رشت؛ شهری که پیش از افزایش ارتفاع، نیازمند افزایش ظرفیت زیرساخت است رشت را نمیتوان صرفا مجموعهای از ساختمانها، خیابانها و پروژههای عمرانی دانست. این شهر بخشی از هویت گیلان است؛ شهری شکل گرفته در پیوند با باران، رودخانهها، تالاب، کشاورزی، بازار، محلههای تاریخی، معماری بومی و سبک خاص زندگی اجتماعی. بنابراین هر تصمیم بزرگ درباره آینده کالبدی آن، فقط یک تصمیم ساختمانی نیست؛ تصمیمی درباره آینده محیطزیست، کیفیت زندگی و هویت شهری رشت است.
در چنین شرایطی، مطرح شدن ایدهها و سیاستهای مربوط به بلندمرتبهسازی و افزایش تراکم ساختمانی این پرسش اساسی را پیش روی مدیریت شهری قرار میدهد؛ آیا زیرساختهای رشت برای چنین افزایشی در جمعیت و تراکم آماده شدهاند؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که شهر هنوز با مسایل اساسی حوزه فاضلاب، دفع آبهای سطحی، شبکه حملونقل، ترافیک، ظرفیت معابر و زیرساختهای محیطزیستی دستوپنجه نرم میکند.
پیش از ساختن طبقات بیشتر، تکلیف فاضلاب چه میشود؟
یکی از مهمترین معیارهای سنجش توسعهیافتگی یک شهر، تعداد طبقات ساختمانهای آن نیست؛ بلکه کیفیت زیرساختهایی است که زندگی در آن ساختمانها را امکانپذیر میکند.
اگر فاضلاب شهری همچنان به رودخانهها و منابع آبی راه پیدا کند، اگر شبکه جمعآوری و تصفیه فاضلاب با نیازهای جمعیتی هماهنگ نباشد و اگر رودخانههای شهر و پیرامون آن تحت فشار آلودگی قرار داشته باشند، افزایش تراکم ساختمانی چگونه میتواند با مفهوم توسعه پایدار سازگار تلقی شود؟
این مساله یک تناقض جدی ایجاد میکند؛ چگونه میتوان از یک سو بر افزایش جمعیت و تراکم در یک محدوده تاکید کرد و از سوی دیگر، بدون تعیین تکلیف ظرفیت شبکه فاضلاب، آبهای سطحی، حملونقل و سایر زیرساختهای پایه، بر ارتفاع ساختمانها افزود؟
بلندمرتبهسازی به معنای متمرکز کردن تعداد بیشتری از ساکنان و فعالیتها در یک محدوده است. بنابراین طبیعی است که هر ساختمان بلند، فقط چند طبقه بتن و فولاد بیشتر نباشد؛ بلکه مصرف آب، تولید فاضلاب، سفرهای روزانه، نیاز به پارکینگ، مصرف انرژی و فشار بر شبکههای شهری را نیز افزایش دهد.
از این منظر، پرسش اصلی نباید این باشد که «چند طبقه میتوان ساخت؟ بلکه باید پرسید: زیرساخت شهر برای پذیرش چه میزان تراکم ظرفیت دارد؟
توسعه پایدار یعنی توسعه اقتصادی و کالبدی در کنار حفاظت از محیطزیست و تامین کیفیت زندگی نسل حاضر و آینده. بر اساس این اصل، توسعه شهر نباید از زیرساختهای آن جلو بزند.
اگر شبکه فاضلاب، تصفیهخانهها، سیستم مدیریت آبهای سطحی، حملونقل عمومی و ظرفیت معابر هنوز با مشکلات جدی مواجهاند، سیاست افزایش تراکم باید با پرسشهای جدی و شفاف همراه باشد. مدیریت شهری باید بتواند به شهروندان پاسخ دهد؛ ظرفیت واقعی شبکه فاضلاب رشت برای جمعیت و تراکم جدید چقدر است؟
پیش از صدور مجوزهای جدید، چه میزان از شبکه فاضلاب توسعه خواهد یافت؟ تکلیف فاضلابی که وارد رودخانهها و محیط طبیعی میشود چیست؟ ظرفیت تصفیه فاضلاب شهر برای جمعیت آینده چقدر است؟ افزایش تراکم ساختمانی چه اثری بر آبهای سطحی و آبگرفتگیهای شهری خواهد داشت؟
زیرساخت حملونقل عمومی چگونه قرار است متناسب با افزایش تراکم توسعه پیدا کند؟ آیا ظرفیت خیابانها، تقاطعها و شبکه دسترسی با جمعیت اضافی هماهنگ خواهد شد؟ چه میزان فضای سبز به ازای افزایش جمعیت و تراکم حفظ یا ایجاد خواهد شد؟ ظرفیت تامین آب، برق و سایر خدمات شهری چگونه محاسبه شده است؟
و مهمتر از همه، مطالعه ظرفیتپذیری محیطزیستی رشت کجاست؟ پاسخ به این پرسشها باید پیش از افزایش چشمگیر تراکم ارایه شود، نه پس از آنکه ساختمانها ساخته شدند و مشکلات زیرساختی به بحران تبدیل شد. شهر را نمیتوان فقط با مترمربع سنجید یکی از خطرهای نگاه صرفا اقتصادی به شهر آن است که ارزش شهر به تعداد واحدهای ساختمانی، سطح زیربنا و ارزش زمین تقلیل پیدا کند.
