در رثای برادران امیدوار؛ فراتر از الگو؛

مرگ اسطوره‌ زنده

0 ۲۵

نسل زِد، راپونزل را بهتر از تهمینه می‌شناسد. هزاران سال پیش از راپونزل، موی بلند تهمینه کمندی برای رستمِ تهمتن بود. اما برخلاف یار راپونزل، مردانگی رستم اجازه نمی‌داد تا از موی یار برای رسیدن به بوی یار استفاده کند.

 

نسل ما نیز مارکوپولو را بهتر از “عیسی و عبدالله امیدوار “می‌شناسد. سال‌هاست هر که یک بار به تنهایی گذرش به کوچه می‌افتد، در صفحات مجازی پسوند و پیشوند مارکو به خود بسته است. بی آنکه بداند دو جوان ایرانی، در دهه ۳۰ شمسی، با ۹۰ دلار، یک موتور که بعدها با اهدای شرکت سیتروئن به یک ژیان تبدیل شد و آنهم بدون نقشه به دل قبایل آدم‌خوار، یخ‌های قطب شمال و جنگل‌های آمازون رفتند.

 

نسل زِد راپونزل را بهتر از تهمینه می‌شناسد. هزاران سال پیش از راپونزل، موی بلند تهمینه کمندی برای رستمِ تهمتن بود. اما برخلاف یار راپونزل، مردانگی رستم اجازه نمی‌داد تا از موی یار برای رسیدن به بوی یار استفاده کند

 

دیدار با دوچرخه‌سوار فرانسوی، لیونل برانس در تهران دهه سی، جرقه‌ای در ذهن عیسی و عبدالله امیدوار روشن کرد. آن‌ها زبان انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی آموختند، سفرهای آزمایشی رفتند و از سال ۱۳۳۳، با دو موتور ۵۰۰ سی‌سی و ۹۰ دلار سفرشان را آغاز کردند.

 

از افغانستان و هند تا استرالیا، قطب شمال، آمازون و قاره آفریقا. زندگی با راهبان بودایی، اسکیموها، قبایل بومی آمازون، صحرای عربستان حتی دیدار با ملک سعود و اخذ امضای یادگاری در دفتر سفرشان از دستاوردهای آن سفر بود .

 

 

نخستین بار که در دهه هشتاد به کاخ سعدآباد رفتم خودروی ژیان برادران امیدوار را دیدم و جدای از ابزار عجیبی که از سراسر جهان گردآوری کرده بودند، یک جمجمه که از قبایل آدم‌خوار آفریقا آورده بودند و با فرمول نانوشته آنان کوچک شده بود، مرا جذبم کرد..

 

چند سال بعد در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری، “عیسی امیدوار” را دیدم در غرفه‌ای به دور از هیاهوی آن روزهای نمایشگاه. من سال‌ها درباره‌ی آرش و سیاوش خوانده‌ بودم‌ و عیسی داشت با لبخند به من می‌نگریست. آنجا بود که دریافتم اسطوره‌ی زنده هم داریم. پدیده‌ای که بعدها در رسول خادم هم یافتم. از بدشانسی من یا خطای عکاس، تنها عکس آن دیدار اندکی تار ثبت شد ولی یادگاری ارزشمند است.

 

برادارن امیدوار، دو جوان ایرانی در دهه ۳۰ شمسی با ۹۰ دلار، یک موتور که بعدها با اهدای شرکت سیتروئن به یک ژیان تبدیل شد و آنهم بدون نقشه به دل قبایل آدم‌خوار، یخ‌های قطب شمال و جنگل‌های آمازون رفتند

 

تفاوت برادران امیدوار در آن روزها با بسیاری از سفرهای امروزی، جنبه‌های پژوهشی و انسانی آن نهفته بود. آن دو در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی، زمانی که ابزارهای ارتباطی بسیار محدود و غیرقابل دسترس بود، می توانستند با زبانی که آن را «زبان انسانیت» نامیدند تا اعتماد منزوی‌ترین قبایل جهان را جلب کنند. عیسی امیدوار همواره می‌گفت در این مسیر ده ساله «خطر» برادر سوم آن‌ها بوده است.

 

ثبت تصاویر کم‌نظیر از آیین‌ها و شیوه‌های زندگی قبایل آمازون و آفریقا که برخی از آن‌ها امروز دیگر وجود ندارند گنجینه‌ای ارزشمند است که عیسی امیدوار سال‌ها با دقت از آن محافظت کرد. او بارها گفته بود که برایش «کیفیت زندگی» مهم‌تر از عدد و رقم‌های شناسنامه‌ای است؛ نگاهی که در قاب‌های مستندهایش نیز  دیده می‌شد.

کِوین راشبی، نویسنده حوزه سفر، درباره اهمیت برادران امیدوار در نشریه گاردین نوشت:« «امروزه، کسی که می خواهد سفری ۱۰ ساله با موتورسیکلت به دور دنیا داشته باشد و عمدا از مناطقی مانند کنگو، مدار قطب شمال و از سلسله رشته ‌کوههای آند عبور کند، باید روحیه‌ای بسیار شجاع داشته باشد. دقیقا کاری که برادران امیدوار اهل تهران در سال ۱۹۵۴ میلادی انجام دادند.»

