آرشیو برچسب

خانه

مامان، یعنی ما می‌میریم؟

همین­که باشگاه ورزشی را ترک کردم، پیام روی گوشی‌ام را دیدم: حمله آمریکا به ایران آغاز شد. دیگر یادم نیست چگونه اضطراب و لرزش‌دستانم را برای رانندگی تا مدرسه کنترل کردم. راه طولانی نبود، اما حس می‌کردم تا ابد طول می‌کشد. همه مادرها در آن خیابان یک هدف داشتیم: «برسیم». آن لحظه هنوز نمی‌دانستم اضطرابم بی‌جا نیست. چندی بعد که خبر حمله به مدرسه میناب را شنیدم، توی دلم گفتم مادران آن بچه‌ها هم دویدند، اما بعضی‌هایشان نرسیدند. وارد مدرسه شدم. دوان‌دوان رفتم تو راهرو. ناظم آن‌جا ایستاده بود. چشمانم پر از اشک بود.…

خدا پشت دریا شهری دارد

آرمان‌شهر سهراب سپهری، معادل بهشت زمینی است. آرمان‌شهر او نمادی از یک واقعیّت آرمانی و بدون کاستی است. همچنین می‌تواند نمایان‌گر حقیقتی دست ‌نیافتنی باشد. سپهری در تقسیم‌بندی فکری شاعران نوپرداز در گروه شاعرانی قرار می‌گیرد که شعرش علی‌رغم نگاهی اجتماعی به دنیای اطراف، رگه‌هایی از عرفان خاص را در بطن خود نهفته دارد و طبیعتا آرمان‌شهر او نیز از این مشرب فکری تأثیر پذیرفته است؛ امّا عرفان سهراب از نوع عرفان دست و پاگیر و محصور در چارچوب تنگ صوفیانه و یا روابط پیچیده‌ی مراد و مریدی نیست؛ بلکه بسیار ساده، فراگیر، اجتماعی و قابل…