جنبش مشروطه ایران تنها حاصل تلاش گروهی از سیاستمداران یا روحانیان نبود؛ بلکه مجموعهای از نیروهای اجتماعی، انجمنهایمحلی، احزاب سیاسی و گروههای انقلابی در شکلگیری و پیروزی آن نقش داشتند.
در میان همه مناطق ایران، گیلان جایگاهی ویژه داشت. موقعیت جغرافیایی این استان، ارتباط نزدیک با قفقاز و حضور روشنفکران و مهاجران سیاسی، سبب شد که گیلان به یکی از مهمترین مراکز سازماندهی مبارزان مشروطه تبدیل شود. در این میان، احزاب و کمیتههای مختلفی، چه ایرانی و چه قفقازی در کنار یکدیگر فعالیت کردند و با وجود تفاوتهای فکری در هدف مشترک خود یعنی پایان دادن به استبداد محمد علی شاه همداستان شدند.
آغاز فعالیت تشکلهای سیاسی در گیلان
پس از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، فضای سیاسی ایران دگرگون شد. اما مقاومت محمدعلیشاه در برابر مجلس شورای ملی و سرانجام به توپ بستن مجلس در سال ۱۲۸۷، مبارزه را وارد مرحلهای تازه کرد. از این زمان، فعالیت انجمنهای سیاسی و گروههای انقلابی در شهرهای مختلف، به ویژه رشت و بندر انزلی، شدت گرفت.
گیلان به دلیل نزدیکی به قفقاز و بندر انزلی، مسیر اصلی ورود اندیشههای نو، روزنامهها، اسلحه و داوطلبان انقلابی بود. بسیاری از فعالان سیاسی ایرانی و قفقازی، این ایالت را مناسبترین پایگاه برای سازماندهی مبارزه علیه حکومت مرکزی میدانستند
گیلان به دلیل نزدیکی به قفقاز و بندر انزلی، مسیر اصلی ورود اندیشههای نو، روزنامهها، اسلحه و داوطلبان انقلابی بود. بسیاری از فعالان سیاسی ایرانی و قفقازی، این ایالت را مناسبترین پایگاه برای سازماندهی مبارزه علیه حکومت مرکزی میدانستند.
انجمنها؛ نخستین هستههای فعالیت سیاسی
در سالهای مشروطه، دهها انجمن رسمی و غیررسمی در گیلان شکل گرفت. برخی از این انجمنها محفلهایی فرهنگی بودند و برخی دیگر به مراکز برنامهریزی سیاسی و نظامی تبدیل شدند. این انجمنها مردم را با مفاهیم قانون، آزادی، مجلس و حقوق شهروندی آشنا میکردند و زمینه مشارکت عمومی در انقلاب را فراهم میساختند. هرچند بسیاری از این انجمنها اساسنامه مشخصی نداشتند، اما در عمل شبکهای گسترده از ارتباط میان آزادیخواهان ایجاد کردند و نقش مهمی در گسترش اندیشه مشروطه ایفا کردند.
حزب اجتماعیون عامیون
یکی از نخستین جریانهای سیاسی موثر در گیلان، حزب اجتماعیون عامیون بود. این حزب که ریشه در قفقاز داشت در سال ۱۹۰۴میلادی در باکو تاسیس شد و اندیشههای سوسیالدموکراتیک را ترویج میکرد.
بسیاری از کارگران ایرانی شاغل در قفقاز با این حزب آشنا شدند و پس از بازگشت به ایران، اندیشههای آن را به شهرهای شمالی به ویژه گیلان، منتقل کردند. اجتماعیون عامیون از نخستین تشکلهایی بود که مبارزه سازمانیافته علیه استبداد را دنبال میکرد و با دیگر گروههای آزادیخواه همکاری نزدیکی داشت.
