کتاب «اقتصاد چگونه جهان را توضیح میدهد» با دو مقدمه و 14 فصل نگاشته شده است. این اثر، بخش عمدهای از تغییرات و تحولات تاریخ اقتصاد جهان در قرون گذشته است که در آن پیامدها و نتایج سیاستها و تاثیر اختراعات و ابداعات فناورانه مخترعان در فرایند زندگی و سرنوشت مردمان یک عصر یا اعصار گذشته را دگرگون کرده است.
سیاستها یا ابداعاتی که گاه میلیونها انسان را از خطر فقر نجات داده و گاه میلیونها تن را به فلاکت کشانده و یا سرعت رشد و تغییرات اجتماعی یک دوره، تقویم زمانی یک قاره را فشرده ساخته است، به نوعی که سرعت رشد آنان در مقایسه با گذشته صدها سال به جلو رانده شده است.
این کتاب، داستانی از اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است که این دو را در هم میآمیزد. اقتصاد خرد؛ دانشی که با نحوه تصمیمگیری افراد سروکار دارد و اقتصاد کلان؛ به دانش و تجربهای که به عنوان یک کل به روابط و تعاملات انسانی در اقتصاد نظر دارد.
کتاب «اقتصاد چگونه جهان را توضیح می دهد» با مقدمه عالمانه فرهاد نیلی مزین شده است که به کیفیت و جمعبندی عناصر پراکنده کتاب کمک زیادی کرده است. نیلی در این مقدمه مینویسد: «این کتاب، مملو از رویداد است اما، برخلاف کتابهای تاریخ، رویدادها را برحسب زمان وقوع به هم پیوند نمیزند. اندرو لی وقایع تاریخی را برحسب نیروهای اقتصادی پدیدآورنده آنها صورتبندی میکند و خردمندانه از چیستی تاریخ به چرایی آن میگذرد.
این کتاب، داستانی از اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است که این دو را در هم میآمیزد. اقتصاد خرد؛ دانشی که با نحوه تصمیمگیری افراد سروکار دارد و اقتصاد کلان؛ به دانش و تجربهای که به عنوان یک کل به روابط و تعاملات انسانی در اقتصاد نظر دارد
تفسیرهای اقتصادی این کتاب رشتههایی هستند که رویدادها را در تحلیل علّی به هم وصل میکنند و بینش میآفرینند…. اندرو لی رویدادها را برحسب نیروهای پیشران آن ها دنبال هم میچیند. کتابهای تاریخ مملو از توضیح چیستی رویدادهایند و اثر یگانه اندرو لی گنجینهای است از چرایی وقوع کلان رویدادها…»
فرهاد نیلی نماینده ایران در بانک جهانی، استاد اقتصاد دانشگاه مدیریت دانشگاه شریف، مدیر کل اقتصادی بانک مرکزی ایران، مشاور رئیس بانک مرکزی و ریاست پژوهشکده پولی و بانکی است که طی سالهای اخیر فعالیت و سخنرانیهای او در حوزه آموزش اقتصاد و سیاستهای اقتصادی در جامعه ایران بسیار چشمگیر بوده است.

او در معرفی این کتاب به این جمعبندی میرسد که خواننده اهل اقتصاد را متقاعد کند که با مطالعه این اثر به چه یافتههای دست خواهد یافت. یافتههایی که هر کدام تاثیر شگرفی بر سرنوشت بشر داشته و علت پیدایش این سیاستها در آن دوره چه بوده است؟ او میگوید: «اگر شما از آن گروه انسانهای کنجکاوی هستید که پرسشهای عمیقی از این دست ذهن شما را به خود مشغول کرده – جهان چرا و چگونه این گونه شد؟
جهانی که در آن زندگی میکنیم تا چه حد حاصل تصادف و تا چه میزان نتیجه قانونمندیهای متعین و قطعی است؟ اقتصاد به چه کار غیراقتصاددانها میآید؟ و در فهم چه پدیدههایی به ما کمک میکند؟ آیا فراتر از علوم طبیعی، اقتصاد نیز به گشودن رازهای سر به مهر هستی کمک میکند؟ اگر بله، کجا و چگونه؟ این کتاب برای شماست.» بنابراین یکی از ارزشها و سرمایههای کتاب اندرو لی در ایران مقدمهای است بر آن که به قلم فرهاد نیلی بر این کتاب آراسته شده است.
