از ترک کارمندی تا راه‌اندازی کارگاه شیشه‌گری؛

راه‌مان را با دستان خودمان ساختیم

0 ۱۱

عبور نور از شیشه‌های رنگی، تصویری آشنا از معماری سنتی ایران است؛ اما این هنر امروز در قالب لیوان، گلدان و ظروف دست‌ساز، کاربردی تازه پیدا کرده است. در «بلوردکان» شیشه‌های بازیافتی پس از ذوب در کوره‌ای با دمای بیش از ۱۲۰۰ درجه، به محصولاتی تبدیل می‌شوند که هر کدام با دست شکل گرفته‌اند و رنگشان بخشی از ساختار شیشه است.

 

ایمان محمدی خوشرو و هانیه باقری، بنیان‌گذاران کارگاه «بلوردکان» در اتوبان رودسر به کلاچای، پس از سال‌ها کار در فضای اداری، تصمیم گرفتند مسیر تازه‌ای را آغاز کنند و کسب‌وکار خود را بسازند. آن‌ها در این گفت‌وگو از تجربه این تغییر، دشواری‌های تولید، اهمیت استفاده از مواد بازیافتی و برنامه‌های آینده «بلوردکان» روایت می‌کنند.

 

****

 

*نام «بلوردکان» ترکیبی از بلور و دکان است که ما را به یاد بازارهای قدیمی و البته منطقه‌ای زیبا در گیلان می‌اندازد. چرا این نام را انتخاب کردید و پیوند برند شما با هویت بومی چیست؟

ما تصمیم گرفتیم این کارگاه یا فروشگاه را راه بیندازیم. اولش اتفاقی به این فکر افتادیم و دنبال یک اسم مناسب می‌گشتیم. توی ذهنمان اسم‌هایی در مایه‌های فروش، مغازه و بلور می‌چرخید. همان موقع یاد یکی از روستاهای املش در ارتفاعات افتادم که اسمش بلوردکان است. بعد یاد واژه دکان افتادم که همه ما می‌دانیم یعنی مغازه. گفتم از همان اسم الهام بگیریم و بگذاریم «بلور دکان»؛ یعنی مغازه بلور.

 

همه ما روزانه شیشه‌های نوشابه، ظرف‌های رب، سس، ماست و حتی شیشه‌های در و پنجره را دور می‌ریزیم؛ در حالی که این‌ها همان ماده اولیه ارزشمند ما هستند. ما می‌توانیم ۵۰ درصد سیلیس را با ۵۰ درصد از این شیشه‌های دورریختنی ترکیب کنیم و یا حتی در صورت نیاز، ۱۰۰ درصد از شیشه‌های بازیافتی استفاده کنیم. این‌گونه، نه تنها یک اثر هنری خلق می‌کنیم، بلکه قدمی برای بازگشت دوباره این مواد به چرخه مصرف و حفظ محیط زیست هم برمی‌داریم

 

*شیشه سنتی و رنگی، یادآور شاهکارهای معماری ایرانی مثل ارسی‌های مسجد نصیرالملک یا خانه‌های تاریخی کاشان است. چه شد که تصمیم گرفتید این هنر نوستالژیک را در قالب ظرف و شیشه‌آلات کاربردی به خانه‌های امروز بیاورید؟

داستان ما از روزمرگیِ پشتِ میزنشینی در رشته‌های برق و معماری (شغل و رشته همسرم)، شروع شد. دوران کرونا، فرصتی شد تا به دنبال علایق واقعی‌مان برویم؛ من به شیشه‌گری، همان هنری که پیش‌تر ویدیوهایش را با اشتیاق دنبال می‌کردم.

 

با وجود سختی‌ها و گرمای سوزان کوره که تضاد عجیبی با محیط کارمندی‌مان داشت، با ترکیب آموزش‌های یوتیوبی و تمرین‌های بی‌وقفه، بر این هنر مسلط شدیم. سرانجام تصمیم جسورانه‌ای گرفتیم: رها کردن کارمندی، مهاجرت معکوس به زادگاه‌مان و راه‌اندازی کسب‌وکارهای مستقل.

 

کوره «بلوردکان» از ۷ مهر ۱۴۰۳ روشن شد و از آن روز تا حالا، با تمام گرما و سختی‌اش، قلب تپنده زندگی ماست. این مسیر، داستانِ گذشتن از امنیتِ ظاهری برای رسیدن به شوقِ ساختن است.

 

*اولین محصولی که در بلوردکان خلق شد چه بود و چه حسی داشتید وقتی برای اولین بار عبور نور از شیشه‌های رنگی خودتان را تماشا کردید؟

آبدوزک، در ابتدای کار که هنوز محصولی نداشتیم، یک فروشگاه در این موقعیت مکانی به چیزی نیاز داشت که خاص باشد و توجه همه را جلب کند؛ چیزی که رهگذران با دیدن آن، کنجکاو شوند و بپرسند این چیست که آویزان شده است.

