دریای کاسپین آرامآرام پسروی میکند و تراز آب آن در حال حاضر به حدود منفی ۲۹ متر رسیده است؛ رقمی که در زمره پایینترین سطح ثبتشده از قرن نوزدهم (حدودا 200 سال ) پیش قرار دارد و به گفته کارشناسان، حدود ۳۰ سانتیمتر پایینتر از تراز سال ۱۳۵۷ است؛ سالی که یکی از پایینترین سطوح ثبتشده تراز آب کاسپین در دوره معاصر را به خود اختصاص داده بود.
پسروی کاسپین تنها به معنای عقبنشینی خط ساحلی نیست؛ خشکشدن بخشی از تالابهای ساحلی، تغییر زیستبومها، تأثیر بر فعالیتهای بندری و اقتصادی و در نهایت تغییر در معیشت جوامع ساحلی کاسپین، بخشی از پیامدهای این روند است.

شینا انصاری، رییس سازمان محیط زیست در مراسم گرامیداشت روز ملی دریای کاسپین 21 مرداد ماه 1405 گفت: بایستی صریح و شفاف درباره یکی از بزرگترین چالشهای محیطزیستی دریای کاسپین صحبت کنیم که همان کاهش تراز آب دریا است در یک دهه گذشته، سطح آب دریا حدود دو تا دو و نیم متر کاهش یافته است.
تغییر اقلیم، افزایش و کاهش آورد رودخانهها از عوامل اصلی این روند هستند. اگر این پدیده را با همکاری جمعی مدیریت نکنیم، پیامدهای آن بر اکوسیستم، بنادر، معیشت جوامع ساحلی و در واقع مردم منطقه، بسیار بسیار گسترده خواهد بود و تجربه تلخ دریاچه آرال هشدار جدی برای همه ما است.
مهم ترین دلیل نوسانات تراز آب دریای کاسپین، عوامل آب و هوایی هستند که کنترل بارش و تبخیر را در اختیار دارند. از آنجا که حجم عمده آب ورودی از رود ولگا تامین میشود، تلاش عمده پژوهشگران بر عوامل موثر بر دبی این رود نظیر تبخیر و بارش در حوزه آبریز آن استوار است
یکی از مهم ترین ویژگی های هیدورلوژی دریای کاسپین، نوسان های بلند مدت تراز آب آن است و نوسانات تراز آب آن به دو دسته کلی نوسانات کوتاه مدت و نوسانات بلند مدت تقسیم بندی میشود. نوسانات کوتاه مدت سالیانه کاسپین به صورت آهنگین رخ میدهد و وابسته به ورودی رود ولگا است. اما نوسانات بلند مدت آن از الگوی پیچیده تری برخوردار است و پیشبینی آن تاکنون امکان پذیر نشده است.
دلیل این امر تا حد زیادی به عدم شناخت کامل از پیش بینی رفتار عوامل اثرگذار بر تراز بلند مدت دریای کاسپین باز میگردد. با این حال مهم ترین دلیل نوسانات تراز آب دریای کاسپین، عوامل آب و هوایی هستند که کنترل بارش و تبخیر را در اختیار دارند. از آنجا که حجم عمده آب ورودی از رود ولگا تامین می شود، تلاش عمده پژوهشگران بر عوامل موثر بر دبی این رود نظیر تبخیر و بارش در حوزه آبریز آن استوار است.

نوسانات تراز دریای کاسپین در طی ده هزار سال اخیر با دقت بیشتری از سوی زمین شناسان بررسی شده است. دلیل این امر شاید به دلیل فراوان بودن شواهد این نوسانات در این دوره و نیز اهمیت آن از نظر همزمانی این دوره با گسترش زندگی انسان در این منطقه باشد. از آنجا که این نوسانات تحت تاثر عوامل محیطی و به ویژه عوامل آب و هوایی شکل میگیرد، بررسی آنها میتواند در تبیین چگونگی تاثیر متقابل بشر و محیط حایز اهمیت باشد. (بیگلری و همکاران، ۱۳۹۹)
« همایون خوش روان» رییس گروه مناطق ساحلی مرکز مطالعات و تحقیقات دریای کاسپین در مورد تراز فعلی دریای خزر به مرور میگوید: تراز آب دریای کاسپین طی ۱۰ سال اخیر بهشدت کاهش پیدا کرده و متوسط سرعت کاهش حدود ۳۰ تا ۳۵ سانتیمتر در سال بوده است.
