده‌اند.

 

بافت تاریخی لاهیجان و به ویژه با نگاهی به عکس هوایی لاهیجان مربوط به سال 1335 ملاحظه می‌شود که در گذشته نظم خاصی در نحوه استقرار و جهت گیری ابنیه در این بافت شهری حاکم بوده است و به نظر می‌رسد، حساسیت نسبت به جهات جغرافیایی یکی از ارکان اصلی شکل دهنده به معماری شهر لاهیجان بوده است.

 

مشاهدات اولیه حاکی از آن است که در فرهنگ معماری این شهر، قواعد خاصی برای جهت گیری مطلوب ابنیه مورد توجه مردم و معماران بوده که تبعیت عمومی از این قواعد منجر به نوعی هماهنگی و انسجام در بافت این شهر می‌شده است.

جهت‌گیری ابنیه از بنیادی‌ترین مولفه‌های شکل‌دهنده به معماری سنتی در ایران به‌شمار می‌آید؛ مولفه‌ای که در پیوندی تنگاتنگ با شرایط اقلیمی، نظام‌های اعتقادی، الگوهای زیستی و ساختار اجتماعی هر زیست‌بوم معنا می‌یابد.

درشهر لاهیجان به‌عنوان یکی از کهن‌ترین سکونتگاه‌های جلگه‌ای شمال کشور، این موضوع از اهمیتی دوچندان برخوردار است؛ چراکه معماری این شهر در بستری از رطوبت بالا، بارندگی فراوان، بادهای فصلی و باورهای مذهبی ریشه‌دار شکل گرفته است.

 

در اینجا با هدف تبیین الگوهای جهت‌گیری ابنیه در معماری سنتی لاهیجان به تحلیل شواهد کالبدی، اقلیمی و تاریخی پرداخته و تلاش می‌کند منطق حاکم بر این انتخاب‌ها را آشکار سازد.

 

بافت تاریخی لاهیجان و به ویژه با نگاهی به عکس هوایی لاهیجان مربوط به سال 1335 ملاحظه می‌شود که در گذشته نظم خاصی در نحوه استقرار و جهت گیری ابنیه در این بافت شهری حاکم بوده است و به نظر می‌رسد، حساسیت نسبت به جهات جغرافیایی یکی از ارکان اصلی شکل دهنده به معماری شهر لاهیجان بوده است

 

بررسی قدیمی‌ترین عکس هوایی شهر لاهیجان مربوط به سال ۱۳۳۵ نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از خانه‌های این شهر در امتداد محور شمال‌شرقی _جنوب‌غربی و با چرخشی در حدود ۳۰ درجه نسبت به شمال جغرافیایی استقرار یافته‌اند. این جهت‌گیری عملا موجب هم‌راستایی بناها با جهت قبله شده و از این‌رو، تمایز چشمگیری میان جهت‌گیری خانه‌های مسکونی و بناهای مذهبی شهر مشاهده نمی‌شود.

 

این الگو با آنچه استاد محمدکریم پیرنیا در قالب مفهوم «رون راسته» مطرح می‌کند، هم‌خوانی دارد؛ الگویی که در شهرهای تاریخی متعددی همچون کاشان، یزد، تهران و تبریز نیز به‌کار گرفته شده و بیانگر پیوند میان معماری، باورهای دینی و نظم فضایی شهر ایرانی است.

 

اهمیت این الگوی جهت‌گیری تا بدان‌جا بوده که حتی در طراحی مساجد شاخص لاهیجان نیز تاثیرگذار واقع شده است. مطابق قواعد رایج معماری مذهبی، به‌منظور افزایش طول صف اول نماز جماعت، تلاش می‌شده است دیوار رو به قبله طولانی‌تر باشد و پیکره مستطیلی مسجد به‌گونه‌ای استقرار یابد که ضلع کشیده‌تر آن در مواجهه با قبله قرار گیرد.

 

با این حال، تحلیل دوازده مسجد موجود در عکس هوایی سال ۱۳۳۵ نشان می‌دهد که در چهار مسجد مهم از جمله مسجد جامع، مسجد اکبریه و مسجد گابنه این قاعده رعایت نشده و ضلع کوتاه‌تر بنا رو به قبله قرار گرفته است. این امر نشان می‌دهد که در بافت تاریخی لاهیجان، ملاحظات اقلیمی، شهری و زمینه‌ای در مواردی حتی بر قواعد تثبیت‌شده طراحی مساجد نیز غلبه داشته است.

 

بررسی هم‌زمان جهت‌گیری ابنیه و مفهوم محرمیت در معماری تاریخی لاهیجان نشان می‌دهد که این دو مولفه نه عناصر جداگانه، بلکه اجزای یک منطق فضایی واحد بوده‌اند. جهت‌گیری بنا، زمینه تحقق محرمیت را فراهم می‌ساخته و محرمیت به‌نوبه خود، سازمان‌دهنده ساختار فضایی و کالبدی بنا و بافت شهری بوده است.