* این شیشه‌های رنگی چطور ساخته می‌شه و رنگش از کجا میاد؟

دو روش داریم، اولی استفاده از سیلیس است که می‌توانیم آن را به صورت کیسه‌های ۲۵ یا ۵۰ کیلویی از تهران تهیه کنیم. اما بخش جذاب‌تر ماجرا، استفاده از شیشه‌های بازیافتی است.

 

همه ما روزانه شیشه‌های نوشابه، ظرف‌های رب، سس، ماست و حتی شیشه‌های در و پنجره را دور می‌ریزیم؛ در حالی که این‌ها همان ماده اولیه ارزشمند ما هستند. ما می‌توانیم ۵۰ درصد سیلیس را با ۵۰ درصد از این شیشه‌های دورریختنی ترکیب کنیم و یا حتی در صورت نیاز، ۱۰۰ درصد از شیشه‌های بازیافتی استفاده کنیم. این‌گونه، نه تنها یک اثر هنری خلق می‌کنیم، بلکه قدمی برای بازگشت دوباره این مواد به چرخه مصرف و حفظ محیط زیست هم برمی‌داریم.


*تا حالا پیش آمده که رنگ شیشه بعد از مدتی کمرنگ شود؟

رنگ این کارها ثابت است. شاید دیده باشید که بعضی شیشه‌های موجود در بازار، به مرور زمان رنگ خود را از دست می‌دهند یا با کشیدنِ سیم ظرفشویی، رنگشان پاک می‌شود؛ اما محصولات ما این‌طور نیستند. یکی از ویژگی‌های اصلی شیشه‌گری دستی همین است که رنگ، جزیی از خمیرمایه و ذاتِ خودِ شیشه است و به هیچ عنوان از بین نمی‌رود.

 

تغییر مسیر از ۱۴ سال روزمرگی کارمندی به دنیای پر از حرارتِ کارگاه، آغازِ تولد دوباره ما بود. هرچند تولید دستی و کار با کوره سختی‌های خودش را دارد و برای رسیدن به طرح‌های دقیق باید از قالب‌های خاص استفاده کنیم، اما لذت بی‌همتای خلق کردن با دست‌های خودمان، خستگی را بی‌معنی کرده است

*با توجه به استفاده از شیشه‌های بازیافتی، یک نگرانی که ممکن است برای کسانی که از محصولات شیشه‌ای استفاده می‌کنند پیش بیاید، بحث بهداشت و سلامت است. فرآیند تولید شما چطور این نگرانی را برطرف می‌کند؟

 

در این خصوص باید بگویم هیچ باکتری یا موجود زنده‌ای نمی‌تواند در دمای بالای ۷۰۰ درجه زنده بماند، چه برسد به کوره ما که دمای آن بالای ۱۲۰۰ درجه است. این یعنی پروسه کار ما کاملا بهداشتی و ایمن است.

 

جالب است بدانید که این شیوه، روش استاندارد جهانی برای بازیافت شیشه است؛ چه در کارگاه‌های سنتی مثل ما و چه در کارخانه‌های بزرگ صنعتی. کوره‌های صنعتی با مقیاس‌های بزرگ، شیشه‌های تخت یا با ضخامت‌های خاص تولید می‌کنند و ما در بلوردکان این مواد را با هنرِ دست ترکیب می‌کنیم.

 

* فرم‌دهی و ترکیب رنگ‌ها در کار شما چقدر فرموله‌شده است و چقدر به خلاقیتِ آنی هنرمند در پای کوره بستگی دارد؟ برای تهیه این محصولات آیا قالب یا طرح خاصی دارید؟

تولیدات ما به‌طور کامل دست‌ساز است؛ بنابراین خبری از تقارنِ ماشینی نیست. در کارهای دفرمه هیچ قالبی استفاده نمی‌شود و هر قطعه فرمِ منحصربه‌فرد خودش را دارد. در مدل‌های دیگر، فقط برای تنظیم ابعاد کلی از قالب‌های استوانه‌ای استفاده می‌کنیم، اما شکل‌دهی نهایی دهانه‌ها کاملا بداهه و دستی است. برای مدل‌های شیاردار هم، پیش از فرم‌دهی، طرح را با قالب‌های دندانه‌دار روی شیشه ثبت می‌کنیم.

هر ظرفِ ما، امضای لحظه‌ایِ ماست؛ نه یک محصولِ انبوه و تکراری.

