احیای جنگل با کاشت نهال تمام نمی‌شود؛

۵ سال، ۹۰ هکتار، ۲۰ هزار حامی

0 ۴

گزارش پنج‌ساله پروژه بانی جنگل موسسه سبزکاران بالان در گیلان نشان می‌دهد که می‌توان مدل متفاوتی از جنگل‌کاری ارایه داد؛ اما آیا این تجربه به‌تنهایی برای اثبات موفقیت کافی است؟

 

چرا این گزارش مهم است؟

جنگل‌های هیرکانی، بازمانده‌ای از دوران سوم زمین‌شناسی در دهه‌های اخیر تحت فشارهایی قرار گرفته‌اند که اغلب ناشی از بهره‌برداری ناپایدار، تغییر کاربری، چرای دام و آتش‌سوزی بوده است.

در چنین شرایطی، پروژه‌های احیای جنگل معمولا با یک مدل ساده آغاز می‌شوند: زمین را آماده کن، نهال بکار، آبیاری کن و برو. اما تجربه نشان داده که بسیاری از این پروژه‌ها در همان سال‌های اول شکست می‌خورند، زیرا نهال کاشته‌شده بدون حفاظت، مراقبت و همراهی جامعه محلی در برابر تهدیدها دوام نمی‌آورد.

 

گزارش پنج‌ساله پروژه بانی جنگل که توسط موسسه سبزکاران بالان منتشر شده، تلاشی است برای روایت یک مسیر متفاوت. این پروژه از آذر ۱۳۹۹ در مناطقی از لیشک، خراره‌رود و سیاهکل در گیلان آغاز شد و تا آذر ۱۴۰۴ ادامه یافت. گزارش، خود را نه یک پروژه نهال‌کاری، بلکه یک مدل چندبعدی احیای جنگل معرفی می‌کند؛ مدلی که در آن حفاظت، احیا، مراقبت، پایش و مشارکت محلی در یک زنجیره واحد دیده می‌شوند.

 

آنچه گزارش می‌گوید؛ آنچه نمی‌گوید

بر اساس داده‌های ارایه‌شده در گزارش، تعداد گونه‌های گیاهی ثبت‌شده در عرصه از ۶۵ گونه (شامل ۱۹ گونه درختی) به ۹۷ گونه (شامل ۲۶ گونه درختی) افزایش یافته است. تعداد گونه‌های پرندگان از ۵۵ به ۹۱، پستانداران از ۱۰ به ۱۸ و خزندگان و دوزیستان از ۵ به ۱۱ گونه رسیده است. بیش از ۱۰۰ هزار نهال خودرو در عرصه ثبت شده و ۹۱.۵ هکتار از منطقه حصارکشی شده است. همچنین بیش از ۲۰ هزار نفر در قالب سرپرستی نهال در تامین مالی پروژه مشارکت کرده‌اند.

 

این اعداد در نگاه اول چشمگیر به نظر می‌رسند. اما گزارش خود نیز به صراحت اعتراف می‌کند که در آغاز پروژه، داده خط پایه  استانداردی برای مقایسه قبل و بعد وجود نداشته است. این یعنی نمی‌توان با اطمینان گفت که همه تغییرات مشاهده‌شده ناشی از مداخله پروژه بوده است. ممکن است بخشی از افزایش تنوع گونه‌ای، نتیجه بهبود شرایط اقلیمی یا کاهش فشارهای انسانی به دلایل دیگر باشد.

نکته مهم‌تر اینکه همه این داده‌ها خودگزارشی هستند. هیچ پایش مستقل، دانشگاهی یا نهادی خارج از پروژه، این اعداد را تایید نکرده است. گزارش در فصل ششم خود نیز به این محدودیت اذعان می‌کند: برای اثبات اثرگذاری، وجود داده خط پایه و پایش دوره‌ای ضروری است.

 

نوآوری اصلی: تغییر ترتیب مداخله

شاید مهم‌ترین نوآوری مفهومی پروژه بانی جنگل این باشد که ترتیب مداخله را تغییر داده است. در مدل متعارف، ابتدا کاشت انجام می‌شود و سپس اگر بودجه و فرصتی باقی ماند، به حفاظت و مراقبت پرداخته می‌شود. اما در این پروژه، حفاظت پیش از کاشت قرار گرفته است.

 

گزارش توضیح می‌دهد که در عرصه‌ای که همچنان در معرض آتش، چرای دام و ورود کنترل‌نشده است، کاشت نهال پیش از کنترل تهدیدها به معنای سرمایه‌گذاری روی زمینی است که هنوز شرایط لازم برای احیا را ندارد. به همین دلیل، پروژه ابتدا با قرق‌بانی، حصارکشی، کنترل جاده‌ها و ایجاد آتش‌بُر، فشارهای موجود بر عرصه را کاهش داد و سپس به کاشت پرداخت.

 

این تغییر ترتیب، از نظر مفهومی مهم است. زیرا نشان می‌دهد که احیای جنگل یک فرآیند مدیریتی است، نه یک عملیات عمرانی. در مدل پروژه، کاشت تنها یکی از حلقه‌های یک زنجیره بلندتر است: حفاظت ← آماده‌سازی ← کاشت ← مراقبت ← پایش ← واکنش به تهدیدها ← واکاری ← تقویت مشارکت محلی.