 

این پیوند عمیق میان اقلیم، فرهنگ و معماری، بیانگر عقلانیت بومی نهفته در شکل‌گیری بافت تاریخی لاهیجان است؛ عقلانیتی که بازخوانی آن می‌تواند در فرآیند حفاظت، مرمت و حتی طراحی معماری معاصر این شهر، نقشی الهام‌بخش ایفا کند.

 

بررسی ساختار کالبدی شهرلاهیجان نشان می‌دهد که الگوی درون‌گرایی معماری و نحوه سازمان‌دهی معابر، صرفا حاصل ملاحظات اقلیمی یا فرهنگی نبوده، بلکه به‌طور معناداری با اقتصاد شهری و الزامات امنیتی پیوند داشته است. این پیوند، لاهیجان را در مقایسه با بسیاری از شهرهای همجوار به نمونه‌ای متمایز در میان شهرهای شمال ایران بدل کرده است.

 

بررسی ساختار کالبدی شهر لاهیجان نشان می‌دهد که الگوی درون‌گرایی معماری و نحوه سازمان‌دهی معابر، صرفا حاصل ملاحظات اقلیمی یا فرهنگی نبوده، بلکه به‌طور معناداری با اقتصاد شهری و الزامات امنیتی پیوند داشته است. این پیوند، لاهیجان را در مقایسه با بسیاری از شهرهای همجوار، به نمونه‌ای متمایز در میان شهرهای شمال ایران بدل کرده است

لاهیجان از دیرباز یکی از کانون‌های مهم فعالیت‌های تجاری در منطقه به‌شمار می‌آمده و به‌ویژه در دوره‌های صفوی و قاجار، نقش برجسته‌ای در شبکه تجارت ابریشم ایفا کرده است. ابریشم به‌عنوان کالایی گران‌بها، سبک، قابل حمل و دارای ارزش افزوده بالا، ماهیتی کاملا متفاوت از اشکال رایج ثروت در نواحی پیرامونی ـ نظیر زمین کشاورزی، محصول زراعی یا دام ـ داشته است. این تفاوت در ماهیت سرمایه، موجب تمرکز ثروت سیال و نقدشونده در فضای شهری لاهیجان شده و به‌تبع آن، نیاز به حفاظت و امنیت مضاعف را پدید آورده است.

 

در چنین بستری، امنیت نه‌تنها در مقیاس بنا، بلکه در مقیاس بافت شهری به یکی از دغدغه‌های اصلی ساکنان و تصمیم‌گیرندگان کالبدی شهر بدل می‌شود. شواهد تاریخی و گزارش‌های سیاحان و سفرنامه‌نویسان نیز موید آن است که ساختار کوچه‌ها، دیوارها و نحوه دسترسی در لاهیجان، واجد نوعی منطق دفاعی بوده است. کوچه‌های باریک، پیچ‌دار و نسبتا طولانی، دیوارهای بلند و کم‌روزن، و پرهیز از گشودگی مستقیم بناها به معابر عمومی، همگی عناصری هستند که خوانشی امنیت‌محور از فضای شهری را تقویت می‌کنند.

 

این سازمان‌دهی کالبدی به‌گونه‌ای عمل می‌کرده است که نفوذ به بافت مسکونی  به‌ویژه برای افراد ناآشنا، دشوار و قابل کنترل باشد. در نگاه نخست، معابر باریک و درهم‌تنیده شهر، شباهتی به ساختار یک قلعه یا مجموعه‌ای محصور می‌یابند؛ فضایی که نه‌تنها حرکت در آن هدایت‌شده و تدریجی است، بلکه امکان نظارت اجتماعی و واکنش جمعی در برابر تهدیدات احتمالی را نیز فراهم می‌ساخته است.

 

 

نکته قابل توجه آن است که این الگوی امنیت‌محور، در لاهیجان در بستری شکل گرفته که از نظر اقلیمی و طبیعی، کاملا متفاوت از شهرهای کویری ایران است. با این حال، از منظر منطق کالبدی، می‌توان شباهت‌هایی میان لاهیجان و شهرهایی چون یزد مشاهده کرد؛ شهرهایی که در آن‌ها نیز ارزش بالای سرمایه، ناامنی‌های تاریخی و ضرورت حفاظت از دارایی‌ها، به شکل‌گیری بافتی متراکم، درون‌گرا و کم‌گشودگی انجامیده است. تفاوت اساسی آنجاست که در لاهیجان، این منطق دفاعی نه در پاسخ به کمبود منابع طبیعی، بلکه در واکنش به تمرکز ثروت تجاری و اقتصادی شکل گرفته است.

 

در این چارچوب، می‌توان گفت که درون‌گرایی معماری شهری لاهیجان، نتیجه هم‌افزایی سه عامل اصلی است:

-ساختار اقتصادی مبتنی بر تجارت کالای ارزشمندپ

-ضرورت تأمین امنیت در مقیاس بنا و شهر

-فرهنگ اجتماعی‌ای که محرمیت و کنترل دسترسی را به‌عنوان ارزش‌های بنیادین می‌شناخته است.