 

*چه چالش‌های مالی برای راه‌اندازی و ادامه کار داشتید؟

شروع این مسیر، برخلاف تصورِ بسیاری، با حمایت‌های گسترده همراه نبود. ما در تمام مراحل، از پیش‌بردِ کارهای اداری گرفته تا تامین منابع مالی، تنها خودمان بودیم. هیچ تسهیلات یا حمایتِ ویژه‌ای دریافت نکردیم. از روز نخست من و هانیه، همسرم، هرچه از دوران کارمندی پس‌انداز کرده بودیم، صرف راه‌اندازی کارگاه کردیم.

 

تصور کنید ما در ماه‌های پایانیِ دوران کارمندی (سال 1403)، روی هم درآمدی حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان داشتیم که اگر با ارزشِ امروز بسنجیم، شاید رقمی بالاتر از ۲۵۰ میلیون تومان می‌شد. با این حال، وقتی در مهرماه کار را کلید زدیم، درآمد ما یک‌باره به صفر رسید. تمام پس‌اندازِ اندکمان را هم خرج ساخت و راه‌اندازی کوره کردیم و از صفر شروع کردیم.

 

از مهرماه ۱۴۰۳ تا مهرماه ۱۴۰۴، یک سال پر از تلاطم و سختی را پشت سر گذاشتیم. دشواری‌های زیادی داشتیم، اما چون می‌دانستیم که برای ساختنِ آینده باید روی پای خود بایستیم، ایستادگی کردیم. ما هیچ‌وقت به زندگیِ پرخرج عادت نداشتیم و همین ویژگی کمک کرد تا با تمام دشواری‌ها کنار بیاییم.

 

بسیاری از مردم با دیدنِ کارهای ما، عکس و فیلم می‌گیرند و می‌روند؛ اما حقیقت این است که ما با سخت‌ترین فشارها و بدون هیچ حامیِ دولتی یا مالی، این راه را باز کردیم. ما راه خودمان را با دست‌های خودمان ساختیم.

 

شروع این مسیر، برخلاف تصورِ بسیاری، با حمایت‌های گسترده همراه نبود. ما در تمام مراحل، از پیش‌بردِ کارهای اداری گرفته تا تامین منابع مالی، تنها خودمان بودیم. هیچ تسهیلات یا حمایتِ ویژه‌ای دریافت نکردیم

 

*برای شروع چه سرمایه‌ای صرف کردید؟ و آیا این سرمایه به شما برگشت؟

برای شروع کار، در شش ماه نخست حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان هزینه کردیم. بله، خوشبختانه این سرمایه در ادامه کار به ما بازگشت.

 

*بزرگترین چالش شما در زنجیره تامین (تامین مواد اولیه، رنگ‌های باکیفیت) چیست و نوسانات اقتصادی چقدر کارگاه شما را تحت تاثیر قرار داده است؟

تامین مواد اولیه برای ما دو روی سکه دارد؛ از یک سو با حمایت مردم و رستوران‌های اطراف، شیشه‌ها را به‌صورت ۱۰۰٪ بازیافتی تامین می‌کنیم که برای محیط زیست عالی است. اما از سوی دیگر، چالش بزرگی با مواد رنگی داریم. تورم شدید قیمت اکسیدها، کار را دشوار کرده؛ مثلا قیمت اکسید کبالت تنها در دو ماه اخیر از ۴ میلیون تومان به حدود ۱۲ یا ۱۳ میلیون تومان رسیده است. این افزایش چشمگیر هزینه‌ها، ما را در چالش مداوم برای مدیریت تولید و حفظ قیمت مناسب قرار داده است.

 

*آیا برنامه‌های آموزشی یا ورکشاب هم برگزار می‌کنید؟

علاقه به شیشه‌گری زیاد است و ما هم لذت می‌بریم که تجربه‌های کوتاهی مثل کارگاه‌های یک‌روزه با هنرجویان داشته‌ایم. اما برای برگزاری دوره‌های آموزشیِ جدی، به فضای وسیع‌تر و تجهیزات بیشتری نیاز داریم که فعلا با محدودیت‌هایی روبروست. رؤیای ما این است که در آینده با توسعه کارگاه و اضافه کردن کوره‌های جدید، بتوانیم به‌صورت حرفه‌ای میزبان علاقه‌مندان باشیم.

 

*مخاطب اصلی بلوردکان کیست؟

جذابیت بصریِ ویدیوهای شیشه‌گری باعث بازدید و تعامل بالا شده است، اما باید میان «بیننده» و «مشتری» تمایز قائل شد. مشتریان ما به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: دسته اول هنردوستانی هستند که علاوه‌بر خرید، پیگیر برگزاری دوره‌های آموزشی‌اند؛ دسته دوم افراد با جایگاه‌های اجتماعی و شغلی معتبر هستند که آثار را برای استفاده در خانه‌هایشان تهیه می‌کنند.