 

با این حال، پرسش اینجاست که آیا این مدل قابل تکرار در مقیاس بزرگ‌تر است؟ گزارش خود اذعان می‌کند که فاز نخست تنها در 5/91 هکتار اجرا شده و قرار است در پنج منطقه رویشی ایران توسعه یابد. اما اجرای این مدل در مناطقی با شرایط اجتماعی، اقتصادی و اکولوژیک متفاوت، بدون منابع پایدار و بدون نظام پایش مستقل، چالش‌برانگیز خواهد بود.

 

مساله‌ای که گزارش کمتر به آن پرداخته

گزارش بانی جنگل در بخش معیشت، صادقانه‌ترین بخش خود را ارایه می‌دهد. در فصل چهارم، جدولی از تجربه‌های موفق و ناموفق پروژه آمده است که نشان می‌دهد تقریبا همه اقدامات اقتصادی آزمایش‌شده با شکست روبه‌رو شده‌اند:

–پلاک‌زنی با چوب: چوب‌ها آفت آوردند / ناموفق

–پلاک‌زنی با سی‌دی: برق سی‌دی دام را جذب کرد / ناموفق

–پلاک‌زنی با پارچه: نوشته‌ها زود کمرنگ شد /ناموفق

–تولید نهال توسط زنان: زنان به درآمد روزانه نیاز داشتند / ناموفق

–تولید بذر درختان بومی: عمل‌آوری بذر سخت بود / ناموفق

–ایجاد کارگاه محلی: نیاز به کسب‌وکار مشترک بزرگ داشت / ناموفق

 

گزارش، این شکست‌ها را بخشی از یادگیری پروژه می‌داند که رویکردی صادقانه است. اما یک پرسش جدی را بی‌پاسخ می‌گذارد: اگر معیشت جایگزین ایجاد نشود، آیا حفاظت مشارکتی در بلندمدت دوام می‌آورد؟ تجربه پروژه نشان می‌دهد که جامعه محلی زمانی از حفاظت حمایت می‌کند که منفعت مشخصی در آن ببیند.

 

اما اگر این منفعت تنها به اشتغال موقت (۷ نفر شاغل دائمی و ۱۴ نفر غیرمستقیم) محدود باشد، پس از پایان پروژه، انگیزه‌های حفاظتی نیز ممکن است فروکش کند. گزارش خود نیز به این نکته اشاره می‌کند: برخی اهداف به ویژه در حوزه ایجاد معیشت پایدار، نیازمند زمان، داده و سرمایه‌گذاری بیشتری هستند.

 

سوال بی‌پاسخ: آیا جنگل روی پای خود ایستاده؟

گزارش در جمع‌بندی نهایی خود یک پرسش کلیدی مطرح می‌کند: آیا عرصه‌ای که امروز تحت حفاظت و مداخله قرار دارد به تدریج توانایی آن را پیدا می‌کند که با وابستگی کمتر به مداخله مستقیم انسان، فرآیندهای طبیعی خود را بازیابی و حفظ کند؟ این پرسش، دقیقا همان چیزی است که در ارزیابی هر پروژه احیای جنگل باید پرسیده شود. اما پاسخ به آن، بدون پایش بلندمدت، داده خط پایه و ارزیابی مستقل ممکن نیست.

 

گزارش فعلی، بیشتر شبیه یک گزارش پیشرفت است تا یک ارزیابی اثرگذاری. برای تبدیل این تجربه به یک مدل قابل استناد، لازم است:

–یک نظام پایش علمی مستقل طراحی شود

–قطعات شاهد در نظر گرفته شود

–داده‌های اکولوژیک در فواصل منظم ثبت شوند

–ارزیابی مشارکتی با جامعه محلی انجام شود

 

جمع‌بندی: یک تجربه برای یادگیری، نه یک الگوی اثبات‌شده

پروژه بانی جنگل را نمی‌توان صرفا با تعداد نهال‌های کاشته‌شده یا مساحت عرصه تحت مداخله ارزیابی کرد. ارزش اصلی این تجربه در تلاش برای ایجاد یک مدل یکپارچه نهفته است؛ مدلی که در آن احیا، حفاظت، مشارکت محلی، اشتغال، مشارکت عمومی، پایش و حکمرانی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

 

با این حال، جمع‌بندی منصفانه این نیست که بگوییم پروژه همه اهداف خود را محقق کرده است. جمع‌بندی دقیق‌تر این است که بانی جنگل در فاز نخست خود توانسته از یک پروژه نهال‌کاری به سمت یک مدل چندبعدی احیای جنگل حرکت کند؛ مدلی که بخشی از زیرساخت‌های لازم برای حفاظت و احیای بلندمدت را ایجاد کرده، ظرفیت مشارکت جامعه محلی و عمومی را توسعه داده و در عین حال، چالش‌ها و خلاهایی را آشکار کرده است که باید در فاز بعدی برطرف شوند.

 

مهم‌ترین دستاورد این تجربه، شاید تغییر این پرسش باشد: به جای چند نهال کاشتیم؟ باید بپرسیم آیا جنگل توانسته دوباره روی پای خود بایستد؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند زمان، داده و ارزیابی مستقل است؛ چیزی که فاز بعدی پروژه باید بر آن متمرکز شود.

 

منبع:

گزارش عملکرد پنج‌ساله پروژه بانی جنگل، مؤسسه سبزکاران بالان، ۱۴۰۴.

 

عکاس: مجید صنایع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.