25 اردیبهشت ماه، نامگذاری تنها یک روز برای « ابوالقاسم فردوسی» است، اما گزافه نیست اگر بگوییم تمام یک سال خورشیدی از آن «حکیم توس» است. هر بار که یک نفر در گوشهای از جهان به« پارسی» سخن میگوید؛ گویی پژواک خِرد فردوسی است که از اعماق قرون شعه میکشد؛
«چو سالار شاه این سخنهای نغز/ بخواند ببیند به پاکیزه مغز
ز گنجش من ایدر شوم شادمان/ کزو دور بادا بد بدگمان
وزان پس کند یاد بر شهریار/ مگر تخم رنج من آید به بار»
و در این زمانه پرآشوب که گویی همان طوفانهای دوران فردوسی تمدن ایران را نشانه گرفته، میبینیم که تخمِ رنج سراینده نامه باستان به بار نشسته است. «شاهنامه» تنها یک ادبیات منظوم حماسی نیست که پیشکش به درگاه «محمود غزنوی» شده باشد، بار امانتی که «دقیقی» بر گرده «دهقاننژاده توس» نهاد و او به تنهایی به دوش کشید، تنها یک چیز بود؛ «حفظ میراث مکتوب پهلوی».
فردوسی تا مرز بی چیزی پیش رفت، چه اندوخته، چه فقدان فرزند رعنایش و چه گرامی بانوی فرهیختهاش که زبان پهلوی را نیک میدانست. تا از پس قرنها بفهمیم؛
«بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی»
بیست و هفتیمن برنامه محلهگردی کتابفروشی «ماهی سیاه»، این بار در «بوستان کتاب» برگزار شد و کودکان و نوجوانان حاضر در برنامه، ضمن آشنایی بیشتر با متون کهن پارسی، خود نیز داستانهای شاهنامه را خوانش کردند.
فردوسی، متون ایران باستان را به شکل داستان حماسی و به نظم درآورد، چون میدانست که زبان شعر بهتر وارد زندگی روزمره مردم میشود.کاخ شاهان باستانی از بین رفته ولی درختی که فردوسی از خرد کاشت، هنوز پربار است
برنامهای متفاوت که با معرفی نخستین انسان در اساطیر ایرانی و خوردن «ریواس» آغاز شد، اندیشه ایرانی ستایش و با خوانش داستان «جمشید شاه» به پایان رسید. داستانی مصور به قلم شادروان «مهرداد بهار» که نخستین کتاب سازمان انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سری افسانههای کهن ایرانی که در سال 1346 منتشر کرده بود.
در این برنامه، «یارا فرهنگ فر»، داستان رزم «رستم و سهراب» را از حفظ خوانش نمود و «دانیال قاسمپور»، شعری از شهریار خواند که در وصف سخنسرای توس سروده و «رایبد رضازاده»، چنان با مهارت همنوا با خوانش اشعار حماسی شاهنامه، ضرب میگرفت که گویی «مرشد»، پهلوانان را به جوانمردی در گود زوردخانه فراخوانده است.
اما وقتی قرار است جهان اساطیر برای کودکان امروزی تفهیم شود، مدلسازی با انیمیشنهایی چون «هری پاتر»، بهتر میتواند کهن الگوهای نبرد خیر و شر در «شاهنامه» را همانندسازی کند. خواه این نبرد voldermort و Dumbledor باشد یا «آفریدونی» که با گرزه گاوسر به جنگ بدی میرود.
در این برنامه، یک شاهنامه پژوه جوان، تلاش کرد به زبان ساده توضیح دهد که هدف فردوسی حفظ داستانهای کهن ایرانی بود که داشت از بین می رفت. «مهرنام هرمز بختیار» گفت: فردوسی در زمانهای زندگی میکرد که میدید تمدن ایران در حال نابودی است و پادشاهان وقت چون به ضرر آنها بود، کُتب ایرانی را از بین میبرند و فکر و اندیشه متفاوتی درحال رواج بود. او می دید که اگر خود دست به کار نشود، این آثار از بین میرود، پس این مسولیت اجتماعی را شخصا برعهده گرفت.
وی، افزود: فردوسی مخصوصا متون ایران باستان را به شکل داستان حماسی و به نظم درآورد، چون میدانست که زبان شعر بهتر در میان تمام طبقات مردم رسوخ میکند و کم کم اشعار شاهنامه وارد زندگی روزمره شد. و اینگونه فردوسی توانست بخشی از متونی که در اختیار داشت، از گزند نابودی نجات دهد و بعد از چندین قرن میبینیم کاخ شاهان باستانی از بین رفته ولی درختی که فردوسی از خرد کاشت، هنوز سبز و پربار است.
او، با ذکر شاهد مثالهایی از شاهنامه، توضیح داد: همه ایرانیان میدانند جوهرهی کلام فردوسی «نبرد نور بر تاریکی» است و پهلوانان افسانهای ایران مدام با دشمنان اَنیرانی درحال مبارزه هستند. و این یک الگوی جهانی است و نمونه آن را برای نسل زد میتوان در داستان هری پاتر مثال زد تا نوجوان ایرانی بیاموزد کوشش هر ایرانی باید پاسداری از چنین تاریخ و فرهنگی باشد.
