انزل‌مال آزمونی برای شجاعتِ سرمایه‌گذاری؛

انزلی در میانه‌ی شکوهِ برندینگ و بن‌بستِ بروکراسی

0 ۵۷

یک شهر برای این‌که در ذهن‌ها حک شود و به یک «برند» تبدیل گردد، تنها به جغرافیا نیاز ندارد؛ بلکه به مجموعه‌ای از مولفه‌ها، امتیازها و ابزارهای نمادین نیازمند است. برندینگ شهری، فراتر از نام است؛ برندینگ یعنی «تعصب مثبت». برای مثال، وقتی از تعصب مردم انزلی نسبت به باشگاه ملوان صحبت می‌کنیم در واقع از یک «هویت جمعی» سخن می‌گوییم.

 

برخلاف برخی شهرها که هویت ورزشی خود را به تیم‌های پایتخت سپرده‌اند، انزلی با ملوان، هویت خود را تثبیت کرده است. ملوان حتی اگر قهرمان هم نشود، نام انزلی را در تمام معادلات فوتبال ایران می‌نشاند. این یعنی یک «سفیر برند» که نام شهر را بر زبان‌ها جاری می‌کند.

 

انزلی همواره از مزایای استراتژیک برخوردار بوده است؛ از تالاب بین‌المللی گرفته تا رکورد بارندگی و اهمیت استراتژیک بندر. ما برند شهر را از پیش داشتیم، اما در رقابت با شهرهایی چون رشت و لاهیجان، به دلیل مدیریت فرصت‌ها، دچار عقب‌گرد شدیم. ورود منطقه آزاد، برخلاف انتظار، به جای جهش، به نوعی پس‌رفت در ساختار شهری دامن زد.

 

انزلی همواره از مزایای استراتژیک برخوردار بوده است؛ از تالاب بین‌المللی گرفته تا رکورد بارندگی و اهمیت استراتژیک بندر. ما برند شهر را از پیش داشتیم، اما در رقابت با شهرهایی چون رشت و لاهیجان به دلیل مدیریت فرصت‌ها، دچار عقب‌گرد شدیم. ورود منطقه آزاد، برخلاف انتظار به جای جهش به نوعی پس‌رفت در ساختار شهری دامن زد

 

اگر نگاهی به پتانسیل‌های شهر بیندازیم، شاهد شکاف‌های عمیق هستیم. از یک سو، شرق شهر با ورود مسافر و شکوهِ مسیرهای ارتباطی، اوج گرفته و از سوی دیگر «غرب انزلی» همچنان در سایه و مظلومیت باقی مانده است. ورودی‌های شهر که باید ویترینِ شکوهِ انزلی باشند، فاقد المان‌های طراحی مدرن و میدان‌های خوش‌ساخت هستند.

 

حتی پروژه‌هایی نظیر میدان «قایقران» در نزدیکی آسیا میانه که می‌توانست نقطه عطفی برای ورود به شهر باشد با بروکراسی اداری و محدودیت‌های حوزه استحفاظی در نطفه خفه شد. بزرگترین مانع توسعه در انزلی نه کمبود بودجه بلکه «تعدد مراجع ذی‌صلاح» و «بن‌بست‌های اداری» است. در ایران، گاهی از جیب خودت برای شهرت هزینه می‌کنی، اما با هزاران مجوز روبرو می‌شوی. همچنین، کاربری زمین‌ها در انزلی، یکی از بزرگترین فرصت‌سوزی‌هاست.

 

اصرار بر باقی ماندن کاربری‌های باغی و زراعی در مناطقی که پتانسیل تجاری و گردشگری بالایی دارند، باعث شده زمین‌های ارزشمند در وضعیت باتلاقی باقی بمانند، در حالی‌که در مسیرهای ورودی سایر شهرها، شاهد توسعه‌ی تجاری گردشگری و پاساژهای مدرن هستیم.

 

در این میان، ورود سرمایه‌گذاری نقطه عطفی در تغییر کاربری از مسکونی به تجاری بود. پروژه «انزل مال» که با مدل پیشنهاد شد، قرار بود فراتر از یک مرکز خرید، نمادی از مدرن شدن انزلی باشد. سرمایه‌گذاران این پژوژه به دنبال آن بودند که با ترکیب ایده‌های نو و پشتکار جوانان، انزلی را از یک شهرِ گذری به یک «مقصد ماندنی» تبدیل کنند.