حزب داشناکسیون و حضور در نهضت مشروطه
از مهمترین نیروهای فعال در گیلان، حزب داشناکسیون یا «فدراسیون انقلابی ارمنی» بود. این حزب در سال ۱۸۹۰ میلادی در تفلیس بنیان گذاشته شد و در آغاز، هدف اصلی آن دفاع از حقوق ارمنیان و مبارزه با حکومت عثمانی بود. اما وقوع انقلاب مشروطه ایران سبب شد بخشی از نیروهای این حزب به حمایت از آزادیخواهان ایرانی بپردازند.
شعبه گیلان این حزب به رهبری یپرمخان فعالیت میکرد. او توانست گروهی از مبارزان ایرانی و قفقازی را گرد هم آورد و یکی از موثرترین نیروهای نظامی مشروطه را سازماندهی کند.
از مهمترین نیروهای فعال در گیلان، حزب داشناکسیون یا «فدراسیون انقلابی ارمنی» بود. این حزب در سال ۱۸۹۰ میلادی در تفلیس بنیان گذاشته شد و در آغاز، هدف اصلی آن دفاع از حقوق ارمنیان و مبارزه با حکومت عثمانی بود. اما وقوع انقلاب مشروطه ایران سبب شد بخشی از نیروهای این حزب به حمایت از آزادیخواهان ایرانی بپردازند
در کنگره سال ۱۹۰۷ حزب، تصمیم گرفته شد از نهضت مشروطه ایران حمایت شود. بر همین اساس، گروههایی از داوطلبان آموزش دیده وارد ایران شدند و در انتقال اسلحه، آموزش نظامی و حضور در نبردهای گیلان، تبریز و سپس فتح تهران نقش فعالی ایفا کردند.
عملکرد این نیروها به ویژه در نبردهای تبریز و گیلان، موجب شد فرماندهان مشروطه از توان رزمی و نظم آنان تمجید کنند. با این حال، درباره انگیزههای حضور این حزب در ایران دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی آن را اقدامی در حمایت از آزادیخواهان ایران میدانند و برخی دیگر معتقدند؛ این حضور بیشتر در راستای اهداف سیاسی و امنیتی خود حزب بوده است.
حزب هنچاک
حزب هنچاک از قدیمیترین احزاب فعال قفقاز بود که در سال ۱۸۸۷ میلادی در ژنو تاسیس شد. این حزب در آغاز گرایشهای سوسیالیستی داشت و فعالیت خود را در ایران نیز گسترش داد.
اگرچه اعضای حزب تا پیش از استبداد صغیر به صورت مستقیم وارد مبارزه نشدند، اما پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی، به همکاری با آزادیخواهان روی آوردند. آنان در تامین اسلحه، اعزام نیرو و هماهنگی میان مبارزان قفقاز و ایران نقش مهمی داشتند.
در گیلان، فعالیتهای این حزب بیشتر جنبه فرهنگی و تشکیلاتی داشت. برخی از اعضای آن در برگزاری نشستهای سیاسی، ایجاد انجمنهای محلی و آشنا کردن آزادیخواهان گیلان با اندیشههای نوین سیاسی سهم قابل توجهی داشتند.
کمیته ستار؛ مغز متفکر انقلاب گیلان
یکی از مهمترین تشکلهای انقلابی گیلان، کمیته ستار بود. این کمیته پس از کودتای محمد علی شاه و با حضور گروهی از آزادیخواهان گیلانی که از قفقاز بازگشته بودند تشکیل شد.
اعضای کمیته از طیفهای مختلف فکری و قومی بودند و هدف مشترک آنان سازماندهی قیام علیه حکومت استبدادی بود. این کمیته وظیفه جذب نیرو، تهیه سلاح، برنامهریزی عملیات نظامی و ایجاد هماهنگی میان گروههای مختلف را بر عهده داشت.
کمیته ستار چند کمیسیون تخصصی نیز تشکیل داد؛ از جمله کمیسیون جنگ، کمیسیون مالی و کمیسیون تدارکات. این ساختار منظم سبب شد نیروهای مشروطهخواه بتوانند با آمادگی بیشتری وارد نبرد شوند. بسیاری از عملیات مهم انقلاب گیلان از جمله قیام رشت و حرکت نیروها به سوی تهران، با برنامهریزی این کمیته انجام شد.
