انجمن داستان رشت به بهانهی بررسی مجموعه داستان «سفر به روشنایی» نوشته مجید دانشآراسته به دیدار این نویسندهی پیش کسوت گیلانی رفت. «مجید دانش آراسته» متولد ۱۳۱۶، نویسنده داستان کوتاه و رمان نویس اهل گیلان است. او اولین مجموعه داستان خود را با عنوان «استخوان های تهی» در سال ۱۳۴۲ منتشر کرد.
دانش آراسته بیش از نیم قرن سابقه داستان نویسی مدرن در ایران دارد. نمایشنامه نویسان و داستان نویسان مطرح رشت یعنی “اکبر رادی ، محمود طیاری و دانش آراسته ” راهی که به آذین با رمان دختر رعیت در سال ۱۳۳۰ شروع کرده بود را ادامه دادند و رشت را به عنوان یکی از قطب های ادبیات اقلیمی در ایران مطرح کردند (هم در ادبیات داستانی و هم در ادبیات نمایشی).
یکی از داستانهای دانش آراسته در مهمترین گلچین داستان کوتاه ایران یعنی کتاب همیان ستارگان به چاپ رسید. این نویسنده 89 ساله درباره زندگی خود گفته است: در کنار مادربزرگ و پدربزرگم که سفالچین بودند، بزرگ شدم.
دانش آراسته این شجاعت را دارد که از دغدغهها و ترسهای نویسندگان بگوید. در داستان «تنها با رویا» و «داستان کتاب» این موضوع کاملا مشخص است. تلاش او برای نویسندگی، دیده شدن، چاپ داستان و خوانده شدن آن تماما با صداقت انجام یافته است
در جاهای زیادی کار کردهام از جمله: دفترخانه، کارخانه گالش سازی، شرکت جاده سازی، پل سازی و بعد به پیشنهاد سیروس طاهباز، مدیر انتشارات کانون پرورش فکری، پشت میزی نشستم و شدم کارمند. برای استخدام، سیروس طاهباز، م.آزاد و محمود دولت آبادی ضامنم شدند. پس از 20 سال بازنشسته شدم. از آن زمان در مجتمع لاله با همسرم که یک پای ادبیات است، زندگی میکنم. و با هم روزها را نیزه میکنیم و به دل سال و ماه میزنیم!
***
گزارش دیدار انجمن داستان رشت با این نویسنده گیلانی را در ادامه بخوانید:
«لاله فقیهی» نویسنده، در این دیدار در مورد آثار وی بیان کرد: قشر کارگر در داستانهای دانشآراسته نقش پررنگی دارند. او آدمهایی چون تقی مارگیر، ابرام بیکس، علی جنسفروش، غلام کریم چاروادار و آقاجان کالمرزی را از کوچه ها و خیابانها وارد داستانهایش کرده است.
دانشآراسته این شجاعت را دارد که از دغدغهها و ترسهای نویسندگان بگوید. در داستان «تنها با رویا» و «داستان کتاب» این موضوع کاملا مشخص است. تلاش او برای نویسندگی، دیده شدن، چاپ داستان و خوانده شدن آن تماما با صداقت انجام یافته است..
«لاله فقیهی» نویسنده: قشر کارگر در داستانهای دانشآراسته نقش پررنگی دارند. او آدمهایی چون تقی مارگیر، ابرام بیکس، علی جنسفروش، غلام کریم چاروادار و آقاجان کالمرزی را از کوچه ها و خیابانها وارد داستانهایش کرده است
در داستان «تصویری از او» که به زیبایی یک فرم دایرهای عاطفی برای ما ایجاد میکند، اول با رابطهی شیرین راوی و فرزندش روبرو میشویم. سپس در یادآوری گذشته، زندگی کارگری و عشق بین او و سامیا، زنی که با ساختارشکنی، باردار است و… در انتها با اشارهای به اول داستان بر میگردیم و با ماهیت تراژیک این رابطه برخورد میکنیم و میفهمیم که بچهی اول داستان بچهی سامی است که راوی به فرزندی قبول کرده است .
«ساسان رضاییراد» شاعر و نویسنده نیز از آشناییاش با اولین داستان کوتاه چاپ شده نویسنده در سال 42 گفت و اینکه، آن زمان نوجوانی چهارده ساله بوده و دوستی با او را همیشه غنیمت دانسته است. وی شخصیتهای داستانی نویسنده را در سه تیپ کارگران، لمپنها و حاشیهنشینان طبقه بندی کرد.