 

 

پروژه «انزل‌مال» نه یک پروژه ساختمانی ساده، بلکه تلاشی برای بازتعریف ساختار تجاری-گردشگری در غرب انزلی بود. این پروژه با سرمایه‌گذاری شخصی و با الگویی مدرن در وسعت 22 هزار متر مربع طراحی شد؛ مشابه مراکز تجاری موفق در شهرهایی نظیر ازمیر یا کوش‌آداسی.

 

بزرگ‌ترین مانع توسعه در انزلی نه کمبود بودجه بلکه «تعدد مراجع ذی‌صلاح» و «بن‌بست‌های اداری» است. هم‌چنین کاربری زمین‌ها در انزلی، یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌سوزی‌هاست. اصرار بر باقی ماندن کاربری‌های باغی و زراعی در مناطقی که پتانسیل تجاری و گردشگری بالایی دارند، باعث شده زمین‌های ارزشمند در وضعیت باتلاقی باقی بمانند

 

طرحی که بر پایه «سطح زمین» و محدودیت ارتفاع (حداکثر دو طبقه) بنا شده بود تا علاوه بر حفظ زیبایی بصری، خدمات گردشگری در طبقات بالا و واحدهای تجاری در طبقات پایین را به شکلی هماهنگ ارایه دهد. هدف مشخص بود: ایجاد یک نقطه عطف برای متحول کردن غرب انزلی.

 

این پروژه بدون تسهیلات و اسپانسر توسط « افشین کلانتری » در سال 1396 آغاز و در سال 1400 با 162 واحد تجاری و یک پارکینگ با ظرفیتی در حدود 500 خودرو در کنار برندهای مطرحی چون هایپرمی، پوشاک آبای، کافه فرانسوی یلدا، مجموعه نان و شیرینی یلدا و ده‌ها مجموعه از برندهای شخصی و نامی شروع به کار کرد. ناگفته نماند سالن ورزشی، مرکز بازی کودک و سالن همایش با ظرفیت 243 صندلی مدرن در قلب این مرکز تجاری وجود دارد تا نیاز همه افراد را برآورده کند.

 

در این میان، مدیریت شهری با یک چالش اساسی روبرو بود: شهردار و شورای شهر باید میان «رعایت خشک قوانین اداری» و «توسعه واقعی شهر» یکی را انتخاب می‌کردند. در شورای پنجم، با انتخاب شهرداری که تجربه مدیریت شهرهای دیگر را داشت؛ تصمیم گرفته شد از رویکرد «توسعه‌گرایانه» حمایت کنند.

 

شهردار و شورا با هم‌پیمانی، ریسک قانونی را پذیرفتند؛ چرا که معتقد بودند، اگر شهرداری از «خلافِ مثبت» (اقدامی که برخلاف روال اداری اما به نفع جامعه است) بترسد، شهر در بن‌بست توسعه باقی می‌ماند.

 

زمانی که مشخص شد مسیرهای سنتی اخذ مجوز (مانند کمیسیون ماده ۵ استانداری) فرآیندهایی فرسایشی هستند که ممکن است پروژه را از چرخه حذف کنند، مقرر شد بر اساس اصل «عمل انجام شده» و با نگاه به منافع بلندمدت شهر، مجوز ساخت را صادر کنند.

 

این یک تصمیم استراتژیک بود: اجازه دادن به ساخت، تا پس از تکمیل، مسیرهای قانونی و دریافت عوارض از طریق ایجاد زیرساخت‌های جدید هموار شود.

 

پس از شروع کار، موجی از پروپاگاندا و فشار از سوی مخالفان سیاسی شکل گرفت. این افراد با هدف بدنام کردن مسئولان از ابزار قضایی استفاده کردند.

 

یکی از ابزارهای اصلی این فشار، تعیین عوارض بسیار سنگین و غیرمنطقی (بیش از 40 میلیارد تومان) بود؛ مبلغی که حتی با هزینه‌های کل ساخت پروژه نیز همخوانی نداشت. هدف از این اقدامات نه تامین بودجه شهرداری، بلکه ایجاد مانع برای یک جریان نوآور بود.

 

پروژه انزل‌مال قربانیِ تقابل میان «جریان توسعه» و «جریان منافع‌طلب» شد. پاسخ به تمام اتهامات، در یک جمله خلاصه می‌شد: «ما این کار را انجام دادیم، چون منافع شهر در میان بود.»