 

بدین‌ترتیب، اقتصاد و امنیت شهری را باید از ارکان اصلی فهم معماری و شهرسازی تاریخی لاهیجان دانست؛ ارکانی که در کنار اقلیم و فرهنگ به شکل‌گیری هویتی منحصر به‌فرد در بافت شهری این شهر انجامیده و آن را از الگوهای متداول معماری شهری در شهرهای همجوار متمایز ساخته است.

 

بر مبنای چارچوب‌های نظری هویت‌شهر و یافته‌های پژوهش‌های معاصر از جمله مطالعات انجام‌شده در زمینه معماری بومی و هویت مکانی، می‌توان نتیجه گرفت که معماری نه صرفا یک کنش فنی یا زیبایی‌شناختی، بلکه عرصه‌ای چندلایه از معنا، حافظه جمعی و بازتولید هویت است. معماری بومی و تاریخی از طریق ایجاد نوعی «غرور اصیل» و پیوند عاطفی میان انسان و مکان، نقش واسطی میان کالبد شهر و احساس هویتی ساکنان ایفا می‌کند نقشی که در شهرهای تاریخی، نمود و تاثیر آن دوچندان است.

 

در این چارچوب، هویت شهری لاهیجان را می‌توان حاصل برهم‌کنش ویژگی‌های کالبدی، تاریخی، فرهنگی و اقتصادی دانست که در بافت تاریخی و به‌ویژه در معماری مسکونی دوره قاجار به‌وضوح متجلی شده است.

 

هویت شهری لاهیجان را می‌توان حاصل برهم‌کنش ویژگی‌های کالبدی، تاریخی، فرهنگی و اقتصادی دانست که در بافت تاریخی و به‌ویژه در معماری مسکونی دوره قاجار به‌وضوح متجلی شده است

 

الگوهای جهت‌گیری ابنیه، درون‌گرایی فضاهای مسکونی، سازمان‌یافتگی معابر، و رعایت اصل محرمیت نه‌تنها پاسخ‌هایی اقلیمی یا عملکردی بوده‌اند، بلکه بازتابی از ساختار اجتماعی، امنیت شهری و اقتصاد مبتنی بر تجارت ابریشم به‌شمار می‌رفته‌اند. این ویژگی‌ها، تصویری متمایز از «خودِ شهر» پدید آورده‌اند که در حافظه جمعی شهروندان رسوب کرده و به شکل‌گیری هویت فردی و جمعی آنان یاری رسانده است.

 

در سطح هویت فردی شهروند، فضاهای معماری تاریخی لاهیجان با ایجاد حس امنیت، آرامش و تعلق، بستر شکل‌گیری خاطرات مکانی و تجربه زیسته معنادار را فراهم کرده‌اند. در سطح هویت خودِ شهر، این معماری و بافت تاریخی به‌عنوان نشانه‌هایی مشترک، تصویری واحد از تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های شهری ساخته‌اند که احساس همبستگی و غرور جمعی را تقویت می‌کند. در نهایت، در سطح هویت بازنمایی‌شده برای بیرون، ابنیه تاریخی، بافت منسجم و روایت‌های نهفته در ساختار فضایی شهر، نقش محوری در شکل‌دهی تصویر ذهنی لاهیجان برای گردشگران، پژوهشگران و مخاطبان بیرونی ایفا می‌کنند.

 

از منظر گردشگری فرهنگی، این نظام هویتی یک سرمایه راهبردی به‌شمار می‌آید. در جهانی که بسیاری از شهرها تحت تاثیر معماری همگن و جهانی‌شدن دچار فقدان تمایز مکانی شده‌اند، معماری بومی و تاریخی لاهیجان همچنان توانایی خلق تجربه‌ای منحصر‌به‌فرد، معنادار و قابل روایت را دارد.

 

گردشگر در مواجهه با این فضاها نه ‌تنها شاهد فرم و کالبد، بلکه درگیر فرآیند خوانش تاریخ، فرهنگ و شیوه زیست شهری می‌شود؛ فرآیندی که به ارتقای کیفیت تجربه گردشگری، افزایش ماندگاری مقصد در ذهن بازدیدکننده و تقویت جایگاه لاهیجان در نقشه گردشگری فرهنگی می‌انجامد.

 

در نتیجه، می‌توان گفت؛ حفاظت، احیا و تفسیر آگاهانه معماری قاجاری و بافت تاریخی لاهیجان، صرفا اقدامی حفاظتی نیست، بلکه کنشی هویت‌ساز و توسعه‌محور است که همزمان به تقویت انسجام اجتماعی، بازتولید هویت شهری و توسعه گردشگری پایدار منجر می‌شود.

معماری تاریخی لاهیجان در این معنا نه میراثی ایستا از گذشته، بلکه بستری زنده برای گفت‌وگوی میان تاریخ، جامعه امروز و آینده گردشگری شهر است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.