مهرنام هرمز، اضافه کرد: هر لحظه از زندگی فرد «انتخاب بین نور و تاریکی» است و نتیجه هر انتخابی به خود فرد باز میگردد. و این رهآورد خِرد و اندیشهورزی است. در داستان هری پاتر نیز «دامبلدور»، آموزگار پیر و خردمند بزرگترین جادوگر سپید دوران به «هری پاتر» میگوید: «چه پیشگویی«تریلانی» بود چه نبود، تو انتخاب میکردی که با «ولدمورت» بجنگی. چون او پدر و مادر تو را کشته، دوستانت را اذیت کرده و شادی را از جهان گرفته! تو مجبور نیستی با ولدمورت بجنگی، چون یک شب، یک نفر پیشگویی کرده بود. این انتخاب توست که در قلبت تاریکی را نمیخواهی.
هر لحظه از زندگی فرد «انتخاب بین نور و تاریکی» است و جوهره کلام فردوسی همین است که نتیجه هر انتخابی بهخود فرد باز میگردد. و چه بهتر که مبتنی بر خردورزی باشد
این انتخاب نور در قلب تاریکی، گوهر آموزههای فردوسی است. همانند داستان «فریدون» که اگر پیشگو هم نگفته بود، بالاخره او به انتقام خون پدرش، جادوپرستان را نابود میکرد. در این برنامه مدیر کتابفروشی ماهی سیاه، با بیان اینکه شاهنامه فردوسی یکی از برجستهترین آثار ادبیات فارسی است، گفت: یکی از برنامههای ماهی سیاه آشنایی با متون مهم ادب پارسی است و داستانهای حماسی شاهنامه به زبان ساده برای گروه سنی کودک و نوجوان در این کتابفروشی بازخوانی میشود.

دلآرام جباری افزود: به بهانه روز بزرگداشت فردوسی، برنامه شاهنامهخوانی و آشنایی با فردوسی را در بوستان کتاب برگزار کردیم تا پیام فردوسی را بازخوانی کنیم. پیامهایی که در پایان هر داستان درسهایی چون؛ ارزشهای اخلاقی، خرد ورزی، صداقت، وفاداری و عشق به وطن دارد.
وی، تصریح کرد: داستانهای شاهنامه اگر به زبان ساده و جذاب برای این گروه سنی بازخوانی شود، بیتردید در سنین بالاتر، شاهنامه بیشتر مورد توجه آنها قرار میگیرد و شخصا با خوانش اشعار شاهنامه در دیگر متون به جا مانده از ایران باستان، تامل خواهند کرد. چه بسا خود در آینده داستانهایی همچون؛ رستم و سهراب، زال و رودابه، اکوان دیو و هفت خوان رستم را به سبکهای جدیدی مانند پویانمایی برای کودکان آینده بازتولید نمایند.
جباری، با تاکید بر اینکه شاهنامهخوانی علاوه بر اینکه به تقویت زبانی و هویت فرهنگی کمک میکند، افزود: آشنایی با کهن الگوهایی همچون؛ رستم، سیمرغ یا ضحاک هرکدام مفاهیم نبرد خیر و شر و صداقت و وفاداری را در جهان انسانیت به تصویر میکشد.
در کتاب «بُندَهش» از متون کهن ایرانی، نخستین زن و مرد ایرانی از زمین به شکل گیاه ریواس در بهار میرویند و برخلاف عهد عتیق مرد هیچ امتیازی نسبت به زن ندارد
داستان پیدایش انسان نخستین از گیاه «ریواس» در اساطیر ایرانی، توسط یکی دیگر از مهمانان برنامه توضیح داده شد. مهری شیرمحمدی با همراه داشتن ریواس -که در فصل بهار در کوههای البرز و زاگرس رشد میکند- توضیح داد: در کتاب بندهش (از سری متون پهلوی که آن زمان فردوسی به آن دسترسی نداشت) نخست «کیومرث» به عنوان پیش نمونه انسانی و «گاویکتا» به عنوان پیش نمونه حیوانی خلق میشوند.
پس از برافتادن کیومرث بر خاک، گیاه ریواسی رشد میکند که از ساقه آن دو شاخه مشابه و هم اندازه جوانه میزند و این دو شاخه سپس پیکره انسانی یافته و نخستین زن و مرد ایرانی به نام «مشی و مشیانه»، نسل بشر را به وجود میآورند.
این دانش آموخته زبان و ادبیات پارسی افزود: برخلاف کتاب عهد عتیق (تورات) که اول مرد خلق و سپس زن از بخشی از وجود مرد متولد میشود، در متون ایران باستان در خلقت زن و مرد هیچ تفاوتی وجود ندارد و مرد هیچ امتیازی نسبت به زن ندارد و این همانندی، فرهنگ والای ایران را نشان میدهد.
پایان بخش برنامه خوانش افسانه جمشید شاه به قلم شادروان مهرداد بهار بود. در بازنویسی بهار، برخلاف آنچه فردوسی سروده خودبرتربینی «جمشید» را به ورطه نابودی نمیکشاند، در این کتاب –که کانون پرورش فکری کودکان در سال 1346 منتشر کرد- جمشید پادشاهی است که مردمانش را دوست دارد و برای رفاه آنها همواره از خدواند یاری میخواهد.