 

 «انزل مال»، قرار بود فراتر از یک مرکز خرید، نمادی از مدرن شدن انزلی باشد. سرمایه‌گذاران این پروژه به دنبال آن بودند که با ترکیب ایده‌های نو و پشتکار جوانان، انزلی را از یک شهرِ گذری به یک «مقصد ماندنی» تبدیل کنند

 

یک شهر را نباید تنها با نقشه‌ها و خطوطِ روی کاغذ شناخت؛ شهر را باید در چشم‌های مردمی دید که فردا روزی در میانِ خیابان‌های آباد و پارک‌های سرسبز با آرامش قدم می‌زنند و از تلاشِ سیاستمداران شهری و حضور سرمایه‌گذار لذت می‌برند.

 

همان‌گونه که «پارک اخترکاویان» با پیوند دادنِ خیابان معلم به ساحلِ قو، امروز به یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین پارک‌های محلی شهر بدل شده، پروژه‌هایی همچون سنگ‌فرشِ پل غازیان و ساماندهی خیابان سپه نیز، یادگارهای ماندگاری از عملکردِ هدفمندِ هستند؛ کارهایی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند اما سنگ‌بنایِ اعتبارِ شهری با پتانسیل گردشگری هستند.

 

در این میان، پروژه «انزل‌مال» فراتر از یک طرحِ ساختمانی، آزمونی برای «شجاعتِ سرمایه‌گذاری» بود. در روزگاری که نگاهِ همگان به منطقه آزاد و سودهای کلان و بی‌دردسرِ آن دوخته شده بود، سرمایه‌گذاری با جسارتی بی‌سابقه، سرمایه‌ی خود را در قلبِ غربِ انزلی نهاد.

 

امروز، اگر از ورودی غربی انزلی بگذرید و پنج کیلومتر پیشروی کنید، شاهدِ چیزی هستید که تا پیش از این در حافظه بصریِ انزلی وجود نداشت: یک «المانِ گردشگری» و یک «شمایلِ درخور» که در غربِ شهر خودنمایی می‌کند.

 

در سال ۱۴۰۵، زمانی که فعالیت‌های گردشگری شهر در سایه‌ی خاموشی و رکود قرار داشت، تنها «انزل‌مال» بود که با ایستادگی و شکوه خود، آبروی گردشگریِ انزلی را خرید و توانست به تنهایی، در برابرِ قدرتِ جذبِ منطقه آزاد و شهرهای پیرامون، ایستادگی کند.

 

البته، هیچ توسعه‌ی بزرگی بدون هزینه نیست. معضلِ ترافیکی که امروز در مسیرِ این مجموعه مشاهده می‌شود، نه نشانه‌ی شکست، بلکه نشانه‌ی «موفقیتِ بیش از حد» است! تراکمِ بالا در ساعات شلوغ و روزهای تعطیل گویای آن است که این پروژه، بسیار فراتر از ظرفیت‌های پیش‌بینی‌شده، مورد استقبالِ مسافران و گردشگران قرار گرفته است. این ترافیک، فریادی است برای توسعه‌ی زیرساختیِ بیشتر، نه دلیلی برای تخریبِ آنچه ساخته شده است.

 

پروژه «انزل‌مال» فراتر از یک طرحِ ساختمانی، آزمونی برای «شجاعتِ سرمایه‌گذاری» بود. در روزگاری که نگاهِ همگان به منطقه آزاد و سودهای کلان و بی‌دردسرِ آن دوخته شده بود، سرمایه‌گذاری با جسارتی بی‌سابقه، سرمایه‌ی خود را در قلبِ غربِ انزلی نهاد

 

بندرانزلی، فراتر از یک نقطه بر روی نقشه، دروازه‌ای است که در آستانه‌ی شکوفایی و گذار از یک دوره تاریخی ایستاده است. در این دمگاهِ تلاقیِ دریا و خاک، حضور سرمایه‌گذاران هوشمند، نه تنها یک نیاز اقتصادی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بازآفرینی هویت این منطقه است.

 

ایجاد پروژه‌های نوین تجاری و زیرساخت‌های پیشرفته‌ی گردشگری در راستای توسعه پایدار و معماری شهری و بومی، می‌تواند خون تازه‌ای در رگ‌های این شهر جاری کند و آن را از یک ایستگاه عبوری به یک قطب ماندگار در زنجیره تجارت و سفر تبدیل کند. سرمایه‌گذاری در انزلی، تنها خریدِ فرصت نیست؛ بلکه مشارکت در خلق آینده‌ای است که در آن، شکوفایی اقتصاد با تماشای موج‌های آرام گره خورده است.

1
1
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.