وی افزود: درحال حاضر تراز آب دریا حدود ۳۰ سانتیمتر پایینتر از سطح تراز سال 1978، یعنی حدود منفی ۲۹ متر، قرار گرفته است. وی این وضعیت را از قرن هجدهم کم سابقه و آن را را برای ساکنان مناطق ساحلی، معیارهای محیط زیستی، منابع آب و حتی آبخوانها نگرانکننده دانست.
به گفته وی، در حدود سال ۱۸۳۰ سطح تراز آب دریای کاسپین نزدیک به منفی ۲۵ متر بود. در سال ۱۹۳۰ به حدود منفی ۲۶ متر رسید و از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۸ حدود سه متر کاهش پیدا کرد. از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۵ تراز آب افزایش یافت، اما از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۶ نزدیک به سه متر و ۳۰ سانتیمتر کاهش پیدا کرده است.
خوشروان در مورد نوسانات آب دریای کاسپین گفت: نوسانات یکی از عوامل بسیار مهمی است که میتواند در دورههای افزایشی و کاهشی، مناطق ساحلی را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال: در استان گیلان، دلتای سفیدرود قرار دارد که در دو طرف آن، تالاب کیاشهر در بخش شرقی و تالاب زیباکنار در بخش غربی واقع شدهاند.
بین سالهای 1987 تا 1995 حدود ۲.۵ متر افزایش تراز آب دریای کاسپین رخ داد و در پی آن، آب دریای کاسپین به داخل تالابها نفوذ کرد، سطح آب تالاب کیاشهر افزایش یافت، تالاب زیباکنار وسعت پیدا کرد و منطقه بوجاق نیز گسترش یافت. در نتیجه افزایش سطح تراز آّب، محیط تالابهای ساحلی احیا شد و بسیاری از ایستگاههای ماسهای زیر آب رفتند و تخریب شدند و برخی کاربریهای انسانی نیز دچار آشفتگی و تخریب شدند.
وی افزود: بنابراین نوسانات کاسپین میتواند هم برای محیطزیست مفید و هم در دورههای مختلف موجب بروز مشکلات خاصی شود. درباره پیامدهای کاهش تراز آب از سال 1995 تاکنون گفت: در این دوره، تراز آب دریا نزدیک به سه متر کاهش پیدا کرده و نخستین اتفاقی که رخ داده، خشکشدن تالابهای ساحلی بوده است .بخش وسیعی از تالاب کیاشهر، تالاب زیباکنار و منطقه حفاظتشده لوندویل بیآب شدهاند. همچنین رسوبگذاری مواد ماسهای باعث شده عمق این تالابها کاهش پیدا کند.
به گفته وی، تالاب انزلی نیز با توجه به اختلاف ارتفاع مرکز تالاب نسبت به سطح ساحل دریای کاسپین که حدود چهار متر است، مقدار زیادی از آب خود را از دست داده و بخش وسیعی از آن در معرض خشکشدن قرار گرفته است.
وی در عین حال اظهار کرد: کاهش تراز آب پیامدهای طبیعی مثبتی نیز داشته است. برای مثال، پهنا و مساحت ماسهزارهای ساحلی افزایش پیدا کرده است. در اطراف دلتای سفیدرود، ماسهزارها به یک اکوسیستم مهم تبدیل شدهاند، تنوع گیاهی خوبی پیدا کردهاند و قلمرو گیاهی در منطقه گسترش یافته است. بنابراین تبعات کاهش تراز خزر از نظر طبیعی میتواند هم مثبت و هم منفی باشد.
وی با تاکید بر اینکه پیشروی و پسروی آب کاسپین پدیدهای طبیعی است، گفت: نوسانات دریای کاسپین در دورههای پیشروی و پسروی، پدیدهای طبیعی است که هزاران سال وجود داشته و همچنان وجود دارد، اما ورود انسان به این چرخه و دخالتهای انسانی میتواند شرایط را دگرگون کند.
