چرا مصوبه جدید استانداری باید به طرح جامع توسعه شهری تبدیل شود؟
بلندمرتبهسازی؛ افزایش تراکم تا بازآفرینی شهری
تصویب پهنههای بلندمرتبهسازی در رشت و بندرانزلی را میتوان یکی از مهمترین تصمیمات مدیریت شهری گیلان در دهههای اخیر دانست؛ تصمیمی که با هدف مدیریت مهاجرت، کنترل گسترش افقی شهرها، حفظ اراضی کشاورزی و پاسخ به نیاز آینده استان اتخاذ شده است.
اصل این نگاه، نهتنها قابل دفاع، بلکه مطابق با بسیاری از سیاستهای توسعه شهری در جهان است. امروزه بسیاری از کشورها به دلیل محدودیت زمین، افزایش جمعیت و هزینههای توسعه زیرساخت، به سمت توسعه عمودی حرکت کردهاند. اما بررسی تجربههای بینالمللی نشان میدهد که موفقیت این سیاست نه به ارتفاع ساختمانها، بلکه به کیفیت برنامهریزی شهری وابسته است.
بنابراین پرسش اصلی امروز گیلان این نیست که «آیا باید بلندمرتبهسازی انجام شود؟» بلکه این است که «بلندمرتبهسازی با چه الگویی اجرا خواهد شد؟»
اگر این سیاست صرفا به ساخت ساختمانهای بلند محدود شود، احتمال دارد بخشی از مشکلات فعلی شهرها تشدید شود. اما اگر در قالب یک برنامه جامع بازآفرینی شهری اجرا شود، میتواند آغازگر یکی از بزرگترین تحولات توسعه شهری شمال کشور باشد.
رشتِ امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان روبهرو است. از یک سو رشد جمعیت و مهاجرت به استان ادامه دارد و از سوی دیگر ساختار کالبدی شهر همچنان متعلق به چند دهه گذشته است.
خیابانهای کمعرض، گرههای ترافیکی متعدد، نبود شبکه حملونقل عمومی پرظرفیت، کمبود پارکینگ، فرسودگی بخشی از بافت شهری، پراکندگی خدمات و فشار روزافزون بر زیرساختهای آب، برق و فاضلاب، ظرفیت توسعه شهر را محدود کردهاند.
در چنین شرایطی، افزایش جمعیت در همان ساختار موجود، بدون توسعه همزمان زیرساختها، میتواند فشار بیشتری بر کیفیت زندگی شهروندان وارد کند. به همین دلیل، بلندمرتبهسازی نباید تنها به معنی افزایش تعداد طبقات ساختمانها تلقی شود؛ بلکه باید بخشی از یک راهبرد جامع برای اصلاح ساختار شهر باشد.
مرور تجربه شهرهایی مانند سنگاپور، سئول، هنگکنگ، ونکوور و توکیو نشان میدهد که هیچیک از این شهرها توسعه عمودی را بدون ایجاد زیرساختهای لازم آغاز نکردند. در این شهرها ابتدا شبکه حملونقل عمومی توسعه یافت، خدمات شهری متناسب با جمعیت طراحی شد، استانداردهای معماری تدوین شد و سپس اجازه افزایش تراکم داده شد.
در واقع، آنچه این شهرها را موفق کرد، طراحی شهر قبل از ساخت برجها بود. در مقابل، نمونههایی در جهان نیز وجود دارد که افزایش تراکم بدون توسعه زیرساخت، منجر به تشدید ترافیک، کاهش کیفیت زندگی و افزایش هزینههای مدیریت شهری شده است. از این رو، مهمترین درس تجربه جهانی آن است که بلندمرتبهسازی باید بخشی از یک طرح جامع توسعه شهری باشد، نه جایگزین آن.
اگر هدفاصلی حفظ زمینهای کشاورزی و پاسخ به مهاجرت است لازم است سیاست بلندمرتبهسازی از یک پروژه ساختمانی به یک پروژه ملی بازآفرینی شهری تبدیل شود.
پیشنهاد نگارنده در این یادداشت آن است که توسعه عمودی در گیلان بر چهار اصل استوار باشد:
اصل اول: توسعه در پهنههای برنامهریزیشده؛ به جای افزایش تراکم در بافتهای متراکم موجود، توسعه جدید در قالب شهرکهای برنامهریزیشده و دارای ظرفیت زیرساختی انجام شود.
اصل دوم: حملونقل قبل از ساختوساز؛ هرگونه افزایش تراکم باید همزمان با توسعه حملونقل عمومی، پارکینگهای شهری، مسیرهای پیاده و دوچرخه و شبکه معابر انجام شود.
اصل سوم: محله کامل، نه صرفاً برج؛ ساختمانهای بلند نباید بهصورت منفرد ساخته شوند، بلکه باید بخشی از محلههایی باشند که تمامی خدمات آموزشی، درمانی، فرهنگی، تجاری، ورزشی و فضای سبز مورد نیاز ساکنان را در خود جای دادهاند.
اصل چهارم: بازآفرینی شهر؛ بلندمرتبهسازی نباید صرفاً برای اسکان جمعیت جدید باشد؛ بلکه باید ابزاری برای بازآفرینی بافتهای فرسوده، کاهش فشار بر هسته مرکزی شهر و افزایش کیفیت فضاهای عمومی نیز باشد.
