سیاه اسطلخ تا همین چند سال پیش وو قبل از طرح توسعه شهر رشت، روستایی در حاشیه شهر رشت بود. این روستا از چهار جهت به شهر رشت، روستای فخب، روستای طراز کوه و روستای نخودچر محدود است.
مردم در زبان عامه به این روستا سیاه سل میگویند و از آنجا که سل در زبان گیلکی به استخر بزرگ گفته میشود و در قدیم استخری با این صفات در روستا وجود داشت که تامین کننده آب برای مصارف کشاورزی و زمین روستاییان بود به مرور زمان سیاه سَل به سیاه اسطلخ تغییر نام داده شد.
حد و مرز روستا در گذشته وسیعتر بوده و حتی محله رشتیان که الان داخل شهر است جز این روستا بوده و تا دهه هفتاد بوتههای چای در آن خودنمایی میکرد. همان چای که حالا به لاهیجان و فومنات معروف است در گذشته بخش وسیعی از زمینهای رشت را درکنار توتستان پوشش میداد. پاپیروس باغ هم در این محل وجود داشت و توتون آن در بازار رشت مشتری خاص خود را داشت.
در بسیاری از روستاهای جلگهای گیلان، «پهنه آبی» یا «سَل / اسطلخ» نخستین عنصر شکلدهنده سکونت بوده است. هدف تامین آب زراعی روستا در تیر و مرداد است که گیلان کمترین بارندگی سالانه را دارد. در سیاه اسطلخ نیز همین الگو را دارد.
وجود یک استخر بزرگ در مرکز محدوده روستا، نشان میدهد که سکونت اولیه حول این منبع آب شکل گرفته است. این استخر علاوه بر بارندگی از آبهای رودخانه گوهررود، قبل از اینکه در جاده پیربازار با صیقلان رود یا زرجوب یکی شود، تغذیه میشد و آب مورد نیاز شالیزارهای پیرامون را تامین میکرد و در نتیجه، اقتصاد کشاورزی روستا بر محور آن بنا شده بود.
در قدیم، روستاها معمولا در کنار آببندانها شکل میگرفتند. آببندانها نقش مخزن آب را برای کشت برنج ایفا میکردند. بنابراین، استخر سیاه اسطلخ نیز بخشی از هسته اولیه شکلگیری روستا بود. آب باران و روانابهای اطراف در استخر جمع میشد و در فصل کشت، از طریق نهرهای کوچک به شالیزارها هدایت میکرد.
وجه تسمیه دیگر محله به گفته مردم محلی این است که اهالی و رهگذران پس از عبور از مسیرهای گِلی، پاهای خود را در این استخر میشستند و سپس به سمت رشت میرفتند.
با گسترش شهر رشت در نیم قرن اخیر، استخر سیاهاسطلخ دچار تغییرات مهمی شد. بخشی از اراضی اطراف استخر تغییر کاربری یافت و به خانههای مسکونی تبدیل شد. مسیرهای جدید شهری، باعث عبور کمربندی رشت از میان محله سیاه اسطلخ شد و عملا مسجد محل در یک سوی کمربندی و ورودی آن در سوی دیگر قرار دارد.
اما بازارچه داخل روستا نظیر بازارچه روستاهای دیگر، شامل قهوهخانه و محل عرضه مایحتاج عمومی است. در کنار آن تنها بازمانده تبجه سازی قدیم در قالب کارگاه صنایعدستی در این روستا به کار مشغول است.
مانند تمام روستاهای گیلان که نام صنعت یا فرد جایگزین نام مکان میشد سیاه اسطلخ نیز از این امر مستثنی نبود. همانطور که بخشی از آج بیشه، پاکتسازی نام گرفت، بخشی از سیاه اسطلخ نیز بعد از خریداری توسط دکتر رشتیان به نام ایشان معروف شد.
در جلگه گیلان، پیش از شکلگیری شهرهای مدرن، آببندانها مهمترین سازههای انسانی برای مدیریت آب بودند. این سازهها، آب باران و روانابها را جمع میکردند، سیلابها را کنترل میکردند و آب مورد نیاز شالیزارها را در فصل کشت تامین میکردند. بسیاری از روستاهای قدیمی رشت در کنار همین آببندانها شکل گرفتند.
روستاهایی مانند سیاه اسطلخ، پیربازار، لاکان، چمارسرا، رشتیان، سلیمانداراب و حتی بخشهایی از استادسرا و بجارکن در گذشته دارای آببندانهای فعال بودهاند. آببندانها مسیرهای رفتوآمد را نیز تعیین میکردند. زمینهای اطراف آببندانها کمتر باتلاقی بود و بالتبع مسیرها قابلعبورتر بودند.
به همین دلیل، بسیاری از روستاهای پیرامون رشت در کنار آببندانها شکل گرفتند و سپس با گسترش شهر، این روستاها به محلات شهری تبدیل شدند. رشت شهری پرباران است؛ میانگین بارش سالانه آن حدود ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ میلیمتر است. در گذشته، نبود کانالهای مدرن باعث میشد آببندانها نقش «مخزن سیلاب» را ایفا کنند و سیلابها را بهصورت طبیعی مدیریت کنند.
در واقع آببندانها بخشی از زیرساخت ایمنی شهری بودند. همینک نیز سیاه اسطلخ و پیربازار در صورت بارش شدید باران، بدلیل سطح پایینتر زمین، ضربهگیر سیلابهای رشت هستند.
با گسترش شهر رشت در نیم قرن اخیر بسیاری از انهار و آببندانها نظیر نهر بوسار پر شدند و زمینهای اطراف آنها تغییر کاربری یافت. در کنار آن مسیرهای تاریخی کنار آببندانها از بین رفت و نقش آببندانها در اقتصاد کشاورزی کاهش یافت.
در شهرهای بسیاری کانالهای بتنی و زهکشهای شهری جایگزین آببندانها شدند و اکنون بدلیل توسعه ناهمگون شهری به سمت سیاه اسطلخ، بزودی از این محل نیز جز نامی باقی نخواهد ماند.