«کافه بن بست» در انتهای «بن بست سمیعی» قرار دارد اما در این خانه قدیمی زندگی به بنبست نرسیده است. در روزگاری که دوام آوردن دشوار شده، پناه بردن به «هنر»، شکلی از مقاومت است.
اوضاع اقتصادی خوب نیست و روانها پریشان. در بلاتکلیفی اذهان که آینده چه خواهد شد، یک شهروند بازنشسته تلاش دارد ملک متروکهاش را تغییرکاربری دهد. با این هدف که سرپناهی باشد برای درکنار هم بودن. جایی که بتوان اندکی از دغدغه نان کاست و عطش آفرینش را در قالب هنر ریخت. «کافه بن بست»، بنا دارد قراری برای هنرمندان باشد تا شکل جدیدی از مقاومت و تابآوری را بر بوم نقاشی و احجام ترسیم کند.
اگر روزگاری هر مَسکن، مُسکنی بود برای آرامش اعضای خانواده، اکنون با کوچک شدن خانواده و پراکندگی اعضای فامیل، هر «کافه» تلاش دارد، با یک چای دم کرده، یک دمنوش و یا قهوهای در حال جوش، فرصت باهم بودن را به شکل دیگری ترسیم کند.
و «کافه بن بست»، تلاش دارد، فراتر از سود اقتصادی تجربه آفرینش هنری را با «دَستان» بیافریند. در این وانفسای اقتصادی – که کافهها میان دخل و خرج دست و پا میزنند- تولد کافهای جدید آن هم در یک ملک متروک عجیب به نظر میرسد.
خانه تاریخی صحفی در بن بست سمیعی در مرکز رشت به همت بانویی هنرمند مرمت و احیا شده است. راه اندازی «کافه بن بست» در خانه تاریخی صحفی، تلاش دارد باهم بودن را دوباره به یک خانه تاریخی بیاورد و عطش آفرینش را در قالب هنر بریزد
تولد کافه مذکور در ابتدای خیابان شریعتی رشت و در بن بست «سمیعی»، گویی روایت دوباره خاندانی است که از دوره زندیه در رشت قدرت و ثروت یافتند. ساختمان چند طبقه «پاساژ کویتی» در خیابان شاهپور سابق، انگار جای کاروانسرای تاریخی «گمرک» را تنگ کرده است.
احداث خیابانی که اکنون«شریعتی» میشناسیم، در سال 1311 خورشیدی احداث شد و نه تنها کاروانسرای گمرک، که 12کاروانسرای تاریخی را هم تخریب کرد تا راهی مستقیم به محله زرجوب گشوده شود. (نک، تاریخچه بلدیه، محمود نیکویه)

پشت پاساژ کویتی، وقتی از شیب تند بن بست سمیعی وارد میشوم، گویی به صد سال پیش رفتهایم. جایی که خانهی پدری «جهانگیر سرتیپپور» در همان حوالی بوده است، مردی به غایت فرهنگ دوست که نسب و حشم از «امیر هدایت الله خان فومنی» را به ارث برده بود. (نک، خاطرات سرتیپپور) اکنون اما، از تمام خانههای سفال پوش این معبر باریک، هیچ نمانده و از معماری گذشتهاش تنها دو خانه متروک به جامانده که معماری دوره پهلوی را دارد.
«کافه بن بست»، در انتهای دومین بن بست سمیعی قرار دارد. اگرچه مالک میگوید؛ بنا در دوره پهلوی ساخته شده، اما مشاهده چند خشت مربعی در دیوار سالن و همچنین در حیاط که از لای گچ و سیمان فرو ریخته پیداست نشانهای از قجری بودن بنا دارد. با کمی دقت، دیگر نشانهها را نیز مییابیم؛ سقف یکپارچه با ملک مجاور و دیوار نحیفی که حیاط یک خانه بزرگ را دوپاره کرده است.
تولد کافه مذکور در ابتدای خیابان شریعتی رشت و در بن بست «سمیعی»، گویی روایت دوباره خاندانی است که از دوره زندیه در رشت قدرت و ثروت یافتند. ساختمان چند طبقه «پاساژ کویتی» در خیابان شاهپور سابق، انگار جای کاروانسرای تاریخی «گمرک» را تنگ کرده است
و اگر سیمان را از روی دیوار حیاط بتراشیم، چه بسا خشتهای سرخ و طاق ضربی حیاط رخ بنمایاند. «گربهرو»* کف نیز ارتفاع بلندی دارد و اگر موزاییکهای کف حیاط و سیمانی که از ارتفاع کف کاسته برداشته شود و قلوه سنگهای حیاط خانه دوباره صیقل بخورد، ورودی گربهرو نیز ارتفاع اصلی خود را نشان خواهد داد.
اکنون پس از چندین بار دست به دست شدن، «علیرضا محمدی مقدم» مالک آخرین بخش باقی مانده شده است. این بنا چندسالی توسط همسر او، به عنوان آموزشگاه هنری کاربری داشت.