سپس «شهین باباعلیان» داستان کوتاه «ساریه» را خواند و لاله فقیهی چند جملهای دربارهی این داستان خاص اشاره کرد. دانشآراسته فروتن و مهربان، با هوش و حافظهای بینظیر، به صحبتها گوش میداد و تایید میکرد.
«نرگس مقدسیان» دیگر نویسنده گیلانی، مطلبی را که سال 98 در «شناختنامه مجید دانشآراسته» نوشته بود، برای حاضران باز خوانی کرد: “دانشآراسته به محتوای داستانهای خود به موازات فرم بها میدهد که اغلب برشی از زندگی و دارای حادثه و ماجرایند. آنجا که از ماجرا خبری نیست بر ریزهکاریها و حالات روحی شخصیتها تاکید میشود.
کشمکش ذهنی، عنصر غالب بسیاری از داستانهای اوست. گاهی با رگههایی از طنز آمیختهاند، ویژگیهای مینیمالیستی دارند و ویژگیهای امپرسیونیستی را نیز در آثارش میتوان یافت. عنصر اصلی بسیاری از داستانهای او بازتاباندن احساسات درونی به شکل تکگویی و روایت داستان از منظر یکی از شخصیتها است که ویژگی کاملا فردی و ذهنگرا، به داستان میبخشد”.
در این دیدار مجید دانشآراسته از رویا سیدرئیسی نویسنده و ناشر، خواست که داستان « آذر» را برای حاضران بخواند. داستانی که نویسنده به او، بعنوان ناشر برخی از آثارش، تقدیم کرده است.. ” از من قول گرفته بود او را به قهوهخانه ببرم. میخواست پاتوق مرا ببیند. پشت گوش میانداختم و میگفتم باشد یک وقت دیگر. زمستان بود. اگر با او میرفتم آزادی آدمهای قهوهخانه را میگرفتم…”
«رویا سیدرئیسی» از آشنایی خودش با دانشآراسته در یک روز برفی در آیین خاکسپاری« احمد عاشورپور» خوانندهی سرشناس آوازهای محلی گیلان روایت کرد. همچنین در بخشی از جلسه از منظر «میرداوود فخری نژاد» در کتاب «شناختنامه مجید دانشآراسته» روایت شد: این که شخصیتهای داستانی نویسنده به سه دسته قابل تقسیماند: الف) هفت خط و «حمام خوس»، ب) مظلوم و « کارتون خوس»، پ) کارآمد و فرهیخته.
در ادامه، «مریم اسحاقی» شاعر و نویسنده در بارهی داستانهای دانشآراسته گفت: قهوهخانه نه صرفا یک مکان، بلکه کانون روایی است و شخصیتها در آن شکل میگیرند که از منظر روایتشناسی چند ویژگی برجسته در آن دیده میشود. الف) قهوهخانه به مثابه یک کانون چند صدایی و پلی فونیک. در این فضا با یک روایت کلاسیک روبرو نیستیم و نوعی چندصدایی در آن است. پیرمردی خاطره تعریف میکند. مردی آن را قطع میکند. راوی دانای کل میان حرفها حرکت میکند. این ساختار به نظریهی باختین دربارهی چند آوایی نزدیک است.
«نرگس مقدسیان» نویسنده گیلانی: دانش آراسته به محتوای داستانهای خود به موازات فرم بها میدهد که اغلب برشی از زندگی و دارای حادثه و ماجرایند. آنجا که از ماجرا خبری نیست بر ریزهکاریها و حالات روحی شخصیتها تاکید میشود
یعنی روایت، محصول برخورد صداها و حافظهی جمعی است. ب) رفت و آمد میان گذشته و حال. پ) قهوهخانه به مثابهی صحنهی نمایش جمعی. این فضا امکان روایت در دل روایت را فراهم میکند. در بستر ادبیات بومی گیلان، دانشآراسته از نویسندگانیست که این فضا را به شکلی منسجم و هویتمند وارد روایت داستان مدرن کرده است.
مجید دانش آراسته در پایان از حضور اعضای انجمن داستان رشت تشکر و قدردانی کرد و نوشتن را در الویت و صدر هر کاری دانست. چندانکه در بخشی از سخنانش گفت: «من با جوانیام زندگی میکنم و چنان در رویاهای گذشته غرق میشوم که دنیای اطرافم را فراموش میکنم. این گونه در درونم جوان میمانم و از مرگ فاصله میگیرم.» این جلسهی سه ساعته، «سفر به روشناییِ» وجودِ مجید دانشآراسته، نویسندهی نام آشنای ایران و گیلان زمین بود!