 

*فروش‌تان بیشتر به چه صورت است؟ حضوری یا آنلاین؟

در مورد نوعِ فروش، در حال حاضر بیشتر فروش‌های ما به صورت حضوری انجام می‌شود؛ اما با توجه به فضای آنلاین و بازخوردهایی که می‌گیریم، در حال بررسی و برنامه‌ریزی برای گسترش فروش هستیم.

 

فروشِ اینترنتیِ ما در ماه‌های نخست بسیار اندک بود، اما رفته‌رفته اوج گرفت. به نقطه‌ای رسیدیم که حجمِ درخواست‌ها آن‌قدر بالا رفت که دو نفرمان از پسِ آماده‌سازی و بسته‌بندیِ روزانه برنمی‌آمدیم اما با رخدادهای پیش‌بینی‌نشده مثل قطعی اینترنت و شرایط جنگ، بازار با نوسان‌های تند روبه‌رو شد که فروش را برای مدتی دچار افت کرد.

 

با این همه، شبکه‌های اجتماعی برای ما حکمِ همان کلیدِ اصلی را داشتند. اگر این بستر نبود، چه کسی نام «بلوردکان» را می‌شنید؟ مشتری‌های ثابتِ ما در شهرهایی مثل تبریز و اراک، یا گالری‌های هنریِ گوناگون، همگی از طریقِ همین بستر ما را پیدا کردند.

 

دنیای بیرون از محیط کارمندی، چنان زیبا و پر از لذت است که با هیچ‌چیز قابل مقایسه نیست. پس اگر تصمیمتان را گرفتید، با تمامِ وجود به راهتان ادامه دهید

 

*چشم‌انداز شما برای بلوردکان چیست؟

آینده‌ی ما در «بلور دکان» بسیار بزرگ‌تر از یک کارگاه ساده است. ما می‌خواهیم علاوه بر توسعه‌ی کارگاه و ساختِ محصولات متنوع‌تر، یک فروشگاه بزرگ و کامل داشته باشیم که انواع کالاهای شیشه‌ای در آن عرضه شود.

 

اما هدف ما تنها فروش نیست؛ ما می‌خواهیم با ایجاد غرفه‌هایی در این فروشگاه، از دوستان و هنرمندانِ صنایع دستی حمایت کنیم تا آن‌ها هم بتوانند محصولات خود را در کنار ما به نمایش بگذارند. ما می‌خواهیم با هر قطعه‌ی شیشه‌ای که می‌سازیم، حسی از زیبایی و آرامش را به خانه‌های شما هدیه دهیم.

 

*خیلی‌ها از امنیتِ شغل و حقوقِ ماهانه صحبت می‌کنند، اما شما از “شک کردن” و “خراب کردن پل‌های پشت سر” گفتید؛ واقعا چه چیزی در دنیای هنر و تولید، ارزشِ این ریسکِ بزرگ و حتی ترس را دارد که از امنیتِ زندگی اداری بیشتر است؟

تغییر مسیر از ۱۴ سال روزمرگی کارمندی به دنیای پر از حرارتِ کارگاه، آغازِ تولد دوباره ما بود. هرچند تولید دستی و کار با کوره سختی‌های خودش را دارد و برای رسیدن به طرح‌های دقیق باید از قالب‌های خاص استفاده کنیم، اما لذت بی‌همتای خلق کردن با دست‌های خودمان، خستگی را بی‌معنی کرده است. این مسیر قلبی ماست؛ جایی که هر روزش با ذوق، ایده و آفرینش آغاز می‌شود.

 

بسیاری از دوستانِ کارمند، از فشارها و روزمرگی‌های زندگیِ اداری خسته شده‌اند، اما جراتِ برداشتنِ این قدم بزرگ را ندارند. تجربه‌ی من این است: ترس، همراهِ همیشگیِ دورانِ کارمندی است. ما هم در سال‌های نخست، با وجود تمام فشارهای اقتصادی، گاهی به خودمان شک کردیم. اما اگر کسی می‌خواهد این مسیر را آغاز کند، باید اراده‌ای پولادین داشته باشد. من و همسرم، تمام پل‌های پشت سرمان را خراب کردیم تا راه بازگشتی نداشته باشیم و مجبور شویم تا پایان، مسیرمان را برویم. اگر از شما بپرسم که از محیط کار خود راضی هستید یا نه، مطمئن هستم بسیاری از کارمندان از شرایط خود ناراضی‌اند. اما در مقابل، اگر از کسانی که با عشق برای خودشان تولید می‌کنند و هنر می‌سازند بپرسید، پاسخ آن‌ها این است: خدا را شکر.

دنیای بیرون از محیط کارمندی، چنان زیبا و پر از لذت است که با هیچ‌چیز قابل مقایسه نیست. پس اگر تصمیمتان را گرفتید، با تمامِ وجود به راهتان ادامه دهید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.