در حالی که تامین کالاهای اساسی و مدیریت زنجیره انرژی همواره یکی از اولویتهای راهبردی در سیاستهای کلان اقتصادی ایران بوده است، نگاهها بهطور سنتی معطوف به بنادر جنوبی و آبهای خلیجفارس است. با این حال، کارشناسان اقتصادی معتقدند «دریای خزر» فراتر از یک پهنه آبی میتواند به عنوان یک شاهراه لجستیکی، فرآیند تامین نیازهای حیاتی کشور را با سرعتی بالاتر و هزینهای کمتر به سرانجام برساند. هادی حقشناس، کارشناس برجسته اقتصادی، با تاکید بر فرصتهای بینظیر این منطقه، معتقد است که زیرساختهای ایجاد شده در سالهای پس از انقلاب، اکنون بستر مناسبی را برای تحول در ترانزیت کالا و امنیت انرژی فراهم کرده است.
۱) یکی از بزرگترین چالشهای لجستیکی در تجارت بینالملل، زمانبر بودن حملونقل دریایی است. برای مثال، ترددهای تجاری از آسیای جنوب شرقی و چین به مقصد بنادر جنوبی ایران گاهی بین دو تا سه هفته به طول میانجامد. این در حالی است که بنادر حاشیه دریای خزر، فاصله استراتژیک بسیار کمتری با بنادر مقابل (کشورهای همسایه شمالی) دارند. به گفته هادی حقشناس، این فاصله بهطور میانگین حداکثر به سه روز میرسد که یک مزیت رقابتی فوقالعاده برای تسریع در چرخه واردات کالا محسوب میشود. ظرفیتهای زیرساختی نیز در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشتهاند. بنادر امیرآباد و انزلی به شبکه ریلی کشور متصل هستند و از سوی دیگر، اتصال ریلی آذربایجان به آستارا و همچنین خط ریلی اینچهبرون که ترکمنستان را به استان گلستان پیوند میدهد، شبکه حملونقل چندوجهی قدرتمندی را ایجاد کرده است. این زیرساختها اجازه میدهد تا بنادر شمالی بتوانند ظرفیتهای قابل توجهی را برای پهلوگیری و تخلیه کشتیهای حامل کالاهای اساسی فراهم کنند. اما پرسشی که در این میان مطرح است، این است که آیا ظرفیت ۳۰ میلیون تنی واردات کالا از جنوب در شمال نیز قابل تحقق است؟ نیاز سالانه ایران به کالاهای اساسی رقمی در حدود ۳۰ میلیون تن برآورد میشود. پرسش اصلی اینجاست که آیا بنادر شمالی توان پوشش این حجم از واردات را دارند؟ پاسخ به این سوال در گروی همافزایی بنادر شمالی با شبکه گسترده ریل و جاده است. با توجه به اتصالات ریلی مذکور، این شبکه میتواند بخش مهمی از این ۳۰ میلیون تن را پوشش دهد. البته باید توجه داشت که این ظرفیت در کنار سایر مبادی ورودی کشور مانند مرزهای ترکیه و پاکستان میتواند یک سبد متنوع و منعطف برای تامین نیازهای کشور ایجاد کند و ریسکهای لجستیکی را به حداقل برساند.
۲) در کنار مقوله کالاهای اساسی، حوزه انرژی نیز یکی از محورهای مهم مورد بحث در دریای خزر است. این منطقه از نظر منابع هیدروکربوری (نفت و گاز) غنی است، اما بهرهبرداری از آن با چالشهای فنی و اقتصادی خاصی روبهرو است. حقشناس در این باره میگوید: «در شمال کشور، چاههای نفت در اعماق بسیار زیادی از بستر دریا قرار دارند؛ گاهی تا چند هزار متر.» همین عمق زیاد باعث میشود که استخراج نفت در این منطقه در مقایسه با میادین جنوبی کشور، در کوتاهمدت توجیه اقتصادی بالایی نداشته باشد. با این حال، استراتژی هوشمندانه تنها متکی بر استخراج مستقیم نیست. تجربه موفق «سوآپ» (معاوضه) نفت خام قزاقستان در بندر نکا، الگوی موفقی است که نشان میدهد ایران میتواند با بهرهگیری از زیرساختهای موجود، بخشی از نیازهای انرژی خود را از طریق مبادلات منطقهای تامین کند. در واقع، دریای خزر میتواند فراتر از مخزن ذخیره نفت، به کانون تبادلات انرژی منطقه تبدیل شود که با توجه به ارزانتر بودن قیمت انرژی در این حوزه نسبت به جنوب، توجیه اقتصادی قابل قبولی برای کشور ایجاد میکند.
۳) برای تحقق این ظرفیتها، آنچه بیش از پیش ضرورت دارد، تغییر نگاه از «تمرکز بر جنوب» به «استفاده بهینه از شمال» است. سرمایهگذاریهای زیرساختی انجام شده در سالهای اخیر در بنادر امیرآباد، انزلی و خطوط ریلی متصل به آنها، تنها نیمی از راه است.
نیمه دیگر مسیر، همت سیاستگذاران برای فعالسازی کامل ظرفیت ترانزیتی و دیپلماسی انرژی در دریای خزر است. اگر بتوانیم با بهرهگیری از این مزیت جغرافیایی، زمان رسیدن کالاهای اساسی را از هفتهها به روزها کاهش بدهیم و شبکه سوآپ انرژی را تقویت کنیم، دریای خزر نه تنها یک دریای صلح و دوستی، بلکه به یکی از ارکان امنیت اقتصادی ایران در دهههای آینده تبدیل خواهد شد. این فرصت طلایی، پاسخی به ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و ارتقای تابآوری اقتصادی کشور در برابر تکانههای بینالمللی است.
روزنامه تعادل شماره ۳۳۲۴
شنبه ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
https://www.taadolnewspaper.ir/fa/news/388314/%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%8