 

آنها تجهیزات فیلمسازی خود را روی موتورسیکلت‌هایشان بستند و با تنها ۹۰ دلار برای هر نفر به راه افتادندتا دورافتاده‌ترین مردمی را که می‌توانستند پیدا کنند، بیابند.در طول مسیر، ثبت تصویری از سفر خود به جای گذاشتند که اکنون نقطه عطفی در تاریخ سینما محسوب می‌شود؛ یک مستند از جهانی که دیگر ناپدید شده؛ مردمان، فرهنگ‌ها و حتی کشورهایی که امروز دیگر نیستند.

 

تفاوت برادران امیدوار در آن روزها با بسیاری از سفرهای امروزی، جنبه‌های پژوهشی و انسانی آن نهفته بود. آن دو در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی، زمانی که ابزارهای ارتباطی بسیار محدود و غیرقابل دسترس بود، می توانستند با زبانی که آن را «زبان انسانیت» نامیدند تا اعتماد منزوی‌ترین قبایل جهان را جلب کنند

 

آنها ابتدا به سمت شرق حرکت کردند و از کشورهای پاکستان، هند، جنوب شرقی آسیا و استرالیا گذشتند. سپس از اقیانوس آرام عبور کرده و از طریق آلاسکا و کانادا خود را به قطب شمال رساندند. پس از یک قوس وسیع در سراسر قاره آمریکا، سفری به جنوبگان داشتند و پس از یک دیدار کوتاه به ایران، دور تازه‌ای از اکتشاف را با یک خودروی سیتروئن ۲سی‌وی آغاز کردند که با آن از قاره آفریقا گذشتند و به نحوی توانستند وسیله نقلیه خود را از کنگو و مانع عظیم جنگل ایتوری عبور دهند.

 

فیلم‌هایی که آنها درطول مسیر ساختند، سرشار از حس شگفتی و هیجان اکتشاف است. همچنین این فیلم‌ها نقطه‌نظری متفاوت را در برابر رسانه تصویری آن زمان ارایه می‌دهند که عمدتا در اختیار آمریکا و اروپا بود. در حالی که بقیه جهان به سوی مدرنیته می‌شتافت و نسبت به اصطلاح «مردمان بدوی» احساس برتری می‌کرد، عبدالله و عیسی امیدوار با مردمانی که ملاقات می‌کردند، به راحتی ارتباط برقرار کرده و برایشان احترام قائل بودند.

 

این موضوع به آن‌ها دسترسی بی‌نظیری به صحنه‌ها و صداهایی داد که به‌زودی برای همیشه از بین رفتند. آنچه ما در این فیلم می‌بینیم، جهانی است در وضعیتی بسیار بهتر از آنچه تصور می‌شود؛ جنگل‌ها بی‌نهایت به نظر می‌رسند، مردم دورافتاده شادتر و در زندگی خود امنیت بیشتری دارند. این دنیایی است پیش از جهانی‌شدن، جایی پاک‌تر و بسیار کم‌دردسرتر به نظر می‌رسید.»

 

فیلم‌هایی که آنها درطول مسیر ساختند، سرشار از حس شگفتی و هیجان اکتشاف است. همچنین این فیلم‌ها نقطه‌نظری متفاوت را در برابر رسانه تصویری آن زمان ارایه می‌دهند که عمدتا در اختیار آمریکا و اروپا بود

 

بخش بزرگی از دستاوردهای این دو برادر، همچون ابزارها، اشیای بومیز عکس‌ها، اسناد سفر و البته سیتروئن معروف آن‌ها، در «موزه برادران امیدوار» در مجموعه سعدآباد نگهداری می‌شد و در اسفندماه ۱۴۰۴ و در پی بمباران نزدیکی این مجموعه، دچار آسیب‌هایی شد. هرچند بخش مهمی از آثار پیش از تخریب جدی به محل امن منتقل شده بود، اما آسیب به بنای موزه، چندانکه بعدها خبرش آمد باعث اندوه عیسی امیدوار شد.

عبدالله امیدوار، برادر و همراه همیشگی او، پیش‌ از این چهار سال پیش در تیرماه ۱۴۰۱ در یکی از شهرهای شیلی درگذشته بود. سرزمینی که پس از پایان سفر دلش در آنجا مانده بود و به آنجا رفت و در آن جا موسس یک شرکت سینمایی شد و هیچگاه به مطن خود بازنگشت.

 

از جهانی که امیدوار، روز گذشته آن را ترک کرد؛ فیلم‌های مستند و ماندگاری به یادگار ماند که بیش از هر فیلم و مستندی شبیه خود او بود. مردی که هیاهوی برونش بیش از دل‌مشغولی‌های درونش خودنمایی می‌کرد.  شوریده حال، امیدوار و در جستجوی جهانی ناشناخته…

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.