وی افزود: زمانی که یک تالاب در اثر پسروی آب خشک میشود، ممکن است کاربریهای مختلف انسانی وارد آن منطقه شوند. اگر دریای خزر بار دیگر افزایش پیدا کند و بخواهد به جای قبلی خود برگردد، ممکن است دیگر تالابی وجود نداشته باشد و کاربریهای انسانی جای آن را گرفته باشند و این مساله یکی از نگرانیهای مهم است که لازم است تجاوز به بستر و حریم تالابها و مناطق ساحلی در زمان پسروی آب باید مدیریت شود.
وی درباره اینکه آیا پسروی آب کاسپین را میتوان یک بحران دانست، گفت: زمانی میتوان از بحران سخن گفت که یک عامل طبیعی بدون دخالت انسانی موجب بروز یک چالش شود. در مورد دریای کاسپین، بیشتر میتوان از یک بلای طبیعی سخن گفت که انسان در ایجاد پیامدهای آن بسیار تاثیرگذار است.
به گفته او دریای خزر در طول پنج میلیون سال اخیر بارها دچار پسروی شده و حتی پسرویهای بسیار گستردهتری نیز داشته است اما در آن زمان منافع انسانی در کنار ساحل وجود نداشت و بنابراین خطری برای انسان ایجاد نمیشد. امروز انسان در مناطق ساحلی نفوذ کرده و این نفوذ همیشه مسالمتآمیز و بر اساس مبانی علمی نبوده است؛ بنابراین در آینده میتواند خسارتهای زیادی ایجاد کند.
رییس گروه مناطق ساحلی مرکز مطالعات و تحقیقات دریای کاسپین؛ بهترین گزینه مدیریتی برای دریای خزر را «مدیریت سازگاری» دانست و گفت: باید پذیرفت که دریای کاسپین رفتار نوسانی دارد؛ یک دوره تراز آب افزایش پیدا میکند و یک دوره کاهش مییابد. اکنون که تراز آب در حال کاهش است، باید حدود فعالیتهای انسانی با سطح تراز آب دریای خزر متناسب شود.
باید پذیرفت که دریای کاسپین رفتار نوسانی دارد؛ یک دوره تراز آب افزایش پیدا میکند و یک دوره کاهش مییابد. اکنون که تراز آب در حال کاهش است، باید حدود فعالیتهای انسانی با سطح تراز آب دریای کاسپین متناسب شود
اگر این کار به شکل مهندسیشده و درست و در قالب مدیریت جامع انجام شود، حجم نگرانیها و مخاطرات کاهش پیدا خواهد کرد، اما اگر ساختوسازهای غیر اصولی ادامه پیدا کند در دهههای آینده مشکلات بسیار زیادی ایجاد خواهد شد.
وی در پایان هشدار داد: اگر همین روند ادامه پیدا کند، تا سال ۲۰۵۰ ممکن است میزان افت تراز دریای خزر چند متر دیگر افزایش پیدا کند. با سرعت متوسط ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر در سال، طی ۲۴ سال آینده میتوان کاهش حدود چهار تا پنج متر دیگر را نیز متصور بود.
« نیما فرید مجتهدی» پژوهشگر جغرافیا و آب و هوا شناسی از دلایل کاهش تراز آب به مرور میگوید: برخی مطالعات انجامشده در سالهای اخیر نشان میدهد که کاهش تراز کاسپین الزاما با کاهش دبی رودخانه ولگا همزمان نبوده است. برای نمونه در مطالعهای که وضعیت رودخانه ولگا تا سال ۲۰۲۳ بررسی شده، کاهش مشخصی در دبی رودخانه در سالهای اخیر مشاهده نشده، اما تراز آب کاسپین همچنان کاهش یافته است.
وی افزود: این موضوع میتواند نشاندهنده وجود عاملی غیر از کاهش مستقیم جریان رودخانه باشد. از آنجا که دریای کاسپین یک پهنه آبی بسته است، رفتار آن با دریاهای آزاد تفاوت دارد. در دریاهای آزاد، افزایش دمای زمین و ذوب یخهای قطبی میتواند به افزایش سطح آب منجر شود، اما کاسپین چنین ارتباطی با ارتباطی ندارد.
