در دیاری، دزدان شبانه به خانهها میرفتند. چون قلههای پیشرفت همه طی شد و روزگار ترقی کرد، دزدان گفتند: شب چرا وقتی روز هست؟ سرقت کابل برق در گیلان افزایش 40 درصدی داشته است. به گفته مشترکان روستایی و شهری، مدتهاست که تایم کاری سارقان کابل در گیلان از شب به روز روشن و حتی وسط ظهر تغییر کرده و مشغول اضافه کاری هستند و کسی هم جرات نزدیک شدن به آنان که از تیرهای برق بالا رفتهاند و احتمالا مسلح هم هستند را ندارد.
حتی اخیرا اعلام شد که بیش از چندین تن کابل برق سرقتی فقط در رشت کشف شده است. مدیرعامل شرکت توزیع برق گیلان هم اعلام کرده؛ فراوانی سرقتها همکاران ما را کلافه کرده است. به گفته او اگر چه میزان دستگیری سارقان بالا است اما سرقتها همچنان ادامه دارد.
اتحادیه سارقان شیفت روز و شب در کشور و به خصوص در گیلان فعالیت چشمگیری دارد. همین چند وقت پیش 30 باند آن هم از نوع سازمانیافته سارقان کابل برق در استان منهدم شد. تنها بدی کار این است که در گیلان قانون بقای باند زورش چربتر است و پیچیدهتر از ناترازی انرژی کار میکند. هر باندی که در گیلان منهدم میشود به برکت سراشیبی پیشرفتی که در آن محاصره شدهایم مجددا چند باند دیگر از دل آن متولد میشود.
روستای ما مانند خیلی از مناطق استان، یکی از همین مناطق پایلوت دزدی در روز روشن است. خانههای مردم آن ساده است و در دل خود گاهی تک و توک ویلاهای مجللی را جا داده که در ذهن اهالی بیشتر شبیه لکه ننگ است.
در میانه جنگ آمریکا و بندرعباس، سرقت کابل از یک طرف و قطع برق و افت ولتاژ مداوم از طرف دیگر نفس اهالی را بدجور حبس کرده است. حتی جلوس مردی از رجل سیاستمدار استان در ویلای لاکچری روستایمان هم نتوانست به بهتر شدن این اوضاع کمک کند و سارقان را فراری دهد. بدتر از همه اینها اینکه هر وقت برق خانههای مردم قطع میشود به غیر از گزینه سرقت کابل و ناترازی، گمانهزنیهای قویتری مانند جاساز کردن ماینرها در همین ویلاهای مشکوک قد علم میکند.
از این حرفها اگر بگذریم هر بار به تنها سیاستمدار روستایمان نگاه میکنم، قویتر از بار قبل در مییابم که ریاضیات علمی است که هنوز برای همه زود است. در این روستا که نمایی کوچک از گیلان خودمان است درصدها هم از صد عبور کردهاند. صاحب ویلای لاکچری که اتفاقا رابطهای عارفانه با اعداد دارد از رجل سیاسی معروف گیلان است که بعد از آن روز سخت و جانکاه، بسیار مردمی شده است و درست از فردای روز رسوایی، هر وقت با رفقای سیاستمدارش در جاده خاکی روستا قدم میزند به همه اهالی سلام میدهد. او در مبارزه با قاچاق هم دستی بر آتش داشت. البته فساد همچنان در گیلان بیداد میکند و دزدان کابل هم تا الان پشیزی ارزش برای حضورش قایل نشدند.
در کشور ما یک اصل بلامنازع وجود دارد. مقامات بلند به اعداد معمولی مقید نیستند و این یک اصل تکرار شونده در کشور و گیلان ماست. طبق اصل ریاضیات 40 باند منهدم شده سارقان کابل دزد، باید منجر به کاهش سرقتها در استان بشود اما این اصل در ریاضیات بومی شده گیلان به هیچ عنوان رعایت نمیشود و سرقتها رو به پیشرفت هستند. حتما اشکال از ریاضیات است که مانند سیاستمدار جدیدا خاکی شده روستای ما که هرگز به اعداد سخت نگرفت، نتوانسته خودش را با واقعیات جامعه و فلاکتی که گیلان در آن گرفتار آمده تطبیق دهد.
مورد دیگری که بدجور روی دلمان سنگینی میکند این است که شرکت برق از آن دست شرکتهایی است که از فردا خبر دارد و از امروز بی خبر است. هر شب جار میزند که از فلان ساعت تا بهمان ساعت برق قطع میشود و سپس از آنجا که قول مرد یکی نیست ساعات قطعی را دستکاری میکند.
اما از حق نگذریم؛ خاموشی را فواید بسیاری است و از فواید آن کمتر گفتهاند. اول آنکه کسب و کار دزدان رونق میگیرد و بعد از آن هم یخچال میآموزد جاودانگی افسانهای بیش نیست. دوم آنکه مردم متوجه میشوند این سطح از معرفت اگرچه برای موتور یخچال و تلویزیون و لوازم برقیشان و کسانی که با مدل یخچال شوخی کردند گران تمام میشود اما میآموزد که در این دیار هر چیزی ممکن است ناگهان خاموش شود جز اتحادیه سارقان شیفت شب و روز گیلان که مدام در حال فراخوان دادن و عضوگیری است.