«الهام هاشمی» دانش آموخته مقطع ارشد رشته هنری است و در سالهای اخیر علاوه بر تدریس رشته های هنری، نمایشگاه های متعددی برای دانش آموختگان رشته هنری و فارغ التحصیلان رشته هنر دانشگاه گیلان و دانشکده های علمی و کاربردی شهرهای انزلی و لاهیجان و… برگزار کرده است. خانه تاریخی مذکور، عملا پاتوق اهالی فرهنگ و هنر بود.
اما از وقتی تردد ماشین به واسطه احداث پیاده راه به مرکز شهر محدود شد، آموزشگاه هنری «آرته»، به «کافه گالری بن بست» تبدیل شد. کافه ای که تا پیش از این با سرو انواع خوراکی و نوشیدنی های گیلانی و محلی، محفلی برای دورهمی های فرهیختگان به ویژه بانوان شده بود.
من در سال 1390 در حالی این خانه را خریدم، که سقف بهارخواب (نیمه طبقه دوم) کاملا فروریخته، گربه¬رو مسدود و دیوارها و کف بنا آسیب دیده بود. شکل تخریب، نشانی از جستن برای دفینه داشت
مالک فعلی درباره این بنا میگوید: «آنطور که بررسی کردم، خانه 100 سالی قدمت دارد. ابتدا برای«صُحفی» نامی بوده است. گویا از اهالی کاشان بود و در بازار مسگرهای رشت، حجره فروش گلاب و عرقیات سنتی داشت. بعد از او، چندین بار این خانه بین افراد دیگر دست به دست میشود.
من در سال 1390 در حالی این خانه را خریدم، که سقف بهارخواب (نیمه طبقه دوم) کاملا فروریخته، گربهرو مسدود و دیوارها و کف بنا آسیب دیده بود. شکل تخریب، نشانی از جستن برای دفینه داشت!

محمدی مقدم میافزاید: اساس تملک این ساختمان با رشته تحصیلی همسر و دخترم که کارشناسی ارشد پژوهش هنر خوانده ارتباط دارد. و باتوجه به تاکید شهردار رشت مبنی بر حفظ و مرمت بناهای تاریخی رشت، برآن شدیم تا دوباره کافه بن بست را احیا نماییم.
وی، با تاکید براینکه بانوی فرهیختهاش در راه اندازی مجدد این کافه نقش داشته، افزود: رشته هنری ایشان برای مرمت و بازآفرینی این بنا که آسیب جدید دیده بود، تاثیر زیادی داشت. تلاش ما بر حفظ اصالت های اولیه خانه بود به نحوی که تحسین همگان را برانگیخت.
روی طاقچه یکی از اتاقها، آیینهای میبینم که قاب چوبیاش بوی چوب صد ساله را میدهد. و یک چرتکه قدیمی در کنار آیینه. ذهنم در کاوش بود که کدام پیشه ور، دانههای چرتکه را شماره میکرد که محمدی مقدم گفت:« این چرتکه پدرم بود. تا آخر عمرش هم با همین چرتکه کار کرد. با ماشین حساب میانه خوبی نداشت. پدرم «صادق حاجی محمدی مقدم»، ابتدای بازار بزرگ، حجره بستنی فروشی داشت.
مالک فعلی درباره این بنا میگوید: «آنطور که بررسی کردم، خانه 100 سالی قدمت دارد. ابتدا برای«صُحفی» نامی بوده است. گویا از اهالی کاشان بود و در بازار مسگرهای رشت، حجره فروش گلاب و عرقیات سنتی داشت. بعد از او، چندین بار این خانه بین افراد دیگر دست به دست میشود
آن زمان بستنی فروشی «نمونه» در کل رشت حرف اول را میزد. بعدها پدرم مغازه دیگری جنب قنادی آذربانی، خرید. شیرینیهای محمدعلی آذربانی، برند رشت بود و بستنیهایی که پدرم میزد، برند دیگر رشت شد. مشتریها برایش صف میکشیدند. تا سال 1385 که پدرم بهرحمت خدا رفت و خاطره بستنیهایش در تابستانهای شرجی رشت جاماند.»
مالک فعلی این خانه تاریخی، قصد ندارد فضایی را که زمانی بوی اصالت و «هنر» میداد، تخریب کند. نه حمایت مالی میخواهد و نه موانع اداری. تنها صدور مجوزی به نام «کافه بن بست» کافی است.

و هدفی که دارد چقدر زیباست؛ «حال مردم خوب نیست. شرایط بقرنج کشور، به روان همه آسیب زده، جایی را ندارند باهم حرف بزنند و درد و دل کنند. میخواهم این فضای دنج، پاتوقی شود تا دوباره با گفتمان گروهی و درکنار انجام کارهای هنری، اندکی از فشارهای روانی مردم را بکاهیم.»
پی نوشت: *«گربهرو» یا به گیلکی «پیچارو»، اصطلاحی در معماری خانههای تاریخی گیلان در بافت شهری است و به فضای خالی مابین کف بنای اصلی تا سطح زمین گفته میشود. این فضای خالی موجب گردش هوا در کف بنا و کاهش رطوبت از سطح زمین به جداره اصلی بنا میگردد. (نک، کتاب خانههای تاریخی گیلان)