کمیته برق در بندر انزلی
در بندر انزلی نیز گروه دیگری از مشروطهخواهان کمیتهای به نام «برق» تشکیل دادند. این تشکل پس از استبداد صغیر به وجود آمد و هدف آن سازماندهی نیروهای انقلابی در بندر و تسهیل ورود تجهیزات و داوطلبان از قفقاز بود. کمیته برق با وجود همکاری با سایر گروههای مشروطهخواه، استقلال تشکیلاتی خود را حفظ کرد و نقش مهمی در پشتیبانی لجستیکی نهضت ایفا کرد.
فرقه سوسیال دموکرات ایران
همزمان با فعالیت دیگر گروهها، فرقه سوسیال دموکرات ایران نیز در بندرانزلی شکل گرفت. اعضای این تشکل با الهام از جریانهای سوسیال دموکرات قفقاز به دنبال ایجاد سازمانی ایرانی برای حمایت از مشروطه بودند.
این گروه در آموزش نیروها، انتشار اندیشههای نو و سازماندهی داوطلبان مشارکت داشت و در نبردهای منتهی به فتح تهران نیز حضور یافت. هرچند پس از استقرار دوباره مشروطیت فعالیت آن کاهش یافت، اما تجربهای مهم در شکلگیری احزاب نوین ایران به شمار میرود.
یکی از مهمترین تشکلهای انقلابی گیلان، کمیته ستار بود. این کمیته پس از کودتای محمدعلیشاه و با حضور گروهی از آزادیخواهان گیلانی که از قفقاز بازگشته بودند تشکیل شد. اعضای کمیته از طیفهای مختلف فکری و قومی بودند و هدف مشترک آنان سازماندهی قیام علیه حکومت استبدادی بود. این کمیته وظیفه جذب نیرو، تهیه سلاح، برنامهریزی عملیات نظامی و ایجاد هماهنگی میان گروههای مختلف را برعهده داشت
نقش مشترک احزاب در پیروزی مشروطه گیلان
اگرچه احزاب و تشکلهای فعال در گیلان از نظر ایدیولوژی، ملیت و شیوه عمل با یکدیگر تفاوت داشتند، اما در یک هدف مشترک همسو بودند: مقابله با استبداد و بازگرداندن حکومت قانون.
همکاری میان آزادیخواهان گیلانی، نیروهای قفقازی، روشنفکران و گروههای سیاسی موجب شد گیلان به یکی از موفقترین کانونهای مقاومت در برابر حکومت محمدعلیشاه تبدیل شود. این همافزایی نه تنها در پیروزی انقلاب گیلان، بلکه در فتح تهران و احیای مشروطیت نیز نقش تعیینکنندهای داشت.
جمعبندی
تاریخ مشروطه گیلان نشان میدهد که پیروزی این جنبش تنها نتیجه دلاوری فرماندهان نظامی نبود، بلکه حاصل فعالیت شبکهای از احزاب، انجمنها و کمیتههای سیاسی بود که با وجود تفاوتهای فکری، در راه تحقق آزادی و حکومت قانون همکاری کردند.
این تشکلها با سازماندهی نیروها، تامین تجهیزات، آموزش مبارزان و گسترش آگاهی سیاسی، زمینه موفقیت انقلاب را فراهم ساختند و تجربهای ماندگار از همکاری نیروهای مختلف در یکی از مهمترین مقاطع تاریخ معاصر ایران بر جای گذاشتند.
منابع
1. کسروی، تاریخ مشروطه ایران.
2. ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران.
3. یوسفدهی، گیلان در انقلاب مشروطه.
4. فخرایی، سردار جنگل.
5. رنجبر، احزاب سیاسی و انقلاب مشروطه.
6. مانوکیان، ارمنیان و انقلاب مشروطه ایران.
7. شاکری، سوسیال دموکراسی در ایران.
8. آموریان، یپرمخان.
9. داویدیان، خاطرات یپرمخان.
10. پرتو، گیلان در انقلاب مشروطه.