این چهار اصل میتواند نقطه آغاز تدوین یک «طرح جامع بازآفرینی شهری گیلان» باشد؛ طرحی که بلندمرتبهسازی را نه بهعنوان هدف، بلکه بهعنوان ابزاری برای ساخت شهری کارآمدتر، پایدارتر و باکیفیتتر تعریف میکند.
اگر بخواهیم درباره آینده گیلان تصمیم بگیریم، پیش از هر چیز باید از تجربه شهرهایی بیاموزیم که دههها پیش با همین پرسش روبهرو بودهاند؛ چگونه میتوان جمعیت بیشتری را در زمین کمتر اسکان داد، بدون آنکه کیفیت زندگی کاهش پیدا کند؟
مطالعه تجربههای جهانی نشان میدهد که موفقیت توسعه عمودی، بیش از آنکه به ارتفاع ساختمانها وابسته باشد، به کیفیت مدیریت شهری، برنامهریزی کاربری زمین و هماهنگی میان مسکن، حملونقل و خدمات عمومی وابسته است.
سنگاپور یکی از موفقترین نمونههای جهان در این زمینه است. این کشور به دلیل محدودیت شدید زمین، ناچار شد بخش بزرگی از جمعیت خود را در مجتمعهای بلندمرتبه اسکان دهد. اما تفاوت سنگاپور با بسیاری از شهرهای دیگر در این بود که برجها هرگز بهعنوان پروژههای مستقل تعریف نشدند. هر مجموعه مسکونی بخشی از یک محله کامل بود که مدرسه، فضای سبز، مراکز خرید، درمانگاه، ایستگاه حملونقل عمومی و خدمات روزمره را در فاصله کوتاه از محل سکونت شهروندان قرار میداد. هدف تنها ساخت مسکن نبود؛ هدف ساخت «محله» بود.
در هنگکنگ نیز توسعه عمودی با شبکه گسترده حملونقل ریلی پیوند خورده است. بسیاری از مجتمعهای بلندمرتبه در ارتباط مستقیم با ایستگاههای مترو، مراکز تجاری و فضاهای عمومی طراحی شدهاند. همین موضوع موجب شده است وابستگی به خودرو شخصی نسبت به بسیاری از شهرهای همتراز کمتر باشد و بخش قابل توجهی از سفرهای روزانه از طریق حملونقل عمومی انجام شود.
کره جنوبی نیز تجربه ارزشمندی در بازآفرینی شهری ارائه کرده است. سئول طی دهههای گذشته تنها به ساخت برجهای جدید اکتفا نکرد، بلکه همزمان پروژههای گستردهای برای بهبود کیفیت فضاهای عمومی، توسعه حملونقل، احیای رودخانه چئونگگچئون و بازآفرینی محلات قدیمی اجرا کرد. این تجربه نشان داد که توسعه شهری زمانی موفق خواهد بود که کیفیت زندگی شهروندان، همپای توسعه کالبدی افزایش یابد.
در مقابل، تجربه برخی شهرها نیز نشان میدهد که افزایش تراکم بدون توسعه زیرساخت، میتواند پیامدهای نامطلوبی به همراه داشته باشد. زمانی که ساختمانهای بلند در مناطقی احداث میشوند که شبکه معابر، تأسیسات شهری، پارکینگ، حملونقل عمومی و خدمات اجتماعی ظرفیت لازم را ندارند، نتیجه معمولا افزایش ترافیک، فشار بر زیرساختها، کاهش کیفیت محیط شهری و نارضایتی شهروندان خواهد بود.
به همین دلیل، امروزه در ادبیات برنامهریزی شهری جهان، توسعه عمودی دیگر صرفا به معنای ساخت برجهای بلند نیست. این مفهوم در قالب توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی، محلههای کامل، توسعه فشرده و بازآفرینی شهری تعریف میشود؛ رویکردی که در آن ساختمان تنها یکی از اجزای شهر است و نه تمام آن.
این دقیقا همان نقطهای است که گیلان باید به آن توجه کند. اگر قرار است توسعه عمودی بخشی از آینده استان باشد، نباید تنها به تعداد طبقات ساختمانها توجه شود. معیار موفقیت این سیاست، میزان بهبود کیفیت زندگی شهروندان، کاهش زمان سفر، حفظ اراضی کشاورزی، افزایش سرانه خدمات عمومی و ارتقای کیفیت فضاهای شهری خواهد بود، نه صرفاً تعداد برجهایی که ساخته میشوند.
بنابراین، پیشنهاد میشود مصوبه بلندمرتبهسازی گیلان به نقطه آغاز تدوین یک برنامه جامع توسعه شهری تبدیل شود؛ برنامهای که در آن معماری، حملونقل، محیطزیست، اقتصاد، خدمات شهری و کیفیت زندگی، همگی بهعنوان اجزای یک نظام واحد دیده شوند. تنها در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت که توسعه عمودی، به جای تولید مسائل جدید، به ابزاری برای حل مشکلات انباشته شهرهای استان تبدیل شود.
*معمار، پژوهشگر معماری و شهرسازی