این کتاب، مملو از رویداد است اما، برخلاف کتابهای تاریخ، رویدادها را برحسب زمان وقوع به هم پیوند نمیزند. اندرو لی وقایع تاریخی را برحسب نیروهای اقتصادی پدیدآورنده آنها صورتبندی میکند و خردمندانه از چیستی تاریخ به چرایی آن میگذرد
اندرو لی(Andrew Leigh) اقتصاددان و سیاستمدار استرالیایی است که از منظر اقتصادی عموما به عنوان یک اقتصاددانِ کینزی/ نولیبرالِ میانهرو شناخته شده است: تمرکز او بر این معطوف شده که دولت میتواند – با طراحی درست – برای رشد، اشتغال و کاهش نابرابری نقش موثری داشته باشد، اما همزمان به «انضباط مالی» و کارآیی سیاستها هم اهمیت میدهد.
لی یک چهرهی ترکیبی از دانشگاه و سیاست در استرالیاست. استاد/عضو هیات علمی اقتصاد در Australian National University ANU پژوهشگر و نویسنده در حوزه اقتصاد است که تمرکز او بیشتر بر نابرابری، سیاست عمومی، بازار کار، رقابت و اقتصاد رفاه بوده است.
او از آن دست سیاستمداران استرالیایی است که پایهی دانشگاهیِ قوی در اقتصاد دارد و سپس وارد سیاستگذاری اجرایی شده؛ بنابراین هم در فضای علمی و هم در عالم سیاست، بیشتر با اقتصاد عمومی، نابرابری، اشتغال و اصلاحات نهادی شناخته میشود.
او در دورهای نیز در مراکز و مؤسسات پژوهشی سیاستگذاری استرالیا فعالیت یا همکاری داشته است. چندانکه عضو مجلس نمایندگان استرالیا، نمایندهی حوزه انتخاباتی Fenner (و پیشتر Fraser) در قلمرو پایتخت استرالیا. عضو حزب کارگر استرالیا، وزیر در دولت فدرال استرالیا از جمله در حوزههای مرتبط با اشتغال، رقابت و خیریهها/ مؤسسات غیرانتفاعی، مالیات و برخی امور اقتصادی و خزانهداری فعالیت داشته است.
نویسنده کتاب، اغلب در این اثر به مفاهیمی پایبند است که حاصل دههها تحقیق و پژوهش است. یکی از آنها نتایج تغییر سیاستها و مناسبات قدرت بر سرنوشت جوامع بشری است. سیاستهایی که جهت سرنوشت میلیونها انسان را تغییر داده است. از اختراع گاو آهن، تا ماشین بخار، از چرخ آب تا آسیاب بادی و از تولید پارچه ابریشمی تا دستگاه چاپ و قطب نمای مغناطیسی و بالاخره اختراع اینترنت در قرن گذشته همه و همه سرنوشت تاروپود زندگی بشر را چنان در هم تنیده است که امروز تصور برخی از رفتارها و کنشهای بشری در قرون ماضی قابل تصور نیست.
چندانکه خود میگوید: «یکی دیگر از اصول علم اقتصاد این است که رویدادهای بزرگ به ندرت از تغییرات ناگهانی در هنجارها یا فرهنگ نشات میگیرند. در واقع، تحولات بزرگ اغلب ناشی از فناوریهای جدید یا تغییر سیاستهاست. اگر میخواهید بفهمید چرا تجارت بینالمللی در دهههای پس از جنگ جهانی دوم رونق گرفت، بهتر است به اختراع کانتینرهای استاندارد حمل و نقل دریایی در سال 1956 و کاهش تعرفههای جهانی در نتیجه چند دور مذاکرات تجارت جهانی توجه کنید.
اگر میخواهید بدانید چرا امروز بازیهای بسکتبال هیجانانگیزتر از نیم قرن پیش هستند، به نقش ساعت ثانیه شمار و قانون سه امتیاز توجه کنید. این کتاب به دنبال کشف نیروهای اقتصاد پنهان در پشت جنگها، جنبشهای دینی، و دگرگونیهای اجتماعی است.»
