به بهانه‌ی 11 خرداد، سالروز کاشت اولین بذر توتون در گیلان؛

استپان هاراتونیان از طبابت تا زراعت

0 ۸

11 خرداد ۱۲۶۶ خورشیدی روزی است که بعدها در حافظه‌ی اقتصادی گیلان ماندگار شد.

سالروز ورود روایتی تازه به تاریخ اقتصادی و اجتماعی گیلان. روایتی که از باغی در حوالی سرچشمه‌ی رشت آغاز شد؛ از دست‌های مردی ارمنی که هم طبابت می‌کرد، هم به آینده‌ی خاک گیلان ایمان داشت و هم می‌دانست بعضی دانه‌ها، تنها محصول نمی‌دهند، بلکه موجبات تغییر سرنوشت یک اقلیم را فراهم می‌کنند. 11خرداد، سالروز کاشت اولین بذر توتون در ایران است.

 

در میانه‌ی روزگار قاجار، وقتی رشت یکی از مهم‌ترین دروازه‌های تجاری ایران بود و بوی باران، چوب خیس، بازار و کشتزار در کوچه‌هایش می‌پیچید، مردی به نام “دکتر استپان هاراتونیان” که مردم او را «حکیم فانوس» می‌خواندند، بذر توتون سیگار را از ترکیه به گیلان آورد..

 

حکیم فانوس فقط یک پزشک نبود. او از آن دست افرادی بود که تغییرات را رقم می‌زنند. هاراتونیان از ارامنه‌ی تبریز بود که به رشت آمد و در این شهر ماندگار شد و میان طبابت، تجارت، فرهنگ و کشاورزی، پل ساخت. او نخستین بذر توتون سیگار را در باغ شخصی خود، حوالی سه‌راهی سرچشمه و محله‌ی زرجوب کاشت

 

حکیم فانوس فقط یک پزشک نبود. او از آن دست افرادی بود که تغییرات را رقم می‌زنند. هاراتونیان از ارامنه‌ی تبریز بود که به رشت آمد و در این شهر ماندگار شد و میان طبابت، تجارت، فرهنگ و کشاورزی، پل ساخت. او نخستین بذر توتون سیگار را در باغ شخصی خود، حوالی سه‌راهی سرچشمه و محله‌ی زرجوب کاشت.

 

آن بذر کوچک، اما آرام نماند و خیلی زود، از باغ شخصی حکیم فانوس فراتر رفت و به فومنات و دیگر نقاط گیلان رسید. کشاورزان با محصولی تازه آشنا شده بودند؛ محصولی که بعدها بخشی از اقتصادمحلی را شکل داد و حتی زمینه‌ ایجاد کارخانه‌های سیگارسازی را فراهم کرد. در روزگاری که بسیاری از معیشت‌ها، وابسته به زمین بود، توتون تنها یک گیاه تازه محسوب نمی‌شد، بلکه نوید راهی تازه برای کار و کسب درآمد بود.

 

اما اهمیت حکیم فانوس فقط در همین نقطه متوقف نمی‌شود. روایت زندگی او، بخشی از تاریخ فراموش‌شده‌ی مدرن شدن رشت نیز هست. خانه‌ی او سالنی بزرگ داشت که در مواقع لازم به سالن نمایش تبدیل می‌شد. زمانی که رشت هنوز سالنی برای تئاتر نداشت. خانه‌ی این پزشک ارمنی، یکی از نخستین مکان‌هایی بود که نمایش و تئاتر در آن جان گرفت. او تنها بذر توتون را به خاک گیلان هدیه نداد، بلکه بذر فرهنگ و هنر و تجربه‌های نوین را نیز در خاک رشت پاشید.

 

سعید نفیسی در مجله‌ی «فلاحت و تجارت» از هاراتونیان به اولین کشت‌کننده‌ی تخم توتون در نواحی مختلف گیلان نام برده و گفته است: زراعت توتون در گیلان از سنه‌ی ۱۸۷۵ مسیحی (۱۲۹۲) قمری) شروع شده و در آن زمان حاکم وقت «محمودخیران ناصرالملک همدانی» شخصی ارمنی موسوم به دکتر استپان هاراتونیانس را مامور کرد که تخم توتون سیگارت را در نواحی مختلف گیلان امتحان کند و مشارالیه تخم توتون «سمسون» -شهری در آسیای صغیر- را کاشت و نتایج خوب به دست آورد…» ولی استاد پورداود ضمن رد این ادعا، هاراتونیان را ترویج دهنده‌ی یک گونه توتون در گیلان می‌داند.

