به بهانه روز جهانی عکاسی در گفت‌وگو با کفایت آریایی‌فر؛

شاهدی واقع‌گرا بر صداقت تصویرها

0 ۹

جهان عکس‌ها پنجره‌ای شگفت رو به زندگی، جامعه، تاریخ، فرهنگ، هنر و علم است.‌ آدمی چه آن زمان که ورق‌های ضخیم آلبوم‌های قدیمی را ورق می‌زد و چه اینک که بر صفحه تلفن همراه، لپ‌تاپ و تبلت به تماشای عکس‌ها می‌نشیند، می‌داند که عکس‌ها درک و فهمی نو به او می‌بخشند.

 

واقعیت این است که کاوش در دنیای عکس‌ها همیشه مفاهیم بسیار به همراه دارد که با داده‌های جامعه‌شناسی، روانشناسی، فرهنگی، اقتصادی و … در هم آمیخته است. از این رو برخی عکاسان و پژوهشگران در این مسیر قدم می‌نهند و «کفایت آریایی‌فر» یکی از آنان است. این بانوی عکاس و پژوهشگر که اهل دزفول است از سال 1374 در گیلان ماوا گزیده است و توجه ویژه‌ای به عکس‌های این خطه دارد.

***

* چگونه قدم به جهان عکاسی گذاشتید؟ و چه فعالیت‌هایی در طول این سال‌ها داشته‌اید؟
– ابتدا یک دوره فوق دیپلم هنر گذراندم که در آن شاخه‌های مختلف هنر نظیر نقاشی، موسیقی، خوش‌نویسی، تاریخ هنر و عکاسی گنجانده شده بود. همان جا بود که واقعا به عکاسی علاقه‌مند شدم. پس از آن وقتی در کنکور هنر شرکت کردم، رتبه‌ام طوری بود که می‌توانستم در هر رشته‌ای پذیرفته شوم، اما همان اول عکاسی را انتخاب و سال 1366 در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، شروع به تحصیل کردم و به‌عبارتی فعالیت عکاسانه من آغاز شد.

 

با توجه به آن مقطع تاریخی خاص، یعنی پس از انقلاب 57 و وقوع جنگ تحمیلی در کل، گرایش به عکاسی مستند اجتماعی، نسبت به سایر شاخه‌های عکاسی بین دانشجویان بیشتر بود.

 

شرکت در نمایشگاه‌ها، مسابقات، دریافت تندیس، کسب مقام و داوری مسابقات کشوری از جمله مواردی است که در کارنامه فعالیتم درج شده است. البته تدریس عکاسی در هنرستان‌ها و دانشگاه‌های گیلان و مازندران، تالیف دو کتاب «عکاسان و عکاس‌خانه‌های گیلان» و «پیشه‌های رو به فراموشی» و نگارش بیش از 40 مقاله برای نشریاتی چون مجله عکس، دیلمان، گیله‌وا، دادگر و پایگاه تحلیلی خبری مرور از دیگر کارهایم در حوزه عکاسی است.

 

کفایت آریایی‌فر: صنایع‌دستی، فرم چهره، نوع پوشش، معماری و طبیعت از مشخصه‌های عکس‌های گیلان است

 

*در کتاب «عکاسان وعکاسخانه‌های گیلان» بیشتر به چه مواردی پرداختید؟
-تاریخ و چگونگی ورود عکاسی به گیلان وگسترش آن، یکی ازمواردی است که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. گفتنی است که عکاسی بیشتر از سوی افرادی چون سیاحان، ارمنی‌ها، دولتمردان و ایرانیان بازگشته از روسیه در گیلان گسترش یافت. همچنین در این کتاب به معروف‌ترین آتلیه‌ها و عکاسخانه‌ها پرداختم و موضوع دیگر آن اتفاقاتی است که باعث همه‌گیر شدن عکاسی شد، مثل اجباری شدن دریافت سجل در دوره پهلوی اول و یا سربازگیری که سربازها باید عکس می‌گرفتند و البته خود عکس‌ها که اصل داستان هستند.

 

*پژوهش برای تالیف این کتاب، چند سال طول کشید و از چه منابعی بهره‌مند شدید؟
– ازسال 1382 تا بهمن سال 1384 به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد پرداختم. سال 1383 موضوع پایان‌نامه‌ام را انتخاب کردم که پس از تایید، از همان موقع شروع به تحقیق کردم. اوایلش تحقیق کتابخانه‌ای بود و در کتابخانه دانشگاه تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات تاریخ معاصر، کتابخانه ملی رشت، کاخ گلستان و برخی مراکز دیگر انجام گرفت و پس از آن تحقیقات میدانی آغاز شد و با اشخاص و آتلیه‌دارانی که حالا بعضی از آن‌ها فوت کرده‌اند، به گفت‌وگو نشستم.