تاثیر سیاستها هیچجا به اندازه جوامع کمونیستی نمایان نیست. درست همانطور که انقلاب روسیه منجر به سقوط سطح زندگی شد، تحولات سال 1978 باعث شد میلیونها انسانی که قبلا گرسنه به رختخواب میرفتند اکنون از غذای کافی برخوردار باشند. از آن سال، میانگین رشد اقتصاد چین سالانه بیش از نه درصد بوده است. تجارت یکی از عومل اساسی این رشد بوده است. زیر به تولیدکنندگان چینی امکان میدهد تا محصولات خود را در بازار جهانی بفروشند
اندرو لی در این کتاب بدانجا می رسد که انقلاب اکتبر 1918 میلادی روسیه از سوی بلشویکها و تحولات دهه 70 میلادی چین در دوره دنگ شیائو پینگ را شاهد مثال میآورد و میگوید: «تاثیر سیاستها هیچ جا به اندازه جوامع کمونیستی نمایان نیست. درست همانطور که انقلاب روسیه منجر به سقوط سطح زندگی شد، تحولات سال 1978 باعث شد میلیونها انسانی که قبلا گرسنه به رختخواب میرفتند اکنون از غذای کافی برخوردار باشند. از آن سال، میانگین رشد اقتصاد چین سالانه بیش از نه درصد بوده است. تجارت یکی از عومل اساسی این رشد بوده است. زیر به تولیدکنندگان چینی امکان میدهد تا محصولات خود را در بازار جهانی بفروشند»
او با انواع نمونهها و رویدادهای گذشتههای دور و معاصر این روابط در هم تنیده تاریخ را میشکافد تا این مفهوم را منتقل سازد که چه ضرورتی بر برخی تغییرات و رفتارها در یک دوره وجود داشته و دقیقا همان تغییرات بنابر چه نوع ضرورتی در قرون گذشته رخ نمی داده است. از همین رو میپرسد «چرا متفکران برجسته اعصار گذشته تلاش نکردند تا ابزارهایی برای صرفهجویی در نیروی کار بسازند؟ پاسخ آن در اقتصاد است. هنگامی که هزینههای نیروی کار کم باشد، انگیزه کمتری برای سرمایهگذاری در فناوریهایی که بهرهوری کارگران را بیافزاید وجود خواهد داشت.
در عصر مدرن ما، رستورانهای اروپا چند دهه قبل از رستورانهای ایالات متحده روی سیستمهای سفارش الکترونیکی سرمایهگذاری کردند. دلیل آن ساده بود: چون استخدام پیشخدمت در رستورانهای اروپا پرهزینهتر است، شرکتها انگیزه بیشتری دارند که بهرهوری آنها را تا حد امکان بیافزایند.»
لی در خلال تاریخ تحولات اقتصادی جهان، گزارهایی از اقتصاد خرد و کلان را در بستر رویدادها تشریح میکند که فهم مخاطب از آن گزارها و واژهها همراه با مصادیق تاریخی بیشتر قابل درک است. گزارههایی همچون مزیت نسبی، مزیت مطلق، هزینه فرصت، فایدهگرایی، رقابت، اشتراک ریسک، شکست بازار، بازار آزاد، درآمد دائمی، دولت رفاه و ناترازی منابع….. که برای درک آن نیازمند تجربه عینی و ملموستری است.
در یک مورد، نویسنده به دلایل شکست ایالات جنوبی از ایالات شمالی در جنگ داخلی امریکا را “ناترازی در منابع بین دو طرف” میپردازد. لی مینویسد: «جمعیت بیشتر و اقتصاد بزرگتر پیروزی را تضمین نمیکند (مخصوصا اگر یک طرف آماده باشد سهم بیشتری از منابع خود را به جنگ اختصاص دهد) ولی پول اهمیت دارد. (خدا معمولا پشت پناه لشکرهای بزرگتر است) در آغاز جنگ ایالات شمالی 21 میلیون نفر جمعیت داشتند که بیش از دو برابر جمعیت 9 میلیونی ایالات جنوبی بود. ایالات جنوبی عمدتا اقتصاد کشاورزی داشتند، در حالیکه ایالات شمالی 90 درصد کالاهای صنعتی کشور را تولید میکردند. از آن مهمتر، یالات شمالی 97 درصد جنگ افزارهای این کشور را تولید میکردند.
از دیدگاه اقتصادی، ویژگی مهم جنگ این بود که جنوبیها تا زمانی که جنگ ادامه داشت مقاومت کردند. تاکتیکهای نظامی ضعیف شمالیها باعث شد که جنگ به دراز کشد، اما ناهمترازی اقتصادی بین دو منطقه نتیجه نهایی را مشخص کرد. در طول جنگ داخلی ایالات متحده، جنوبی ها 60 درصد هزینههای خود را از طریق تورم تامین میکردند (در مقایسه با 13 درصد برای شمالیها) در پایان جنگ جنوبیها آن قدر پول چاپ کرده بودند که قیمت کالاها نسبت به زمان شروع جنگ 92 برابر شده بود»
شرح این روایتها گویای آن است که بسیاری از رویدادهای مهم تاریخی جهان یا زیربنای اقتصادی داشته یا پیامدهای آن به اقتصاد منتهی شده است. چندانکه اندیشمند و اقتصاددان ایرانی در مقدمه آن گفته که نویسنده «گامهای بنیادینی از چیستی به چرایی پدیدهها برداشته و داستانگونه خواننده را با خود همراه کرده است.»