اما شهروند رشتی فقط به ساختمان نیاز ندارد؛ به هوای سالم، آب پاک، فضای سبز، دسترسی مناسب، محلههای زنده، هویت تاریخی و محیط شهری قابل زیست نیاز دارد.یعنی تناسب بین تراکم و ظرفیت. اگر افزایش تراکم موجب شود زمینهای باز و فضاهای سبز کاهش پیدا کنند، ترافیک افزایش یابد، فشار بر شبکه فاضلاب بیشتر شود و سیمای شهری بدون توجه به زمینه تاریخی و طبیعی تغییر کند، نمیتوان صرفا با عنوان «توسعه» از آن دفاع کرد.
توسعه زمانی پایدار است که علاوه بر بالا بردن کیفیت زندگی شهروندان امید به زندگی برای نسلهای آینده را هم افزایش دهد نه اینکه صرفا ارتفاع ساختمانها را بیشتر کند.
بلندمرتبهسازی و مساله هویت رشت
رشت مانند بسیاری از شهرهای تاریخی ایران، هویتی دارد که طی دههها و حتی سدهها شکل گرفته است. بازار، محلههای قدیمی، خانههای تاریخی، معماری متناسب با اقلیم، پیوند شهر با طبیعت و شیوه خاص حضور مردم در فضاهای عمومی، بخشی از شخصیت رشت را ساختهاند.
اگر ساختمانهای بلند بدون یک چارچوب روشن برای حفظ منظر شهری، بافت تاریخی و تناسبات معماری وارد بخشهای مختلف شهر شوند، این خطر وجود دارد که سیمای رشت به تدریج به شهری تبدیل شود که تفاوت آن با بسیاری از کلانشهرهای دیگر ایران دشوار باشد. این پرسش باید جدی گرفته شود: آیا رشت قرار است هویت خود را توسعه دهد یا صرفا ارتفاع خود را؟
شهروندان باید در مورد آینده شهر حق پرسش داشته باشند تصمیم درباره سیمای آینده رشت نباید صرفا در اتاقهای اداری یا جلسات تخصصی گرفته شود. شهر متعلق به شهروندان است و تغییرات بنیادین در ساختار کالبدی آن باید با شفافیت، انتشار مطالعات و مشارکت عمومی همراه باشد.
شهروندان حق دارند بدانند: چه کسی بر اساس کدام مطالعه و با چه شاخصهایی، ظرفیت رشت برای افزایش تراکم را تعیین کرده است؟ همچنین لازم است مطالعات مربوط به آثار محیطزیستی و زیرساختی پروژههای بزرگ، تا حد امکان در دسترس عموم قرار گیرد. پرسشگری درباره توسعه شهری، مخالفت با توسعه نیست؛ بلکه بخشی از حکمرانی خوب شهری است.
رشت برای آینده خود به سرمایهگذاری نیاز دارد؛ اما شاید مهمترین سرمایهگذاری این شهر، الزاما برجسازی نباشد. توسعه شبکه فاضلاب، تکمیل و ارتقای تصفیهخانهها، حفاظت از رودخانهها و تالاب، مدیریت آبهای سطحی، توسعه حملونقل عمومی، بهسازی بافتهای فرسوده، حفظ فضاهای سبز و حفاظت از میراث معماری و تاریخی میتواند بخش مهمتری از مسیر توسعه پایدار رشت باشد.
بنابراین شاید ترتیب تصمیمگیری باید تغییر کند: ابتدا شناخت ظرفیت شهر؛ سپس توسعه زیرساخت؛ پس از آن تعیین ظرفیت تراکم؛ و در نهایت صدور مجوز ساخت. نه اینکه ابتدا ساختمان ساخته شود و بعد شهر مجبور شود خود را با آن تطبیق دهد.
رشت به یک «برج» نیاز ندارد؛ به یک «چشمانداز شهری» نیاز دارد
مساله این است که چه نوع شهری میخواهیم در چند دهه آینده داشته باشیم؟ شهری با رودخانههای سالمتر یا رودخانههای آلودهتر؟ شهری با حملونقل عمومی کارآمد یا خیابانهای پرترافیکتر؟ شهری با محلههای هویتمند یا سیمایی یکسانشده و شبیه به دیگر شهرها؟
شهری که زیرساختهایش پیشاپیش ظرفیت جمعیت را فراهم کردهاند یا شهری که ساختمانها جلوتر از زیرساختها حرکت میکنند؟ و سرانجام: آیا میتوان نام توسعه را بر فرایندی گذاشت که ارتفاع ساختمانها افزایش پیدا کند، اما ظرفیت زیرساختهای اساسی شهر همگام با آن افزایش نیابد یا حتی این افرایش در توانش نباشد؟
پاسخ به این پرسشها باید در یک گفتوگوی شفاف میان مدیریت شهری، متخصصان شهرسازی و محیطزیست، دانشگاهیان، فعالان مدنی، بخش خصوصی و مهمتر از همه شهروندان رشت شکل بگیرد. رشت شایسته توسعه است؛ اما توسعهای که با طبیعت، هویت و ظرفیت واقعی شهر سازگار باشد.
پیش از آنکه آسمان رشت را با طبقات بیشتر پر کنیم، باید از خود بپرسیم که زمین، آب، رودخانه، شبکه فاضلاب، خیابانها و محلههای آن توان تحمل این تغییر را دارند؟ شهر پایدار، شهری نیست که بلندتر ساخته شود؛ شهری است که بهتر زندگی شود.