 

در بخشی از تحقیقاتم از آقای «هادی میرزانژاد» هم کمک خواسته بودم. ایشان پس از مطالعه متن تحقیقم پیشنهاد دادند که پس از تکمیل در قالب یکی از کتاب‌های دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان منتشر شود. بدین ترتیب سال 1391 ماحصل این تحقیقات برای چاپ به نشر فرهنگ ایلیا سپرده شد.

* اگر قرار باشد امروز این کتاب را بنویسید به چه موارد دیگری توجه می‌کنید؟
– تحقیق میدانی مطابق گذشته انجام می‌شود اما هم اکنون دو کتاب ارزشمند منتشر شده که باید به آن توجه داشت. یکی کتاب «گیلان عصر قاجار در عکس‌های دیمتری ارماکوف» است که به کوشش آقایان «مهرداد اسکویی» و«هادی میرزانژاد» و کتاب دیگر «گیلان به روایت کارت ‌پستال‌های تاریخی» است که به همت آقای «مهرداد اسکویی» منتشر شده است. بی‌تردید اگر اکنون کسی بخواهد حول موضوع عکاسی در گیلان کتاب بنویسد، این دو کتاب، منابعی ارزشمند برایش محسوب می‌شود.

 

لازم به ذکر است، کتاب من مثل پله اول برای پژوهش عکاسی گیلان است، ممکن است کم باشد اما پله‌ای قابل اعتماد است و می‌شود به آن تکیه کرد و با اطمینان خاطر ادامه داد.

 

اما نکته مهم این است که بخش زیادی از عکس‌های گیلان که حرف برای گفتن دارند، همچنان نزد خانواده‌های متمول، نوادگان خان‌ها، ارباب‌ها، مالکان و خانواده‌های فرهیخته قدیمی گیلان است. در این‌جا ضمن تشکر از همراهی‌های آقای «فریدون نوزاد» باید بگویم، شاید برای این که گیلانی نبودم، نتوانستم در خانواده‌های قدیمی سرشناس گیلان برای دریافت عکس‌های قدیمی از ایشان نفوذ کنم و از این بخش مهم محروم ماندم.

 

زیرا بسیاری ازاین خانواده‌ها، حاضر نیستند عکس‌های قدیمی خود را به راحتی در اختیار پژوهشگران قرار دهند. بنابراین به کسانی که می‌خواهند در این زمینه تحقیق کنند، توصیه می‌کنم برای دسترسی به آلبوم‌های قدیمی تلاش کنند، زیرا این سرمایه همگانی، اصل داستان است.

 

*آیا همچنان مشغول به پژوهش هستید؟
-پژوهش مثل کسب دانش پایان ندارد. یکی از آخرین کارهایی که به اتفاق آقای «مهرداد اسکویی» یکی از پژوهشگران برتر عکاسی ایران انجام دادیم، این است که سراغ عکاسان آتلیه‌دار دوره پهلوی دوم رفتیم و با آتلیه‌داران معروف رشت و چند شهر مهم دیگر گیلان گفت‌وگو کردیم و به محورهایی چون زندگی، خانواده‌هایشان، اساتید، روابط و اتفاقات در مواجهه با مشتریان پرداختیم.

 

من بر این باورم که حواشی همیشه مهم‌تر از متن هستند، از این رو به حواشی زندگی ایشان پرداختیم؛ ضمن این که ابزارها و شیوه‌های کارشان را نیز مورد توجه قرار دادیم. ثمره این پژوهش قرار است در قالب کتاب منتشر شود و به نظرم کتاب جالبی خواهد شد.

 

* شاخصه‌های عکاسی گیلان چیست؟
-عکاسی از غرب آمده است. نباید فراموش کنیم که عکاسی در ابتدا تکنیک بود و بعدها تبدیل به هنر شد. ژست‌ها و عناصر صحنه هم اوایل غربی بود. حتی پرده‌هایی که هنگام عکاسی در آتلیه‌ها، پشت سر افراد قرار می‌دادند، مناظری از کاخ‌های اروپایی داشت. همچنین هنگام عکاسی از وسایلی مثل صندلی لهستانی استفاده می‌شد اما بعدتر اشیایی مثل قفس پرنده، تور دستمال، گلدان شمعدانی و صنایع دستی در صحنه عکاسی جای گرفتند. جالب است که حتی نوع نورپردازی صحنه هم استاندارد بود و شیوه‌اش از اروپا آمده بود و ابزار روتوش نیز شبیه اروپایی‌ها بود.