به گفته او، افزایش دمای منطقه و افزایش میزان تبخیر میتواند یکی از مهمترین عوامل موثر بر کاهش تراز آب باشد؛ بهویژه در شرایطی که میزان ورودی آب ثابت بماند اما میزان تبخیر افزایش پیدا کند.
مجتهدی در پاسخ به پرسشی درباره نقش فعالیتهای انسانی گفت: فعالیتهای انسانی نیز نمیتوانند از این معادله کنار گذاشته شوند. اگرچه بخش عمده آب خزر از ولگا تامین میشود، سایر رودخانهها نیز در مجموع نقش دارند و کاهش دبی آنها میتواند بر میزان ورودی آب تاثیر بگذارد.
وی افزود: بخش قابلتوجهی از کاهش دبی سفیدرود به نحوه مدیریت منابع آب مربوط است. توسعه کشاورزی، افزایش سطح باغهای زیتون در استان زنجان و طارم توسعه کشت برنج و سایر مصارف آبی، بدون وجود یک مدیریت یکپارچه حوزه آبریز، باعث افزایش تقاضا و برداشت از منابع آب شده است.
مجتهدی درباره پیامدهای احتمالی ادامه روند پسروی آب در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده اظهار کرد: امکان مقابله کامل با چنین روندی وجود ندارد و آنچه اهمیت دارد، سازگاری با پیامدهای آن و کاهش آسیبهاست.
او ادامه داد: محیط زیست، کشاورزی ساحلی، صید و فعالیتهای اقتصادی وابسته به ساحل نیز ممکن است در صورت کاهش تراز آّب با پیامدهای فرسایشی و چالش مواجه شوند. وی افزود: یکی دیگر حوزهای که احتمالاً بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرد، گردشگری ساحلی است.
سرمایهگذاریهای بسیار بزرگی در مناطق ساحلی در حال انجام است و اگر دریا طی دو دهه آینده فاصله قابلتوجهی از این تاسیسات پیدا کند، ارزش و کارکرد بسیاری از این سرمایهگذاریها تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
وی در مورد اهمیت و لزوم اقدامات جدی افزود: سواحل کاسپین یکی از مهمترین پناهگاههای زیستی و اقلیمی مردم ایران است و حفاظت از آن فقط مساله مردم شمال کشور نیست، بلکه موضوعی ملی است. به همین دلیل، حفظ این منطقه به اراده ملی، بودجه ملی و برنامهریزی واقعی و عملگرایانه نیاز دارد.
این کارشناس هشدار داد: اگر عقبنشینی آب ادامه پیدا کند، مساله کاسپین میتواند از یک مساله زیستمحیطی فراتر رفته و به یک بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. به همین دلیل، باید از هماکنون سناریوهای مختلف برای آینده سواحل تدوین شود. همچنین تاکید کرد: برای مقابله با پیامدهای کاهش تراز آب کاسپی، باید تعارفها میان مردم، نخبگان و مسئولان کنار گذاشته شود و مسئله با یک نگاه ملی مورد توجه قرار گیرد.
وی در مورد جدول زیر افزود: بر اساس مدلهای مختلف اقلیمی، سناریوهای متفاوتی برای کاهش تراز آب دریای کاسپین تا پایان سال ۲۱۰۰ میلادی ارائه شده است. این سناریوها، میزان کاهش تراز آب و در پی آن، میزان عقبنشینی و پسروی خط ساحلی را در سطوح مختلف، از ۵ تا ۲۰ متر، شبیهسازی و برآورد کردهاند.
مطابق با آخرین مطالعات، در سناریوی خوشبینانه و کمینه، کاهش تراز آب حدود ۳ تا ۶ متر پیشبینی میشود. در سناریوی میانی، میزان کاهش تراز به حدود ۶ تا ۱۰ متر خواهد رسید و در سناریوی شدید، کاهش تراز آب میتواند به حدود ۱۰ تا ۱۴ متر برسد.
بر این اساس با کاهش تراز آب، خط ساحلی نیز به سمت داخل خشکی عقبنشینی خواهد کرد. جدول زیر، میزان تقریبی عقبنشینی سواحل ایران را متناسب با میزان کاهش تراز آب دریای کاسپین نشان میدهد.