 

زمانی که رشت هنوز سالنی برای تئاتر نداشت. خانه‌ی این پزشک ارمنی، یکی از نخستین مکان‌هایی بود که نمایش و تئاتر در آن جان گرفت. او تنها بذر توتون را به خاک گیلان هدیه نداد، بلکه بذر فرهنگ و هنر و تجربه‌های نوین را نیز در خاک رشت پاشید

 

گیلان آن روزگار، فقط سرزمین باران و شالیزار نبود، منطقه‌ای زنده در مسیر تجارت جهانی به شمار می‌رفت. بندرانزلی، رشت و راه‌های ارتباطی شمال، ایران را به روسیه و اروپا پیوند می‌دادند و هر محصول تازه‌ای می‌توانست بخشی از مناسبات اقتصادی منطقه را دگرگون کند. ورود توتون نیز در همین بستر، معنا پیدا می‌کند. این محصول به‌تدریج در بخش‌هایی از گیلان گسترش یافت و بعدها در دیگر استان‌های کشور نیز کشت آن توسعه پیدا کرد.

 

با گذر زمان، دخانیات در ایران شکل سازمان‌یافته‌تری به خود گرفت؛ درسال ۱۲۹۴ خورشیدی قانون انحصار دخانیات به مجلس تقدیم شد و در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، به تصویب مجلس شورای ملی رسید و رسما تولید توتون وتنباکو، خرید و فروش آن، ساخت سیگارت و توزیع آن در انحصار دولت – شرکت دخانیات ایران- قرار گرفت. اما باید به یاد داشت، پیش از همه‌ی این‌ها، قبل از شکل‌‌گیری کارخانه‌ها، قوانین و انحصارها، مردی در باغی در رشت ایستاده بود، با چند مشت بذر در دست.

در تاریخ، گاهی یک اتفاق کوچک، معنایی فراتر از ظاهرش پیدا می‌کند. کاشت نخستین بذر توتون در گیلان نیز از همین جنس است. این رویداد، فقط داستان ورود یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از روایت پیوند گیلان با جهان مدرن، تجارت، تغییر الگوی کشت و حتی تحولات فرهنگی شهر رشت است.

 

امروز که از کنار خیابان‌ها و محله‌های قدیمی‌رشت عبور می‌کنیم، شاید دیگر نشانی از آن باغ نخستین باقی نمانده باشد. شاید بسیاری نام حکیم فانوس را هم نشنیده باشند. اما شهرها حافظه دارند. بعضی آدم‌ها در آجرها، در نام‌ها، در روایت‌های شفاهی و در خاطره‌ی جمعی باقی می‌مانند، حتی اگر سال‌ها از رفت‌شان گذشته باشد.

 

کاشت نخستین بذر توتون در گیلان نیز از همین جنس است. این رویداد، فقط داستان ورود یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از روایت پیوند گیلان با جهان مدرن، تجارت، تغییر الگوی کشت و حتی تحولات فرهنگی شهر رشت است

 

۱۱ خرداد، یادآور یکی از همین روایت‌هاست؛ روایت بذری از دل یک باغ در رشت، که فصلی تازه در تاریخ گیلان گشود و به بخشی از حافظه‌ی اقتصادی و فرهنگی شمال ایران تبدیل شود.

 

امروز، پس از گذشت بیش از یک قرن، ماجرای آن بذر تنها یک خاطره‌ی کشاورزی نیست؛ بخشی از تاریخ گیلان است. تاریخ شهری که دروازه‌ی ورود اندیشه‌ها، کالاها و تجربه‌های تازه به ایران بوده است.

 

از باغ کوچک حکیم فانوس در سرچشمه‌ی رشت تا کشتزارهای فومنات و کارخانه‌های شهرهای دیگر، مسیری شکل گرفت که نشان می‌دهد تاریخ، گاهی از دل ساده‌ترین اتفاق‌ها آغاز می‌شود؛ از دست‌ها و فکرهای بی‌شمار، بی‌آنکه بدانند سال‌ها بعد، همان‌ها به روایتی ماندگار درتاریخ یک سرزمین تبدیل خواهند شد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.