 

بخش زیادی از عکس‌های گیلان که حرف برای گفتن دارند، همچنان نزد خانواده‌های متمول، نوادگان خان‌ها، ارباب‌ها، مالکان و خانواده‌های فرهیخته قدیمی گیلان است

 

در عکس‌های قدیمی عروسی‌ها، پشت سر عروس و داماد یک چادر شب ابریشمی، بافت قاسم‌آباد را آویزان می‌کردند. این کار حتی تا سال 74 هم انجام می‌شد. در مجموع باید گفت بیش از همه صنایع دستی، فرم چهره، نوع پوشش، معماری و طبیعت از مشخصه‌های عکس‌های گیلان است.

 

و باز باید گفت، چیدمان آدم‌ها در عکس‌های پرتره دسته‌جمعی ارمنی هم شبیه اروپایی‌ها بود. مثلا عکاسان ارمنی وقتی از خانواده‌های ارمنی عکس گرفته‌اند، می‌بینیم ژست ایستادن افراد شبیه اروپایی‌هاست. بعدتر که عکس‌ها را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ارباب‌ها روی صندلی نشسته‌اند و دیگران روی زمین و یا نوکران در پس‌زمینه سر پا می‌ایستادند. همچنین حالت چهارزانو و قرار گرفتن دست‌ها روی پا، مال ماست، البته نه فقط گیلان، بلکه ایران. اروپایی‌ها نمی‌نشینند و دست‌ها را روی پا به نشانه ادب قرار نمی‌دهند.

درباره گیلان یک موضوع تاثیرگذار دیگر نیز وجود دارد و آن این است که گیلان جایگاه ویژه‌ای در کشور داشته؛ سبقه کتابخانه ملی، چراغ برق، سینما و تئاتر، حضور ارمنی‌ها و فعالیت زنان در این استان بسیار تاثیرگذار بوده است.

 

همچنین این استان یکی از دروازه‌های مهم ورود تمدن غرب بوده، بنابراین خیلی زودتر از بسیاری از نقاط مدرن شده است. بنابراین جلوه‌های این مدرنیته بر پوشش و تیپ مردم این استان تاثیر گذاشته که همین می‌تواند یک شاخصه باشد برای عکس‌های آتلیه‌ای گیلان نسبت به استان‌های دیگر.

 

وجود عکس خودش سند تاریخی است. عکس به واسطه قابلیتی که در انتقال داده‌ها نسبت به گزارش متنی داشت، جایگاه خود را به سرعت کسب کرد

 

*به نظر شما هنر عکاسی چقدر می‌تواند در پژوهش‌های تاریخی و اجتماعی موثر باشد؟
-باید پرسید هنر عکاسی در چه حوزه‌هایی نمی‌تواند موثر باشد. عکاسی مثل الفباست. عکاسی همه چیز است. به قول «رولان بارت»، عکاسی و تاریخ در یک قرن ابداع شده‌اند. وجود عکس خودش سند تاریخی است. عکس به واسطه قابلیتی که در انتقال داده‌ها نسبت به گزارش متنی داشت، جایگاه خود را به سرعت کسب کرد.

 

عکس‌ مستند سیاه و سفید کاری کرد که نقاشی و نوشتار از پسش بر نمی‌آمد. جنبه واقع‌گرایی عکاسی سیاه و سفید مثل شاهدی واقع‌گرا بر صداقت تصویرها افزود. درک و دریافت تاریخ با عکس‌های تاریخی متحول شد و از آن به بعد می‌شد جنگ‌ها را نشان داد نه تنها فقط درباره‌شان حرف زد.

 

مطابق دیدگاه «فرانسوا آراگو»، کاربرد عکاسی در تمام وجوه فعالیت‌های بشر نمایان است. منتهی «فاکس تالبوت» که دید هنری و شاعرانه‌تری نسبت به عکاسی داشته، بر این باور است که ما با عکاسی در پدیده حیرت‌زدگی، مردم را شریک می‌کنیم.

 

در پایان باید بگویم، بی‌شک در سده‌های اخیر تاریخ‌های دیداری مکمل تاریخ نوشتاری شده است و عکس جایگاه محوری و گاه قالب را یافته و وظیفه روایتگری را بر عهده گرفته است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.