احسان زمانی کارشناس امور دریایی در مورد تأثیر کاهش تراز آب بر بنادر گیلان گفت: کاهش تراز آب بهطور مستقیم موجب کاهش عمق بنادر میشود. برخی بنادر به دلیل برخورداری از تجهیزات و امکانات لازم میتوانند با این وضعیت مقابله کنند و با لایروبی، عمق مورد نیاز را حفظ کنند، اما در برخی مناطق انجام این کار دشوارتر است.
نخستین حوزهای که احتمالاً بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرد، گردشگری ساحلی است. سرمایهگذاریهای بسیار بزرگی در مناطق ساحلی در حال انجام است و اگر دریا طی دو دهه آینده فاصله قابلتوجهی از این تأسیسات پیدا کند، ارزش و کارکرد بسیاری از این سرمایهگذاریها تحت تأثیر قرار خواهد گرفت
این کارشناس با اشاره به مسیرهای کشتیرانی طولانی در دریای کاسپین افزود: در مسیرهایی مانند مسیر رودخانه ولگا تا بنادر، به عمق مشخصی برای تردد کشتیها نیاز است و حفظ این عمق در مسیرهای طولانی بسیار دشوارتر از لایروبی یک حوضچه بندری یا یک کانال کوتاه است.
به گفته وی، کشورهایی که برای این شرایط برنامهریزی کرده و تجهیزات لازم را دارند، توانستهاند تا حدودی با کاهش تراز آب مقابله کنند. در ایران نیز تقریبا همه بنادر شمالی درگیر عملیات لایروبی هستند. بندر امیرآباد از بنادری است که بهصورت مستمر برای حفظ عمق مورد نیاز خود عملیات لایروبی انجام میدهد و قراردادهای سنگینی نیز در این زمینه منعقد کرده است.
وی در مورد رودخانه ولگا که بزرگترین منبع تامین آب دریای کاسپین است افزود: روسیه طی سالهای گذشته از آب این رودخانه که منبع آب شیرین است، برای مصارف کشاورزی استفاده بیشتری کرده و به همین دلیل حجم ورودی آب به دریا از این مسیر کاهش یافته است.
به گفته مجتهدی نه تنها روسیه که ایران، جمهوری آذربایجان و دیگر کشورهای حاشیه خزر نیز رودخانههایی دارند که بخشی از منابع آب آنها برای مصارف کشاورزی و شرب استفاده میشود.
این کارشناس درباره اقداماتی که از هماکنون باید برای مقابله با ادامه کاهش تراز آب انجام شود، گفت: حدود ۷۵ درصد منابع تامین آب دریای کاسپین از طریق رودخانهها تامین میشود و بخش عمده این منابع مربوط به رودخانه ولگا است.
وی افزود: دادهها و شواهد نشان میدهد که با افزایش تعداد سدها و توسعه کشاورزی، میزان تولید غلات روسیه نیز افزایش پیدا کرده است و غلات نیز برای تولید به آب نیاز دارند. بنابراین بخشی از آب رودخانهها برای کشاورزی مصرف میشود. به گفته وی، یکی از موضوعاتی که باید میان کشورهای حاشیه خزر مورد بررسی قرار گیرد، مسئله حقابه دریای کاسپین و میزان آبی است که باید از رودخانهها وارد این دریا شود.
این کارشناس درباره پرسش احتمال غیرقابل استفاده شدن بنادر در صورت ادامه کاهش تراز آب گفت: در آینده ممکن است شکل و نوع کشتیها نیز متناسب با شرایط جدید تغییر کند تا بتوانند با کاهش تراز آب همچنان به حمل کالا ادامه دهند. وی افزود: لایروبی یکی از راههای مقابله با کاهش عمق است و طرحهای توسعهای بنادر که پیشتر پیشبینی شدهاند نیز میتوانند مورد بازنگری قرار گیرند. به گفته وی، حتی ممکن است در آینده لازم باشد برخی طرحهای توسعهای به جای نقاط کمعمق ساحلی، به سمت مناطق عمیقتر دریا هدایت شوند.
منبع:
بیگلری، فریدون، جبرئیل نوکنده، عبدالمجید نادریبنی و علی هژبری. (۱۳۹۹). انسان و دریا: مروری بر هزاران سال ارتباط انسان و دریا در ایران. تهران: موزه ملی ایران و سازمان بنادر و دریانوردی.